خط رهبری
🔰 #گزارش | راز عمامه سفید سیّد - ۴ 📝 #خاطره رهبر انقلاب درباره علت عمامه سفید بر سر گذاشتن پدرشان
🔰 #گفتوگو | پدر به روایت پسر - ۱
🔸 سیدهادی خامنهای سومین پسر مرحوم آیتالله سیدجواد حسینی خامنهای و برادر کوچکتر رهبر معظم انقلاب است. وی پیش از انقلاب، از اواسط دهه ۱۳۴۰ خورشیدی به مبارزه علیه رژیم پهلوی پرداخت و در این مسیر توسط نیروهای ساواک دستگیر و شکنجه شد.
🔹 هم چنین وی پس از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۶۵ خورشیدی در حملهای که از سوی سازمان مجاهدین خلق به شرکت کنندگان در راهپیمایی ۲۲ بهمن در مشهد انجام شد، از ناحیه پا دچار آسیب شد. او اکنون نیز فعالیت خود را در عرصه علمی به عنوان مدیر پژوهشگاه تاریخ اسلام ادامه می دهد.
📝 در گفتوگو با سیدهادی خامنهای به بررسی شخصیت و اندیشههای پدرش آیتالله سیدجواد خامنهای پرداختهایم:
* پدربزرگ شما از علمای مشهور تبریز بودند کمی از خاندان خامنهای برای ما بگویید.
🔸 پدر بزرگ ما مرحوم آیت الله سید حسین مجتهد خامنهای از علمای سرشناس #تبریز بودند. شیخ محمد خیابانی از چهرههای شناخته شده مشروطه داماد ایشان بود پدران ایشان نیز اهل خامنه بودند و نام خانوادگی خامنهای به واسطه حضور پدرشان در خامنه به ایشان اطلاق می شد.
🔹 اجدادشان نیز اهل تفرش بوده اند. پدر ایشان سید محمد حسینی اهل تفرش بود که به #خامنه رفته و به اصرار اهالی در همان جا ساکن شده بود و خانواده تشکیل داد و آقا سید حسین مجتهد در همان جا متولد شد و از علمای مبرز آن خطه به حساب می آمد.
🔸 پدرم سیزده ساله بود که پدرش آقا سید حسین مجتهد را از دست داد و تحت کفالت مادرش قرار گرفت گرچه این زمان هم طولی نمیکشد و مادر از دنیا می رود. دوران نوجوانی مرحوم پدر ما با یتیمی و تحت سرپرستی برادر بزرگش آقاسیدمحمد پیغمبر گذشت. آقا سید محمد پیغمبر از پدر ما حدود سی و دو سه سال بزرگ تر و از مادری دیگر بود اما مرحوم پدر ما برادر کوچکتری هم داشتند به نام آقا سید مهدی خامنهای یا به تعبیر آذریها میرمهدی که بعدها به #مجتهدزاده معروف شد.
🔹 سید محمد پیغمبر از نزدیکان و افراد مورد اعتماد مرحوم آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی بود و به دلیل اینکه پیام های آن مرجع بزرگ را از #نجف به علمای دیگر منتقل میکرد، به «پیغمبر» معروف شد. ایشان دو پسر به نامهای سید احمد و سید مرتضی و یک دختر داشت که به واسطه شهرت پدرشان، پیغمبرزاده نامیده می شدند.
🔸 پدر ما بعد از اینکه تحت تکفل برادر بزرگترش قرار گرفت، در همان #نوجوانی برای تحصیل راهی نجف میشود. ایشان در سفری که به تبریز می آید، با خانمی از اهالی تبریز ازدواج می کند. حاصل این ازدواج سه دختر بود به نامهای علویه، بتول و فاطمه سلطان. / منبع: «نشریه خیمه»
@rahbari_plus
خط رهبری
🔰 #گفتوگو | پدر به روایت پسر - ۱ 🔸 سیدهادی خامنهای سومین پسر مرحوم آیتالله سیدجواد حسینی خامنه
🔰 #گفتوگو | پدر به روایت پسر - ۲
📝 گفتوگو با سید هادی خامنهای درباره خاطرات و زندگی ناگفته پدرش
* مرحوم پدرتان در نجف از محضر چه کسانی بهره بردند؟
🔸 در نجف از شاگردان آقاضیای عراقی و آقای نایینی بودند و مدتی نیز در درس مرحوم آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی حاضر می شدند. یکی از هم دورهای های ایشان در زمان تحصیل در نجف آیت الله میلانی بودند که در سال ۱۳۳۳ از نجف به مشهد آمدند و حوزه علمی مشهد را رونق بخشیدند و شاگردان زیادی تربیت کردند. یکی دیگر از هم دورهای های مرحوم پدرم که از کوچکی در تبریز با هم آشنا و بلکه هم درس بودند، #علامه_طباطبایی است.
