eitaa logo
کانال شهیدابراهيم هادی ❤️رفیق شهیدم❤️
5هزار دنبال‌کننده
25.1هزار عکس
16هزار ویدیو
190 فایل
♡ولٰا تَحْسَبَّنَ الَّذینَ قُتِلوا في سَبیلِ اللِه اَمواتا بَل اَحیٰاعِندَ رَبهِم یُرزقون♡ شہـد شیـرین شـہـٰادت را کسانی مـے چشند کـہ..!! لذت زودگذر گنـٰاه را خریدار نباشند .. 💔 دورهمیم واسہ ڪامل تر شدن🍃 #باشهداتاشهادت ارتباط با خادم کانال👇👇 @Zsh313
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد از شهادت داداش مصطفے از مادرشهید پرسیدن: "حالا كه ‌بچه ات‌ شهید شده میخواے چیكار کنے؟" ایشونم دست گذاشتن روے شونه ی نوه شون و گفتن: "یہ‌مصطفےدیگہ‌تربیت‌مےڪنم🖐🏻♥️🖇" http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ.🌺🌺🌺 آیه ی ۱۱۵ سوره ی مبارکه ی بقره مشرق و مغرب از آن خداست، پس به هرسو روكنيد، آنجا روى خداست، همانا خداوند (به همه جا) محيط و (به هر چيز)داناست... @shahid__mostafa_sadrzadeh1 ✨ بعد از شهادت داداش مصطفی از مادرشهید پرسیدن: "حالا كه ‌بچه ات‌ شهید شده میخوای چیكار کنی؟" ایشونم دست گذاشتن روی شونه ی نوه شون و گفتن: "یہ‌مصطفی دیگہ‌تربیت‌می کنم🖐🏻♥️" ♥️🕊 @shahid__mostafa_sadrzadeh1 @shahid__mostafa_sadrzadeh2 1400/10/28 ۵ https://www.instagram.com/p/CY3ZmQwBzqv/?utm_medium=share_sheet
توی تدارکات لشکر یکی دو شب می‌دیدم ظرف‌های شام را یکی شسته. نمی‌دانستیم کار کیه!🧐 یک شب مچش را گرفتیم، آقا مهدی بود.😳 گفت: من روزها نمی‌رسم کمکتون کنم، ولی ظرف‌های شب با من..:)🙂 http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
. 😍✨ با دوستاش رفته بود راهیان نور ، دیار شهدا...☺️ مناطقی که به گفت خودش غریب بود...😥 موقع برگشت از سفر،اتوبوس رفت ولی رسول نرفت!گفت جا موندم..بعدا فهمیدیم داستان از این قراره 😶 که تیم تفحص مستقر شده بوده و رسول هم با خبر شد و دلش می خواست یه مدتی رو باهاشون باشه....😊 اون یه مدت شد10 روز! واز همان جا بود که با شهید محمد حسین محمد خانی آشنا شد.😯 با آمدن رسول به منطقه شرهانی،بعد از مدت ها یک شهید پیدا شد..😵 ..چه ذوق و شوقی  داشت موقع تعریف کردن قضیه ی پیدا شدن شهید ❤️ http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
دوست‌شهید‌نوری‌میگفت: بهش‌گفتم:بابک‌من‌به‌خاطرخانوادم‌ نمیتونم‌بیام‌دفاع‌از‌حرم..😔 گفت:توی‌کربلاهم‌دقیقا‌همین بحث‌بود،یکی‌گفت‌خانوادم یکی‌گفت‌کارم،یکی‌گفت‌زندگیم.. اینطوری‌شدکه‌امام‌حسین(ع) تنها موند..!🥀 و‌من‌واقعاجوابی‌نداشتم‌برای‌حرفش....💔 اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج🦋🌱 http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ«۷۴مائده» آیا به سوی خدا بازنمی‌گردند، و از او طلب آمرزش نمی‌کنند؟ (در حالی که) خداوند آمرزنده مهربان است.🌿 +تا‌خدا‌هست،ناامیدی‌چرا؟؟؟ همـــه گفتنــــد: شهدا شرمنده‌ایم... خیلی‌ها شنیدنـد: شهدا شرمنده‌ایم... خیلی‌ها نوشتنــد: شهدا شرمنده‌ایم... خیلی‌ها دیدنــــــد: شهدا شرمنده‌ایم... همــــه! همه شرمنــــده‌ایم😞 اما نمیدونم چند نفر سعی دارند از این شرمندگی شهدا خارج بشن!!!🤔 از هر جا که عبور می‌کنیم، نام شهیــــدی می‌درخشـــد، که خونـــش، جانش، جوانی‌اش، فــــرش راه انقــــلاب شــــده است🇮🇷 پس یادمان باشد، قدم‌به‌قدم را بدهکاریم به آنهایی که پل عبور ما شدند در این دنیا♥️ رفتـند تا بمانیم و به جای شرمندگی، رهــــروشان باشیــــم✌️ 💐اللهُمَّ‌صَلِّ‌عَلَى‌مُحمَّـدٍوآل‌مُحَمَّد💐 🌷«یادی که دردلهاهرگز نمی میرد یاد شهیدان است» @shahid__mostafa_sadrzadeh1 @shahid__mostafa_sadrzadeh2 1401/1/10 ادامه مصاحبه...... قسمت هفتم https://www.instagram.com/p/CbulARCIXWz/?utm_medium=share_sheet
خاطره کوتاه از شهید صدرزاده ارسال توسط یکی از دوستان شهید داشتیم برای حمله آماده میشدیم ، با سید راه افتادیم. شب همان چهره همیشگی اش را داشت، آرام بود. همیشه انگار با نگاهش دنبال چیزی میگشت ، کم کم در گیری ها بالا گرفت، منم گرم در گیری شدم، اما یک لحظه وسط در گیری انگار صدای مانند اصابت گلوله شنیدم برگشتم سید و دیدم که به قسمتی از پاش خورد و از قسمتی دیگه بیرون زد.😔 خودمو بالا سرش رسوندم و گفتم: سید جان بزار برگردونیمت عقب، دیدم حالت چهره اش عوض شد گفت: چی؟ من برم عقب و بچه ها مو بذارم؟؟؟ با زخمشو بست و بلند شد وتا آخر موند و عقب نرفت . اینقدر بچه ها رو دوست داشت ، وقتی وارد جمع میشد تشخیص اینکه فرمانده الان تو جمع هست بود‌. ❤️
🇮🇷بسم رب الشهدا و الصدیقین🇮🇷 🌷💞 شهیداسماعیل دقایقی سرواوی تولد_۹ بهمن ۱۳۳۳ بهبهان، ایران درگذشته_۲۸ دی 1366 شلمچه، خوزستان مزار شهید:_ امیدیه، استان خوزستان وفاداری_ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران شاخه نظامی_ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سال‌های خدمت۱۳۵۸ تا۱۳۶۶درجه _سرلشکر پاسدار یگان _نیروی زمینی سپاه پاسداران فرماندهی_ لشکر ۹ بدر جنگ‌ها و عملیات‌ها _جنگ ایران و عراقـ 🌸صلوات هدیه به این شهید🌸 🇮🇷.💞 سال 52 كه از زندان آزاد شد مصمم تر هوشتيارتر و پخته تر شده بود و تجربه هاي پر بهايي اندوخته بود. و كار و روشنگري اش را با پيچيدگي و درايت بيشتري انجام مي داد. از او پرسيدم:در زندان چه خبر بود؟ پاسخ داد: هيچ خبري نبود! اينها يك طبل تو خالي بيش تر نيستند. من از زندان استفاده كردم. پرسيديم: چه كار كردی؟ در پاسخ نمونه ای از كارهايش را چنين بيان نمود: زندانباني بود كه مي خواست درس بخواند. كم كم با او رياضي و فيزيك كار كردم..! آن زندانبان دوست اسماعيل شده بود و بعد از آزادي اش از او سراغ مي گرفت و به ديدارش مي آمد. اسماعيل هم خوش حال از اين كه در زندان هم تأثير گذار بوده است: ✿بي گناهي كم گناهي نيست در ديوان عشق يوسف از دامان پاك خود به زندان مي رود ✧28دی ســالــروز شـهــادت شــهـیـد اســمـــاعـــیـل دقــایــقـی🌷🇮🇷 @rafiq_shahidam96 🇮🇷 @shahidmedadian ⤵️⤵️⤵️ https://eitaa.com/joinchat/2782331172C961681c03d
بسم رب الشهدا و الصدیقین 🌷 شهید عماد مغنیه نام مستعار:حاج رضوان مذهب :شیعه ولادت :۱۳۴۱ شهادت : ۱۳۸۶/۱۱/۲۳ در پی انفجار خودروی بمبگذاری‌ شده، دمشق محل تحصیل:دانشگاه آمریکایی بیروت (AUB) مغز متفکر حزب الله منصب:از فرماندهان جنگ ۳۳ روزه جایزه ۲۵ میلیون دلاری دولت آمریکا برای شناسایی عماد مغنیه 🌷 عماد گاهی حاج رضوان بود! گاهی مرتضی! گاهی خود را مصطفی معرفی می‌کرد و گاهی نام دیگری برای خود برمی‌گزید. جاسوس‌های سرویس‌های امنیتی موساد و اف بی آی و ... هر چه بیش‌تر به مغنیه نزدیک می‌شدند او را دورتر می‌یافتند..! به قول حاج قاسم سلیمانی، یار دیرین عماد مغنیه، حاج رضوان مثل شمشیر فرود می‌آمد و مثل شبح ناپدید می‌شد! وی به‌عنوان "مرد سایه" و مغز متفکر حزب الله لبنان شهرت داشت. شــهادت درون یک خودروی میتسوبیشی پاجروی نو و نقره‌ای‌رنگ در منطقه «کفر سوسه» و خیابان «الحدیقه» در دمشق رخ داد، عماد مغنیه به شهادت رسید و ۲ نفر زخمی شدند.  در این منطقه یک مدرسه ایرانی و یک مرکز پلیس و دفتر اصلی سازمان اطلاعات سوریه قرار دارد.  پس از این واقعه حزب‌الله در بیانیه‌ای، اسرائیل را مسئول ترور این مقام ارشد نظامی حزب‌الله دانست.  آیت‌الله خامنه‌ای : در پیامی به مناسبت شهادتش، او را فردی معرفی کرد که سراپا عشق و شور جهاد فی سبیل الله بود. 🌷 اسرائیل خود به خود ساقط خواهد شد چرا که دیگر نمی تواند نقشی را که ایالات متحده و غربی ها از او انتظار دارند عملی کند.» 🌼شـادی روح پــاک هــمـه شهیدان و شهید عماد مغنیه صـلوات🌼
بسم رب الشهدا و الصدیقین 🌷 شهید سیف الله شیعه زاده نام پدر: علی اکبر            تاریخ تولد : ۱۳۴۸/۶/۲ محل تولد:آمل تاریخ شهادت: ۱۳۶۴/۵/۱۰ محل شهادت:کردستان آدرس مزار مطهر شهید: مازندران،محمودآباد، گلزار شهدای روستای تازه آباد 🌷 شهیدی که هیچ کس منتظرش نبود جز خدا... ‏ از شهدای بهزیستی استان مازندران که با یک زیر پیراهن راهی جبهه شد و هیچکس در جبهه نفهمید كه او خانواده‌ای ندارد. کم سخن می‌گفت و... ‏با سن کم سخت‌ترین کارجبهه یعنی ‏ «بیسیم‌چی» بودن را قبول کرده بود ‏سرانجام توسط منافقین اسیر شدبرگه و کدهای عملیات راقبل از سارت خورد و منافقین پس از به شهادت رساندن وی، برای به دست آوردن رمز وکدهای بیسیم، ‏سینه وشکمش راشکافتند!! ‏ولی چیزی نصیب آن‌ها نشد ...! 