eitaa logo
༅࿇༅🇮🇷نوای ذاکرین🇮🇷 ༅࿇༅
16.5هزار دنبال‌کننده
37 عکس
38 ویدیو
175 فایل
گلچین تخصصی و بروز اشعارونواهای مذهبی روضه،غزل مرثیه،نوحه وگریز،دودمه،ختم خوانی باحضورمداحان وشعرای آئینی👌آرامش راه اندازی کانال درتلگرام سال ۱۳۹۴ خادم و بانی و مداح چه فرقی دارد من فقط حاجتم این است که نوکرباشم Eitaa.com/navayehzakerin2 @Aaramesh42
مشاهده در ایتا
دانلود
به تعلیم بشر مولای مکتب هرزمان برخاست به تأییدش خدا فرمود: برپا! پس جهان برخاست شگفت‌انگیز توحید مفضل شعله‌ور می‌شد که وقت خواندنش دود از سر افلاکیان برخاست میان شیعیان با او، حکومت فتنه می‌انداخت تقیه نشر پیدا کرد و فتنه از میان برخاست و مفتاح الحقیقه قفل‌های بسته را وا کرد و مصباح الشریعه نور شد تا آسمان برخاست چنان مور و ملخ عرفان کاذب رخنه در دین کرد که صادق با لوای حق به جنگ غالیان برخاست کسی که کربلا را در قیام علم او آموخت در این مکتب همیشه سربلند از امتحان برخاست زُراره، حِمْیَری، جابر، امینی، مجلسی، طوسی تبار دوستان در اصل از این دودمان برخاست غبار قبر حیدر را نخستین بار او بوسید پس از آن بوسه، در شهر نجف آن آستان برخاست چو هارون در تنور امتحانش می‌توان افتاد ولی از سُفره‌ی مِهرش چگونه می‌توان برخاست :: پسر یک‌بارِ دیگر ارث غربت برد از مادر دوباره در مدینه آتشی از آشیان برخاست میان کوچه می‌افتاد و هی می‌گفت وا اُمّاه! بمیرم من که از جانش نوای الامان برخاست دل اولاد او خون شد که او در کاخ حمرا رفت همینجا بود که آه از نهاد روضه‌خوان برخاست گمانم روضه‌ی شیخ الائمه این سخن باشد کجا در مجلس منصور، چوب خیزران برخاست؟! امان از مجلس شام و امان از خاطرات تلخ که طفلی بر زمین افتاد هرجا ساربان برخاست :: رقیه گوشه‌ای زانو بغل کرد و به خود می‌گفت چرا بابا سرت آمد، ولیکن بوی نان برخاست ✍ ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ =صَــــدَقِہ جاریِہ ↙️↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 Eitaa.com/navayehzakerin2 ⬇️ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42خادم کانال ╚═══💫💎═╝
کتاب بود و به روی جهانیان وا بود جواب هرچه نمی‌دانمِ جدل‌ها بود به روی فرش امامت معلمی می‌کرد و تخت سُستِ خلافت اسیر دعوا بود به نام آل محمد، غریبه وارث شد کسی ندید مگر آل او همین‌جا بود؟ دوباره قصۀ خاری به چشم و بغض گلو هنوز پاسخ نهج‌البلاغه حاشا بود.. چقدر نامۀ کوفی از این و آن که بیا نمک به زخم عمیقی که همچنان وا بود هنور خاطرۀ کربلا جگرسوز و... مرام عهد شکستن هنوز برپا بود به چشم اگرچه که دورش شلوغ بود اما به جز تنور که می‌داند او چه تنها بود؟.. عجیب نیست بر آن خانه آتش افکندند که این مدینه‌نشین از تبار زهرا بود بگو به آن‌که به زعمش دهان حق را بست کتاب جعفری شیعه همچنان باز است ✍ ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ =صَــــدَقِہ جاریِہ ↙️↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 Eitaa.com/navayehzakerin2 ⬇️ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42خادم کانال ╚═══💫💎═╝