🔹آنچه از سالهای دهه ۴۰ شمسی به بعد در خاطرم مانده، این است که خانواده ما با خانواده علامه ارتباط زیادی داشتند. علامه و خانوادهشان هر ساله برای یک ماه یا بیشتر در #مشهد اقامت می کردند. کتابهایی را که علامه لازم داشتند، من از کتابخانه پدر به امانت میگرفتم، زیر بغل می زدم و در محل سکونتشان تحویل میدادم. بعد از استفاده ایشان دوباره کتابها را به خانه می آوردم و در #کتابخانه پدر قرار میدادم.
* ایشان در مشهد محفل درسی نیز داشتند؟
🔸 با وجود مراتب علمی بالایی که پدر ما داشت، هیچگاه کرسی #تدریس_عمومی تشکیل نداد، اگرچه خصوصی و محدود شاگردانی داشتند که نزد ایشان درس میخواندند. من دو نفر از آنان را که از علمای محترم تبریز و مشهد بودند، می شناسم. حاجمیرزا نصرالله شبستری از درس خواندههای نجف، و حاج میرزا حسین عبایی از اهل علم مشهد و امام جماعت یکی از مساجد، مقداری از تحصیلاتشان را نزد مرحوم پدر ما گذراندند.
🔹 آقای شبستری به نجف بازگشتند و #تحصیلات خود را در آنجا ادامه دادند اما مرحوم آقای عبایی در مشهد ماندند. آن طور که آقای عبایی برای من نقل میکرد تعبیرشان این بود که پدر ما برای ایشان پدری کردند و حتی واسطه ازدواجشان با همسری خراسانی شدند.
🔸 البته پدرم شاگردان دیگری نیز داشتند که نزد ایشان «#کفایه» میخواندند. یعنی میآمدند منزل ما و پدرم تدریس خود را انجام میدادند و میرفتند. برنامههای تدریسشان در همین حدود بود.
🔹 پدرم بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد صدیقیها سخنرانی کوتاهی داشتند. در ماه مبارک #رمضان نیز به همین بهانه مباحثی برای نمازگزاران مطرح میکردند.
@rahbari_plus
خط رهبری
🔰 #گفتوگو | پدر به روایت پسر - ۲ 📝 گفتوگو با سید هادی خامنهای درباره خاطرات و زندگی ناگفته پدر
🔰 #گفتوگو | پدر به روایت پسر - ۳
📝 گفتوگو با سید هادی خامنهای درباره خاطرات و زندگی ناگفته پدرش
* علت سفر ایشان به مشهد و ماندن چه بود؟
🔸 در یکی از سفرهایی که پدر به همراه خانواده از عراق راهی ایران میشوند سفری نیز به مشهد داشتند و ظاهرا اولین سفرشان هم بوده که از #معنویت حرم مطهر حضرت رضا علیهالسلام بسیار خوش و خوشنود میشوند، و همان جا تصمیم میگیرند که اگر خدا خواست، در آینده ساکن این شهر شوند.
🔹 پس از این سفر دوباره به نجف باز میگردند و پس از گذشت مدتی عازم ایران میشوند و پس از توقفی کوتاه در #تبریز و دید و بازدید از اهل فامیل و خویشان، راهی مشهد میشوند و در این شهر سکنی می گزیند.