🌷 وقتی به طرف جبهه ها می روم همراه با شوق و اشتیاق است چون می دانم برای اسلام و خدا می روم. من درس اسلام شناسی را وقتی که رهبرم امام خمینی به ایران آمد از او یاد گرفتم و این را هم بگویم که من برای اسلام و خدا به جبهه می روم و نه برای مقام ، نه تنها من بلکه همه رزمندگان همینطور هستند. 🌼شـادی روح پــاک هــمـه شهیدان و صـلوات🌼 ┄┅┅❅❁❅┅┅♥️ @rafiq_shahidam96 ❁═══┅┄ 《 کانال شهید ابراهیم هادی رفیق شهیدم ♥️👆》
بسم رب الشهدا و الصدیقین 🌷 شهید منوچهر مدق نـام پـدر :محمد تـاریخ تـولـد :۱۳۳۵/۰۳/۳۱ مـحل تـولـد :تهران سـن :۴۴ سـال وضـعیت تاهل :متاهل شـغل :پاسدار دسـته اعـزامـی :سپاه پاسداران تـاریخ شـهادت :۱۳۷۹/۰۹/۰۲ مـحل شـهادت :بیمارستان جم نـحوه شـهادت :حوادث ناشی ازجراحت مزار:گـلزار شـهدا_قـطعـه: ۵۰_ردیـف:۹۳_شـماره :۴ گاهی از نمازهایش می فهمید دل تنگ است. دل تنگ که می شد ، نماز خواندنش زیاد می شد و طولانی. دوست داشت مثل او باشد ، مثل او فکر کند ، مثل او ببیند ، مثل او فقط خوبی ها را ببیند . اما چطوری ؟ منوچهر می گفت ؟ « اگر دلت با خدا صاف باشد ، خوردنت ، خوابیدنت ، خنده ها و گریه هایت برای خدا باشد ،اگر حتی برای او عاشق شوی ، آن وقت بدی نمی بینی ، بدی هم نمی کنی ، همه چیز زیبا می شود » و او همه ی زیبایی را در منوچهر می دید . با او می خندید و با او گریه می کرد . با او تکرار می کرد : « نردبان این جهان ما و منی ست                عاقبت این نردبان بشکستنی ست لیک آن کس که بالا تر نشست                 استخوانش سخت تر خواهد شکست » 🌼شادی روح پاک همه شهدا و... صلوات🌼 ┄┅┅❅❁❅┅┅♥️ @rafiq_shahidam96 ❁═══┅┄ 《 کانال شهید ابراهیم هادی رفیق شهیدم ♥️👆》
◾️ ♥️🎙 مصطفے خیلی مبادی آداب بود ... نسبت به بزرگترها مخصوصا پدربزرگ و مادربزرگ ها🍃✌️🏻 اگر در روز ده بار می رفت خدمت پدربزرگ یا مادربزرگ ،مقید بود دستشون ببوسه و قربون صدقشون بشه♥️ و همیشه می گفت خداوند سایه این بزرگان از ما نگیره که مایه ی خیر و برکت هستند✨ مصطفی از کودکی با پدربزرگش صمیمی بود... هروقت کوچکترین فرصتی پیش میومد، خدمت بی بی و بابا می رسید🖐🏻🌸 و بهفاطمه ، از کودکی یاد داده بود مثل خودش احترام بذاره به بزرگترها.  راوی مادرشهید .کانال فرهنگی انقلابی شهید مصطفی صدر زاده @sadrzadeh1