شنیده بودیم #نماز_جماعت و #اول_وقت برایش اهمیت دارد، ولی فکر نمی کردیم این قدر مصمم باشد!
صدای #اذان که بلند شد، همه را بلند کرد؛ انگار نه انگار عروسی است، آن هم عروسی خودش!
یکی را فرستاد جلو، بقیه هم پشت سرش، نماز جماعتی شد به یاد ماندنی.
#شهید_محمد_علی_رهنمون🌹
#قرار_بندگی
#نماز_اول_وقت_و_حتی_المقدور_به_جماعت
#سیره_شهدا
@rahe_ebrahim
دخترانــ راهـ ـ ابراهیمـ
#شهید_محمد_علی_رهنمون🌹
درس نمی خواندیم. به خیال خودمان فکر می کردیم #مبازه_کردن واجب تر است.
محمد نصیحتمان می کرد؛ می گفت:
یعنی چه که #درس_خواندن وقت مان را تلف می کند؟
باید هم درس بخوانید، هم #مبارزه تان را ادامه دهید.
آدم بی سواد که به درد #انقلاب نمی خورد.
#سیره_شهدا
@rahe_ebrahim
#محاسبه_نفس
یک دفترچه کوچک داشت، همیشه همراهش بود و به هیچکس نشانش نمیداد. یک بار یواشکی برداشتمش ببینم چه مینویسد. فکرش را کرده بودم. کارهایی که در طول روز انجام داده بود را نوشته بود. سر چه کسی داد زده، که را ناراحت کرده، به چه کسی بدهکار است. همه را نوشته بود؛ ریز و درشت.
نوشته بود که یادش باشد و در اولین فرصت صافشان کند.
#شهید_محمد_علی_رهنمون 🌹
#کتاب_یادگاران
@rahe_ebrahim