رهرو
اینجا شهیدی ، شهید دیگر را زیارت میکند .. - بامداد ۱۵ دی ۱۴۰۲ :)
رفیق خوب اونه که باهات گلوله بخوره و الی کافه رو که همه میان....
به قول حاجقاسم ..
شرط شهید شدن ، شهید بودن است. اگر امروز کسی را دیدید که بوی شهید از کلام او از رفتار او از اخلاق او استشمام شد ، بدانید که او شهید است!
اوم ..... تا به حال این افراد دیدید ؟ :)
بگید برام ..
رهرو
بغلش کردم... سرم به سینش فشرد و اشک ریخت .. زمزمه میکرد پارسال این ساعت هنوز خبر شهادتش بهم نداده بو
ای روزگار! سخت گرفتی به عاشقان
دردی که بود قسمت ِ ما ، اینقَدَر نبود ..
تو که ده بار نذر کردی ، صد بار به ضریح امامزاده سر خیابون دخیل بستی! حالا یه امشب از خدا سراغ ممد و علی و زری و پری نگیر! به جاش حرف استاد فاطمینیا بزن و ازش بخواه .. خدایا ، هرآنچه که بندگان صالح و ارواح طیبهات در این شب به آن رغبت دارند ، به ما هم عنایت کن (:
فهمیده بودم که این زندگی گذراست و آدمها روزی صحنهی بازیشان در این دنیا را رها کرده و خواهند رفت. اگر خداوند از من خواسته بود در خدمت زندگیام باشم و ضبط و ربط بچهها و همسرم را برعهده بگیرم، با جان و دل پذیرا بودم. مگر من چه میخواستم جز رضایت او ؟
- [ همسر آیت الله قاضی، ۱۳۱۲ ق ]