#سبک_روضه / *بخش اول صوت*
#روضه_امام_رضا (ع)
ویژه #شهادت_امام_رضا (ع)
مداحیهای کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آهسته میآمد ولی بی بال و پر بود
یک دست بر پهلو و دستی بر جگر بود
زیر سر مهمانی اجباریاش بود
وقتی که میآمد عبایش روی سر بود
از بس میان کوچهها افتاد بر خاک
روی لباسش ردپای هر گذر بود
با آه میافتاد و بر میخواست اما
آهش زمان راه رفتن بیشتر بود
وقتی عصای پیری آدم نباشد
باید به زیر منت دیوار و در بود
آری شبیه قصهی آن کوچهی تنگ
فرسنگها انگار خانه دورتر بود
بال و پرش زخمی شد از بس دست و پا زد
هر جای حجره رد و پاهای جگر بود
سختی کشید اما چقدر آرام جان داد
آخر سرش بر رو پاهای پسر بود
باید که اهل کشف باشی بین روضه
باید میان روضهها اهل نظر بود
وای از حسین از آن دمی که چشم وا کرد
پا روی زخم سینهاش پر دردسر بود
وای از دمی که رفت بالا خنجر کُند
وای از کسی که شاهدش با چشم تر بود
*شاعر : #موسی_علیمرادی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#گلچین_دعای_توسل
#روضه_امام_رضا
( علیه السلام )
#روضه_حضرت_معصومه
( سلام الله علیها )
#استاد_حیدرزاده
يا اَبَا الْحَسَنِ يا عَلِىَّ بْنَ مُوسى ... دلت رو بفرست مشهد ، توو حرم امام رضا ، به یاد ایامی که خواهرشون حضرت معصومه( سلام الله علیها ) مهمان قمی ها بودند ، ... این همه راه از مدینه حرکت کرد ، برود خراسان امام رضا رو ببینه ، اما بیمار شد ، قم توو بستر بیماری بود ، ... یکی دوجمله عرض کنیم به آقا امام رضا :
آقا سلام
خواهرتان روبهراه نیست
دور از تو ،کار هر شب او
غیر آه نیست
میخواست تا به طوس بیاید
ولی نشد
وَر نه رفیق بیکسیات
نیمه راه نیست
( آقاجان آقاجان ...« میخوام دوجمله بگم ، ببینم چه جور ادب میکنی ها ... » آقا جان یا امام رضا ... )
وقتی به قم رسید
خرابهنشین نشد
( بَه بَه ، اهل روضه ای ، خوب گرفتی ها ...قمی ها وقتی فهمیدند حضرت معصومه داره میاد ، رفتند به استقبال بی بی ، گلو شیرینی بردند ، گفتند خواهر امام رضا داره میاد ، با سلام و صلوات بی بی رو وارد قم کردند ، بهترین محله قم ، بی بی رو جا دادند ... )
وقتی به قم رسید
خرابهنشین نشد
آسوده باش
خواهرِ تو بیپناه نیست
#آقا_جان
یک مرد هم نیامده
نزدیکِ محمِلش
شب را به آفتاب
که اِذنِ نگاه نیست
اِذنم بده
بهطعنه بگویم به شامیان
در قم مُحب فاطمه بودن
گناه نیست ...
( یا امام رضا ... آقاجان ، آقاجان ... دلم نمیاد این یه بیت رو نگم ... )
زینب کجا و
مَحملِ بیسایبان کجا
( اما بی بی حضرت زینب رو توو شهر شام سنگ زدند ، عوضِ نُقل و گُل ، آتش رو سرشون میریختند ... )
بال و پر رقیه کجا
ریسمان کجا ... ؟
حسییین ... داری با امام رضا حرف میزنی ، ... آقاجان خواهرت وقتی قم بود ، بیمار بود ، قمی ها مثل پروانه دورِ بسترش میگشتند ، زنهای قمی نگذاشتند بی بی تنها باشه ، نگذاشتند احساس غربت کنه ... )
آقا اجازه ؟
فاطمه تو ، زمین نخورد
اینجا کسی به ساحت او
پشتِ پا نزد ...
