eitaa logo
•𝐫𝐞𝐳 𝐦𝐨𝐬𝐡𝐤𝐢•
967 دنبال‌کننده
37 عکس
12 ویدیو
0 فایل
•﷽• . ..C᭄‌.. . رز مشکی : گل مرموز و جذابی که در طبیعت به طور کاملاً مشکی پیدا نمیشه . • مالک :↶ ¹• @Pv_Mina_86 ²• @Pv_Fari •---------------------------------• 🖤🧿 @Tabligat_Lilium
مشاهده در ایتا
دانلود
من 955 تا پرنسس جذاب دارم🫀🤍.
دستاشو به سینه‌ام کوبید که کمی به‌عقب پرتاب شدم و گفت: - چرا من؟ چرا خواستی از من انتقام بگیری؟ د مگه من به‌این روز انداخته بودمت که باهام این‌کارو کردی ؟ من که به تو پناه اورده بودم! من که خودمم از اونا کنده بودم و اومدم پیش تو! دستم شل شد و اسلحه‌ام پایین اومد... ────┅✧🌏✍🏻✧┅──── برای خوندن این رمان جنایی بیا اینجا : https://eitaa.com/joinchat/397279593Cacfdc7e6a4
- چت شده مرجان؟ با من حرف بزن! مرجان: - مهم نیس! - مهمه برا من! نگاشو بالا اورد که نفسمو فوت کردم و گفتم: - یعنی برام مهمه که توی این سال‌ها چه اتفاقایی افتاده! دستشو به‌سمت ماسکش برد و از روی صورتش برداشت، با دیدن چهره‌ی نیمه‌سوخته‌اش چشمام باز و بازتر شد و ناباور گفتم: - مرجان! تو چرا این‌جوری شدی؟ اشکشو پاک کرد و گفت: - نتیجه‌ی یه‌ازدواج دوباره! یه‌اشتباه دوباره! ────┅✧🌏✍🏻✧┅──── + همه‌چیز از اون هلدینگ لعنتی شروع شد! - هلدینگ؟ + آره! هلدینگ نامدار! چه اسم آشنایی! اسمی که باعث شد سال‌ها از اینجا دور بشم و با دست‌خالی برگردم!... ────┅✧🌏✍🏻✧┅──── قسمتی‌از‌یک‌پارت‌واقعی‌از‌رمان‌قربانی‌تقدیر. ادامه‌ی این داستان؟ اینجاست👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/397279593Cacfdc7e6a4
•𝐫𝐞𝐳 𝐦𝐨𝐬𝐡𝐤𝐢•
من 955 تا پرنسس جذاب دارم🫀🤍.
پرش‌به‌پست تا آخر عمر درگیر من خواهی بود و تظاهر میکنی که نیستی... من میدانم به کجای قلبت شلیک کردہ ام تو دیگر خوب نخواهی شد..
نظرتون با یه پارت نصفه شبی چی چیه خوشگلا .؟🔥🤍.
خب پس بریم واسه پارت هدیه🫀🍃.
•𝐫𝐞𝐳 𝐦𝐨𝐬𝐡𝐤𝐢•
#عَقدِ‌_قُلٰابے🥂 #𝐏𝐀𝐑𝐓_25 ای که خدا کلتو نکنه جذابمم . خدا دو متر زbوون گذاشته واست که ازش استفاده
🥂 #𝐏𝐀𝐑𝐓_26 دوباره رفتم پشت میز منشیه و گفتم : +خانوم فتحی آقای مهندس گفتن اتاق منو نشون بدین که به کارام برسم . با گفتن همرام بیا بلند شد . در اتاقی که رو به روی اتاق مهندس جذابمون بود و باز کرد و به میز اولی که خالی بود اشاره زد. رفتم داخل که خودشم اومد و گفت: -این اتاقتون و اینم میز کاریتون . فعلا اینجا باشید تا دستور بعدی مهندس . پرونده هارو گذاشتم رو میزو گفتم: + باشه ممنون . خواست بره که انگار یچی یادش اومده باشه برگشت رو به روم وایساد و گفت : - اینم بگم که رٱس ساعت 7 و رُب باید حضوری خودتو تایید کنی و انگشت بزنی . ساعت 12 تا 1 تایم استراحت و ناهاره که همه میرن پایین طبقه سوم سالن غذا خوری . و ساعت پنج عصرم شرکت تعطیل میشه و تا ساعت 19 اگه بخوایین میتونی اضافه کار بمومی .ـ سوالی هست .؟ لبخند کوچیکی زدم و گفتم: + نه ممنون از توضیحتون . خواهش میکنمی گفت و رفت . هوفییی کشیدم و پشت میز رو صندلی نشستم . به غیر از من سه نفر دیگم تو اتاق بودن که سرشون به کارخودشون گرم بود. ⊰╍╍╍╍╍┄🥂🔥┄╍╍╍╍╍⊱ ⟮ . . @rez_moshki . . ⟯
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
•𝐫𝐞𝐳 𝐦𝐨𝐬𝐡𝐤𝐢•
#عَقدِ‌_قُلٰابے🥂 #𝐏𝐀𝐑𝐓_1 به روزنامه داخل دستم نگاهی کردم. دور دوتا از آدرس هایی که مونده بود و خط ک
پارت اول رمان جذابمونو خوندی جاندل .؟🫶🏻🫀 بزن رو پیوستن که قراره پارت های هیجانیمون شروع بشهه🔥😍