🇮🇷•°•°ره رو عشق°•°•🇮🇷
الشعوب المسلمة وأحرار العالم:
« بندهی خدا ، به خدا پیوست. »
لقد لحق عبدٌ من عباد الله بربّه شهيدًا .
farahmand1_1484434131(1).mp3
زمان:
حجم:
1.2M
💬 قرائت دعای "عهــــد"
٫دعای عهد میخوانیم بیا...
هدیه میڪنیــم به امام زمــان ارواحنافداه
•الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم•
اَلّٰهُـمَّعَجِّݪلِوَلیڪَالفَرَج..
"التماس دعای فرج"؛
╭─✨🌸─↷
https://eitaa.com/romanFms
سحر بیست و هشت یاد رضا کرده دلم ؛
یا غریب الغربا ، عکس حرم کشت مرا💔
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرطرف مینگرم ، شاخه گلی افتاده ..💔
https://eitaa.com/romanFms
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خبر نیومد ؛
به آسمون ما قمر نیومد ..💔
https://eitaa.com/romanFms
دور هرکی چرخیدم یه جورایی دورمون زد
به غیر از خود تو...🥺❤️🩹
[دلبرعراقی]
🇮🇷•°•°ره رو عشق°•°•🇮🇷
_
▪️راست راست جلوی چشم همه داشت عکس آقا سید مجتبی خامنهای را از دیوار میکند. عکس رهبر مملکت را. آن هم جلوی ورودی مسجد امام صادق، آن هم توی بلوار ۱۵ خرداد قم!
▪️رفتم جلو تشر بزنم سرش که مرد حسابی، مگر من میگذارم همچین جسارتی بکنی؟ دیدم از نماز خوانهای همین مسجد است. جوش آوردم. گفتم از شما که توقع نمیره عکس رهبری رو بکنید!
▫️منتظر بودم به اعتراضم تندی کند تا جوابش را بدهم. صورتش ولی این را نمیگفت. گفت معذرت میخوام. میخواستم ببرم برای روستامون اونجا عکس رهبر را نداریم.
▫️انگار آب سردی ریختند رویم. دوباره خواست با همان چسبها عکس را بچسباند گفتم لازم نیست. بیا چند تا عکس دیگر هم بدهم داشته باشی. چشمش پر اشک شد.
▪️گفت: «من اهل روستای جعفریه نزدیک دولت آباد زندگی میکنم. سال ۷۵ از یک روحانی خواستم برای روستایمان روحانی مُبَلِغ بفرستند. چند روز بعد زنگ زد و گفت یک روحانی با اخلاق و فاضل به نام سید مجتبی حسینی میآید روستایتان.
▪️همان مدت کوتاه، مردم روستا باهاش انس گرفته بودند. وقتی خواست برود هر چه مردم اصرار کردند عذرخواهی کرد و گفت باید برود.
▫️دلم گرفت. زنگ زدم به همان روحانی که واسطه شده بود. گفتم دستمریزاد چه مبلغ خوبی بود، یک ریشی گرو بگذار باز هم بیاید اینجا. گفت نشناختید کی بود؟ فرزند رهبری بود. سید مجتبی حسینی خامنهای. مشغله زیادی داره و دیگه نمیتونه بیاد.»
▫️مرد هنوز چشمهاش خیس بود. گفت ۲۹ سال از آن روز میگذرد و حالا دوباره چشم ما به جمال آن سیدی که ساده و بینشان کنار مان زندگی میکرد روشن شده.
▪️حق داشت. یعنی بهش حق دادم که بدون هیچ ملاحظهای عکس را از دیوار بردارد و با خودش ببرد جعفریه تا به هم ولایتیها نشان بدهد و بگوید حالا میشناسیدش؟ نشناخته بودیم.
راوی: فروغ زال به نقل از مصطفی فاضلی
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_این فقط یه فیلمه چرا گریه میکنی؟
+اون فیلم:
https://eitaa.com/romanFms