#شاعر_مجید_تال
حالا با همین دلِ عاشقت امام رضا رو صدا بزن :
يا اَبَا الْحَسَنِ يا عَلِىَّ بْنَ مُوسى اَيُّهَا الرِّضا يَا بْنَ رَسُولِ اللّهِ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ يا سَيِّدَنا وَمَوْلينا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَقَدَّمْناكَ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا يا وَجيهاً عِنْدَاللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَاللّه ...
#مسجد_مقدس_جمکران
18/8/1400
@navaye_asheghaan
4. امام رضا ع.mp3
زمان:
حجم:
6.82M
#گلچین_دعای_توسل
#روضه_امام_رضا
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
يا اَبَا الْحَسَنِ
يا عَلِىَّ بْنَ مُوسى
#مسجد_مقدس_جمکران
18/8/1400
@navaye_asheghaan
زمان:
حجم:
3.43M
#حاج_مرتضی_طاهری 🎤
#شعر_خوانی #شهدای_خدمت
آسمان آغوش خود را باز کرد
راه و رسم عاشقی آغاز کرد
#روضه_امام_رضا
#روضه_امام_حسین #قتلگاه
@babolharam_netروضه خانگی - امام رضا(ع) - 1666.mp3
زمان:
حجم:
14.11M
|⇦•کوثر اشک من...
#روضه_امام_رضا علیه السلام ویژهٔ ایام زیارت مخصوص اجرا شده به نفسِ حاج مهدی سماواتی
@navaye_asheghaan
.
|⇦•وابسته ام به نان و نوایت...
#روضه شهادت امام رضا علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج مهدی #سلحشور
●━━━━━━───────
"لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصیرُ"
وابسته ام به نان و نوایت هنوز هم
میمیرم عاشقانه برایت هنوز هم
سلطان تویی و شاعر درباریت منم
هستم در آرزوی عبایت هنوز هم
دعبل که نیستم ولی افتاده ام ببین
از عجز و التماس به پایت هنوز هم
بر گوشِ آهوانک به صیاد مبتلا
میپیچد انعکاس صدایت هنوز هم
هفت آسمان مجاور بابُ الجواد تو
خورشید محو آینه هایت هنوز هم
نقاره خانه، پنجره فولاد، خادمان
شاهانه است صحن و سرایت هنوز هم
شکر خدا که میشود از عشق منقلب
در صحن انقلاب گدایت هنوز هم
محتاجم و کنارِ ضریحت نشسته ام
در انتظار خیر دعایت هنوز هم
با سردی و گلایه و با دلخوری که نه
با رأفت است لطف و عطایت هنوز هم
از راه دور عرض سلام و دو قطره اشک
پر میکشد دلم به هوایت هنوز هم
از تبِ زهر نفسگیر، تنت می لرزد
همچنان مار گزیده بدنت می لرزد
*وقتی حضرت رفت و با اون هیبت برگشت.به اباصلت گفت: اباصلت! اگه دیدی عبا رو سرم هست بدون کارِ من تمامه..میگه دیدم آقام داره میاد عبا به سر کشیده. حال آقام خرابه.. قربون حالت برم آقا.. میگه سفره ای پهن کرد غلامها همه سر سفره نشستن حضرت دید هیچکدوم لب به غذا نمیزنن ،فرمود: چرا اینها غذا نمیخورن؟ عرضه داشت آقا جان میدونن حال شما خرابه گفتن لب به غذا نمیزنیم.حضرت با اون حالش برای اینکه غلامان غذا بخورن لقمه درست کرد تو دهانش گذاشت
اما لقمه پایین نرفته دیدن حضرت با پشت افتاد زمین مثل مار گزیده داره به خودش میپیچه..*
چه کنم ناله ز دل وقت تردد نکشی
چه کنم تا که عبا را به سر خود نکشی
رنگ در چهره نداری و رخت زرد شده
مهربان! دست رئوفت چقدر سرد شده
شمس نورانی افلاک زمین افتادی
باز هم پا شدی از خاک زمین افتادی
آقا جان!
