eitaa logo
روزنه
6.4هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
2.5هزار ویدیو
273 فایل
دریچه ای به تاریخ، سیاست و اندیشه دینی معاصر ارتباط با ادمین @M_shahidani
مشاهده در ایتا
دانلود
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
💥 حقایقی از فعالیت مخرب گسترده باند از ارکان ، در داخل و خارج از کشور @rozaneebefarda
آموزش به سبک رئیس هیئت امنای ! جناب آقای جعفری گیلانی از روش سازماندهی شده بایکوت منتقدان در دفتر تبلیغات پرده برداشت!! @rozaneebefarda 🔻🔻🔻 جناب حجت‌الاسلام محمد جعفری گیلانی رییس محترم چهل ساله هیئت امنای دفتر تبلیغات در گفت‌وگو با ، نسبت به انتقاد یک روحانی در همایش مبلغان اینچنین واکنش نشان داده است: 🔻  🔸 متاسفانه این افراد در تمامی مراسم‌ها حضور دارند. برای نمونه، در گذشته هم که رئیس مجلس شورای اسلامی در این شهر سخنرانی داشت، امثال این افراد درصدد برهم زدن سخنرانی او بودند. 🔹این افراد هستند و برای چنین کارهایی خلق شده‌اند. وقتی کسی احمد واعظی را که 5 حکم از مقام معظم رهبری دارد، تحمل نکند دیگر چه کسی را می تواند تحمل کند؟ 🔸حجت الاسلام والمسلمین محمد جعفری گیلانی با بیان اینکه ریشه چنین اقداماتی در ، ، و خلاصه می‌شود، گفت: متاسفانه وقتی دو رئیس قوه‌قضاییه پیشین به جان هم می‌افتند و به هم توهین می‌کنند، چنین رفتارهایی هم در جامعه بروز می‌کند. 🔸وی با ابراز امیدواری نسبت به برخورد با چنین رفتارهایی گفت: البته به نظر می‌رسد که در این ماجرا مقام‌معظم رهبری ورود کنند. اگر من به شخصه در این مراسم حضور داشتم نمی‌گذاشتم که چنین اتفاقی بیفتد و با همه کسانی که قصد اخلال و برهم زدن سخنرانی‌ها را داشتند برخورد می‌کردم. 🔸من خودم 40 سال است که در دفتر تبلیغات اسلامی هستم و همچنین موسس این دفتر بوده‌ام و در این قبیل مراسمات معمولا چند ده نفر روحانی را در جای جای مجلس می‌نشاندم که اگر کسی بخواهد در آنها ، فورا 50 نفر بگویند ! متاسفانه من حضور نداشتم اگر بودم حتما این کار را می‌کردم و نمی‌گذاشتم کسی به رئیس دفتر تبلیغات اسلامی جسارت کند. 🔸جعفری گیلانی با بیان اینکه تعداد اخلال‌گران مراسم‌های سخنرانی اندک و معدود است، گفت: با این وجود کاملا مشخص است که آبشخور این افراد کجاست. وقتی عده‌ای در 15خرداد سال 85 به آیت‌الله هاشمی که در حرم حضرت معصومه(س) سخنرانی داشت، هتاکی کردند. چنین رفتارهایی با سخنرانی رئیس دفتر تبلیغات اسلامی امر عجیبی نیست. ولی فکر می‌کنم این‌بار مقام معظم رهبری پیگیر ماجرا خواهند شد. 🔶حاشیه جناب آقای جعفری گیلانی از روحانیون فعال در نهضت امام بود که در برخورد با فتنه منتظری در دهه هفتاد، مردانه به میدان آمد و با افشاگری در خنثی شدن توطئه آنان بسیار مؤثر بود. ایشان همچنین در احداث اردوگاه وسف نیز اقدامات مجدانه ای انجام داده که برکاتش تاکنون باقی است. اگرچه پیرامون سهم آب این دهکده در سالهای اخیر اعتراضاتی از سوی کشاورزان محلی به گوش می رسد که در جای خود قابل پیگیری است. گذشته از سوابق سیاسی و خدماتی مثبت جناب آقای جعفری، بایسته یادآوری است که دفتر تبلیغات قم از بدو بازتأسیس یک دوره دست نیروهای باند بود که کانون فعالیت‌شان دفتر بود. بعد از آن نیز در نزاع پردامنه چپ و راست در دهه شصت (که بگو مگوهای فعلی