بیار آنچه داری ز مردی و زور
که دشمن به پای خود آمد به گور!
@normah | سعدی
🟣
● امام فخر رازی در تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب) آورده است: یکی از نیاکان ما گفته است: معنای سورهٔ عصر را از یخفروشی آموختم که فریادزنان میگفت: «رحم آرید بر کسی که سرمایهاش در حال آب شدن است. رحم آرید بر کسی که سرمایهاش آب میشود» آنجا بود که معنای آیهٔ «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ» را دریافتم. زمان بر آدمی میگذرد، عمر او سپری میشود و چیزی فراچنگ نمیآورد و از اینروست که زیانبار است.
عمرْ برف است و آفتابِ تموز
اندکی مانْد و خواجه غِرّه هنوز
● مثَل اين زندگى دنيا مثَل بارانى است كه از آسمان نازل كنيم، تا بدان هر گونه رستنيها از زمين برويد، چه آنها كه آدميان مىخورند و چه آنها كه چارپايان مىچرند. چون زمين پيرايه خويش برگرفت و آراسته شد و مردمش پنداشتند كه خود قادر بر آن همه بودهاند، فرمان ما شب هنگام يا به روز دررسد و چنان از بيخش بركنيم كه گويى ديروز در آن مكان هيچ چيز نبوده است. آيات را براى مردمى كه مىانديشند اينچنين تفصيل مىدهيم.
إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالْأَنْعَامُ حَتَّىٰ إِذَا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلًا أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ ۚ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
🟣
● من هیچ ذلّتی را از این بالاتر ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد که دلش از من فارغ است !
لا وَجَدتُ ذُلاًّ مِثلَ اشتِغالِ قَلبي بِفارِغِ القَلبِ مِنّي
● صائب میگفت:
نیست در دیده ما منزلتی دنیا را
ما نبینیم کسی را که نبیند ما را
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
نــــــــورمـــــاه
🟣 ● من هیچ ذلّتی را از این بالاتر ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد که دلش از من فارغ است ! لا وَجَدت
به کسی که به تو علاقه ندارد دل مبند...
و لــا تـــرغـبـن فـیـمــن زهــد عـــنــک
Alp Yenier4_5922645659348898985.mp3
زمان:
حجم:
3M
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
نــــــــورمـــــاه
🟣 ● زیست آگاهانه، از حس کنجکاوی انسان آغاز می شود. یعنی خوب دیدن و خوب شنیدن آنچه که در پیرامون آدم
🟣
● اقبال لاهوری در تعبیر جالبی از "شهید جستجو" میگوید. او از بس که دلباختهی جستجوگری است، یقین را با گمان مبادله میکند. یعنی بییقینی از آنرو که طلب و درد آرزو و جستجو میآورد برای او خواستنیتر از یقینهایی است که به فراغت از جستجو و از کف رفتن طلب، منتهی میشود. مایل است «شهید جستجو» باشد.
همه سوز ناتمامم، همه درد آرزویم
به گمان دهم یقین را، که شهید جستجویم
● مولانا نیز شهید جستجو بود، آنجا که میگوید: آن کس که پَردهها را دریده، اعمال او در سایه ی یقین است و چندان ارزشی نخواهد داشت. اما آنکه هنوز به یقین نرسیده، خوف و رجا بر او غالب میشود و این خوف و رجا از آن یقین بهتر است.
چون دریدی پرده کو خوف و رجا
غیب را شد کر و فری بر ملا
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
🟣
● نقل است که کسی در مجلس جنید بغدادی بر پای خاست و گفت: «دل کدام وقت خوش بُوَد؟» گفت: «آن وقت که او در دل بُوَد».
خوش دلی مرد کی حاصل بود
گفت آن ساعت که او در دل بود
● صاحبدلان میگفتند: کارِ ما دیدهبانی و پاسبانی است. اما نه دیدهبانی دیگران و پاسبانی کردار و گفتارشان؛ بلکه دیدهبانی و پاسبانی دلِ خویش.
پاسبانِ حرمِ دل شدهام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نَگْذارم
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________