بعد از اجرای فوقالعادهی باستانیکاران نوجوان در حسینیه امام خمینی (ره) و در محضر رهبر انقلاب، به ذهنم آمد که این موضوع میتواند الگوی خوب ورزشی برای بچههای پایگاه امام رضا علیهالسلام #بهبهان باشد.
دست به کار شدیم و متربیان حلقه صالحین را به زورخانه بردیم. بچهها آداب پهلوانی را یاد گرفتند. اینکه چرا موقع ورود باید سرخم کنند. فلسفهی رخصت گرفتن چیست؛ نقش مدد از اهلبیت در انجام امور سخت را یاد گرفتند و خلاصه کلاس جذابی برای بچهها شد.
#خوزستان
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
🌽 مشق با طعم ذرت بلال!
داستان از شکایت مادرها شروع شد؛ چند نفرشان پیش سرگروه صالحین پایگاه امام حسن مجتبی علیهالسلام #زرقان آمدند و با نگرانی گفتند: «آقا، بچهها از مشق نوشتن فرار میکنن، دفتر رو که میبینن، اخماشون میره تو هم...»
سرگروه، آمار گرفت و دید بیشترشان همینطورند؛ مشق شده نمادِ خستگی، نه یادگیری. تصمیم گرفت این ذهنیت را عوض کند.
نتیجهی کار شد «مشق در مسجد؛ با طعم بلال!». غروب، بلالها روی آتش میچرخیدند و بچهها، روی فرشهای مسجد المهدی تکالیف مدرسه را انجام میدادند. گاهی بین مشقنوشتن، بلال داغی به دندان کشیده و لبخندی ثبت میشد!
مشق دیگر خستهکننده نبود. بلال کار خودش را کرده بود. درس خواندن و انجام تکلیف، هر هفته یک طعم داشت. هفتهای طعمِ پفک، یک بار با طعمِ لواشک و هر بار رنگ و شادیِ تازهای داشت. تا جایی که پیش از شروع، بچهها با ذوق دور هم جمع میشدند و از مربی میپرسیدند: «آقا، این هفته درس خواندن چه طعمی داره؟!» مسجد، شده بود مرکز اصلاح ذائقهها...
#کار_و_ابتکار
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
هدایت شده از الگوسازی تعلیم و تربیت
#الگوی_علوی
🎖شاخص الگویی #سی_چهار:
قناعت به دارایی خود و چشم نداشتن به اموال مردم حتی در سختی و قدرت
🔰یک نفر میگوید، دیدم در جایی ـ در یکی از جنگها یا یکی از مسافرتها ـ حضرت خوابیده، و چون هوا هم سرد بوده، زیر قطیفهی نازکی میلرزد؛ «یرعد».
❓آمدم گفتم یا امیرالمؤمنین! چرا شما میلرزید؟ هوای به این سردی، چیزی رویتان بیندازید. فرمود که من دوست نمیدارم از اموال شما چیزی بردارم؛ همین قطیفه را با خودم از مدینه آوردهام و مایل نیستم که چیزی از اموال شما را استفاده کنم.
✔️این، وضع امیرالمؤمنین است. او سر قله قرار دارد و حال آن که ما چهار، پنج هزار پا از آن قله پایینتر هستیم. ما باید بالاخره در جهت او حرکت کنیم؛ این درس امیرالمؤمنین به ماست.
🔎خلاصه اینکه هرچه ما بخواهیم ابعاد زندگی این بزرگوار را دنبال بکنیم، همینطور آموزنده و درسدهنده است.
📚سخنرانی در دیدار با اقشار مختلف مردم (روز بیستونهم ماه مبارک رمضان). ۱۳۷۰/۱/۲۶
🌹هفته بعد هم منتظرت هستیم ...
🗓 به رفقا اطلاع بده، یکشنبه ها
#الگوسازی_تعلیم_و_تربیت در ایتا
#نهجالبلاغه
#الگوی_علوی
#الگوسازی_تعلیم_و_تربیت_بسیج
✅@shajareyetoba
💤خوابهایِ قرآنی
آخرین روزی بود که بچهها برای تمرین جمع شده بودند. فردا قرار بود با سرگروهشان در #فراگیرترین_مسابقات_قرآنی_جهان شرکت کنند.
زهرا و نرگس گوشهای با هم پچپچ میکردند و میخندیدند که خانم حسینی مچشان را گرفت و پرسید: «چی شده دخترها؟ چرا اینقدر میخندید؟»
زهرا گفت: «خانم، دیشب خواب دیدم توی مسابقه بودم، اما میکروفن صدا نمیداد!» بچهها با شنیدن این حرف زدند زیر خنده. نرگس هم با شوخی ادامه داد: «خانم، این که چیزی نیست! من خواب دیدم داور گفت 'آفرین'، ولی همین که بیدار شدم، مامانم داشت میگفت 'صبح بخیر پاشو برو مدرسه'!» خنده بچهها بلندتر شد.
خانم حسینی هم با آنها خندید و گفت: «نگران نباشید. مسابقه یعنی یک دیدار با خدا، نه اینکه بخواهید از بقیه جلو بیافتید... فقط برای دل خودتان بخوانید.»
همین حرف آرامشبخش، باعث شد استرس و دلنگرانی بچههای پایگاه حضرت خدیجه سلاماللهعلیها #مه_ولات کمتر شود و با اعتمادبهنفس بیشتری برای مسابقه آماده شوند.
#وَ_ما_یَسطُرون
#خراسان_رضوی
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
آیتالله حائری شیرازی رحمةاللهعلیه:
🔸تقصیر توست!
🧥 من در مدرسۀ حقانی، برای خواهران، درسی با موضوع «حقانیت مکتب توحید» میگفتم. [مرحوم شهید] آقای قدوسی [که مدیر مدرسه بود]، به خواهرها گفته بود که تا سه سال ازدواج نکنند تا درسشان به یک جایی برسد.
گاهی بعضی از اینها در این مسئله متحیر میشدند که چکار کنند؟ حالا که خواستگار برایشان آمده، با این تعهدات مدرسه چکار کنند؟ لذا با من مشورت میکردند که ادامه تحصیل بدهیم یا جواب رد بدهیم؟ من در تمام موارد میگفتم جواب رد ندهید. من معتقد بودم که دخترها اگر خواستگار برایش آمد حتماً شوهر کنند.
🧥 آقای قدوسی به من میگفت: تو کاسه کوزۀ ما را به هم زدهای! به ایشان گفتم: «دید من این است. من برای زن، شوهر کردن را از همه چیز بالاتر میدانم. بر اساس دید خودم عمل میکنم. اگر شما نمیخواهید دیگر نمیآیم برای تدریس»!
🧥 آقای قدوسی بعدش دیگر حرفش را ادامه نداد. از او پرسیدند که چطور شد؟ گفت: «من خواب دیدم یک مشت زن برهنه در یک جایی هستند. گفتم اینها چرا برهنه هستند؟ گفتند تقصیر توست!»
اینکه قرآن میفرماید: «هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ» (۱) یعنی همین! ایشان هم دیگر بعد از این خواب، ممانعتش را برداشت. میگفت: «اگر خواستگار آمد، ازدواج بکنید».
———————————
(۱) آنها لباس شما هستند؛ و شما لباس آنها.
#شاه_کلید
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••