eitaa logo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
4هزار دنبال‌کننده
37.1هزار عکس
17.6هزار ویدیو
134 فایل
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo جهت ارتباط با خادمین شهدا 🌷 خواهران 👇 @sadate_emam_hasaniam @labike_yasahide @shahid_40 کپی بنر و ریپ کانال ممنوع
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺 . ▫️ دوتا برادر بودن ، بچه‌ی فریدونکنار... ایوب متولد ۱۳۴۷ بود داوود متولد ۱۳۵۰. جنگ که شد رفتن جبهه.اول ایوب هفده ساله تو پاسگاه ترابه به شهادت رسید و انروز هم سالروز شهادتشه.چند ماه بعد داوود پونزده ساله تو شلمچه بشهادت رسید و پیکرش بعد ۱۱ سال برگشت ...🇮🇷 ( و ایوب الهی ) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ https://eitaa.com/piyroo
💢 هفت تپه محمدجواد اصغری گرجی_سن ۱۸ سال_ ۴ ۱۳۶۷ . 📩 مرا ببخشید که نتوانستم خوبی برای شما باشم و بزرگوارم بسیار ممنون و سپاسگزارم از اینکه آنطور مرا تربیت کردید که در رختخواب ذلت نمیرم و با ای خونین به دیار بشتابم من امانتی بودم که دیر یا زود می بایست مرا تحویل صاحب اصلی من می دادید چه بهتر که این امانت را مهر خون زده تحویل حضرتش دادید. اگر در روز به من اجازه شفاعت دهد اول کسانی که خواهم کرد شما خواهید بود. . https://eitaa.com/piyroo
🌷 🔺ازدواج که کرد یک جلد قرآن برای همسرش خرید . . . 🔸توی صفحه اولش نوشت: امیدم در این است که این کتاب اساس حرکت مشترک ما باشد و نه چیز دیگر که همه چیز فناپذیر است جز این کتاب. . https://eitaa.com/piyroo
📩 اگر شهید شدم؛ دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا مردم ببینند همراه خود چیزی نمی برم، چشمانم را باز بگذارید که بدانند کورکورانه شهید نشده ام. ( سلیمان عسگری ( ) ۱۹ ساله_ ۱۳۶۳_ ) https://eitaa.com/piyroo
🌊 هر چیزی را که در مسیرش باشد با خود می برد ، حتی را .... . 📷عکسی از غواصان شجاع و خط شکن لشکر ویژه ۲۵ کربلا_قبل از عملیات والفجر هشت_سال ۱۳۶۴ ‍‌ https://eitaa.com/piyroo
🌊 هر چیزی را که در مسیرش باشد با خود می برد ، حتی را .... . 📷عکسی از غواصان شجاع و خط شکن لشکر ویژه ۲۵ کربلا_قبل از عملیات والفجر هشت_سال ۱۳۶۴ ‍‌ https://eitaa.com/piyroo
💢 اون روز مادر بدجور دلتنگ پسرش بود. سعی کردم از دریچه لنز دوربینم این فراق و دلتنگی رو به تصویر بکشم... فدای دلت مادر ... . 📸( مادر شهید رضاعلی بابایی از لشکر ویژه ۲۵ کربلا_خرداد ۱۴۰۲_عکس : حمیدرضااحمدی اتویی) . https://eitaa.com/piyroo
11.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ماجرای مادرشهید مفقودالاثر بابلی ( از لشکر ویژه ۲۵ کربلا) در بیت رهبری .... 🎙روضه خوانی و مدیحه سرایی حاج محمدرضا بذری _شب تاسوعا محرم۱۴۴۷|حسینیه امام خمینی(ره) https://eitaa.com/piyroo
46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹هفت تپه بودیم ... زیر نور آفتاب مادری پیر نشسته بود... مادر شهید بود...میگفت : جسد امام حسین زیر سُم اسب ها بود جسد بچه‌‌ی من زیر توپ و تانک... . 🎥 کلیپ مصاحبه با مادر شهید لشکر ویژه ۲۵ کربلا شهید علی اصغر رضایی ... ‍‌ https://eitaa.com/piyroo
🌹انگار همین امروز وصیتش را نوشت مختار...شهید مختار امیری را می‌گویم؛ رزمنده‌ی دلاور لشکر ویژه ۲۵ کربلا ... ‍‌ https://eitaa.com/piyroo
🏷 دعا کن من شم 🇮🇷 ▪️مادر شهید : هر وقت مهدی از جبهه می اومد بهم می‌گفت: «مامان وقتی دوستانم شهید می‌شوند گوشم را کنار دهانشان می‌برم ببینم در آخرین لحظات چه می‌گویند»، می‌گفت «آخرین حرفی که دوستان شهیدم زمزمه می‌کردند «حجاب» بود. نمی‌دانم واقعا این زن‌های بی‌حجاب مسلمانند، خدا کند من شهید شوم دیگر این صحنه‌ها را نبینم. طاقت ندارم. ▪️مهدی گاهی می‌گفت : «مامان دعا کن من شهید بشم»، می‌گفتم آخه مادر اگر همه شهید بشن پس کی این انقلاب را نگه داره. می‌گفت «نه، اگر من شهید نشمم، چون فرمانده هستم، مرا می‌برند پشت این میزها و از آن بالا پرت می‌کنند توی جهنم، ممکن است خدایی ناکرده نادانسته کار اشتباهی انجام دهم که دیگر ندانم جواب خدا را چه بدهم»...بهمن ۱۳۶۴ ترکش خمپاره مهدی رو تو فاو شهید کرد. مهدی ملکی 🌷 https://eitaa.com/piyroo
💢 ... ... . ▪️رئیس ستاد لشکر ویژه ۲۵ کربلا بود. عملیات والفجر هشت فاو ، بچه های مازندران برای ساخت سنگر نیاز به الوار چوب داشتند.با قایق چوب ها را به حاشیه اروند می آوردند و به فاو انتقال می‌دادند.اما حاشیه ی اروند وقتی آب جزر و مد میشد باتلاقی درست میشد که کار انتقال چوب ها را با مشکل روبرو می‌کرد. . ▪️یک روز حسینعلی با وجود اینکه که خود در جبهه مسئول هم بود به همراه نیروهایش شروع به انتقال این چوب ها کردند.تا زانو و کمر در گل و لای فرو می‌رفتند.دقایقی گذشت ، معاونش دید بچه ها یکی یکی بخاطر آن شرایط سخت از زیر کار شانه خالی کردند اما حسینعلی انگار نه انگار همچنان مشغول انتقال چوب هاست.میگفت : وقتی این شرایط و دیدم زبان به گلایه باز کردم و گفتم حاجی چه وضعشه همه رفتن که ، فقط من و شما موندیم ...با همون سر و وضع گلی و خستگی و عرقی که می‌ریخت: لبخندی زد و گفت : خدا میبینه برادر ...ما مسئولیم.نباید شونه خالی کنیم.تو هم نگران نباش.تمام این لحظات تو دوربین خدا در حال ضبطِ.... . https://eitaa.com/piyroo