اویمن;
تو مثل «آخیش» بعدِ تمومشدن یه درسِ تموم نشدنیای.
تو مثل ظرافتِ شکوفههای لطیف بهاری، و عطسه من رو.
اویمن;
کریمخانزند باعث میشه بخوام یکی رو تو سیصد سال قبل بوجیموجی کنم.🎀☁🪴🪄🪞🤍
شاید اگه علم قابلیت سریالسازی داستانهای ذهن تو یه حرکت رو داشت، تابهحال یه سریال خفن با یه پایان نفسگیر -به تلخی نفسگیر داستان لطفعلیخان- تحویل دنیا داده بودم. بیخود بودجه خرج نقی تقی میکنن. والا.
اویمن;
تو نقطهای از زندگیام که احتمال داره تموم کارهایی که برای عادت شدنشون جون کندم رو بندازم کنار، کلا
حتی با ضجه و شیون و مویه، بالأخره تموم میشه. مثل دینی خوندن. بالأخره. حتی وقتی فکر میکنی دیگه کِش نمیآی، طبیعت بهت ثابت میکنه آدمیزاد حسابی کشسانه. پارهشدنی از مفیدبودن در کار نیست، هنوز بیشتر از اینها راه داره عزیزم. بیخود سختش نکن.