* مرحوم پدرتان پس از فوت همسر اول به علت بیماری در مشهد تصمیم به ازدواج مجدد میگیرند. واسطه آشنایی ایشان با دختر آیتالله میردامادی چه کسی بود؟
🔸 در همین سفر آخر همسرشان بیمار میشود و بر اثر #بیماری، چشم بر دنیا میبندد. پس از مدتی تصمیم به ازدواج مجدد میگیرد. پس با دختر آیت الله سیدهاشم نجف آبادی میردامادی ازدواج میکند. واسطه این ازدواج هم مرحوم شیخ علیاکبر نوقانی از علمای معروف مشهد بود، چون هم با پدر آشنایی داشت و هم با #آیتالله_میردامادی.
🔹 مرحوم پدر ما موقع ازدواج حدود ۳۸ سال سن داشتند و مرحوم مادر ما شاید ۱۷ یا ۱۸ سال بیشتر نداشتند. تاریخ ازدواجشان هم حدود سال های ۱۳۱۱ یا ۱۳۱۲ خورشیدی بوده است. در آن زمان فاصله سنی مادر با خواهران ناتنی ما کم بود. شاید با خواهر بزرگ ما حدود ۵ سال اختلاف سنی داشتند.
🔸 بنابراین کارهای خانه را بین خودشان تقسیم کرده و هر کدامشان به نوبت کارها را انجام میدادند. حاصل ازدواج پدر و مادر ما، چهار پسر و یک دختر است. محمد آقا در سال ۱۳۱۴ و علی آقا در سال ۱۳۱۸ زاده شد بدری خانم در سال ۱۳۲۱ متولد گردید، پنج سال بعد من به دنیا آمدم و حسن آقا که برادر کوچک ماست، سال ۱۳۳۰ پا به دنیا گذاشت. / منبع: «نشریه خیمه»
@rahbari_plus
خط رهبری
🔰 #گفتوگو | پدر به روایت پسر - ۳ 📝 گفتوگو با سید هادی خامنهای درباره خاطرات و زندگی ناگفته پدر
🔰 #گفتوگو | پدر به روایت پسر - ۴
📝 گفتوگو با سید هادی خامنهای درباره خاطرات و زندگی ناگفته پدرش
* ایشان در مشهد بیشتر با چه کسانی ارتباط داشتند؟
🔸 از جمله کسانی که بین پدر ما و ایشان علاقه زیادی وجود داشت، مرحوم میرزا حبیب الله ملکی بود. ایشان اصالتش آذربایجانی و از شاگردان #آخوند_خراسانی بود. مرحوم میرزا حبیبالله مردی ملا و فاضل بود. او حدود پانزده سال از پدر ما بزرگ تر بود، اما شباهت زیادی با پدر ما داشت. گوشه گیری را بیشتر میطلبید. دوستی های عمیق و مستمری داشت که چندان گسترده نبود. میرزا حبیبالله در جلسه انس روزهای پنجشنبه که به جلسه «#کمپانی» مشهور بود حضور پیدا میکردند.
🔹 قبل از ظهر روز پنجشنبه اول کسی که به جلسه میآمد و ما پذیرایی میکردیم، او بود. در این گعده دوستانه، مرحوم پدر و دوستانش، #بحثهای_علمی و گاه سیاسی یا اجتماعی میکردند و تا ظهر هم ادامه داشت. در بین هفته اگر مجلس #روضه در منزل آقای ملکی برپا بود، پدر ما میرفتند و اگر هم نبود باز هم پدر میرفتند و این دیدار گاهی به سه چهار دفعه در هفته هم میرسید. خدا رحمت کند آقای ملکی را. به ما خیلی علاقه داشت.
🔸 یکی دیگر از دوستان مرحوم پدرم و از اعضای جلسات «کمپانی» مرحوم حاج میرزا باقر تبریزی معروف به خرازی، از شاگردان مرحوم نایینی در نجف بود، عالمی زاهد، عابد و گوشه گیر که در نزدیکی منزل ما زندگی می کرد. او مدتی امام جماعت #مسجد_گوهرشاد بود و عمر را با همان زندگی محدودی که داشت به پایان برد.
🔹 مرحوم آیت الله غلامحسین تبریزی که به شیخ غلامحسین ترک نیز شناخته میشد، یکی دیگر از دوستان پدر ما و یکی از اعضای کمپانی بود. او از شاگردان مرحوم آخوند و همچون میرزا حبیبا... ملکی یک دوره جلوتر و از پدر ما بزرگتر بود، اما سالها با هم انس داشتند. خیلی کوچک بودم که به منزل ما رفت و آمد میکرد.
🔸 مرحوم آیت الله سید علیاکبر خویی پدر آقا سیدابوالقاسم خویی، از #مراجع_تقلید ساکن نجف، از دیگر شرکت کنندگان جلسات «کمپانی» بود. او با پدر ما دوستی عمیق و رابطهای صمیمی داشتند. من از همان دوران کودکی چهرهشان را به خاطر میآورم. حدودا شش ساله بودم که او درگذشت، اما یادم هست که وقتی در خانه ما را میزد، من میدویدم و در را باز میکردم و ایشان همیشه تعدادی بادام در جیب داشت که به من میداد.
@rahbari_plus
خط رهبری
🔰 #گفتوگو | پدر به روایت پسر - ۴ 📝 گفتوگو با سید هادی خامنهای درباره خاطرات و زندگی ناگفته پدر
🔰 #گفتوگو | پدر به روایت پسر - ۵
📝 گفتوگو با سید هادی خامنهای درباره خاطرات و زندگی ناگفته پدرش
* در یکی از اسناد ساواک نام مرحوم پدرتان در فهرست علمای مخالف حکومت پهلوی آورده شده بود. ایشان چه رویکردی در مخالفت با حکومت پهلوی داشتند؟
🔸 مواجهه پدر ما با #مسائل_سیاسی باز میگردد به زمان مشروطه و مشروطهخواهان تبریز و جنگ و گریزهای مبارزان آن خطه همچون مرحوم شیخ محمد خیابانی، ستارخان، باقرخان و شهید میرزا علی آقا ثقةالاسلام. ایشان گاهی از زدوخوردها و جنگهایی که در محله امیرخیز تبریز رخ میداد، برایمان مطالبی بازگو میکردند. بعد از آنکه در #مشهد ساکن شدند، ورودی به فعالیتهای مبارزاتی و سیاسی نداشتند و اجازه هم ندادند که از جایگاه و چهره علمیشان سوء استفاده کنند و این امتیاز و افتخار در مقایسه با برخی چهرههای روحانی برای ایشان ثبت و محفوظ است.
🔹 به هر حال، #رژیم_پهلوی دلش میخواست از شخصیتهای روحانی معروف و صاحب عنوان بهرهبرداری کند و در این میان بودند کسانی که آگاهانه یا ناآگاهانه به رژیم نزدیک میشدند، اما پدر ما ابدا در چنین میدانی وارد نشدند، اگرچه ادعایی هم برای سیاست ورزی و مبارزه با رژیم نداشتند؛ هر چند که در جریان نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی با روحیهای مثبت و با نگاهی همراه با نهضت برخورد میکردند، زیرا #امام_خمینی را از سالها پیش میشناختند و در آن دوران خاطره خوشی از ایشان داشتند.
* مرحوم امام خمینی با پدرتان ارتباط داشتند؟
🔸 امام خمینی وقتی به مشهد تشریف میآوردند، میزبانشان مرحوم میرزا علی اکبر نوقانی از علمای فاضل مشهد بود. در یکی از سفرهای امام خمینی به مشهد مرحوم آقای نوقانی به پدر ما میگویند که یکی از آقایان از #قم آمدهاند و دید و بازدید دارند. از اینرو ایشان هم برای اولین بار با امام دیدار میکنند.
🔹 بعد از این دیدار پدر ما به آیت الله سیدهاشم میردامادی، گفته بودند: «از حاج آقا روحالله خیلی خوشم آمد. روحانیت، معنویت و متانت و ابهت خاصی در ایشان هست.» این شناخت و آشنایی اول و ارتباطهای دیگر سبب شد که وقتی مبارزات دهه ۴۰ شمسی آغاز شد و ایشان اخبار فعالیتهای امام را شنیدند، نظر مساعد نشان دادند و تا پیروزی انقلاب نیز این روحیه مساعد و نظر #مثبت را نسبت به حرکت سیاسی امام داشتند و هیچ گاه واکنش متفاوت و منفی نشان ندادند، حتی آن زمان که #ساواک ایشان را به واسطه فعالیتهای ما، از نظر روحی تحت فشار قرار میدادند.