بر زمین پیکر خود را مکش اینقدر بس است
تا به حجره پر خود را مکش اینقدر بس است
به در حجره رسیدی به غمت چیره شدی
یاد مادر، به در حُجرهٔ خود خیره شدی
*گفت: اباصلت فرشهای حجره را جمع کن بذار رو خاکها جون بدم.*
خاطرت باز سوی کرب و بلا جمع شده
فرشهای کف این حجره چرا جمع شده
یاد کربلا بودی اما...
خواهرت نیست کنارت به عیادت برسد
اندکی صبر کن آقا جوادت برسد
بین این حجره کسی سنگ به سویت نزند
پنجهٔ شمر لعین شانه به مویت نزند
حرمله نیست، سنان نیست، خیالت راحت
خواهرت دل نگران نیست، خیالت راحت
اگه اون لحظه میدید سرت رو دامن جوادت داری پا رو زمین میکشی...اما زینب نگاه کرد سر علی اکبر رو زانوی حسینه دید یه عده دارن کف میزنن..یه عده دارن هلهله میکنن.. میدونی چرا زینب بهم ریخت؟ از تحیُّر حسین...هرجای بدن که نگاه میکرد.. یه وقت صدا زد ..جوانان بنی هاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید...
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#شهادت_امام_رضا
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
#ویژه_ایام_صفر
#زیارت_مخصوص
#حاج_مهدی_سلحشور
#روضه_امام_رضا
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
1. تو آمدی.mp3
زمان:
حجم:
7.22M
#آخر_ماه_صفر
#روضه_امام_رضا
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
تو آمدی و
بود عبا بر سرت آقا
#حرم_حضرت_معصومه
( سلام الله علیها )
1401
@navaye_asheghaan
#آخر_ماه_صفر
#روضه_امام_رضا
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
تو آمدی و
بود عبا بر سرت آقا
خون بود
سفیدیِ دو چشم ترت آقا
وقتی به روی خاک نشستی
به گمانم
شد زنده تو را
خاطره ی مادرت آقا
این کیست
عمامه به سرش نیست ؟
جواد است
از راه دراز آمده
تاج سرت آقا
( تا اومد میان حجره ، دید باباش امام رضا داره به خودش می پیچه ، خیلی سخته ، یه کودک 9 ساله ، ببینه بابای غریبش ، داره به خودش می پیچه ... )
جواد 9ساله به سر میزند
بوسه به لبهای پدر میزند
صد شکر ، سرِ تو
به روی زانوی او بود
وقتی که کشیدی
نفَسِ آخرت آقا
( بابا دلش میخواد دَمِ آخرش ، بچه هاش باشن کنارش ، بابا دلش میخواد لحظه ی آخر ، سرش روی زانوی پسرش باشه ... )
تشییع شدی ، لیک
نه در زیر سُم اسب
( جانم جانم ، تا نام ابی عبدالله میآد ، عاشقانه ناله میزنی ، شاید ناله ت برای اینه ، میگی ماه صفر هم تموم شد ، امشب دیگه میریم ، پیراهن عزارو در میآریم ، پیراهن عزارو روی چشمت میگذاری ، ... این پیراهن مقدسه ، خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی را ، یکی از وصایاش این بود ، اون پیراهن مشکی که توو عزای جدّم می پوشیدم ، تووکفنم بگذارید ، فردای قیامت به مادرم فاطمه نشون بدهم ، ... یااباعبدالله ... )
تشییع شدی ، لیک
نه در زیر سُم اسب
گل بود که می ریخت
روی پیکرت آقا ...
#شاعر_سعید_توفیقی
( امروز بدن امام رضارو گلباران کردند ، وقتی میخواستند بدن را بردارند ، [یا حضرت معصومه ] ، گلهارا عقب زدند ، بدن امام رضارو از زیر گل بیرون آوردند ...)
