روزمَرْگی!
بسم الله الرحمن الرحیم ولی درد فاطمیه فقط درد روضه هایی که میشنوی نیست... (یه سری چیزارو نمیتونم حت
آمدم که باز هم بگویم
روضه های فاطمیه
روضه های حرمتند
حرمت خانه وحی
حرمت اهل بیت پیامبر خدا
حرمت دلایل خلقت جهان
حرمت عظمتی که عالمی باید در برابرش سر فرود میآورد و اینطور شکست...
شاید به نظرتون بی ربط بیاد
ولی میخوام بگم تو فاطمیه، جامعه کبیره بخونید
نه به عنوان یه زیارت
این بار به عنوان شناخت اون حرمت
و شاید به عنوان اصل روضه...
تک تک اون عبارات رو با دقت بخونید
تک تک اون تعاریف رو
تا بخشی از عمق واقعی این روضه رو درک کنید...
که اون حرمتی که فاطمیه برای اولین بار شکست و قبح شکستنش برای آینده هم ریخت، چه حرمتی بود... چه عظمتی بود...
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
ور نه هر سنگ و گلی، لؤلؤ و مرجان نشود...
- حافظ -
این چه استغناست یا رب؟ وین چه قادر حکمت است؟
کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست...
- حافظ -
چند سال بود فاطمیه ها هیئت نمیرفتم
تحملشو نداشتم
پارسال هم فقط یه شب رفتم
اونم با خاله مژگانم
که امسال دیگه نیست…
تحمل شنیدن این روضه هارو نداشتم…
تحمل زنده بیرون اومدن از مجلس فاطمیه رو نداشتم…
امسال دومین شبه دارم میام
خجالت کشیدم نیام…
هربار از مجلس روضه زنده بیرون میام متحیر میمونم که چقدر از سنگ بودی مگه که تمام قلبت آب نشد و اشک نشد و نریخت؟
بخدا که سنگ هم باید آب میشد...
کاش تیکه تیکه شم...
پودر شم...
برا فقط خجالت یک باری که از مجلس زنده بیرون اومدم...