eitaa logo
پرتو اشراق
803 دنبال‌کننده
28.8هزار عکس
18.5هزار ویدیو
76 فایل
🔮 کانال جامع با مطالب متنوع 🏮شاید جواب سئوال شما اینجا باشد! 📮ارتباط با مدیر: @omidsafaei 📲 کپی برداری مطالب جهت نشر معارف اهل بیت(ع) موجب خوشحالی است! 🔰 کانال سروش پلاس: 🆔 sapp.ir/partoweshraq
مشاهده در ایتا
دانلود
🕓 💠🚻💠 ⚜🚺⚜🚼⚜🚹⚜ 💝 ده ویژگی همسر خوب 🌹 (صلی الله علیه و آله) فرمود: 🔅بهترین زنان، زنی که دارای این ویژگی های ده گانه باشد: 💝1⃣ آمادگی ذاتی و ارادی) برای بارداری بسیار داشته باشد؛ 💝2⃣ با محبت باشد؛ 💝3⃣ با عفت و پاکدامن باشد؛ 💝4⃣ در میان بستگانش سربلند و، 💝5⃣ در نزد شوهرش فروتن باشد؛ 💝6⃣ خود را در نزد شوهر بیاراید؛ 💝7⃣ در نزد دیگران، حجاب و وقار و شرم خود را حفظ کند. 💝8⃣ سخن شوهر را بشنود و از او اطاعت کند؛ 💝9⃣ وقتی با شوهر خلوت کرد، آنچه او خواست دریغ نکند؛ 💝🔟 همانند مرد شوخ و بذله گو نباشد. 📚 اصول کافی، جلد ٢، صفحه ٣٢۴. 📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق 🔰 به ما بپیوندید... ▶🆔: eitaa.com/joinchat/2848915456C8c69e1d0c7
پرتو اشراق
🎥 #ببینید 🔺واکنش جنجالی #نادر_طالب_زاده درخصوص حکم حبس و بازداشت #حسن_عباسی: 🎙وقتی٣ بار حسن عباسی تب
🔺 واکنش جالب کارگردان «قلاده های طلا» به حکم #حسن_عباسی: 🎥 ظاهرا باید فیلم خیانت روحانی به امام را بسازیم! 🌐 @partoweshraq
🔺😐 روایت سعید لیلاز ار جلسه امروز روحانی و تیمش با اقتصاددانان!!! ✖️خفه‌خون بگیریم بهتر است!! 🌐 @partoweshraq
پرتو اشراق
🔺جدیدترین جملات وزیر بهداشت در ادامه #خودت_بمال 😁 یکی پیدا شه به این بگه تو این وسط چیکاره ای...؟!
🔺😳 ۳۰ تا پزشک و پرستار یه بیمارستان در چین ۵ ساعت تمام به صف شدن و نوبتی به پسربچه‌ی ۸ ساله که ایست قلبی کرده بوده ماساژ قلبی دادن تا دستگاه مورد نیاز از شانگهای برسه و اینطوری بچه رو زنده نگه داشتن. 😐 اینجا هم وزیر بهداشت مون میگه #خودت_بمال! 🌐 @partoweshraq
🔺سندی که نشون میده وب‌ سایت گروهک تروریستی جیش ‌العدل از فرانسه مدیریت میشه! 😐 خیلی جالبه، هم دبیرخانه #FATF توی پاریسه، هم پایگاه سایبری تکفیری‌ ها! 🌐 @partoweshraq
🔺یاسر جبرائیلی در توییتی که برای حمایت از #حسن_عباسی منتشر کرده مدعی شده حسن روحانی در مقطعی قوه قضائیه را تهدید کرده که: 😐 «اگر دست به برادرم بزنید اعلان جنگ می‌کنم!!» 🌐 @partoweshraq
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | سه زبانه برای | عربی، ترکی، فارسی 🎼 یوم الزیارة 🎤 🌐 @partoweshraq
🕠 📚 ؛ 💚 ☪ عاشقانه ای برای مسلمانان ✒ نویسنده: فاطمه ولی‌نژاد 🔗 قسمت دویست و هفتادم 📱نماز مغرب را خواندیم و مهیای رفتن به خانه آسید احمد می‌شدیم که زنگ موبایلم به صدا در آمد. 👨🏻عبدالله بود و لابد حالا بعد از گذشت یک روز از زخم زبان‌هایی که به جانمان زده بود، تماس گرفته بود تا دلجویی کند و خبر نداشت پروردگارمان چنان عنایتی به ما کرده که دیگر به دلجویی احدی نیاز نداریم. 📱مجید گوشی را به دستم داد و نمی‌خواست با عبدالله حرف بزند که به بهانه‌ای به اتاق رفت. 🏻گوشی را وصل کردم و با صدایی گرفته جواب دادم: «بله؟» که با دل نگرانی سؤال کرد: 📱شماها کجایید؟ اومدم مسافرخونه، مسئولش گفت دیشب رفتید. الان کجایی؟ 🏻و من هنوز از دستش دلگیر بودم که با دلخوری طعنه زدم: - تو که دیشب حرفت رو زدی! مگه نگفتی هر چی سرمون میاد، چوب خداست؟!!! پس دیگه چی کار داری؟ 📱صدایش در بغض نشست و با پشیمانی پاسخ داد: - الهه جان! من دیشب قاطی کردم! وقتی تو رو تو اون وضعیت دیدم آتیش گرفتم! جیگرم برات سوخت... 🏻و دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم که با صدایی بلند اعتراض کردم: 📱دلت برای مجید نسوخت؟ گناه مجید چی بود که باهاش اونطوری حرف زدی؟ بابا و بقیه کم بهش طعنه زدن، حالا نوبت تو شده که زجرش بدی؟ 🚪که مجید از اتاق بیرون آمد و طوری که صدایش به گوش عبدالله نرسد، اشاره کرد: 🏻الهه جان! آروم باش! 