@rahbari_plus
خط رهبری
🔰 #خاطره | پدر، عشق، پسر - ۲ 📝 نگاهی به خاطرات قدیمی مرحوم حاج علی شمقدری درباره آیت الله سید جواد
🔰 #گفتوگو | روایتی از محله چهارباغ تا مسجد صدیقی ها - ۱
📝 گفتوگو با محمدمهدی عبدخدایی درباره خاطراتش از آيتالله سیدجواد خامنهای
🔸 پدر محمدمهدی عبدخدایی از علمای شناخته شده شهر مشهد بود و ارتباط نزدیکی با آیتالله سیدجواد خامنهای داشته است. او از چهرههای موثر مشهد است که از حافظه بسیار خوبی در نقل #تاریخ_معاصر برخودار است. در این گفت و گو به خاطراتش درباره آشنایی اش با آیتالله سیدجواد خامنهای و ویژگیهای شخصیتی ایشان پرداختهایم:
* سابقه آشنایی شما با آیتالله سیدجواد خامنهای و خانواده ایشان به چه زمانی باز میگردد؟
🔹 منزل ما ابتدا در محله آذریها بود بعد از سال ۱۳۲۲ خورشیدی پدر من منزلی در خیابان «حمام شاه»، نزدیک #حرم، خریداری کرد. پس از آن پدرم امام جماعت مسجد گوهرشاد شد در حال حاضر نیز یکی از شبستانهای این مسجد به نام پدرم با عنوان «#شبستان_تبریزی» نامگذاری شده است.
🔸 برخی دیگر از بزرگان حوزه نیز در مسجد #گوهرشاد امام جماعت بودند. در وسط مسجد مکانی مشهور به «مسجد پیرزن» وجود داشت که مرحوم شیخ غلامحسین محامی بادکوبهای در آنجا به اقامه نماز می پرداخت. ایشان با پدرم ارتباط نزدیکی داشت. علت این آشنایی نیز شاگردی محضر میرزا مهدی اصفهانی از بزرگان #حوزه_خراسان در آن زمان بود.
🔹 آیت الله سید جواد خامنه ای هربار که برای اقامه نماز به #مسجد_صدیقیها می رفتند در بین راه سری هم به منزل ما می زدند.
🔸 پدرم با چند نفر از علمای مشهد نظیر آیتالله سید علیاکبر خویی، میرزا حبیبالله ملکی، آیتالله سیدجواد خامنهای، که همه آنها #آذری_زبان بودند ارتباط نزدیکی داشتند.
🔹 پدرم هنگامی که از محله چهارباغ به سمت مسجد گوهرشاد حرکت میکردند؛ آیتالله سیدجواد خامنهای را ملاقات میکردند و پس از گفت و گویی کوتاه به حرم مطهر امام رضا علیهالسلام میرفتند. آیت الله خامنهای نیز هر بار که برای اقامه #نماز به مسجد صدیقیها میرفتند در بین راه سری هم به منزل ما میزدند.
🔸 برادر بزرگترم برایم تعریف میکرد که وقتی رهبر معظم انقلاب به دنیا آمدند پدرم با مرحوم آیتالله خامنهای در بالاخیابان روبهرو شدند. ایشان به پدرم گفتند: خداوند به من پسری عطا کرده است که اسمش را «#علی» گذاشتم. پس از آن پدرم را به منزل آیتالله سیدهاشم میردامادی، پدر بزرگ رهبری، دعوت کردند تا در گوش رهبر معظم انقلاب اذان و اقامه بگویند.
➕ پینوشت:
🔹 محمدمهدی عبدخدایی متولد سال ۱۳۱۵ در مشهد؛ پدرش، شیخ غلامحسین ترک تبریزی اهل وایقان از توابع آذربایجان شرقی بود. ۱۰ سال بیشتر نداشت که در منزل پدریاش با سیدمجتبی #نواب_صفوی آشنا شد. مادر او در جریان کشف حجاب در سال ۱۳۱۶ خورشیدی توسط ماموران حکومتی به شهادت رسید.