#آقا_جان
کِی با لب تشته
سرت از پشت بریدند؟
#شاعر_سعید_توفیقی
( میخوام ببینم با این یک بیت چه میکنی ؟ چون خودِ امام رضا روضه خوان ابی عبدالله ست ، خودش فرمود : « یَا ابْنَ شَبِیب » جدّ مارو کربلا ذبح کردن ... می دونید ذبح یعنی چی ؟ ذبح یعنی کسی که هنوز نفَس میکِشه ، یعنی کسی که هنوز لباش به هم میخوره ، سر از بدنش جدا کنند ... یا امام رضا ، جدّ غریبتون ،لباش به هم میخورد ، زیر لب با خدا راز و نیاز میکرد ...
این واژه ی « ذبح » چند جا کربلا به کار برده شده ، یه جا برای ابی عبدالله ست ، یه جای دیگه اش را میگم ، یه جای دیگه برای یه طفل شیرخواره به کار بُرده شده ، ... های جانم ... بابُ الحوائجه ، اونایی که مریض دارند ، اونایی که گرفتارند ... لبای کوچولوی علی اصغر به هم میخورد : « فَذُبِحَ الطِّفلْ مِنَ الْاُذُنِ اِلیَ الْاُذُن » یعنی گوش تا گوش علی درید ؟ با تیر ... لَا اِلَهَ اِلاَّ الله ... اما ذبح باباش فرق میکرد ، ... از حضرت زهرا عذرخواهی میکنم : « أَلسَّلامُ عَلَى الْمَذْبوحِ مِنَ الْقَفا » ... حالا اگه جیگرت سوخت بگو یا حسین ... نه نه ، مگه میتونی بشنوی اربابت رو از قفا سر بُریدند ، آرام باشی ؟ به قصد فرج بگو یا حسین ...
#حرم_حضرت_معصومه
( سلام الله علیها )
1401
@navaye_asheghaan
#آخر_ماه_صفر
#روضه_امام_رضا
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
تو آمدی و
بود عبا بر سرت آقا
خون بود
سفیدیِ دو چشم ترت آقا
وقتی به روی خاک نشستی
به گمانم
شد زنده تو را
خاطره ی مادرت آقا
این کیست
عمامه به سرش نیست ؟
جواد است
از راه دراز آمده
تاج سرت آقا
( تا اومد میان حجره ، دید باباش امام رضا داره به خودش می پیچه ، خیلی سخته ، یه کودک 9 ساله ، ببینه بابای غریبش ، داره به خودش می پیچه ... )
جواد 9ساله به سر میزند
بوسه به لبهای پدر میزند
صد شکر ، سرِ تو
به روی زانوی او بود
وقتی که کشیدی
نفَسِ آخرت آقا
( بابا دلش میخواد دَمِ آخرش ، بچه هاش باشن کنارش ، بابا دلش میخواد لحظه ی آخر ، سرش روی زانوی پسرش باشه ... )
تشییع شدی ، لیک
نه در زیر سُم اسب
( جانم جانم ، تا نام ابی عبدالله میآد ، عاشقانه ناله میزنی ، شاید ناله ت برای اینه ، میگی ماه صفر هم تموم شد ، امشب دیگه میریم ، پیراهن عزارو در میآریم ، پیراهن عزارو روی چشمت میگذاری ، ... این پیراهن مقدسه ، خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی را ، یکی از وصایاش این بود ، اون پیراهن مشکی که توو عزای جدّم می پوشیدم ، تووکفنم بگذارید ، فردای قیامت به مادرم فاطمه نشون بدهم ، ... یااباعبدالله ... )
تشییع شدی ، لیک
نه در زیر سُم اسب
گل بود که می ریخت
روی پیکرت آقا ...
#شاعر_سعید_توفیقی
( امروز بدن امام رضارو گلباران کردند ، وقتی میخواستند بدن را بردارند ، [یا حضرت معصومه ] ، گلهارا عقب زدند ، بدن امام رضارو از زیر گل بیرون آوردند ...)