در مقابل آن هیچ بحساب می‌آید)، دفتر تبلیغات در طیف چپ و دقیقا در مقابل جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز فعالیت می کرد و چهره‌های تند آن زمان نظیر آقای ، در طیف دفتر تبلیغات فعالیت داشتند! لذا دفتر در دهه شصت نماد چپگرایی و تندروی و محسوب می شد! با این پیشینه برچسب چماقداری به یک روحانی منتقد که هویت و انگیزه‌اش نیز فعلا معلوم نیست، از عجایب روزگار ماست! علاقه به میرحسین و بعد هم ، وجهه پر رنگ حیات سیاسی جناب آقای جعفری است که در جای خود محترم است اما اگر ایشان از رهبری دم می زنند، باید به میزان زاویه نامبردگان با اندیشه و سیره ولی فقیه زمان نیز توجه داشته باشند و از یاد نبرند که فاصله بین وضعیت فعلی دفتر با منویات رهبری، موضوع اشکال برخی جریانات دلسوز به کارنامه دفتر تبلیغات است نه اینکه کسی بخواهد مطلقا منکر خدمات آنان باشد. نثار کردن انواع و اقسام برچسب ها به یک روحانی منتقد و وعده برخورد دادن، در کنار اعتراف به جاساز کردن چندین بادیگارد در پوشش روحانی برای اسکات منتقدان، نه تنها موجب تخطئه منتقدان دفتر تبلیغات نمی شود که اولا مایه تعجب و تأسف مخاطبان حوزوی خواهد شد و ثانیا اذهان را نسبت به واکاوی عملکرد چهل ساله متولیان آن مجموعه و ضرورت پاسخگویی نسبت به کارنامه شان حساس تر خواهد کرد. اگر جناب آقای جعفری با سعه صدر بیشتر برخورد می‌کردند شاید دامنه انتقادات به همان جلسه و همان یک نفر باقی ماند اما انگار از قضای روزگار به برکت یک خطای راهبردی رسانه‌ای، موجبات تمرکز اصحاب رسانه بر عملکرد دفتر تبلیغات فراهم آمده است. این تعزیه آخرش حتما خوش است انشالله. @rozaneebefarda
؛ متولد بیت منتظری، بزرگ شده کارگزاران! مروری بر کارنامه فرمانده میدانی عملیات روانی برجامیان [صفحه 1 از 3] 💥اختصاصی @rozaneebefarda 🔻🔻🔻 ⚪️از تا زمینه سازی برای تطهیر قراردادهای ننگین مانند و و (که آخری به لطف خدا به نتیجه نرسید)، تا و و فعال گردن گسل های اختلاف در جبهه انقلاب اسلامی و هزارها پروژه و کلان پروژه در فضای جنگ شناختی و عملیات روانی، همه جا ردپای محمد قوچانی به عنوان یکی از دو فرمانده اصلی عملیات روانی برجامیان، قابل مشاهده است. این یادداشت، گوشه ای از فعالیت های رسانه ای قوچانی را مرور خواهد کرد: 🔸 مشاور رسانه ای حسن روحانی، در عرضه ژورنالیسم، چهره شناخته شده ای است. جوانی شهرستانی که پدرش بنگاه معاملاتی در بلوار دیلمان محله گلسار داشت، اما سر پر شور قوچانی او را به کانون های روشنفکری در اواخر دهه شصت و اوائل دهه هفتاد رساند. 🔹 عضو ، زودتر از بقیه استعداد قوچانی را کشف کرد اما (از اعضای بیت منتظری و نویسنده خاطرات او) در پرورش و اسم و رسم یافتنش خیلی مؤثر بود. آخرش هم دخترش مریم را به عقدش درآورد. و به این صورت، قوچانی شد ! و بلکه این دامادی برای او بود. تولد سیاسی در ساختاری درگیر با نظام و امام. 🔸بعدها قوچانی با اعضای روابط وثیقی یافت(برخی را هم پیشتر مرتبط بود)، کیان نویسان مثلا بودند! تجلی این ضدیت با هاشمی بعدا در نگارش مقالات و برخی کتب هتاکانه علیه آقای منجر شد! اصلاح طلبان بعد از تسخیر دولت تلاش داشتند با تخریب هاشمی، برای خود آبرو و وجهه سیاسی کسب کنند. به همین مناسبت کتاب جنجالی «عالیجناب سرخ پوش و عالجناب‌های خاکستری»‌اش را در تخطئه هاشمی منتشر کرد. سایر روزنامه‌ها و نشریات زنجیره هم همان حرف‌ها را تکرار می‌کردند. 