@rahbari_plus
🔰 #گفتوگو | روایتی از محله چهارباغ تا مسجد صدیقی ها - ۲
📝 گفتوگو با محمدمهدی عبدخدایی درباره خاطراتش از آيتالله سیدجواد خامنهای
* پدرتان با آیت الله سید هاشم میردامادی نیز ارتباط داشتند؟
🔸 بله، ایشان یکی از امضاکنندگان نامه به رضاخان در جریان تغییر لباس و #کشف_حجاب بودند. این نامه در منزل آیتالله سید یونس اردبیلی توسط برخی از بزرگان حوزه آن زمان امضا و به تهران فرستاده شد. پس از این جریان این افراد توسط حکومت پهلوی دستگیر و هر کدام به شهری تبعید شدند.
🔹 مادر من نیز با دختر #آیتالله_میردامادی (همسر آیتالله سیدجواد خامنهای) آشنایی داشتند.
🔸 من کوچک بودم که در آن موقع مادرم رفتآمد خانوادگی زیادی با همسر آیتالله سیدجواد خامنهای داشتند و این ارتباط همیشه پابرجا بود. نکته مهم این است که همه نیز مخالف حکومت #پهلوی بودند تا آنجایی که مادرم نام مجسمه پهلوی را «مُنجّسه» گذاشته بود. انزجار خانواده ما و آیتالله خامنهای از سلطنت بسیار زیاد بود. / منبع: «نشریه خیمه»
@rahbari_plus
🔰 #گفتوگو | روایتی از محله چهارباغ تا مسجد صدیقی ها - ۳
📝 گفتوگو با محمدمهدی عبدخدایی درباره خاطراتش از آيتالله سیدجواد خامنهای
* با فرزندان ایشان نیز ارتباط داشتید؟
🔹 من با حجتالاسلام سیدمحمد خامنهای همکلاس بودم. پدرم در انتهای بازار سرشور مدرسهای به نام «دارالتعلیم دیانتی» ساخته بود. رهبر معظم انقلاب، حجتالاسلام سیدمحمد خامنهای و حجتالاسلام سیدهادی خامنهای در این مدرسه تحصیل میکردند. من نیز از دانشآموزان این مدرسه بودم و کلاس چهارم را با حجت الاسلام سیدمحمد خامنهای گذراندم.
🔸 البته پس از مدتی به دلیل اختلافی که پدرم با هیئت امنای مسجد پیدا کرد از آن مدرسه رفتم. داستان این اختلاف این بود که در مدرسه فردی به نام «مولوی» معلم که اشعاری را به ما میآموخت. یکی از این شعرها در مدح پیامبر اکرم ﷺ سروده شده و صفت «رحمن» را برای پیامبر ذکر کرده بود.
🔹 وقتی این شعر را برای پدرم ،خواندم، ایشان به من گفت: «صفت «رحمن» فقط برای خداست نباید برای وجود مبارک پیامبر اکرم ﷺ به کار برده شود.» پس از گذشت مدتی جلسهای در منزل ما برگزار شد که آیت ا... سیدجواد خامنهای و برخی دیگر از شاگردان میرزا مهدی اصفهانی نظیر آیتا... شیخ هاشم قزوینی و شیخ غلامحسین محامی بادکوبهای نیز حضور داشتند. در آن جلسه این اشکال به آقای «مولوی» گفته شد و حضار با او برخورد تندی کردند. این جلسه باعث شد که پدرم من را از این مدرسه برداشتند.
@rahbari_plus
خط رهبری
🔰 #گفتوگو | روایتی از محله چهارباغ تا مسجد صدیقی ها - ۳ 📝 گفتوگو با محمدمهدی عبدخدایی درباره خاط
🔰 #گفتوگو | روایتی از محله چهارباغ تا مسجد صدیقی ها - ۴
📝 گفتوگو با محمدمهدی عبدخدایی درباره خاطراتش از آيتالله سیدجواد خامنهای
* آیتالله جواد خامنهای چه ویژگی های فردی و اخلاقی داشتند؟
🔸 ایشان عالم بسیار فاضلی بود. یکی از نزدیکان من که کتاب «مکاسب» شیخ انصاری را در نزد دو نفر از بزرگان #حوزه_مشهد یکی آیتالله خامنهای و عالم دیگری خوانده بود خاطر نشان میکرد که قوت علمی آیتالله خامنهای بسیار بالاتر از آن فرد دیگر بوده است.
🔹 من از ایشان نکات ارزنده ای آموختم. با وجود اینکه ایشان ارتباط اجتماعی زیادی نداشتند اما مردم ارادت بسیاری به ایشان داشتند. یکی از ویژگی های فردی ایشان مخالفت شدیدشان با حکومت #پهلوی بود. نه تنها ایشان بلکه همسر و فرزندانشان نیز از حکومت پهلوی بیزار بودند. آیت الله سید جواد خامنهای در مسجد صدیقی ها امام جماعت بودند.
🔸 نماز ایشان بسیار #باشکوه برگزار میشد به طوری که همه کسبه آن منطقه برای اقامه نماز به مسجد صدیقیها میآمدند. بنده چندین بار پشت سر ایشان نماز خواندم. آن موقع ایشان هنوز در مسجد گوهرشاد نماز اقامه نمیکردند. هنوز آن شکوه معنوی نماز جماعت آیتالله خامنهای در خاطرم مانده است.
@rahbari_plus
خط رهبری
🔰 #گفتوگو | روایتی از محله چهارباغ تا مسجد صدیقی ها - ۴ 📝 گفتوگو با محمدمهدی عبدخدایی درباره خاط
🔰 #گفتوگو | روایتی از محله چهارباغ تا مسجد صدیقی ها - ۵
📝 گفتوگو با محمدمهدی عبدخدایی درباره خاطراتش از آيتالله سیدجواد خامنهای
* آیا خاطرهای از ایشان در ذهن دارید؟
🔸 پس از ۲۸ مرداد ۱۳۲۲ خورشیدی #نواب_صفوی برای شرکت در کنگره «موتمر اسلامی» به اردن سفر کرد. اندیشمندان و انقلابیون زیادی نظیر سید قطب، آیت الله طالقانی و میرزا خلیل کمرهای نیز در آن جا حضور داشتند. ما نیز قرار بود در این سفر نواب صفوی را همراهی کنیم اما دولت به من و آقای خلیل طهماسبی ویزا نداد.
🔹 من در مشهد ماندم و آقای خلیل طهماسبی نیز به مشهد سفر کرد. من و او در مسجد گوهرشاد علیه شاه صحبت کردیم. آقای طهماسبی پشت سر آیت الله سید حسن قمی نماز میخواند و پس از نماز به ایراد سخنرانی میپرداخت. کلانتری وقت جمعی اراذل اوباش را اجیر کرده بود تا سخنرانی من و طهماسبی را به هم بزنند. ما سخنرانی تندی علیه شاه کردیم پس از آن شهربانی اطلاعیهای علیه طهماسبی منتشر کرد که باید او ظرف ۲۴ ساعت #مشهد را ترک کند.
🔸 همان شب من با پدرم به منزل آمدیم. پدرم گفت ما وعده داریم امشب خانوادگی به منزل آیتالله خامنهای برویم. همه به آن جا رفتیم. ایشان به من گفت: من مايلم #خلیل_طهماسبی را ببینم. من به ایشان گفتم: امشب طهماسبی دستگیر شد. این نشان از این مساله بود که مرحوم آیتالله جواد خامنهای به نواب صفوی و فدائیان اسلام علاقهمند بوده است.
🔹 صبح خبر دادند که طهماسبی را به تهران بردند. همان روز پیامی از #فدائیان_اسلام به مشهد فرستاده شد. محتوای این پیام این بود که: «استاد خلیل طهماسبی با احترام وارد شد. به دشمنان بگویید تنبیه میشوند.» رو نوشتی از این تلگراف نیز برای من فرستاده شد. من نیز آن را به آیت الله خامنهای نشان دادم.
@rahbari_plus