eitaa logo
نوحه سرایان سنتی مشهد مقدس
11.5هزار دنبال‌کننده
346 عکس
11 ویدیو
1.2هزار فایل
ارائه دهنده: نوحه_ذکر_دم بازاری_پاره دم_اشعار_سرود مدیریت: رئوف (مشهدالرضا «ع») ۰٩٣٨٣۰٧۰۰٣٢ ارتباط با ادمین @A_Rauof
مشاهده در ایتا
دانلود
به نام تو بهشتی می کنم حال جهنم را خدا را شکر که آموختم من اسم اعظم را بدون جلوه ات در کودکی، باور نمی کردند تکلم های در گهواره ی فرزند مریم را نَوَد ساله برای طفل نُه ساله تواضع کرد تو خم کردی برای دست بوسی قامت خم را یکی از قاتلانت علم تو در خردسالی بود که رسوا کردی آخر با سؤالی ابن اکثم را حسن از حیث همسر با تو همدرد است اما او چو زینب خواهری دارد که از دل می برد غم را اگر تشنه میان حجره ی دربسته افتادی به یاد جد خود با اشک بنشان آتش سٙم را شما رفتید و صدها سال لازم شد که بنویسند برای هر جواب مسأله «الله أعلم» را @nohe_sonnati
ای ریخته نسیم تو گل های یاد را سرمست کرده نفحه ی یاد تو باد را افراشته ولای تو در هشت سالگی بر بام آسمان علم دین و داد را خورشید، فخر از آن بفروشد که هر سحر بوسیده آستان امام جواد را خورشیدِ بی غروب امامت که جود او آراسته است کوکبه ی بامداد را جود و سخا جواز تداوم از او ستاند تقوا از او گرفت ره امتداد را آن سرخطِ سخا که به جود و کرم زده بر لوح آسمان رقم اعتماد را بی رنگ کرده بد دلی دشمنان او افسانه ی سیاه دلی های «عاد» را تنگ است دل به یاد امام زمان، مگر بوییم از امام نُهم عطر یاد را وقتی که نیست گل ز که جوییم جز نسیم عطر بهارِ وحدت و باغِ وداد را؟ جز آستان جود و سخایت کجا برم این نامه ی سیاهِ گناه، این سواد را؟ بی یاری شفاعت تو چون کشم به دوش بار ثواب اندک و جرم زیاد را؟ خط امان خویش به ما ده که بشکنیم دیوارِ امتحانِ غلاظ و شداد را ای آن که هرگز از درِ جودت نرانده ای دلدادگان خسته دلِ نامُراد را بگذار تا به نزد تو سازم شفیع خود جدت امام ساجد زین العباد را تا روز حشر یار غریبی شوی که بست از توشه ی ولای تو زادالمعاد را @nohe_sonnati
همین که حاصل یک عمر لبخند رضا هستی محمد هم که باشی باز دلبند رضا هستی میان بهترین هایی چه تفضیلی از این برتر که بابای علی هستی و فرزند رضا هستی به مشهد که به جای خود دلم در کاظمینت هم بگوید یا رضا،از بس همانند رضا هستی قسم خوردن به نامت می دهد حاجت به قدری که؛ به محشر هم گمانم ذکر سربند رضا هستی خدا می خواست تا معنای بخشیدن عیان گردد جواد آمد که این معنا برای ما روان گردد رضا که صاحب فرزند می شد آخرش ، اما ؛ خدا می خواست تا این فیض،سهم خیزران گردد پسر گشتن از این سو و امام شیعه از آن سو جواد آمد که این گردد،جواد آمد که آن گردد حکایت ها فراوان است از هر لحظه ی این طفل چنان که صد گلستان ضرب در صد بوستان گردد علی هر چند فرزند محمد بود،این دفعه محمد از علی آمد که فخر شیعیان گردد در این وادی اگر سودی ست با درویش خرسند است تجارت جز درِ این خانه سودش هم زیان گردد پدر با داغ فرزندش،پدر با داغ دلبندش ولی این جا پسر با داغ بابا امتحان گردد شب میلاد فرزندش همین که تشنه لب باشد گمانم خیزران هم اشک ریز خیزران گردد @nohe_sonnati