🔹 در این سالها در ستون «خانه شیشه‌ای» روزنامه عصر آزادگان و برخی نشریات دیگر قلم می‌زد و نقش سیاهی لشکر را برای جریان روشنفکری اصلاحات ایفا می‌کرد؛ در روزگاری که امثال موسوی خوئینی‌ها، سعید حجاریان، اکبر گنجی و عباس عبدی از چهرهای شاخص این جریان شناخته می‌شدند. در دوران مبارزات انتخاباتی مجلس ششم، آنها برای آنکه هاشمی رفسنجانی به مجلس راه نیابد از هیچ اقدامی کوتاهی نکردند. مجموعه مقالات قوچانی در همین دوره چند ماهه در نقد هاشمی، بلافاصله در قالب کتاب «پدرخوانده و چپ‌های جوان» منتشر شد. قوچانی در ابتدای کتاب نوشته بود؛ « به برادر همراهم؛ که جسارت در چشم‌هایش موج می‌زند، به امید آزادی جسارتی که در قفس شد»! 🔸حالا اکبر گنجی از قفس پرسده و بر شانه ملکه انگلیس نشسته اما قوچانی در همین حوالی ها پرسه می زند و سر از پاستور درآورده و بر شانه نشسته است! چنانکه معدوم به سزای اعمالش رسید اما امثال سیدهادی و مصطفی ایزدی و عماد باقی در قم و تهران مشغول بداندیشی و بدگویی علیه نظام و امام اند. وضعیت هم مشابه آنان است؛ داماد و خواهر منافقش را پرواز داده اما خودش هنوز در ارکان قدرت سیاسی در ایران باقی مانده است! آنها که رفته اند خطری برای مردم و نظام ندارند، آنان که باقی مانده اند، اما اصلا معلوم نیست دقیقا به چه اقدام ساختارشکنانه ای مشغول اند. 🔹عصر اصلاحات، برای قوچانی و امثال او عصر طلایی و شکوفایی بود. این دوره را به حق می توان عصر امپراطوری خونین روزنامه نگاران غرب اندیش نامید که بعد از گذشت نزدیک به صد سال از عصر مشروطه، به عنوان مهم ترین موج رسانه ای، همان رویه ناصواب روزنامه های هتاک دوران پس از فتح تهران را زنده کرده بودند! 🔹مشروطه چی های عرفی، از اهانت به مقدسات، تا حمله به عناصر اساسی فرهنگی، به هیچ چیز رحم نکردند. با این تفاوت که در آن دوران توانستند شیخ شهید را بر بالای دار ببرند، اما در این دوران به ناچار به بزرگانی چون آیات ، ، ، و دیگران بسنده کردند. زو البته که این ترور از آن اعدام هیچ کمتر نیست. روزنه؛ خانه فرهیختگان. @rozaneebefarda ادامه:👇🏽
وقتی سوپرانقلابی‌های انقلابی‌نما، سوپرسازشکار می‌شوند! وقتی عمادالدین باقی _عضو رادیکال حلقه مریدان آقای معتقد بود آمریکا [و اسرائیل] از شعار داغ نمی‌ترسند و باید به منافع آن‌ها ضربه زد! ▫️واقعیت‌ها و قضاوت‌ها، ص92. 🔶حاشیه روزنه این روزها بیش از هر زمان دیگری بايد مورد توجه قرار بگیرد؛ در دهه شصت با طیفی از مواجه بودیم که مدام از موضع بالا به بدنه امت حزب‌الله نگاه می‌کردند! مدام می‌دادند و خود را مطلع از و مدیران عالی نظام معرفی می‌کردند! اصلا برخی شان مثل (اکبر پونز) و ، مدتها بودند! یعنی پول می‌گرفتند که خبر و بنویسند و مثلا بزرگان و نخبگان را جهت و خط بدهند! از همان ابتدا یکی از مهم‌ترین محورهای اقدامات‌شان به و ارائه بود! در واقع امام آن‌ها امام خمینی نبود، آقای منتظری بود! در دهه هفتاد هم آن‌ها همین خط موازی را دنبال کردند و به دست دادند! با این تفاوت که برخی شان کاملا پرده برانداختند و کردند(مثل کدیور و گنجی و...) برخی اما در داخل کشور ماندند و هم‌چنان ! صدالبته خطر پادوهای داخلی خطرناک‌تر است! نماد و مصداق کامل افراد انقلابی‌نمای بی‌مبنای مدعی است که اولین شاخصه‌شان فرار از و فکری و فقهی امام و رهبری است. اینها گاهی مخالف فکری‌شان را مستحق مرگ می‌دانند!(مانند شهید جاوید و شمس آبادی) این جماعت در معرض شدن هستند! @rozaneebefarda