#آقا_جان
کِی با لب تشته
سرت از پشت بریدند؟
#شاعر_سعید_توفیقی
( میخوام ببینم با این یک بیت چه میکنی ؟ چون خودِ امام رضا روضه خوان ابی عبدالله ست ، خودش فرمود : « یَا ابْنَ شَبِیب » جدّ مارو کربلا ذبح کردن ... می دونید ذبح یعنی چی ؟ ذبح یعنی کسی که هنوز نفَس میکِشه ، یعنی کسی که هنوز لباش به هم میخوره ، سر از بدنش جدا کنند ... یا امام رضا ، جدّ غریبتون ،لباش به هم میخورد ، زیر لب با خدا راز و نیاز میکرد ...
این واژه ی « ذبح » چند جا کربلا به کار برده شده ، یه جا برای ابی عبدالله ست ، یه جای دیگه اش را میگم ، یه جای دیگه برای یه طفل شیرخواره به کار بُرده شده ، ... های جانم ... بابُ الحوائجه ، اونایی که مریض دارند ، اونایی که گرفتارند ... لبای کوچولوی علی اصغر به هم میخورد : « فَذُبِحَ الطِّفلْ مِنَ الْاُذُنِ اِلیَ الْاُذُن » یعنی گوش تا گوش علی درید ؟ با تیر ... لَا اِلَهَ اِلاَّ الله ... اما ذبح باباش فرق میکرد ، ... از حضرت زهرا عذرخواهی میکنم : « أَلسَّلامُ عَلَى الْمَذْبوحِ مِنَ الْقَفا » ... حالا اگه جیگرت سوخت بگو یا حسین ... نه نه ، مگه میتونی بشنوی اربابت رو از قفا سر بُریدند ، آرام باشی ؟ به قصد فرج بگو یا حسین ...
#حرم_حضرت_معصومه
( سلام الله علیها )
1401
.
|⇦•ای در حرمت ناشدنی ها...
#روضه_امام_رضا اجرا شده به نفسِ کربلایی ابوالفضل قمی
●━━━━━━───────
ای در حرمت ناشدنی ها شدنی ها
از عشق تو هستیم اویس قرنی ها
آقاجان، مولاجان..!
مدیون تو این روضه و این سینه زنی ها
ای صحن تو رویای بقیع حسنی ها
در صحن تو هر کس به لب داشت حسن جان
حس کرد که در قلب بهشت است بقرآن
ای صاحب بی چون و چرای وطن ما
ای جان جهان خسرو شیرین دهن ما
مدیون کرم خانه ی تو مرد و زن ما
کارِ که بجز توست حسینی شدن ما
لطف نظر توست فقط، قبله ی عالم
این قصه ی وابستگی ما به محرم
همچین که کاروان علی بن موسی الرضا رسید به نیشابور شیعیان سراسیمه آمدن همه آمدن به استقبال حضرت هلهله کنان کف زنان ،شادی کنان آخ اومدن دور مولا رو گرفتن،یابن رسول الله ی سخنی،یه حدیثی،یه یادگاری اینجا از خودتون بجا بگذارید ،حضرت نیت کرد خطبه ای برا مردم بخونه..یه نفرصدا زد.. همه آرام باشین عزیز فاطمه میخواد صحبت کنه. نه هلهله ای نه سر و صدایی..همه آرام ،مولا سر از کجاوه بیرون آوردن ،اون حدیث معروف سلسله الذهب ،شروع کردن برا مردم گفتن همه گوش سپردن.. اینجا یه پسر فاطمه میخواست حرف بزنه ،یه پسرفاطمه ام، کربلا قنداقه ی علی رو رو دست گرفت هی صدا میزدن هلهله کنید
مبادا صدای حسین ب این لشگر برسه..
چه کردن ؟ یه وقت دیدن علی عبدالله احساس کرد محاسن مبارک گرم شده آرام آرام دست برد بندهای قنداقه رو بازکرد صدا زد علی جان...!*
از داغ خود شرر به دل ماسوا زدی
از بس،به روی دست پدر دست و پا زدی
«حسیـــــــن...»
