کتابخانهی پایگاه شهیدان فهیمی ناحیه #بقیة_الله شهر شیراز، پاتوق خوبی است برای گروههای صالحین.
مثلا همین تابستان، کتابخانه علاوه بر محل برگزلری کلاسها، کارگاه آموزش تعمیرات گوشیهمراه، هم شده و پسرهای حلقه، با رازهای ناشنیده و نادیدهی جعبهی جادویی آشنا میشوند.
بچهها دوست دارند پشتپردهی گوشهای کوچک و بزرگی که دائم دست میگیرند را کشف کنند و مربی از این شوق دانستن خوشحال است.
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاغذهای خاصی بودند. بچههای پایگاه خاتمالانبیاء ﷺ #دیّر به گروههای سه / چهار نفری تقسیم شدند و با دقت کاغذهایی که سرگروه بینشون توزیع کرده بود را نگاه میکردند.
روی کاغذها، مراحل و اذکار نماز نوشته شده بود و بچهها ضمن اینکه با دقت مطالعه میکردند، با هم به حالت عکسهای روی کاغذ دقیق میشدند. مربی به سراغ یکیک آنان میرفت و با لبخند سوالهایشان را پاسخ میداد.
#بوشهر
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا قبل از اردو فکر نمیکردم یه سفر بتونه اینقدر حال دلمو خوب کنه. با کلی ذوق و شوق راهی شدیم. نه فقط برای زیارت امام رضا، بلکه برای یه اردوی تربیتی که انگار قرار بود یه چیزایی رو توی وجودمون بیدار کنه.
از لحظهای که سوار اتوبوس شدیم، همهچی فرق داشت. برنامهها دقیق، فضا معنوی، و رفاقتها واقعیتر از همیشه. حاج آقا حسینی، مدیر تعلیم و تربیت بسیج #دلیجان، مثل برادر بزرگتر کنارمون بود. با اون لبخند همیشگیش، با حرفهایی که ته دل آدمو روشن میکرد. پیگیر بود؛ اینقدر که استراحتش روما کمتر دیدیدم.
وقتی چشمم افتاد به گنبد طلا، یکی از بهترین لحظات سفر بود. اون زیارت دستهجمعی و گریههای بیریا شد نقطهی عطف زندگی خیلیهامون. برای اینکه بفهمیم میتونیم دل به جان جانان بدیم؛ مثل شهدا، مثل شهدای پایگاه خودمون، پایگاه صاحبالامر دلیجان
#مرکزی
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
این اتاق دیگر برای درسخواندن مناسب نیست!
🔻 مرحوم علامه طباطبایی رحمةاللهعلیه وارد حجرهای شدند. حجره متعلق به طلبهٔ جوانی بود که تازه به حوزه آمده بود. ایشان به محض ورود فرمودند: «اینجا غیبت شده است؟» گفت: «بله، تعدادی از طلبههای سالهای بالاتر به اتاق ما آمدند و غیبت کردند.»
علامه طباطبایی فرمودند: «این اتاق را عوض کن و جایی دیگر برو. این اتاق دیگر برای درسخواندن مناسب نیست...»
📚 کتاب «عاشورائیان منتظر در آوردگاه فتنه»، صفحات ۲۶۹ و ۲۷۰
#شاه_کلید
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
طناب ِپاره پوره
▫️از سه فرسخ آن طرفتر صدای جیغ و دادشان میآمد و سرِ روستای دشتک #آوج را برده بود.
حاج خانومهای محله سرک میکشیدند ببینند چه خبر شده، گوش که تیز کردند صدای خنده و شادی بچهها به گوششان آشنا آمد. آسیه خانم گفت: چیزی نیست، گروه نو+جوانههای صالحین پایگاه حضرت زینب سلاماللهعلیها هستند امروز برنامه دورهمی و طبیعتگردی دارند.
اول پیادهروی کرده بودند، بعد هم صبحانه مفصلی خوردند. حالا نوبت هیجان و مسابقه بود وسط یک روز داغ ِ تابستانی. زهرا و مرضیه کم نگذاشتند از جان و دل داد میزدند: "بِکِشیدددددددددد "و کشیدن همان و طناب از هم گسیختن همان و رفقا روی زمین ولو شدند.
تا یک ربع از خنده ریسه رفتند. وضع و حالشان دیدنی بود. بعد از کمی داژبال، خانم مربی صدایشان زد و جلسه تفسیر آیهای از سوره نور شروع شد.
#قزوین
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
صبح زود، نوجوانان پایگاه آسیه اندبیل #خلخال راهی سفری شدند که نگاهی تازه به ایمان و معرفتشان بدهد.
اردوی یکروزهای که با سلامی بر مزار شهید جنگ تحمیلی اخیر، شهید حسن نظری آغاز شد؛ جایی که عطر غیرت و صدای ایستادگی هنوز در هوا جاریست. در فضای نورانی زیارت امامزاده، دل به حلقهی محبت پیوند زدند و روایت غربت دختر سهساله امام حسین، دلها را لرزاند.
نماز جماعت، بازی، خندههای بیتکلف لحظات سادهی آنان را معنا بخشید. ناهار اردو هم ساده بود و صمیمانه و رشتههای الفت آنها را محکمتر کرد...
#اردبیل
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••