امام مىجنگيد تا اینكه هفتاد و دو زخم برداشت. از جنگ، خسته و ضعيف شد، ايستاد تا دمى بياسايد. در اين حال سنگى آمد و بر پيشانى ایشان خورد و خون جارى شد. لباس را بالا گرفتند تا پيشانى خود را از خون پاک كنند كه تير تیز سه شعبه و مسمومى آمد و بر قلب امام نشست. سر به آسمان بلند كرد و فرمود: خداى من! تو مىدانى كه اينان كسى را مىكشند كه فرزند پيامبرى جز او روی زمین نيست. امام تير را از پشت سر بيرون آوردند، خون مانند ناودان جارى شد. دستشان را زير زخم گرفتند و چون پر از خون شد به آسمان پرتاب كردند. از اين خون قطرهاى به زمين برنگشت و قبل از آن سرخى در آسمان ديده نشده بود. باز دست را زير زخم گرفت وقتی پر از خون شد به صورت و محاسنشان ماليدند و فرمودند: خضاب به خون خود خواهم بود تا به ملاقات جدّم محمد بروم و بگويم اى رسول خدا، قاتلین مادرم مرا كشتند.
📚مقتل الحسين علیهالسلام خوارزمي، ج۲، ص۳۹، نفس المهموم، ص۳۲۵
[ @pompos ]
مالک بن نمیر نزدیک رفت و شمشیرش را بر فرق مبارکش زد، خون از سر و روی آن حضرت جارى شد. در آن حال فرمود: با آن دست، دیگر غذا و آب نمیخورى و خدا تو را با ظالمان محشور کند. بعد از آن مثل بیچارگان در فقر و تنگدستى شدید به سر مىبرد و دستانش از کار افتاد.
📚انساب الاشراف، ج۳، ص۴۰۷
[ @pompos ]
شام غریبان است...
خیمهها در آتش، کودکان در حیرت، و دختران امیرالمؤمنین علیهمالسلام در آغاز راهی پر از زخم، اشک و غربت.
سلام بر بانوان حرم که در غروب عاشورا، نه پناهی داشتند و نه سایهسری...
سلام بر زینب کبری علیهاالسلام، آن بانوی صبر، که قامتش کوه را به زانو درآورد.
این شب، روایتگر مظلومیتی است که تاریخ، شرمزده از بیان آن است.
شام غریبان حسینی، بر تمام آزادگان جهان تسلیت و تعزیت باد.
[ @pompos ]