لالاکن اصغرم آروم بگیرم
لالاکن خسته ای عمه میدونه
لالا.لالا، بخواب آروم به روی دست بابا
*یه قدم برگردیم عقب شب عاشورا از هرخیمه ای صدا تکبیر میومد اما یه خیمه هست همه دارن لالایی میخونن هی قنداقه رو دست به دست میکنن واویلا..*
لالا،لالا عمو رفته براتو آب بیاره
لالا،لالا آخه قول عمو ردخور نداره
«لالا،لالا،لای لای علی لای لای»
رو زدم آب بگیرم پسرم را کشتن
*همه ی روضه ی این شش ماهه یه طرف
اون موقعی که این بچه رو زیر عبا پنهان کرد.دیدن هی یکی دو قدم میره و برمیگرده
خدا به اضطرار ابی عبدالله، امام معصوم مضطر شد. اینجا بود که خود خدا اومد وسط..برا علی اکبر نیومدها برا علی اکبری که نگاه کرد دید همه دارن کف میزنن
*صدا زد "دَعه یاحسیـــــن" نگران نباش ما تو بهشت براش دایه گذاشتیم شیرش بده
اینجا به حسین دلداری دادن آخ امان از دل رباب...*
رباب است و خروش و خسته حالی
به دامن اشک و جای طفل خالی
اگر گهواره را پس داده بودن
دلش خوش بود با آن طفل خیالی
بس کن رباب حرمله بیدار میشود
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_رضا_علیه_السلام
#کربلایی_ابوالفضل_قمی
#زیارت_مخصوصه
#آخر_صفر
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜.👇
Haj Meysam Motieeshab30safar1402[01].mp3
زمان:
حجم:
30.89M
💔 دارالشفاء (#روضه_امام_رضا)
🎙 بانوای: حاج میثم مطیعی
🏴 #شهادت_امام_رضا (ع)
باد اگر بویی ز یار آشنا می آورد
از خراسان علی موسی الرضا می آورد
هم کریم و هم رئوف و هم سخی در حیرتم
این همه حسین و ملاحت از کجا می آورد
چیست در انفاس کویش که هر جا می وزد
نفحه ای از خلق و خوی مصطفی می آورد
یا رضا اذن دخول ماست نام مادرت
بهر ما از چادرش شال عزا می آورد
من مریضم از گنه خوبان جوابم کرده اند
لطف تو ما را به این دارالشفا می آورد
حجره دربسته تو مقتل ما شیعه هاست
تا سخن از روضه زهر جفا می آورد
زودتر از زهر اندوه جوادت می کشد
دوریش دارد سرت خیلی بلا می آورد
شاعر: #عباس_احمدی✍
.
@navaye_asheghaan
Mohjat.NetSh 30 Safar 1401 Taheri [Mohjat_Net] (2).mp3
زمان:
حجم:
1.97M
#روضه_امام_رضا
#حاج_محمدرضا_طاهری
#وداع_با_محرم_و_صفر
یه فکری واسه ی بدی حالم کن
ساعات آخره بیا حلالم کن
رفیق شدم با این گریه ها روز به روز
شرمندتم آقا که زنده ام هنوز
حال دلم آقا فقط با روضته
که رو به راه میشه
اگه جدا شم از سیاهیا بازم
دلم سیاه میشه
تو که یه عمر سایت روی سرم بود
اگه که امسال سال آخرم بود
من توی قبر میگم حسین آقامه
تو هم بیا بگو که نوکرم بود
حسین آه آه آه
****
عبای خاکیشو کشیده رو سرش
هی میخوره زمین به یاد مادرش
دست و پا میزنه میسوزه پیکرش
بازم خداروشکر ندیده خواهرش
ندیده خواهرش که داره خون میاد
از گوشه ی لباش
ندیده خواهرش که از عطش دیگه
در نمیاد صداش
فدای خواهری که توی گودال
برادرش رو زیر دست و پا دید
عقیقشو تو دست ساربون و
سرش رو دست شمرِ بی حیا دید
حسین آه آه آه
#روضه #شهادت_امام_رضا
#وداع_با_محرم_صفر
#امام_رضا
#آخر_صفر 1403
.
@navaye_asheghaan