📱بیهدف از این کانال به آن کانال میرفتم...
نه من میدانستم دنبال چه هستم نه گوشی بینوا! گــیج و منگ و ســردرگم! و این قصه بیشتر روزهای من بود... نمیدانستم دنبال چه هستم! انگــــار که مسیری را اشتباه آمده باشم...!
🔻 خــانم مـــشاور چند نســخه برای زندگیام پیچید و به امان خدا فرستادم... راستش خیلی هم دنبال نسخه و پند و نصیحت نبودم! فقـط میخواستم یک گوش شنوا پیدا کنم و حــرف بزنم، نقهای تلنبار شدهی یک عـــمر زندگی مشترک را خالی کنم! آن روزها مـــدام خاطرات روزهای عقد و عــروسیمان را مــرور میکردم! دست خودم نبود! یک دفعه تمام آن خــاطرات تلخ مثل خوره به جانم میافــتاد و دل و دماغی برایم نمیگذاشت! بیچاره این وسط بچهها هم گوشت قربانی شده و بینصیب از اخلاق بیخود مادرشان نمیماندند!
💢 اما روزی رسید که بـه یکباره داستان زندگیام تغییر کرد! ماجرایش سرِ دراز دارد! چطور و چگونهاش بماند اما میتوانم بگویم تنها یک معجزه به اسم سوره عصر زندگی من را تغییر داد!
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
وَالْعَصْرِ ﴿١﴾ إِنَّ الإنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿٢﴾
❗️من از جامعه دست شسته بودم! به بهانه تربیت فرزند و همسرداری به هیچ کاری فکر نمیکردم! یعنی آن روزها فکر میکردم درستترین کار عالم را هم انجام میدهم! نه درسی! نه بحثی! نه کاری! هیچ! فقط فکر میکردم یک مادر خوب باید تمام وقت در خانه بماند و هیچ کار جانبی دیگری نداشته باشد اما بعدها فهمیدم نشستن در خــانه لزوما به همــسرداری و بچهداری بهتر منتهی نخواهد شد! و حتی گـــاهی این بیبرنامه بودن، رها شدن از زمان، انسان را بدتر به ناکجاآباد خواهد رساند! به زرق و برقهای پــوچ ِ الکــی!
🔆 والعصر... این قسم و جــواب قسمش، زنــدگی مرا زیر و رو کــرد! این ســوره آمده بود تا مرا با این حقیقت مــواجه کند که "عمر تو ســـــرمایه توست! هر کاری که میکنی داری با همین سرمایه معـــــامله میکنی..."
⚠️ خســـران نزدیک است اگـــر حواست به عــصارههای زندگیات نباشد...
مـــراقب زمانهای عمـــرت باش!! مــراقب باش ضــرر نکــنی و خســرانزده نمــانی...
✨ و عمر شیشه عــطــریست پس نمیماند
پــرنده تا به ابــد در قفــــس نمـــیمانــــد...!!
✍ ز . ک
📌 برداشتی از جلسات تدبر #استاد_چیتچیان
#زندگی_با_قرآن
#سوره_مبارکه_عصر
#بانوان_فعال_جبهه_فرهنگی_انقلاب
@rabteasheghi⏪
‼️ استثنا کرده بود! نمیدانم من هم شاملش میشدم یا نه!! ایکاش میشدم! خب از کجا باید میفهمیدم؟؟ نشانهاش چه بود؟؟
🔻 طـهورا را به مدرسه میرسانم. ترجیح میدهم به جای گرفتار ماندن در این ترافیک سرسامآور، کـمی در فضای سبزِ روبهروی مدرسه بنشینم و از هــوای دلانــگیز صبحگاهی لذت ببرم.
📖 کتابی را که هفته پیش هـدیه گرفته بودم، آوردم تا بخوانم... اما صفحه اولش را که باز میکنم، سوال اولِ کتاب تو ذوقم میزند!!
"آیـا در دنــیا احساس ایمنی و امــنیت دارید؟" چه سوال ناشیانهای؟! خـُب، معلوم است که نــه! حالا دوباره نویسنده سوالش را ادامه میدهد و میپرسد:
پــس چگونه میتوانیم در دنیا به ایمنی و امنیت برسیم؟؟
حالا این شد یک سوال حسابی! اگـر این سوال را نمیپرسید، کلاً ازش قطع امید میکردم...
دفتر خاطرات روزانهام را باز میکنم و سوال کتاب را دوباره مینویسم... چگونه...؟!
خب زندگی من که مستثنا از قاعدهی دنیا و احوالاتِ چرخان و پیچ و واپیچش نیست!!
دنیا، دنیاست دیگر... دنیا و ناایمنیهایش... دنیا و احوالات عجیب و غریبش... دنیا فراز و نشیبهایش! نمیدانم چرا همیشه حسم به دنیا درست نمیشود! هیچ وقت نمیتوانم به آن اطمینان کنم! نمیتوانم به خوشیهایش دل خوش کنم! به موفقیتها دستاوردهایش مغرور و سرخوش باشم! حتی غمهایش هم ماندنی نیست! پس چطور میتوان با این دنیا معامله کرد؟! عجب حریف چِغر و بدبدنیست این دنیا...
✨ و حالا انگار که دوباره، تمام جــوابِ سوالهایِ من میرسـد به همان استثنا!!
... وَالْعَصْرِ ﴿١﴾ إِنَّ الإنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿٢﴾ إِلا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
وقت تنگ است! فرصت زندگی کوتاه است و انسانی که در خسران است مـــگر...
مــگر ایمان
با ایمان است که میتـوان در شرایط ناایمنِ دنیا خاسر و متضرر نشد!
ایمانی که در عـملِ صالح خودش را نشان مـیدهد...!!
و حالا از بین تمامی عملهای صالح، تواصی به حق و تواصی به صبــر آورده شده!! چــرا؟؟
گویا دوباره پای استثنایی در میان است! استثنایی که میگوید، ببین! تو با خودت به جایی نمیرسی!! تو با جامعه عجین شدهای، تو برای جــمع ساخته شدهای و برای نجاتـــــــِ از خــسران، باید برای جـــمع کاری بکنـــی...
📱صدایِ زنگِ تلفن مرا به خودم میآورد!! ای وای چقــدر زمان گذشته و من همچنان اینجــا نشستهام...
💫 در لابه لای روزمرگیهایم، دوباره به یاد سوال نویسنده میافتم! حالا شاید بتوانم برای ناایمنی دنیا، راه حلی پیدا کنم! راه حلی که استثنای سوره عصر به من نشان داد! راهِ چارهای به اســم ایمان، آن هم ایــمانی که فقط در من و زندگیِ مـن خلاصه نشود!!
✍ ز . ک
📌 برداشتی از جلسات تدبر #استاد_اخوت
#زندگی_با_قرآن
#سوره_مبارکه_عصر
#بانوان_فعال_جبهه_فرهنگی_انقلاب
@rabteasheghi⏪