eitaa logo
رنگارنگ 🌸
1.7هزار دنبال‌کننده
18.4هزار عکس
15.2هزار ویدیو
68 فایل
کانال متفاوت و مورد سلیقه همه قشرها مختلف.. داستان های کوتاه و بلند.. از حضرت ادم تا خاتم الانبیا.. حدیث و پیامهای آموزنده و کلیپ های کوتاه و بلند.. کپی برداری آزاد..
مشاهده در ایتا
دانلود
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شربت افشره دوای اکثر درد هاست مواد لازم : آبغوره اصل نصف لیوان عرق بهار نارنج ‌ ۱/۴لیوان گلاب اصل ۱/۴ لیوان شکر یا عسل اختیاری آب و یخ @ranggarang
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مواد لازم برای تهیه برگر ریحان : ◗ ۶۰۰ گرم گوشت چرخ کرده ◗ ۱۰۰ گرم پنیر پیتزا ◗ ۳ عدد نون برگر یا نون باگت ◗ ۵ عدد گوجه ◗ ۱ مشت ریحان تازه ◗ نمک و فلفل سیاه و روغن @ranggarang
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برنجت شفته میشه این ترفند امتحان کن😉🍚 🌺🍃 @ranggarang
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. 🍮 محلبی کرم کارامل اول ی بسته کرم کارامل رو با دو لیوان شیر اماده کنید؛ ی مقدارشو بریزید تو قالب های سیلکونی طرح دار سایز کوچیک و بذارید یخچال تا ببنده؛ بقیه اشم بریزید تو ی ظرف بزرگ بذارید بخچال بعدا کارش داریم. برای محلبی: دو ق غ ارد نشاسته ذرت رو با ۴ ق غ شکر و دو لیوان شیر مخلوط کنید و بذارید رو حرارت تا غلیظ بشه؛ وقتی غلیظ شد؛ وانیل و یک پاکت خامه صبحانه ۲۰۰ گرمی و اون کرم کاراملی که گذاشته بودید کنار رو اضافه کنید و بزارید چند دقیقه بجوشه و حرارت رو خاموش کنید. خب محلبی رو بریزید تو ظرف سرو و روشو از اون کرم کارامل های کوچولو بذارید و با پودر پسته تزیین کنید. @ranggarang
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان داستانی رابطه 💖 قسمت بیست وسوم بچه ها حواستون کجاست! من فکر کردم ما اینجوری نیستیم! اما دارم می بینم هنوز کار نکرده، بینمون تفرقه و چند نظریه هست! اون وقت دشمن توی نفاق و کینه اش اتحاد دارن به نظرتون اینجوری میشه اصلا کار کرد! مسئله اینه ما رابطمون با هم مشکل داره ! همدیگه رو قبول نداریم! بچه ها سر پا ایستادن و مثل یه مثلث قائم زاویه بودن، در صورتی اتفاق میفته که بدونیم مسئله ی خیلی مهم و اساسی توی مثلث های قائم الزاویه، رابطه فیثاغورس هست. این رابطه ارتباط بین اضلاع مثلث قائم الزاویه رو بیان می کنه، یعنی اگه دوتا از اضلاع مثلث رو داشته باشیم اندازه ضلع سوم رو به راحتی میتونیم حساب کنیم! منظورم از این حرفها اینه ما رابطمون یه رابطه ی درست نیست! اگه دو نفر یک تیم نیتشون و تفکرشون مشخص و واضح باشه می تونن راه حلی برای ضلع سوم پیدا کنند! من میدونم باید به مریم حق داد! حرف درستی میزنه ولی خوب نظر ثریا هم بی راه نیست! بالاخره خودش از همین مکان جذب گروه ما شده! امیدش الکی نیست که میگه دست چهار نفر رو از اون طرف بگیریم! یلدا هم درست میگه از این طرفم یکی از دست بره خیلی ضررر کردیم! دوباره دستش رو کوبید روی میز و با حسرت گفت: هنوز شروع نکرده، به بن بست رسیدیم! من گفتم: بچه ها! بچه ها! یه لحظه صبر ... حرف هر کدومتون سر جای خودش درسته به جای اینکه مسئله ها رو بهم بپیچید دونه دونه حلش کنیم ... ببینم مهدیه مگه نمیگی تو رابطه ی فیثاغورس اگه دو تا از اضلاع عددشون مشخص باشه ضلع سوم رو میشه پیدا کرد! خوب الان حرف ثریا مشخصه! حرف مریم هم مشخصه! می مونه پیدا کردن ضلع سوم این رابطه، که با فیثاغورس مهدیه حلش کرد! یعنی با جمع دو تا عدد هر کدوم به توان دو مسئله به سادگی حل میشه! پس هم در فضای مجازی داخلی به اضافه ی فضاهای دیگه کار کنید فقط کافیه به توان دو تلاش کنید یعنی دو برابر زمان و وقت بیشتر بگذارید! اما نکته ی مهمی مریم گفت: که خیلی باید بهش حواسمون باشه اینکه ما این کارها رو میکنیم تا خودمون رو به خودمون ثابت کنیم نه به بقیه! اینطوری به چشم خدا میایم! وقتی قبل از هرکس دست خودمون رو گرفتیم از منجلاب خودبینی و خودخواهی کشیدیم بیرون! کار به درد بخوری کردیم و به قول مهدیه تا زیر رادیکال نرفتیم فکری به حال خودمون کنیم! مریم گفت: مهدیه جان میدونستی فیثاغورس استدلال را وارد ریاضیات کرد! قبل از فیثاغورس، هندسه عبارت بود از مجموعهٔ قواعدی که متفرق بوده‌اند! یعنی همه چیز آشوب! قواعدی که هیچ ارتباطی با هم نداشتن؛ نه مثل من و ثریا!!! پس خیلی نا امید نباش یه جوری با هم کنار میایم شاید بحث کنیم! شاید ساز مخالف بزنیم! اما متفرق نمیشیم البته انشاالله! یه نکته ی مهم دیگه در رابطه با فیثاغورس هم اینکه پایه‌گذار خردگرایی در معنای فلسفی بود. خردگرایی فلسفی هم به این معنیه که میشه با روش تفکر محض به حقیقت فلسفی رسید! پس دقتِ لازم را دوستان عزیزتر از جانم، داشته باشند بنده با گرایش فلسفی گفته باشم دنبال تفرقه نیستم... ندا گفت: یا خداا!!!!! از ریاضی محض رسیدیم به تفکر محض!!! بابا محض رضای خدا بس کنید!!! اینقدر با احساسات من بازی نکنیدبه زبون مادریتون، فارسی حرف بزنید!!! ثریا لبخندی زد و گفت: همه چی آرومه.... من چقدر خوشحالم.... خدا برام بسازه با آخوند جماعت در افتادم... مریم با اشاره ی دست رو به ثریا گفت: به زبان ندا میگم: چه کنـم با دلِ دیـوانه که با این همـه باز.... سعـی دارد که به ایـن عشق ، مقید باشـد... و با لبخند ادامه داد: ثریا خانم باید بسازی! و بگذار این عشق در این رابطه مقید باشد... فاطمه انگار توی فکر بود و بی توجه به حرفهای بچه ها با خودکارش مدام چیزهایی توی دفتر جلوی دستش می نوشت که یکدفعه.... نویسنده: سیده زهرا بهادر @ranggarang
🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان داستانی رابطه 💖 قسمت بیست و چهارم فاطمه نگاهی به ساعت کرد و معترضانه گفت: ببخشید بچه ها نمیخوام فکر کنید خیلی خشکم ولی ما نیومدیم اینجا رابطه ی فیثاغورس رو حل کنیم یا با استدلال به تفکر محض برسیم! یا دنبال حل تفرقه و ایجاد اتحاد باشیم! مثلا البته ظاهرا مثلا اینا برای ما حله! من وقتم رو گذاشتم تا این گروهی که اینجا جمع شده یه کاری کنه تا جلوی چند تا آسیب رو بگیره تا بگه به جز آسیب شاید از همین فضا خیلی فایده ها بشه رسوند بعد ما نشستیم اینجا داریم تسلسل وار دور خودمون دور میزنیم! از ریاضی میگیم! از فلسفه میگیم! از شعر میگیم! حتی از خدا میگیم ولی کاری نمی کنیم! نمی خوام ناراحتتون کنم ولی من شاید توی خیلی چیزها گیر داشته باشم! ولی به اندازه ی تخصصم نه بدون تخصص! به اندازه ای که وکیل اون خانمی بودم که شوهرش با زن متاهل دیگه ای رابطه ایجاد کرده بود و خیلی راحت خیانت! می تونم حرف بزنم بگم آقا! خانم! ته این رابطه ها خصوصا توی فضای مجازي زندگیتون متفرق میشه! من دلم برای اون دختر نوووجون و جوونی که تمام زندگیش شده این گوشی و تمام رویاش خلاصه میشه چت با یه پسر فضای مجازی که واقعا هم معلوم نیست اصلا پسر باشه یا نه! مجرد باشه یا نه میسوزه! و تمام عشق و دلبستگیش رو داره خرج کسی میکنه که ندیدتش و شاید هرگز نبینتش و اگر هم بتونه ببینه تمام اون آرزوها با یه رابطه آتیش بگیره و از همونی هم هست نابودش کنه! متوجه اید بچه ها! من توی این روابط دنبال رابطه ی استدلالی نمی گردم! دنبال رابطه ی فیثاغورس نیستم! من اینجا اومدم که به یه رابطه پایان بدم تا یه رابطه ی درست توی زندگی واقعی خراب نشه! یه دختر جووون بدبخت نشه! یه زن دل آشوب نشه! یه مرد ذهنش درگیر نشه! من حوصله ی شعر ندارم! من دلم بیشتر از شعر، شعور میخواد... من دنبال اینم طبق قانون عقل دل عاشق بشه! نه طبق قانون عشق عقل مجنون... من توی دادگاه هر روز با عاشق هایی روبه رو میشم که روزی هزار بار آرزو میکنند کاش عاشق نبودند! کاش شعر بلد نبودند! کاش کمی فقط کمی عاقل بودند... همه ی بچه ها ساکت شدند... فضای سنگینی در اتاق حاکم شده بود.... نفس عمیقی کشیدم و گفتم: درست میگی فاطمه! بعضی وقتها اینقدر درگیر جزئیات میشیم که از اصل غافل می مونیم! ترجیح میدم بقیه ی حرفهامون بمونه بعد از اولین فعالیت تا حرفی برای گفتن باشه نه شعار دادن! دو هفته ای یک بار جلسه میزاریم تا از روند کار اطلاع پیدا کنیم! فقط حواستون به خودتون و خط قرمزها باشه همین! صلواتی بفرستین.... صدای صلوات که بلند شد همزمان بچه ها هر کدوم مشغول چادر سر کردن شدن و جمع و جور کردن وسایل، برعکس همیشه که جلساتمون با شوخی و خنده تموم میشد ایندفعه پر از سکوت و ابهام از هم خداحافظی کردیم... ذهنم درگیر حرفهای فاطمه بود..‌ حق داشت مثل من بیشتر اوقات کسانی را میدید که از این فضا ضربه هایی رو خوردن که به سختی میشد ترمیمش کرد! حرفهای مریم هم تلنگر خوبی بود احساس میکردم لازمه ی کار در فضای مجازیست! ثریا نور امید بود چون خودش از همین مسیر برگشته بود و حالا پر از انگیزه برای برگرداندن امثال خودش! یلدا قوی تر از آنچه فکر میکردم ظاهر شد با حرفهاش کمی دردی که آن مادری که دختر هم سن و سالی شبیه یلدا رو داشت اما به خطا رفته بود و غمش روی دلم سنگینی میکرد را مرهم میشد! ندا هم که نمک بچه هاست و انگیزه یی برای زمان های سخت! رفتار مهدیه کمی نیاز به چکش کاری داشت... اینها تمام افکاری بود تا رسیدن من به خانه... در اولین فرصتم یک برنامه ی منظم و داری مرزهای مشخص برای احسان چیدم تا وسط این اقیانوس بیکران غرق نشه! اما در عین حال بتونه از فوایدش هم استفاده کنه، مطمئن بودم با برنامه ریزی و داشتن مرز و خطوط آسیب دیدن ها به حداقل میرسه هر چند که صد درصد نیست ولی این احتمال توی دنیای واقعی هم صد درصد نیست و علاوه بر برنامه ریزی عقلایی و تلاش و نظارت و همراهی، توکل باید کرد... دو هفته برای من با تمام فراز و نشیب های همیشگیش گذشت... مصمم تر از قبل منتظر دیدن بچه ها بودم هر روز که مراجعه کننده ای را که درگیر آسیب های این فضا و نه فقط رابطه ها شده بود میدیدم، انگیزه ام برای کار کردن در این فضا دو چندان میشد تا به خواب غفلت رفته در این فضا رو بیدار کنم... تصمیم گرفتم برای این جلسه از نسرین هم بخواهم که بیاید بدون شک تجربه اش راهگشا بود.... نویسنده: سیده زهرا بهادر @ranggarang
شاهراه رسیدن به مقامات بالای معنوی... @ranggarang
29.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹ای کرببلا آماده جیش محمد می آید تا فتح فلسطین تا قدس لشگر احمد می آید ای تربت کوی جان تو خون حسینی داری ویرانگر کاخ ظلمی فریاد خمینی داری ای خانه عشق و ایمان دلها به تو تمکین تو دارد این لشگر حق بعد از تو آهنگ فلسطین دارد ای مهدی زهرا بنگر یاران حسین در راهند لطفی کن و یاری فرما چون کرببلا می خواهند ما وارث عاشوراییم ما عاشق و ما شیداییم گفتیم و به حق می گوییم ای کرببلا می آییم حسین حسین حسین حسین شهید کربلا حسین غریب نینوا حسین... @ranggarang
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ » اللّهمَّ عَجَّل لِوَلیّکَ الفَرَج اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ تَحْتَ رایَةِ وَلِیِّکَ الْمَهْدِیّ(عجل الله)
14.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چندآیه بخوانیم ثواب آن هدیه به روح شهداء @ranggarang