📱و عبدالله از آنطرف التماسم می‌کرد: - الهه! ببخشید! من اشتباه کردم! به خدا نمی‌فهمیدم چی میگم! تو فقط بگو کجایید، من خودم میام با مجید صحبت می‌کنم! من خودم میام از دلش در میارم! 🏻باز محبت خواهری‌ام به جوشش افتاده و دلم نمی‌آمد بیش از این توبیخش کنم و مجید هم مدام اشاره می‌کرد تا آرام باشم که عصبانیتم را فرو خوردم و با لحنی نرم‌تر پاسخ دادم: - نمی‌خواد بیای اینجا!... ولی دست بردار نبود و با بی‌تابی سؤال کرد: 📱آخه شما کجا رفتید؟ دیشب چی شد که از اینجا رفتید؟ اتفاقی افتاده؟ 🏻 دلم نمی‌خواست برایش توضیح دهم دیشب چه معجزه‌ای برای من و مجید رخ داده که به زبان قابل گفتن نبود و تنها به یک جمله خیالش را راحت کردم: - دیشب خدا کمکون کرد تا یه جای خوب پیدا کنیم. الانم پیش یه حاج آقا و حاج خانمی هستیم که از پدر و مادر مهربونترن! ⁉ سر در نمی‌آورد چه می‌گویم و می‌دانستم آسید احمد و مامان خدیجه منتظرمان هستند که گفتم: 🏻عبدالله! ما حالمون خوبه! جامون هم راحته! نگران نباش! 📱و به هر زبانی بود، سعی می‌کردم راضی‌اش کنم و راضی نمی‌شد که اصرار می‌کرد تا با مجید صحبت کند که خود مجید متوجه شد، گوشی را از دستم گرفت و با مهربانی پاسخ عبدالله را داد: 🏻سلام عبدالله جان! نه، نگران نباش، چیزی نشده! همه چی رو به راهه! الهه خوبه، منم خوبم! حالا سرِ فرصت برات توضیح میدم! جریانش مفصله! تلفنی نمیشه! 📱و به نظرم عبدالله بابت دیشب عذرخواهی می‌کرد که به آرامی خندید و گفت: 🏻نه بابا! بی‌خیال! من خودم همه نگرانیم به خاطر الهه بود، می‌فهمیدم تو هم نگران الهه‌ای! هنوزم تو برای من مثل برادری! ⏳و لحظاتی مثل گذشته با هم گَپ زدند تا خیال عبدالله راحت شد و ارتباط را قطع کرد. ✉ ولی مجید همچنان گرفته بود و می‌دیدم از لحظه‌ای که آسید احمد بسته پول را برایش آورده، چقدر در خودش فرو رفته است، تا بعد از شام که در فرصتی آسید احمد را کناری کشید و آنقدر اصرار کرد تا آسید احمد پذیرفت این پول را بابت قرض به ما بدهد و به محض اینکه مجید توانست کار کند، همه را پس دهد تا بلاخره غیرت مردانه‌اش قدری قرار گرفت. 🌃آخر شب که به خانه خودمان بازگشتیم، آرامش عجیبی همه وجودمان را گرفته بود که پس از مدت‌ها می‌خواستیم سرمان را آسوده به بالشت بگذاریم که نه نوریه‌ای در خانه بود که هر لحظه از فتنه‌انگیزی‌های شیطانی‌اش در هول و هراس باشیم، نه پدری که از ترس اوقات تلخی‌هایش جرأت نکنیم تکانی بخوریم، نه تشویش تهیه پول پیش و بهای اجاره ماهیانه و نه اضطراب اسباب‌کشی که امشب می‌خواستیم در خانه‌ای که خدا به دست یکی از بندگانش بی‌هیچ منتی به ما بخشیده بود، به استقبال خوابی عمیق و شیرین برویم که با ذکر «بسم الله الرحمن الرحیم» چشم‌هایمان را بسته و با خیالی خوش خوابیدیم. 🚨🔰 لینک برای دوستانی که تازه وارد کانال شدند: 🔗 eitaa.com/partoweshraq/8 📱ڪـانـال ݐـــرٺـــو اشـــراق 🔰 برای خواندن داستان های دنباله دار، به ما بپیوندید... ▶🆔: @partoweshraq
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕕 💠🌷💠 🏴 پدرم از دنیا رفته بودند و من برای ایشان خیلی ناراحت بودم روزی به مزار شهید حمید سیاهکالی مرادی رفتم و گفتم لطفا به دیدار پدرم بروید! 🌌 شب در خواب پدرم را دیدم که گفتند که آقایی اومد و منو ملاقات کرد و من رو برد در غرفه‌ی پدران شهدا... من جایم خوب است... 🌷کرامتی از 🌐 @partoweshraq
🏴 باید حماسہ‌اے دگر از نو به پا ڪنیم 🏴 بیـرق علم بساط عزا را بنا ڪنیم 🏴 باید مثال روز حسین هفتم صفر 🏴 روز حسن عزاے دگر دسٺ و پا ڪنیم 🌷 سالروز شهادت #امام_حسن_مجتبی (ع) تسلیت باد. 🌐 @partoweshraq #شعر #تکیه
⚜ #نکات_ناب_استاد_انصاریان 🌹امام مجتبی(ع) در لحظات آخر عمر شریفشان سفارش کردند: ▪حسین جان! عمر من اجازه نمی‌دهد در کربلا باشم، ولی این سه پسرم را تقدیم تو می‌کنم. هر کدام که از تو اجازه گرفتند تا به میدان بروند، به او اجازه بده. 🌐 @partoweshraq #حـلقـہ_عشـاق