هدایت شده از ۫۫ 𝐇ׅ𝐚ׂ𝐚ׅ𝐦ׂ𝐢ׅ 𝐦ׂ𝐚ׅ𝐡ׂ ۫۫
نکنید!!
فندومِحامیم؛نکنیداینکارو
همهدارنمیرن
نرین..دیلیتنکنید..پایاننزنید..
ازفندومِبزرگموننرین!:))))
ازفندومیکهحمایتگرصالحیمونننرین!
بخاطرحامیم؛
بخاطرحمایتازحامیم؛
بخاطرجمعکردنحامیمفنایایران؛
بخاطربزرگکردنفندومبزرگمون؛
بخاطرنشوندادناتحادمون؛
بخاطرلفهادیلیتنزنید!شماازروزاولکهواردفندومشدی؛تعهددادیبهفندومکهجانزنی!
پسنکننننننزارفندوممونازهمبپاشه:)))
●اختصاصیچنل۫۫ ۫𝐇ׅ𝐚ׂ𝐚ׅ𝐦ׂ𝐢ׅ 𝐦ׂ𝐚ׅ𝐡ׂ ۫۫
●فورحسابنشه
[𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑵𝒂𝒕𝒂𝒎𝒂𝒎]
[𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑼𝒏𝒇𝒊𝒏𝒊𝒔𝒉𝒆𝒅] ❤️🩹| 𝒑𝒂𝒓𝒕:22 [𝚁𝚎𝚊𝚍 𝚞𝚗𝚝𝚒𝚕 𝚝𝚑𝚎 𝚎𝚗𝚍] ش... شروین! داده .. سلام خوبی؟ شروینم. دادم س.
درمورد پارتِ بعدی نظرتون چیه؟؟
[𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑼𝒏𝒇𝒊𝒏𝒊𝒔𝒉𝒆𝒅]
❤️🩹| 𝒑𝒂𝒓𝒕:23
[𝚁𝚎𝚊𝚍 𝚞𝚗𝚝𝚒𝚕 𝚝𝚑𝚎 𝚎𝚗𝚍]
جانا:
نفسمو آروم بیرون دادم..
یکم نوشیدنی بخوریم؟
شروین:
باشه ..
بفرما بریم
شروین:
ببخشید دوتا لیوان..
جانا:
حرفِ شروین توی سرم..
لیوانِ اول و خوردم..
یکی دیگه ..
۲تا دیگه..
شروین:
جانا خوبی؟؟
جانا:
آره بابا عالیم!
شروین:
جانا من یه لحظه دستمو بشورم میام..
جانا:
با...سرفه!
شروین از دور جانا رو نگاه میکرد!
لیوان های خالی...روی میز!
پنج تا لیوان..
رفتم سمتش!
دستشو گرفتم.
و بلندش کردم
جلوی من ایستاد!
جانا بسه!
پنجمین لیوانته!
بسه!
حالت خوب نیست!
جانا:
دستشو روی شونش گزاشت..
نمیدونم!.
میخوای بریم آقای خوشتیپ؟[شیطون].
شروین:
دستتو بده من نیوفتی!
توی ماشین...
جانا:
میدونی!
یه آهنگ میزاری!
غمگینن!!!!
شروین:
غمگین؟
چرا؟
جانا:
میخوام گریه کنم!
شروین:
ترمز تندی کردم!
چی شده جانا..
بگو حالت خوبه؟؟
جانا:
دست شروین و گرفت!
میدونی من خیلی دوستت دارم..
میدونی هرشب به فکرت..
با فکرت خوابم میبره
میدونی از وقتی اومدی تو زندگیم یه چی شروع شده!
یه چی متفاوت!:)
شروین:
جانا رو بغل کردم..
منم.!
ممنمممم![داد]
جانا:
بریم دور دور؟
شروین:
بریم!
موزیک با صدای زیاد!
دو نفر که تازه عشقشونُ ثابت کرده بودند!
و الان دوتایی کنار هم خوشبختند!
کنار هم!
[𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝑼𝒏𝒇𝒊𝒏𝒊𝒔𝒉𝒆𝒅]
بۿ ٹۅ ݩزڍڪم بآ اݷڼڪه ازٹ ڣاڝݪـہ ۮاڔ۾❤️🩹
#the_end
پارتِجَدیدِرُمآنِنآتَمآمتَقدیمِنِگآهِتون❤️
حالااینپارتچهحسیبهتونمنتقلکرد؟
ناشناسمنتظرتونم:
https://abzarek.ir/service-p/msg/4840038
دوستان اون استوری کیوان یادتون هست که یه ویدئو از همخوانی پدر حامیم باهاش گذاشته بود تو کنسرت ؟
الان من اون استوری رو نیاز دارم اگر دارین بدیدش لطفا
@hs_1391
ـ فور حساب نشه لینک نداره
ـ شرمنده بد موقع بود