بغلش کردم... سرم به سینش فشرد و اشک ریخت .. زمزمه میکرد پارسال این ساعت هنوز خبر شهادتش بهم نداده بودن!
ساعت ۳ بود که خبرش دادن .. (:
آخ فائزه ..
رهرو
بغلش کردم... سرم به سینش فشرد و اشک ریخت .. زمزمه میکرد پارسال این ساعت هنوز خبر شهادتش بهم نداده بو
هنوز بوی بغلشون احساس میکنم ..
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه تسبیح بردارید و ۱۰۰ تا ذکر لا اله الا الله بگید (:
هم برای شروع ماه رجب و هم برای فائزه ❤️🩹
رهرو
اینجا شهیدی ، شهید دیگر را زیارت میکند .. - بامداد ۱۵ دی ۱۴۰۲ :)
رفیق خوب اونه که باهات گلوله بخوره و الی کافه رو که همه میان....
به قول حاجقاسم ..
شرط شهید شدن ، شهید بودن است. اگر امروز کسی را دیدید که بوی شهید از کلام او از رفتار او از اخلاق او استشمام شد ، بدانید که او شهید است!
اوم ..... تا به حال این افراد دیدید ؟ :)
بگید برام ..
رهرو
بغلش کردم... سرم به سینش فشرد و اشک ریخت .. زمزمه میکرد پارسال این ساعت هنوز خبر شهادتش بهم نداده بو
ای روزگار! سخت گرفتی به عاشقان
دردی که بود قسمت ِ ما ، اینقَدَر نبود ..
تو که ده بار نذر کردی ، صد بار به ضریح امامزاده سر خیابون دخیل بستی! حالا یه امشب از خدا سراغ ممد و علی و زری و پری نگیر! به جاش حرف استاد فاطمینیا بزن و ازش بخواه .. خدایا ، هرآنچه که بندگان صالح و ارواح طیبهات در این شب به آن رغبت دارند ، به ما هم عنایت کن (: