eitaa logo
رنگارنگ 🌸
1.5هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
7.1هزار ویدیو
10 فایل
کانال متفاوت و مورد سلیقه همه قشرها مختلف.. داستان های کوتاه و بلند.. از حضرت ادم تا خاتم الانبیا.. حدیث و پیامهای آموزنده و کلیپ های کوتاه و بلند.. کپی برداری آزاد..
مشاهده در ایتا
دانلود
رمان واقعی«تجسم شیطان» 🎬: فاطمه آخرین نگاه را به وضع خانه کرد و وقتی مطمئن شد همه چیز مرتب است، لبخند کمرنگی زد و در همین حین صدای زینب بلند شد. فاطمه همانطور که به طرف گهواره زینب میرفت گفت: جانم عزیزم، الهی قربونت بشم که امروز با مامانت همکاری کردی و آرام خوابیدی، هم درسم را خوندم و هم وسائل پذیرایی را آماده کردم و در همین حین روح الله در حالیکه حوله را روی سرش انداخته بود بیرون آمد و همزمان صدای زنگ در خانه بلند شد. فاطمه اشاره ای به در کرد و گفت: میبینی که بچه داره شیر میخوره، سریع موهات خشک کن و در را باز کن، حتما بابات اینا هستن.. روح الله همانطور که با حوله موهایش را خشک می کرد به سمت آیفون رفت و بعد از اینکه مطمئن شد چه کسی پشت در است، دکمه باز شدن در رافشار داد و خودش را به سرعت به اتاق خوابشان رساند تا لباس مناسب بپوشد. فتانه همانطور که اطراف را از نظر می گذارند، نگاهش به تابلو فرشی که به دیوار زده بودند قفل شد و رو به فاطمه گفت: به به، میبینم وضعتون هم خوب شده، همه چی را نو نوار کردین و بعد رو به محمود گفت: یادت باشه داریم میریم ، بپرس این تابلو را از کجا خریدن، من لنگهٔ اینو میخوام. محمود که مانند غلامی حلقه به گوش بود، دستی روی چشمش گذاشت و‌ گفت: چشم خانم، شما امر بفرمایید... فاطمه که از تک تک حرکات فتانه متعجب شده بود، به طرف گهواره رفت و زینب را داخل گهواره گذاشت و به روح الله گفت: تا من میرم بساط نهار را آماده کنم، تو هم این بچه را یه کم باد بده بلکه بخوابه.. روح الله چشمی گفت و به طرف گهواره رفت..فتانه اوفی کرد و همانطور که نگاهش به دسته کتابهای روی اوپن بود گفت: زن بودن زنهای قدیم، کجا کار خونه را روی دوش مرد می انداختن!! یک تنه هزارتا کار می کردن، حالا همه باید کنن یاری که خانم خانما کنه خونه داری... فاطمه که جا خورده بود، همانطور که سفره نهار را وسط پهن میکرد گفت: منظورتون چیه؟! منم به تمام کارای خونه میرسم،والله روح الله بیشتر از همون کار بارا خودش نیست، اصلا وقت سرخاروندن نداره،چه برسه به... فتانه به میان حرف فاطمه دوید و‌گفت: ببین دختر، انچه تو توی اینه میبینی من تو خشت خام میبینم، تو با اون درس و دانشگاه کوفتی، به هیچی نمیرسی، همین امروز دور درس را خط بکش و به شوهر و بچه ات برس.. فاطمه که‌ واقعا ناراحت شده بود به روح الله نگاهی انداخت تا لااقل در برابر فتانه از او دفاع کند، اما روح الله خودش را سرگرم بچه کرده بود و انگار نه انگار چیزی میشنید. فاطمه آه کوتاهی کشید و از جا بلند شد و خیلی زود غذاهای رنگارنگ که از هنرهای فاطمه بود روی سفره چیده شد. محمود چندین بار از دست پخت فاطمه تعریف کرد اما هر بار با زهر چشم فتانه مواجه شد و حرفش را نصف و‌نیمه همراه لقمه غذا قورت میداد. ساعتی بعد از نهار، فتانه امر به رفتن کرد، انگار مأموریتی داشت که انجام شده بود و میبایست به سرعت مکان ماموریتش را ترک کند. با رفتن محمود و فتانه، فاطمه مشغول شستن ظرف ها و مرتب کردن آشپزخانه شد که صدای گریه زینب بلند شد. فاطمه از داخل آشپزخانه صدا زد: روح الله، آقایی، بچه را آروم کن من دستم بنده... ناگهان صدای پرخاشگرانهٔ روح الله فاطمه را از جا پراند: تو مادرشی و باید ساکتش کنی، به من چه...مردی گفتن، زنی گفتن...فتانه راست میگه، خودت را به درس و دانشگاه مشغول کردی و ما هم صدامون درنمیاد... فاطمه با تعجب خیره به کف روی ظرفشویی شد و زیر لب گفت: این چی داره میگه؟! واقعا روح الله بود این حرفا را زد؟! روح الله که همچی مردی نبود.. ادامه دارد.. 📝به قلم:ط_حسینی براساس واقعیت @ranggarang
🎬: دوازدهمین سردار ابلیس یکی از فرزندان ملعون او به نام «القیس» است، این فرد دختر ابلیس و مامور ترویج همجنس گرایی است. وظیفه ی این شیطان، دعوت انسان ها به همجنس گرایی و همجنس بازی است. این شیطان در برخی از دوره ها مانند قوم لوط در سدوم که بعدها داستانش را برایتان خواهیم گفت، بسیار موفق بوده است البته با یک نگاه اجمالی به زمان حال در می یابیم که امروزه نیز آمار همجنس بازها در برخی از کشورها بسیار زیاد است و حتی برای خودشان هویت قانونی و اجتماعی دارند و در برخی کشورها این جماعت ابلیس گونه را به رسمیت می شناسند و به آنها میدان می دهند و این افراد بازوی قدرتمندی برای القیس شده اند. در کل فطرت انسان ها از همجنس بازی تنفر دارد و این رویه را بر نمی تابد اما همجنس بازی هم یکی از سکه های بدل شیطان است که در مقابل امر مقدس ازدواج و زوجیت علم شده و ابلیس سرداری قدرتمند را برای این کار گمارده است، درست است که انسان ذاتا از همجنس بازی بیزار است اما در پشت صحنه یکی از سرداران ابلیس، آن عمل را تزیین می کند و چنان زیبا و شیرین بر دل و خیال و وهم انسان آن را می نشاند که افرادی جذب آن می شوند و پشت پا می زنند به ندای پاک فطرتشان و جزء لشکر ملعون ابلیس در می آیند. سیزدهمین سردار ابلیس «متکون» نامیده می شود، این سردار کارش کمی متفاوت تر از بقیه ابلیسک هاست و در برخی از شرایط که لازم باشد شیاطین به صورت مجسم برای وسوسه و انحراف انسان ها ظاهر شوند، متکون این عملیات را بر عهده می گیرد. یعنی گاهی لازم می شود که شیطان در برابر یکی از منحرفین به صورت جسم، انسان و یا حیوان نمود ظاهری پیدا کند و او را بیش از قبل منحرف نماید، در اینجا متکون به میدان می آید، این سردار ابلیس معمولا برای کاهنان یا شیطان پرستان خالص اتفاق می افتد تا آنها را با تمام قوا یاری کند و به نوعی آن فرد با دیدن شیطان، به ابلیس ایمان خالص پیدا کند. عزیزان دقت کنید که ابلیس برای تمام ابعاد زندگی ما برنامه چیده و سردار برگزیده پس بر ماست که این دشمن قسم خورده را بشناسیم و به جنگ با او برخیزیم، با ما همراه باشید با معرفی دیگر عوامل اتاق عملیات ابلیس... ادامه دارد 📝به قلم:ط_حسینی @ranggarang