ششمین سوره‌ی صحیفه‌ی عشق رزق هفت آسمان به دستانت منبرت بر فراز نُه فلک است دانش بی‌کران به دستانت حرف‌هایت بشارت محض است صادق‌آباد شد دلِ متروک شرحِ " عنوان بصری" ات آقا؛ شده فانوس راه اهل سلوک غرق حیرت تمام مسئله‌هاست پلک برهم زدی! همه حل شد از جهان و شگفتی‌اش گفتی مست توحید تو "مفضّل" شد آتش عشق تو گلستان و... جورِ این عاشقی کشیدن داشت حالِ "هارون‌مکّی" ات عشق است حال مجنون تو خریدن داشت رفتنت تا عراق حکمت داشت رفته‌ای سرّ حق بیان بشود قسمت این بوده در زمان شما قبر جدت "علی" عیان بشود تا شعائر به دست ما برسد روضه‌ی خانگی به پا کردی با دَمِ یا "ذَبیح العطشانت" خانه را صحن کربلا کردی ای مراد قبیله‌ی باران تو به ما‌ شوق آسمان دادی راه پرواز تا خدا را با، جگر سوخته نشان دادی از غمت ای عزیز پیغمبر آسمان و زمین عزادارند علما پابرهنه می‌آیند عرفا مثل ابر می‌بارند ✍
با جعفر صادق به روایات رسیدیم با لطف روایات به آیات رسیدیم عبد تو شدیم و سر سجّاده که رفتیم دیدیم به مجموع عبادات رسیدیم با واسطه ما پیش خداوند نشستیم از راه توسّل به مناجات رسیدیم در اصل، تو «اللّه» مجسّم‌شده هستی به ذات خداوند از این ذات رسیدیم از ردّ قدم‌های تو تا خانه‌ی زهرا یک‌دفعه، دو دفعه، نه! به کَرّات رسیدیم ما خاک‌نشینان حرم، عرش‌نشینیم از ارض بقیعت به سماوات رسیدیم :: از گریه‌ی تو در وسط شعله‌ی خانه به سوختن مادر سادات رسیدیم ✍ ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ =صَــــدَقِہ جاریِہ ↙️↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 Eitaa.com/navayehzakerin2 ⬇️ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42خادم کانال ╚═══💫💎═╝
کوچه‌های مدينه تا لبریز از شمیم محمّدی شده است به تن شهر باز گشته حيات غرق در رفت و آمدی شده است دم به دم با دم مسيحایی منتشر می‌کنی حقايق را به ديار مدينه می‌بخشد چشم‌های تو صبح صادق را با شکوه تو تا هزاران سال سرفراز است رايت شيعه که به قالَ الامامُ صادق‌ها زنده مانده هويّت شيعه لحظه لحظه زُراره‌پرور بود يابن‌طاها! نبوغ چشمانت شده صدها مفضّل و جابر ريزه‌خوار فروغ چشمانت در عروج الهی‌ات هر دم جان تو شوق بندگی دارد نيمۀ شب قنوت دستانت درس عشق و پرندگی دارد يک شب بی‌قرار و بارانی که تو بودی انيس سجاده از غم تو فراتِ خون می‌شد زمزم چشم خيس سجاده آن شبی که در آتش کينه باغ ياس و شقايقت می‌سوخت هيزم و تازيانه آوردند چقَدَر قلب عاشقت می‌سوخت قلب تو مثل اين حسينيه‌ها شب جمعه هميشه هيأت داشت داغ هفتاد و دو گل پرپر در دو چشم ترت اقامت داشت گريه بر داغ سيدالشهدا شده بود افضل‌العباداتت وقت روضه دل تو زائر بود گوشۀ قتلگاه ميقاتت مجلست روضه‌خوان نمی‌خواهد در حضورت اشاره‌ای کافی‌ست تا شود حجرۀ تو کرب‌وبلا گريۀ شيرخواره‌ای کافی‌ست آن شبی که سه مرتبه آمد خاتم‌الانبيا به ياری تو از غروب غريب عاشورا ياد می‌کرد اشک جاری تو ديگر از کاروان عاشورا چشم در خون نشسته‌ای مانده تکيه‌گاهی به غير غربت نيست آه نيزه‌شکسته‌ای مانده يک نگاهش به غربت زينب يک نگاهش به سوى جانان است لحظه‌های تلاطم عرش و لحظه‌های عروج قرآن است ضربۀ تيغ‌ها رقم می‌زد غرق خون،‌ اعظم مصائب را «أمْ حَسِبتَ...» به روى نی بردند سر گلگون نجم ثاقب را... ✍ ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ =صَــــدَقِہ جاریِہ ↙️↙️ 💠کانال وابرگروه نوای ذاکربن💠 Eitaa.com/navayehzakerin2 ⬇️ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42خادم کانال ╚═══💫💎═╝
ذره در درگاهِ او مشهود بالا می‌رود هر که خاکِ راهِ او شد زود بالا می‌رود می‌شود هنگام قرآن خواندنش احساس کرد نغمه‌ی ربانی داود بالا می‌رود در قیامت عابد و عاصی چه فرقی می‌کند؟ پرچمِ هر کس که او فرمود بالا می‌رود آتشِ عشقش کجا، سهلِ خراسانی کجا! هر کسی هارونِ مکی بود بالا می‌رود لطف و احسان بر در این خانه سائل می‌شود از در و دیوار بیتش جود بالا می‌رود :: از در و دیوار گفتم سینه‌ام آتش گرفت از درِ یک خانه دارد دود بالا می‌رود [باغبان در باغ بود و باغ را آتش زدند] از گلستان آتشِ نمرود بالا می‌رود :: کاش باشم تا ببینم روزهایی را که از روی منبر مهدی موعود بالا می‌رود ✍ ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅ 🌹 🌹 💠💠 🌹=صَــــدَقِہ جاریِہ ↙️ Eitaa.com/navayehzakerin2 @Aaramesh42 ⬅️مدیر ╚═══💫💎═╝
کسی که ساحت آیینه‌ای منور داشت دلی شبیه بهشت خدا معطر داشت کسی که نور نگاهش زلال باران بود میان قاب دو چشمش همیشه کوثر داشت کسیکه نیمه‌ی شب حرمتش شکسته شد و دلی شکسته و چشمی ز غصه‌ها تر داشت قدم قدم وسط کوچه یاد حیدر بود نفس نفس به روی لب نوای مادر داشت سه بار دشمن او قصد جان او را کرد ولی ز ترس پیمبر از او نظر بر داشت خود امام گمانم دلش گریز زده به اینکه خنجر کندی بنای حنجر داشت به یاد ساعت آخر میان قربانگاه که شمر آمد و قصد بریدن سر داشت ✍ ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ 🪷=صَــــدَقِہ جاریِہ ↙️ 💠کانال⏬ Eitaa.com/navayehzakerin2 💠ابرگروه⏬ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42 ⬅️مدیر ╚═══💫💎═╝
مقدسات خدا در مدار تقدیست ملائکه همه شاگردهای تدریست اساس فقه تشیع رهین تأسیست گرفته‌ایم مسلمانی از احادیثت نشسته‌ایم همه پای درس دلبری‌ات همه فدای دُرستی فقه جعفری‌ات کسیکه با تو نباشد، تباه شد دینش بنای تفرقه شد فرقه‌ی دروغینش نثار او شده لعن رسول و نفرینش ولی محب تو را حق نموده تحسینش خدا کند که چو هارون مکی‌ات باشیم دوباره زائر آن قبر خاکی‌ات باشیم کلام توست که احیا کننده‌ی دین است پیام توست که اصل جهاد تبیین است قیام توست که بنیان کَن شیاطین است قوام درس تو روضه‌ست، روضه شیرین است میان محفل انست حسینیه داری چه اشتیاق عجیبی به مرثیه داری تو در عمل به عزاداری‌ام جهت دادی به اشک‌های حسینی تو منزلت دادی میان گریه به ما درس معرفت دادی تو راهکار شفاعت در آخرت دادی صدا زدی که برای حسین گریه کنید به یاد کرببلای حسین گریه کنید تو درد دیده‌ای از انفعال بی دردان تو داغدیده‌ای آقا میان نامردان تو بین آتش و در خواب ناز شاگردان تو پا برهنه میان هجوم ولگردان دوباره بین مدینه حرم در آتش سوخت گرفت خانه‌ات آتش، دلم در آتش سوخت به غیرت تو اگر بین خانه برخورده گریز روضه‌ات اول به میخ در خورده بیاد فاطمه که ضربه بی خبر خورده دل شکسته‌ی تو بی امان شرر خورده خدا نکرده زنی بین خانه‌ات که نسوخت؟ کبوتری وسط آشیانه‌ات که نسوخت؟ اگرچه ارث غریبی به تو مدام رسید گریز روضه‌ات از کوچه‌ها به شام رسید عقیله‌ی علویه به ازدحام رسید به عمه جان شما خیلی اتهام رسید زنی که بود دو عالم مسخر نامش حرامزاده‌ی مرجانه داد دشنامش عبا نبردی و گفتی عبا نداشت حسین ردا نداری و گفتی ردا نداشت حسین به روی پیرهن از زخم جا نداشت حسین به زخم نیزه‌ی اخنس صدا نداشت حسین سرِ برهنه تو خواندی برهنه بود حسين شهيد بی كفن بين صحنه بود حسين هزار و نهصد و پنجاه زخم خورد حسين فرات بود ولی بهره‌ای نبرد حسين زنان قافله را به خدا سپرد حسين برای دخترش از غصه مرد حسین به خون حنجرش آغشته شد بمیرم من عزیز ما نگران کشته شد بمیرم من ✍ ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ 🪷=صَــــدَقِہ جاریِہ ↙️ 💠کانال⏬ Eitaa.com/navayehzakerin2 💠ابرگروه⏬ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42 ⬅️مدیر ╚═══💫💎═╝
پیرمردی که حضرت جبریل زائر غربت نگاهش بود کوچه‌ها را همین که طی می‌کرد صد فرشته کنار راهش بود با ارادت تمامی ارکان پیش پایش خشوع می‌کردند بر قد و قامت کهن سالی آسمان‌ها رکوع می‌کردند نَفَس قدسی پُر اعجازش مایه‌ی اعتبار عیسا بود جانمازِ فرشته بارانش افتخار تبار عیسا بود حرف‌هایش برادر قرآن سخنش بوی إنّما می‌داد از همان مال فاطمیِ خودش خرجی راه کربلا می‌داد در و دیوار خانه‌ی آقا وقف مرثیه‌های عاشوراست بخدا خانه نیست این خانه این حسینیه‌ی بنی الزهراست این حسینیه‌ای‌ست که مردم از حضورش ستاره می‌گیرند هر شب جمعه بین این خانه روضه‌ی شیر خواره می‌گیرند از سر بی کسی و بی یاری در و دیوار خانه یارش شد بهر غم‌های مادرش آنقدر گریه کرد عاقبت دچارش شد آی مردم! دویدن آقا از نفس‌های خسته‌اش پیداست آی مردم! شکستگی دلش از صدای شکسته‌اش پیداست گریه کردی و زیر لب گفتی این تو و ریسمان و این سر من آه! پیراهنم شده خاکی آه! افتاده است پیکر من ✍ ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ 🪷=صَــــدَقِہ جاریِہ ↙️ 💠کانال⏬ Eitaa.com/navayehzakerin2 💠ابرگروه⏬ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42 ⬅️مدیر ╚═══💫💎═╝
مولای من! سلام خدا هدیه محضرت گلبوسه‌ی ملائکة الله بر درت یا صادق الائمه که قرآن ناطقی عالم فدای آن نفس روح پرورت تا از تو کسب فیض کنند ای شکوه علم زانو زنند خیل ملک پای منبرت بر کرسی خطابه لبت چونکه باز شد باغ بهشت مصطفوی شد معطرت از تو گرفت درس بصیرت ابوبصیر صدها زراره کاتب و اندیشه‌گسترت سرچشمه‌ی زلال حقیقت کلام توست شد جرعه‌نوش، علم و فضیلت ز کوثرت معراج توست علم و در آن سیر نور شد هفت آسمان عالم معنا مسخرت تنها جهاد، عرصه‌ی شمشیر و تیغ نیست روز ازل جهاد سخن شد مقدّرت مدیون توست مکتب شیعه الی الأبد در این جهاد، لطف خدا بود یاورت رفتی سرِ برهنه و پای پیاده لیک سیلی نخورد پیش تو در کوچه همسرت در طول عمر، داغ فدک با دل تو بود می‌زد حدیث حادثه زخم مکررت باشد برای اهل ولا، جلوه‌ی حضور در گوشه‌ی بقیع، مزار مطهرت گاهی نگاه کن به دل بیقرار من دست «کمیل » و دامن تو؛ جان مادرت! ✍ ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ 🪷=صَــــدَقِہ جاریِہ ↙️ 💠کانال⏬ Eitaa.com/navayehzakerin2 💠ابرگروه⏬ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42 ⬅️مدیر ╚═══💫💎═╝