دوبیتی ای دوست مراد اهلبیت آمده است یک گل ز نژاد اهلبیت آمده است امروز تمام سائلان می گوینـــد میــلاد جواد اهلبیت آمده است @nohe_sonnati
دوبیتی چون خاکِ رهِ تو پر بها، زر نبود بی مهرِ تو روی مه منوّر نبود در وصف تو گفت حضرت شمس شموس: مولودی از این بابرکت‌تر نبود @nohe_sonnati
دوبیتی در شأن شهی که برکت افلاک است گفت این سخن آن که بضعه ی لولاک است موساست جوادم ، که شکافد دریا عیساست ، که مادرش چو مریم پاک است @nohe_sonnati
باز خدا پرده زِ رخ بر گرفت عالم جان، جلوه ی دیگر گرفت ملک جهان زندگی از سر گرفت مرغ دل این ذکر، مکرّر گرفت قبله ی ارباب دعا آمده عید جواد ابن رضا آمده دیده گشا و رخ جانانه بین شادی شمع و گل و پروانه بین وجد و نشاط دل دیوانه بین خنده ی ریحانه ی ریحانه بین نقش تبسّم به لب مرتضاست جلوه کنان طلعت ابن رضاست باز به جوشش یم جود آمده غرق در آن ملک وجود آمده مظهر الطاف ودود آمده مهر، به خاکش به سجود آمده کشور جان عالم دل منجلی است ولادت محمّد بن علی است پرده زِ حسن ازلی وا شده روی الهی متجلاّ شده ملک جهان سینه ی سینا شده ولادت زاده ی موسی شده ماه بیا خاک زمین را ببوس سر زده امشب مه شمس الشّموس شافع میزان و معاد است این کعبه ی دل، باب مراد است این راهبر کلّ عباد است این صاحب هر جود، جواد است این آینه ی دادگر است این پسر بر همه عالم پدر است این پسر دل به سوی بیت ولا پر زند روح، پی عرض دعا در زند ماه، گر امشب به زمین سر زند پرده به رخ تا صف محشر زند می نهد از شرم مه روی او رو به روی خاک سر کوی او گلشن هستی همه خرّم شده رشک جنان دامن عالم شده فخر کنان دوده ی آدم شده شاد، دل آدم و خاتم شده بحر ولایت گهر آورده است عروس زهرا پسر آورده است غنچه ی ریحانه به گلشن شکفت بلبل از او صوت اناالحق شنفت لاله به لبخند ثنایش بگفت مرغ شب از شوق وصالش نخفت آمده تبریک زِ معبود او بهر رضا در شب مولود او دیده گشا جلوه ی سرمد ببین آینه ی روی محمّد ببین سلاله ی رسول امجد ببین محمّد دوم احمد ببین آمدی ای بر همه باب المراد جان به فدای قدمت یا جواد ای ثمر باغ دل بوتراب وی زِ ازل شیفته ات شیخ و شاب جود تو چون لطف خدا بی حساب سایه ی مهرت به سر آفتاب مهر تو شد روز ازل دین من نیست به جز حبّ تو آئین من ای تو و من لازم و ملزوم هم من به گدائی، تو به جود و کرم رو به کجا از سرِ کویت برم سائلم و سائلم و سائلم سائل افتاده زِ پای توام جود و کرم کن که گدای توام سائلم از خویش مرانی مرا چون شود از لطف بخوانی مرا بر سر خاکت بنشانی مرا بر در عشقت بکشانی مرا گو که برآرند زِ تن پوستم دوستم و دوستم و دوستم سائلم از تو دو جهان خواستم سوز درون، درد نهان خواستم خون جگر اشک روان خواستم آن چه پسندی تو همان خواستم عاشق دارِ غم تو (میثمم) فارق از این عالم و آن عالمم @nohe_sonnati