رسوایی تاریخی و فقهی جدید برای مریدان رادیکال آقای منتظری درباره ! 💥 اختصاصی @rozaneebefarda 🔻🔻🔻 [ص۱ از ۲] یکی از شاگردان تندگو و پرمدعای آقای منتظری _که اخیرا در قامت سخنگوی خودخوانده جریان آقای منتظری خودنمایی می‌کند_ بعد از شهادت فرصت را برای هجمه ناجوانمردانه به آن قاضی شجاع و متقی فراهم دیده و با تحلیل وارونه از یک خاطره‌ [که کانال روزنه پیش‌تر اصل آن خاطره را منتشر کرده بود(منبع)] به تطهیر هاشمی و علیه کارنامه نورانی شهید رازینی پرداخته است! او همچنین به عقده‌گشایی علیه حضرت امام پرداخته اما آنچه تحویل داده، سرتاپا است! در ادامه برخی از این اغلاط را مرور می‌کنیم: 1️⃣وی مدعی شده که شهید رازینی اعترافات را بی‌ارزش دانسته است! این درحالی است که شهید رازینی در حکم دادگاه مهدی هاشمی اشاره دارد که اعترافات وی مراحل مختلفی داشته و حاوی دروغ و تناقض بوده اما در مرحله آخر دادگاه به اتهامات کیفر خواست دادستان، اعتراف کرده است. همچنین شهید رازینی در رای دادگاه سیدمهدی،اعترافات وی را از ادله مهم بر اتهامات مختلف سیدمهدی اعلام کرد.(خاطرات سیاسی،صص140-135) به نظر نویسنده رأی دادگاه مهدی هاشمی را تا به حال مطالعه نکرده و به خاطره‌سازی آقای منتظری بسنده کرده است. 2️⃣طبق متن صریح خاطره مورد بحث - که عینا از شهید رازینی منتشر کرده- ایشان از امام ابتدا درباره حکم مفسدفی الارض سوال کرده‌،نه محارب! آیا نویسنده پرمدعا تفاوت فقهی عنوان محارب و مفسدفی‌الارض را نمی‌داند یا با تحریف رندانه مواجهیم! ادامه @rozaneebefarda
اهانت به آیت‌الله جوادی آملی ▫️یادداشت موهن شیخ سلیمانی علیه مفسر کبیر قرآن کریم جناب آقای جوادی آملی سلام علیکم و رحمة الله! از این جهت القابی مانند آیت‌الله و حجةالاسلام به‌کار نبردم که اولی قطعا صادق است ولی شامل همه مخلوقات می‌شود و دومی قطعا دروغ است چرا که یک شخص عادی حجت اسلام نیست. پس بهترین عنوان برای شما همان نام زیبای " عبدالله " است که امیدوارم صادق باشد. برای پدر مرحومم از خداوند طلب رحمت واسعه می‌کنم که نام بسیار زیبای عبدالرحیم را برای من برگزید و امیدوارم وقتی از این دنیا می‌روم شایسته این نام بسیار زیبا باشم و غیر آن هیچ عنوان دیگری چندان خوشایندم نیست! در خبرها دیدم که مورد تمجید حاکمان قرار گرفته‌اید و شما نیز از آنان تجلیل کرده‌اید! به گمان بنده هردو جهت بسیار ترسناک است و ممکن است به نام زیبای " عبدالله " خدشه وارد کند! هم باید بیاندیشید که چه کرده‌اید که مورد تمجید حاکمان قرار گرفته‌اید و هم ببینید چرا به‌جای نقد حاکمان مداحی کرده‌اید؟ اینجانب نسبت به آثار شما ازجمله تفسیر تسنیم نقدهای بسیار بسیار جدی دارم که در اینجا امکان بیان آنها نیست. برای نمونه در دو موضوع " رستگاری انسان‌ها " و " حقوق بشر " نظریات شما را در دو کتاب " تعارض دعاوی ادیان" و " مواجهه اندیشمندان مسلمان معاصر ایران " نقد بسیار جدی کرده‌ام و معتقدم سایر آثار و اندیشه‌های شما در همین سطح است. اما آثار و نظریات علمی ملاک و معیار نیست و ممکن است شما یا فرد دیگری به همه نقدهای اینجانب پاسخ دهد و اینجانب  مدعی نیستم و نباید باشم که آنچه گفته و می‌گویم حق محض است کما اینکه شما نباید چنین باشید! اما دو نکته دیگر دارم که نقد علمی نیست و نقد عملی است. نخست؛ شما یک مؤسسه بسیار عریض و طویل به نام اسراء دارید که تعداد زیادی در آن به خدمتگزاری مشغولند و هدف آن مؤسسه،  تنظیم و نشر آثار و نظریات شماست. متاسفانه آن مؤسسه از بیت المال ارتزاق می‌کند  و اینجانب هرگز این امر را مشروع و اخلاقی نمی‌دانم! علاوه بر قبح و عدم مشروعیت استفاده از بیت‌المال برای اهداف شخصی زيان دیگرش این است که آزادگی و حریت را از عالم می‌گیرد و به گمانم این تاثیر را در رفتار و سخنان و مواضع شما داشته است! دوم؛ نکته دوم مربوط به یک عمل خاص شما است. شما در روزی بسیار سیاه سخنان بسیار زشت و ناروایی را درباره یک عالم بزرگتر از خود به زبان آوردید و تعبیر " شهوت عملی " را برای او به کار بردید. شما با آن سخنرانی بسیار نابجا و نادرست زمینه هجوم وحشیانه به بیت مرحوم آقای منتظری را به وجود آوردید و زمینه حصر چندین ساله ایشان را فراهم کردید! شما بعد از آن حادثه ناگوار دوازده سال فرصت داشتید تا از ایشان عذرخواهي کنید و  تا امروز ۲۸ سال فرصت داشته‌‌اید که از ملت به خاطر لطمه‌ای که به باورها و فرهنگ آنان زده‌اید عذرخواهي کنید! اما هنوز خطای بزرگ خود را جبران نکرده‌‌اید و فرصت بشدت در حال گذر است! خداوند عاقبت شما و بنده را ختم بخیر گرداند! سیزدهم اسفند ۱۴۰۳ عبدالرحیم سلیمانی اردستانی 🔸حاشیه روزنه مواضع سست و موهن شیخ هتاک اردستانی، مسبوق به سابقه است! چندی پیش قاضی انقلابی و مجاهد شهید مرحوم رازینی به برخی مواضع موهن او پاسخ داده بودند که در روزنه تقدیم شد: https://eitaa.com/rozaneebefarda/16574 ماجرای مواضع زننده حلقه مریدان رادیکال آقای منتظری را باید در امتداد برخوردهای حذفی گروهک تحلیل کرد که بخاطر مخالفت آیت‌الله شمس‌آبادی با کتاب حاضر شدند آن روحانی متخلق و مظلوم را به قتل برسانند! این روحیه حذفی است که امروز به جنگ انقلاب اسلامی و امام خمینی کبیر و امام خامنه‌ای عزیز آمده است! سخنرانی سست و توهين آميز آقای منتظری در ۱۳ رجب که از جهت تضعیف ولایت و زعامت، در تاریخ تشیع در عصر غیبت بی‌سابقه است، نشانه همین روحیه حذفی است! وقتی استاد و مرشد این جماعت آن شیخ تندگو باشد، تکلیف این طلبه‌های نیمه‌سواد بلندآوازه روشن است! اینکه در یک یادداشت این حجم از تعابیر زشت و زننده و توهین آمیز را علیه یکی از سرمایه‌های ماندگار حوزه علمیه به کار ببرند، فقط و فقط از همین جماعت بی‌ادب و بی‌سواد بر می‌آید! @rozaneebefarda
چرا آیت‌الله جوادی، آقای منتظری را دچار شهوت عملی می‌دانست؟/ رنگ عوض کردن قبل و بعد از قائم مقامی... صفحه [۲ از ۲] @rozaneebefarda 🔻🔻🔻 ▫️آقای منتظری می‌داند که فقهای مجلس خبرگان اکثرا قائل به نظریه نصب ولایت فقیه هستند و می‌داند که چالش اساسی در بازنگری قانون اساسی همین مسئله تزاحم بود که آیا می‌شود مرجع جامع الشرایط اعلمی یافت که مدیر و مدبر و سیاست‌مدار ماهری باشد چنانچه دغدغه اصلی امام نیز در بازنگری قانون اساسی همین بوده است (صحیفه امام خمینی، ج21، ص371). پس چرا اصرار دارد که بر طبل نایاب اعلمیت ولایت فقیه بزند؟ وی که می‌داند فقهای دیگر با نظر نادر او درباره ولایت انتخابی فقیه مخالفت فقهی دارند پس چرا این اختلاف فتوا را پنهان می‌دارد و بنابر مبنای خودش به دیگر فقهای مجلس خبرگان و شورای بازنگری قانون اساسی اتهام می‌زند که شما غیر اعلم را انتخاب کردید؟ این پنهان کاری تعمدی ناشی از چیست؟ آیا جز «شهوت عملی» نام دیگری می‌توان بر آن نهاد؟ 🔻ثالثا: آقای منتظری در 13 رجب است از هر چه بر او گذشته و به آنچیزی که نرسیده است! به همین دلیل شروع به بد و بیراه گویی‌های زیادی می‌کند و به طوری سخن می‌گوید که رسانه‌های ضد انقلاب برایش کف بزنند. اما در دورانی که برای شورای بازنگری نامه می‌نویسد و سعی می‌کند با ژست علمی و با احترام نامه بنگارد تنها اشکالش به حذف شرط مرجعیت و اعلمیت از شرایط ولایت فقیه، این است که قانون اساسی باید براساس و اضطرار نگاشته نشود (خاطرات منتظری، ج1، ص713). پیش‌تر گذشت که چرا آقای منتظری خودبه این مسئله توجه نکرده است و مرجعیت و اعلمیت را در کتاب ولایت فقیه خود به عنوان شروط اساسی رهبری نیاورده است؟! به علاوه مگر حذف شرط مرجعیت و اعلمیت مانع از انتخاب فقیه جامع الشرایط اعلم می‌شد که وی احساس خطر می‌کند؟ از سوی دیگر وی خود معتقد است که تزاحم بین شرط فقاهت با شرط تدبیر و سیاست، امر مبتلا به است و شرط تدبیر و سیاست مهمتر از شرط فقاهت است. وی در کتاب ولایت فقیه خود به این مسئله اشاره می‌کند و باید پرسید که اگر این تزاحم، امر مبتلا به بوده است تزاحم بین اعلم و غیر اعلم، مبتلا به تر خواهد بود. در نتیجه چرا در نامه خود به شورای بازنگری آن را در شرایط خاص دانسته است؟ اگر برای شرایط خاص است چرا به گفته وی «مهمترین و بیشترین موارد تزاحم» محسوب می‌شود (مبانی فقهی حکومت اسلامی، ج2، ص 341)؟ اگر برای شرایط خاص است چرا هنوز که هنوز است در بین اهل فن، جایگزینی برای رهبری معظم تصور نمی‌شود؟ منتظری خود اعتراف دارد تشخیص اعلم مسئله‌ای است اختلافی و می‌گوید: «مردم و نیز اهل خبره در بسیاری از موارد در تشخیص اعلم دچار اختلاف می‌شوند.» (مبانی فقهی حکومت اسلامی، ج2، ص 201) اگر تشخیص اعلم مسئله‌ای اختلافی است تشخیص فقیه جامع‌الشرایط اعلم بسی دشوارتر خواهد و برای شرایط خاص و کم‌یاب نخواهد بود. با این وجود آیا این میزان تفاوت منتظری متقدم با متاخر را جز به «شهوت عملی» می‌توان توجیه کرد؟ 🔻رابعا: آقای منتظری در اشکال‌تراشی به دیگران و بیان مشکلات شرعی قوانین و اقدامات دیگران، حساسیت زیادی نشان می‌داد که مهمترین موارد آن را در اعدام و اعدام منافقین می‌بینیم اما در اشکال کردن به انتخاب خود به عنوان قائم مقامی، به تعارفات و حفظ احترامات تشریفاتی بسنده کرده است، درحالی که بعدا کاشف به عمل آمده که این کار را می‌دانسته است (خاطرات منتظری، ج1، ص471). اما آقای منتظری هیچ اشکالی علنا به آن نگرفت و با قدرت قائم مقامی را تصاحب کرد. بر خلاف مقام معظم رهبری که در جلسه خبرگان رهبری در مقابل انتخاب خود ایستادند. آقای منتظری هر آنچه در گفت شایسته خودش در دوران قائم مقامی بود اما هیچ نگفت و نهایتا امام خمینی در نامه 6/1/1368 آن را افشا کرد. این تناقض رفتاری آیا چیزی جز «شهوت عملی» می‌تواند باشد که آیت‌الله جوادی به آن اشاره کردند؟ @rozaneebefarda