WhatsApp-Audio-2022-06-01-at-4.33.44-PM.mp3
زمان:
حجم:
1.4M
🏴و موذن گفت: حالا ظهر عاشوراست.
🎧شهید مهدی باکری
@parhun
زمان:
حجم:
1.2M
🏴و راوی گفت: حالا چیزی قریب به سه ساعت از ظهر عاشورا گذشته است..
🎧عبدالباسط
@parhun
Ali FaniAli Fani - Hossein.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
🏴و کسی گفت: دیگر غروب شد ظهر عاشورا.
🎧علی فانی
@parhun
🌾تاحالا کسی را ندیدهام از باران خوشش نیاید.
کیفور صدای ترد ریزشش روی زمین نشود.
خمار آن عطر پس از بارش نباشد.
کنار همه دلبریهای حین و بعد از باران، صحنه و حالی هست که من را عجیب به وجد میآورد. حالی که کوتاه است. صحنهای که بعد از هر بارِش شاید فقط پنج شش دقیقه بشود دید.
آن وقتی که بارانِ تند و بیامانی باریده و تمام شده! قطرهها تندتند از تن شاخهها و برگها و گلبرگها میچکند و راوی اتفاق پیش از خودند. انگار تمامشان جارچیانی خوشخبر باشند، دارند جهان پیرامونشان را خبر میکنند که: «بله! بارانی آمد و شست و برد. حالا ما و شما زندهتریم!»
حالی که من بعد از خواندن مجلهها تجربه میکنم دقیقا همین حالِ بعد از باران است. همان پنجشش دقیقه که برای من انگار تافتش زده باشند، ماندگاری بالایی دارد. تا ساعتها بوی باران و خاک خیس توی سرم چرخ میخورد و قطرههای درشت و پر جان کلمات از تنم میچکند.
اگر اهل خواندنید، باور کنید جهان پیرامون ما با مجلات قابلتحملتر میشود.
من حالا دو شبیست که با مـُــــــــــــدام، مدام در حال سرخوشی پس از بارانم!
📎مدامِ گرامی را از اینجا بشناسید و از اینجا تهیهاش کنید.
📎جستار من را هم اگر خواندید ممنونم که نظراتتان را با آن مربع آخر متن که فارسیاش میشود "رمزینه" و فرنگیاش "QR code" به گوشم میرسانید.
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
@parhun
#مجله_مدام
#پَرهون_یعنی_خرمنِ_ماه
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو چه دانی که چــــــهها کرد فـــــِـــــراقت با من
داند این آنکه ازین غــــــــــم بود او را قــَــدری
📜فخرالدین عراقی
🪕 سهتار
🎼مسعود سجادی
@parhun
🌾صبحهایی هست که دوست داری خواب به خواب میرفتی.
تا همین چند سال پیش فکر میکردم چه خوب که اوایل انقلاب نبودهام. چه خوب که دلواپسیهای هر روزه را درک نکردهام. چه خوب که نیمهشبی، صبح زودی کسی بیدارم نکرده تا خبر تلخی بهم بدهد. چه خوب که صبح با صدای گریه اهالی خانه از خواب بیدار نشدم.
"چه خوب" نه که یعنی غرض کجی داشته باشم؛ یعنی چه خوب که سر تلخ خیار به من نرسید و حالا دارم با خیال راحت نمک میپاشم و بقیهاش را گاز میزنم.
تا همین چند سال پیش خیال خوش میبافتم و آن صبح جمعه که رسید تار و پود خیالم با بوی خون و صدای مهیب انفجار در هم آمیخت.
حالا دوباره صبح شد و خبری دیگر رسید. شقیقههام نبض میزند، قلبم مچاله میشود، هرچه سعی میکنم ریههام پر نمیشود.
به دیروز فکر میکنم و صفحه کوچک تلوزیون. به مراسم تحلیف. به آن وقتی که کارگردان کادرش را بست روی اسماعیل هنیه و مقارنهای که توی سرم شکل گرفت.
به ابراهیم ما و اسماعیلِ آنهـ
نه! باز هم ما!
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
@parhun
#مهمان_شهید
#پَرهون_یعنی_خرمنِ_ماه
🌱قلب، خاک خوبی دارد.
در برابر هر دانه که در آن بنشانی، هزار دانه پس میدهد.
🖋نادر ابراهیمی
📖ابنمشغله
@parhun
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هنوز باید رفت..
هوشنگ ابتهاج
#حضرت_سایه
@parhun