eitaa logo
کتابخانه‌ی خیابان نوزدهمـ🇮🇷
363 دنبال‌کننده
619 عکس
446 ویدیو
8 فایل
وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ. با عطر اسپرسو و بوی کاه پذیراتون هستم. ☕📜 ریوجی می‌شنود‌: https://daigo.ir/secret/51307188512 سینمای کوچک من: فعلا در دسترس نمی‌باشد. خزانه‌ی کتاب‌خانه: ble.ir/join/8m922r43dM
مشاهده در ایتا
دانلود
رفتم بالا توی کتابخونه، نشستم به اون همه کتاب در حوزه دفاع مقدس نگاه کردم. خوبی مبل توی اتاق اینه که به همه ‌ی زوایای قفسه‌ها دید دارم. به نگاه کردم، ، ، ، ، کتاب‌های شهید آوینی، ، ، ، اون همه کتاب نشر سوره و و و. بعد چشمم افتاد به یه کتاب خیلی ریز، ، بعد کنار ترش، کتاب . من رو پرت کرد به متوسطه‌ی اول؛ زمانی که قلبم از خوندن اون آثار به تنگ می‌اومد، چون نمی‌تونستم تصور کنم اون جنایت‌های وحشتناک رو. بعد همین جور که چشمم به اون‌ها بود، کشیدمشون بیرون و شروع کردم به خوندن. صفحات خیس می‌شدن و ورق می‌خوردن، سطر به سطر... فصل به فصل... خرمشهر آزاد شد، جانبازها دوره‌ی درمانشون تموم شد، همه شروع به زندگی کردن و رسول توی هرس توی صورت نوال قسم خورد که دیگه جنگ نمیشه و ناموس و وطن، دست حرومی نمی‌افته. بعد از حدود چهل سال، دوباره جنگ شده و من حاضرم ده بار بمیرم و زنده شم تا اون وقایع دوباره تکرار نشه، صد بار جون بدم ولی سر سوزنی از این خاک به حراج نره، نوک انگشت حرومی به ناموس ما نخوره. وقتی اون حادثه‌ی بسیار تلخ داخل کتاب رو خونده بودم تا دو هفته، تنم هر لحظه آتیش می‌گرفت از جنایتی که بعثی‌ها انجام داده بودن و نمی‌تونستم کتاب رو ادامه بدم. خوندن کتاب‌های دوران دفاع مقدس توی این لحظه‌ها، کمک می‌کنه یادمون بیاد هیچ ملتی به اندازه‌ی ما، برای وطن خون نداده، هیچ ملتی این‌قدر برای دفاع از خودش تا آخرین لحظه دشمن رو تهدید نکرده. توی خاک این سرزمین غم پاشیدن؟ شاید، ولی توی خاک این سرزمین، چیزی وجود داره که موقع دفاع از میهن که بشه، به جوش میاد. جوری به جوش میاد که توی تاریخ زبانزد مونده و می‌مونه. أَلَا وَ إِنَّ الدَّعِی ابْنَ الدَّعِی، قَدْ رَکزَ بَینَ اثْنَتَینِ؛ بَینَ السَّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ؛ وَ هَیهَاتَ لَهُ ذَلِک مِنِّی! هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة.