🟣
● هزاران مدرسه ساخته می شود و میلیون ها نفر به مدرسه می روند فقط برای اینکه یک نفر از میان آنها پیدا بشود و عالمی را تغییر دهد(ان الله یبعث لهذه الامة علی رأس کل مائه من یجدد لها دینها).
ز چندین قطره ی باران یکی گوهر شود صائب
ز صد عاقل یکی شایسته ی دیوانگی باشد
● سنایی میگفت:
عمرها باید که تا یک کودکی از روی طبع
عالمی گردد نکو، یا شاعری شیرین سخن
قرنها باید که تا یک مرد حق گردد پدید
بایزید اندر خراسان یا اویس اندر قرن
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
🟣
● مولانا میگفت: «استن عالم غفلت است» آنچه که باعث میشود زندگی موجودات جریان یابد، غفلت است. در عالم غفلت، انسان میداند در پایان چه خواهد شد؛ اما خودش را به تغافل و بیخبری وادار میکند تا در سایهی بیخبری عمر خود را سپری کند.
عالم بیخبری طرفه بهشتی بوده است
حیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم
● برای آن حیوانی که غذایش تمام اندوه او باشد، هر چقدر دنیا کوچک، لذتش بیشتر است. و شاید بزرگترین لذت این جهان را موجودات تکسلولی داشته باشند.
خوشبخت آنکه کرهخر آمد، الاغ رفت!
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
نــــــــورمـــــاه
🟣 توئی دَر دیدهام چون نور و مَحرومَم زِ دیدارَت نَمیدانَم زِ نَزدیکی کُنَم فَریاد یا دوری! تضاد
🟣
● گاهی شب چیزهایی را آشکار میکند که در طول روز پنهان است. گویا که در روز از خود دست شسته و با خورشید یکی باشند.
صبح بدان می دهد طشت زر
تا تو ز خود دست بشویی مگر
● از کرم شبتاب پرسید: به چه علت در روز و روشنایی بیرون نمیآیی؟ پاسخ داد: من همواره در روز و شب در صحرا بوده ام؛ اما عظمت خورشید مانع میشود که در روز دیده شوم.
که من روز و شب جز به صحرا نیم
ولی پیش خورشید پیدا نیم
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
🟣
● امام حسین علیه السلام فرمود: رسول خدا
هنگامی که تضرع میکرد دستانش را بلند میکرد و به گونه ای دعا میکرد که گویی بینوا غذا طلب میکند.
كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَرْفَعُ يَدَيْهِ إِذَا ابْتَهَلَ وَ دَعَا
كَمَا يَسْتَطْعِمُ الْمِسْكِينُ
● بیدل میگفت:
درین هوسکده هرکس بضاعتی دارد
دعاست مایهی جمعیکه دستشان خالیست...
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
🟣
آسایش دولت باطل با آسایش دولت حق جمع نمی شود...!
● قومی از مؤمنین به موسی گفتند: کاش نزد فرعون می رفتیم و با او بودیم و از دنیایش بهره مند می شدیم، و چون امید ما که ظهور موسی بود برمی آمد، نزد او می رفتیم، و این کار را کردند. چون موسی و همراهانش گریختند، سوار شدند و شتاب کردند تا به موسی و همراهانش برسند و با آنها باشند. خدا فرشته ها فرستاد که به صورت چهارپایان آنان زدند و آنها را برگرداندند به لشکر فرعون، و با همراهان فرعون غرق شدند.
إِنَّ قَوْماً مِمَّنْ آمَنَ بِمُوسَى قَالُوا لَوْ أَتَيْنَا عَسْكَرَ فِرْعَوْنَ وَ كُنَّا فِيهِ وَ نِلْنَا مِنْ دُنْيَاهُ- فَإِذَا كَانَ الَّذِي نَرْجُوهُ مِنْ ظُهُورِ مُوسَى صِرْنَا إِلَيْهِ فَفَعَلُوا فَلَمَّا تَوَجَّهَ مُوسَى وَ مَنْ مَعَهُ هَارِبِينَ- رَكِبُوا دَوَابَّهُمْ وَ أَسْرَعُوا فِي السَّيْرِ- لِيُوَافُوا مُوسَى وَ مَنْ مَعَهُ فَيَكُونُوا مَعَهُمْ- فَبَعَثَ اللَّهُ مَلَائِكَةً فَضَرَبَتْ وُجُوهَ دَوَابِّهِمْ- فَرَدَّتْهُمْ إِلَى عَسْكَرِ فِرْعَوْنَ- فَكَانُوا فِيمَنْ غَرِقَ مَعَ فِرْعَوْنَ
● ابو الصباح كنانى گويد: نزد امام صادق عليه السلام بودم، پيرمردى بر آن حضرت وارد شد و گفت: فرزندم مرا به شدت رنجانده و برادرانم به من ستم کرده اند، امام صادق عليه السلام فرمود: آیا نمى دانى كه حقّ را دولتى است و باطل را دولتى، و هر يك از آن دو در دولت رقيبش ذليل است؟ پس هر كه آسايش دولت باطل به او رسد در دوران دولت حقّ از او قصاص مى شود.
کنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَدَخَلَ عَلَيْهِ شَيْخٌ وَ قَالَ: قَدْ عَقَّنِي وَلَدِي وَ جَفَانِي إِخْوَانِي، فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: أَ وَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ لِلْحَقِّ دَوْلَةً وَ لِلْبَاطِلِ دَوْلَةً كِلَاهُمَا ذَلِيلٌ فِي دَوْلَةِ صَاحِبِهِ؟ فَمَنْ أَصَابَتْهُ رَفَاهِيَةُ الْبَاطِلِ اقْتُصَّ مِنْهُ فِي دَوْلَةِ الْحَقِّ
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________