ای رتبه‌ات فراتر از ادراک، از عقول آیینه‌ی بصیرت چشمت، جهان شمول حلم تو بی‌نهایت و علم تو لایزول یاکاشف الحقایق و یا جامع الاصول کوچکترم ازآنکه بخواهم بخوانمت یا برترین سروده‌ی عالم بدانمت علم اصول و علم فقاهت از آن توست تفسیر و فقه، پله‌ای از نردبان توست علم نجوم، در رصد کهکشان توست راز علوم کل جهان بر زبان توست تو در علوم عقلی و نقلی سرآمدی اینگونه است صادق آل محمدی مردان سرزمین تو عاشق نبوده‌اند در باب عشق، با تو موافق نبوده‌اند چون آشنا به کُنه حقایق نبوده‌اند، در پیشگاه درس تو صادق نبوده‌اند شیخ الائمه هستی و دریای بی کران ای باقرالعلوم‌ترین صادق جهان حکام جور خلوتتان را به هم زدند گردونه‌ی زمین و زمان را به هم زدند سرچشمه‌های اشک روان را به هم زدند با کشتن تو نظم جهان را به هم زدند ای جای پای غربت تو در دل بقیع هرکس که گشت دور تو گردید مستطیع ✍ ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ 🪷=صَــــدَقِہ جاریِہ ↙️ 💠کانال⏬ Eitaa.com/navayehzakerin2 💠ابرگروه⏬ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42 ⬅️مدیر ╚═══💫💎═╝
حق‌پرستان را امامی هست، دینش دلبری نور رویش کوثری، شور کلامش حیدری هر دو شهد معرفت را ریخته در ساغری: آیه‌های احمدی را با حدیث جعفری حرف او عشق است، فهمش را به عاشق می‌دهند صادقان، دل‌هایشان را دست صادق می‌دهند مالکی‌ها، شافعی‌ها، خوشه‌چینانش همه سیدِ طاووس‌ها، طاووس بُستانش همه شیخ‌ها، علامه‌ها، طفل دبستانش همه گردن‌افرازانِ دانش، گَرد میدانش همه جامی از «اَلعِلمُ نورٌ» ریخت تا در جان ما از هَلِ الدّینش به اِلّا الحُب رسید ایمان ما لب گشود و در دلِ عالم به پا شد شورها علم‌ها را هر حدیثش، زد گره با نورها نور، مجرم بود اما، در نظام کورها ترس می‌انداخت حقش، در دل منصورها در هراس‌اند از وجودش، چون که می‌دانند کیست حجت‌اللهی که جوشان در رگش، خون علی‌ست.. امشب اینجا جلوه‌ای از خیمه‌های کربلاست باز آتش، شعله‌ور در خانۀ آل عباست حضرت شیخ‌الائمه در میان کوچه‌هاست گرد، بر پیشانیِ آیینۀ روی خداست روضه‌ای جانسوز در این واژه‌های ساده است شیعیان! فرزند زهرا از نفس افتاده است خواستم دورت بگردم مثل زائرها، نشد یاورت باشم به دانش، مثل جابرها، نشد پر کشم با قالَ صادق‌ها و باقرها، نشد شاعر خوب تو باشم بین شاعرها، نشد بر خلاف زندگیِ از خطا آکنده‌ام صادقانه گفتم این یک بیت را، شرمنده‌ام دوست دارم مثل تو، زیبا به دنیا بنگرم صادقانه، عاشقانه این جهان را بنگرم مثل تو، با یاد فرزندت، به فردا بنگرم روی مهدی را ببینم، رو به هرجا بنگرم مثل آن یار تو، یارانش از آتش رد شدند در تنور غیبت، آن مردان که می‌باید شدند مثل یاران تو، یارانش طبیب و مرهم‌اند هم جوانمردند و هم همدرد درد عالم‌اند غم ندارند اولیاءالله، غمخوار هم‌اند با یتیمان مهربان، آنجا که باید محکم‌اند دولت فردا از آنِ صالحان عاشق است صبح نزدیک است آری! وعدۀ حق صادق است ✍ ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ 🪷=صَــــدَقِہ جاریِہ ↙️ 💠کانال⏬ Eitaa.com/navayehzakerin2 💠ابرگروه⏬ https://eitaa.com/joinchat/954466766C8b9b885ce9 @Aaramesh42 ⬅️مدیر ╚═══💫💎═╝