در بهارم بهار جان آمد روح الطاف بی کران آمد یا جوادالائمه ی عالم جلوه ی جود خاندان آمد پسر هشتمین امام جهان نهمین ماه آسمان آمد از صدف گوهری علی صولت پسری فاطمه نشان آمد دست خالی کسی نخواهد رفت ملجاء دلشکشتگان آمد آمد آن کس که لاله ی زهراست یاجواد سلاله ی زهراست کوه درد مرا مداوا کرد با منِ خسته دل مدارا کرد معجزه در نگاه او جاری ست قطره را دید و مثل دریا کرد عمّه ای در دیار قم دارد یاد او بود یاد زهرا کرد کار او جز گره گشایی نیست گره بسته را خودش وا کرد اسم او می برد مرا مشهد او مرا بی قرار مولا کرد من مریدم مراد من باشد اذن باب الجواد من باشد در شبی که سبد سبد گل داشت گونه هایی که عطر سنبل داشت نام تو آمد و قلم بارید حسّ من نیت تغزل داشت در همان شب که دل به یاد شما از زمین تا به آسمان پل داشت عاشق پر زدن به بالا بود این حصار شکسته بلبل داشت بی نیاز از تمام عالم شد هر کسی بر شما توسّل داشت سرخوشم از وقوع این رخداد حاجتم را شنید و پاسخ داد دست ما را گرفت و بالا برد قطره ای را به قلب دریا برد به همان جا که خود تعلّق داشت به همان جایگاه زیبا برد دست ما را گرفت و ساعت هشت کنج ایوان طلای بابا برد او علی اکبر امام رضاست ناله ای زد مرا به آن جا برد که شبی نازدانه ای می گفت پنجه ی باد معجرم را برد با دعایش دلم حسینی شد کربلایی و کاظمینی شد کربلا گفتم و شدم آهِ سینه سوزان داغ جانکاهِ بچه هایی که رفته اند از حال در همان غربت شبانگاهِ یورش تیر و نیزه و خنجر پیکر تکه تکه ی ماهِ شب زینب که روی خاک افتاد می توان دید بر سر راهِ گذر چشم های خیس رباب پاره های گلوی شش ماهه با سه شعبه سری دریده شده از گلو تا گلو بریده شده @nohe_sonnati
دوبیتی نام تو حلاوت است مثل صلوات جود است و اجابت است مثل صلوات ریزد گل نور، از آسمان هشتم میلاد تو برکت است مثل صلوات @nohe_sonnati
دوبیتی در ماه خدا، طلوع کردی چون ماه از برکت تو، شکسته شد، پشت گناه مانند تو دیگر به جهان (لم یولد) لا حول ولا قوه الا بالله @nohe_sonnati
دوبیتی ما راه علی و آل را می پوییم حق را ز طریق پاک شان می جوئیم میلاد جواد ابن رضا را امشب تبریک به ثامن الحجج می گوییم @nohe_sonnati
امشب شب گدایی و عرض ارادت است باب المراد آمده و وقت حاجت است امشب دوباره خنده به لب های مرتضی است وقت نزول آیه ی ناب امامت است یک یا جواد گفتم و دل کاظمین رفت نوکر همیشه در پی طوفِ زیارت است یادش به خیر جامعه خواندم میان صحن بین بهشت... نه ... حرمت فوق جنت است وقت زیارتت همه در فکر مشهدند از بس میان این دو عمارت شباهت است حبّ تو را امام رضا هدیه می دهد با این حساب عاشقتان با سعادت است ما را ولایت تو ز آتش نجات داد خواندی مرا که عادت این در مروّت است ما سائلان سفره ی پر برکت توایم هرکس نشد گدای شما بی لیاقت است توحید بی ولای شما کفر مطلق است دین بدون نام تو عین ضلالت است تنها به فعل و سیره تان اقتدا کند... ...امروز اگر که شیعه به فکر برائت است بر خشم و کینه های تو از آن دو تن قسم لعن عدوی فاطمه هر دم عبادت است صد مرده زنده می شود از نام نامی ات عیسی دخیل توست که اهل کرامت است با ذکر یا جواد دلم زیر و رو شود نامت برای قلب سیاهم طهارت است شعرم اگر توان ثنای تو را نداشت آقا ببخش شاعرتان بی بضاعت است @nohe_sonnati