اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
_
میگفت:
روزی #شهید میشی
ک همهجا بهت نیاز دارن
اما تو فقط میتونی یجا باشی..^^🥺
تابستان بود و گرما
جمکران بودیم
مردی از دور میآمد با صلابت و آرامش
با خودم گفتم:
حتما این سید تازه از راه رسیده
در این هُرم گرما تشنه است
ظرف آبی به او دادم و گفتم:
دعا کنید و فرج امامزمان(عج) را
از خدا بخواهید..
آب را که نوشید گفت:
شیعیان ما به اندازه آب خوردنی هم
ما را نمیخواهند اگر بخواهند
دعا میکنند و فرج ما میرسد.. :)
#امام_زمانم
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
_
🍃
همیشه آیه وَ جَعَلْنا...را زمزمه مےکرد
گفتم:آقا ابراهیم این آیه براے
محافظت درمقابل دشمنه؛
اینجا که دشمن نیست!
نگاهےکرد وگفت:
دشمنے بزرگترازشیطان هم وجود داره!
#شهید_ابراهیم_هادی🕊
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
‹مادرتمیگفت
یڪهفتہقبلشهادت
شبازلایدردیدمسرسجادهدارهگریه..
میکنهوباامامزمانحرفمیزنہ
رفیقچےگفتیدِلامامزمانوبردی؟
سفارشماهممیکنی :)›
#شهیدجهادمغنیه🕊
اتـاقِ 𝟭𝟰𝟱 .
_
ماهنرشہادتروهم
ڪہنداشتهباشیم..
هنرعملبہوصیتنامہشہدا
روُبایدداشتہباشیم :)🔖
خَلاص!
#تلنگر