﷽
🍂#روضه_امام_حسن_مجتبی علیه السلام
🎋#دفتری_حسن علیه السلام
✨برحسن سبط مصطفی صلوات
✨به گل باغ مرتضی صلوات
✨به جگر گوشهٔ حبیبهٔ حق
✨به گل روی مجتبی صلوات
(دعای سلامتی امام زمان/ دعای فرج)
💥💥#السلام_علیک_یاابامحمد_یاحسن_ابن_علی_ایهاالمجتبی_یابن_رسول_الله_یا_حجة_الله_علی_خلقه_یاسیدنا...
🌾مرغ دل من گشته گرفتار بقیع
🌾قربان بقیعُ اشک زُوّار بقیع
🌾شبها که در بقیع را میبندند
🌾من گریه کنم به پشت دیوار بقیع
⬅️دلها را ببریم مدینه کنار قبرستان بقیع....
کنار اون قبری که بی شمع و چراغه...
زائر نداره.... بارگاه ندارد ....آقام غریبه... غریبه... غریبه....
رسول خدا فرمود : به قدری حسنم مظلومه که ملائکه و مرغان آسمان برا حسنم گریه می کنند .....
فرمود هر کس برا حسنم گریه کنه فردای قیامت کور محشر نمیشه....
↙️حالا چشم سرتو ببند، چشم دلتو باز کن بریم مدینه...
🔹 دلم میخواد یه شب مدینه باشم
🔹زائر آن شکسته سینه باشم
🔹 دلم میخواد یه شب بقیع بشینم
🔹 آخ قبر غریبِ حسنو ببینم
🌐 اما بگم چه کردند با این امام مظلوم تو مدینه ...
آی حاجت دارا...آی جوون دارا... آی ناله دارا....
آی غریب نوازا....
⬅️ آقا روزه بود موقع افطار همسرش جعده رو صدا زد آب طلبید... تا آبُ نوشید فرمود انا لله و انا الیه راجعون.....
🌐 هر مردی از دردی داشته باشه تو خونه به اول کسی که میگه همسرشه،،،
اما من بمیرم امام مجتبی تو خونش هم غریب بود محرم نداشت....
صدا زد آخ حالا که مادر ندارم همسرم دشمنمه،،،
صدا زد کنیزا برید به خواهرم زینب بگین بیاد...
💥#آخ_میون_همه_دلها...
💥#امون_از_دل_زینب....
چه خون شد دل زینب
⬅️دلا بسوزه برا اون لحظه ای که...
تا خبر به زینب دادن، زینب بیا بی برادر شدی....
الهی نبینی داغ برادرُ...
الهی نبینی اونچه که زینب دید...
(اومد کنار بستر برادر....
شروع کرد گریه کردن)
زینب بمیره حسنشو تو بستر نبینه...
امان امان..
صدا زد زینب جان گریه نکن خواهر،، برو حسینمو خبر کن...
یه وقت دیدن زینب داره تو کوچه های بنی هاشم میدوه..... صدامیزنه عباسم بیا... عون بیا... جعفر بیا..
آخ حسینم بیا (چه خبر شده خواهر)
آخ بیاید حسنم داره جون می ده...
(الهی این لحظه رو نبینی به خدا خیلی سخته)
⬅️ همه اومدن کنار بستر امام حسن همه دارن گریه میکنن همه دارن ناله میکنند ....
امام حسین تا برادرو تو اون حال دید شروع کرد گریه کردن...
⬇️ امام حسن یه لحظه چشم شو باز کرد، دید امام حسین داره گریه می کنه....
صدا زد حسین جان داداش،،، چرا گریه می کنی،،،
شاید گقته باشه...
داداش تو رو به این حال می بینم گریه می کنم....
دارم میبینم بی برادر میشم گریه می کنم....
داغ بی برادری برام سنگینه دارم گریه می کنم...
یه وقت صدا زد حسین جان داداش....
گریه نکن داداش....
گریه نکن حسین جان..
💥عالم برا حسین گریه کنه حسین گریه نکنه...
⬅️(داداش اگرچه منو با زهر مسموم کردند اما حسین جان تو خونه خودم هستم دارم جون میدم،،،
الان آب طلب کنم بهم شیر تعارف می کنند...
همه کنار بسترم جمعند خواهرم هستش، برادرم هستش،،،
اما حسین جان
💥#لایوم_کیومک_یااباعبدالله💥
حسین جان روزی میاد روز عاشورا....
دشمن دورت حلقه میزنه حسین جان...
داداش لب تشنه شهیدت می کنند...
سر تو بالای نی میبرن....
امان امان
⬅️ یه مرتبه صدا زد خواهرم زینب...
خواهر طشتی برام بیار خواهر..
میگن اینجا بیبی خوشحال شد ..
گفت الان حسنم زهرو بر میگردونه...
حالش بهتر میشه...
اما یه وقت نگاه کنه ببینه پاره های جگر برادر....
⚫️حسنم بس که ز غم ناله نمود
🔴طشت را پر زِ گُل لاله نمود
☑️اما ای روزگار چه کردی با دل زینب....
دو تا طشت نشون زینب دادی...
یه طشت تو مدینه پاره های جگر برادرش حسن.....
یه طشتم توی شام، سر بریده حسیــــــــن....
🔘از دو طشت آمد نوای شور و شین
🔘گاه از طشت حسن گاه از حسین
🔘اندر اینجا قلب زینب خسته بود
🔘وندر آنجا دست زینب بسته بود
🔘از دو لبهای حسن خون میچکید
🔘خورد لبهای حسین چوب یزید
🔆هر چقدر ناله داری به سوز جگر ابی عبدالله ناله بزن سه مرتبه بگو
یا حســــــــین
⬇️هنگام نشر #صلوات حذف نشه لطفا⬇️
♻️هدیه محضر خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها (صلوات)♻️
#هشت_شوال
#سالروز_تخریب_بقیع
#روضه_حضرت_زهرا
( سلام الله علیها )
#روضه_امام_حسن_مجتبی
( علیه السلام )
#مصطفی_صابر_خراسانی
ناجوانمردان از اینجا
صحن را برداشتند
کاش می گفتند
گنبد را چرا برداشتند ...
زائری آمد
کنار قبر آقایش نشست
با لگد او را
ز قبر مجتبی برداشتند ؟
خاک اینجا
برتر از خاک تمام عالَم است
خاک اینجا را همه
بهرِ شفا برداشتند ..
تا که خاک کربلا هم
مادری باشد ، کمی
از همین ها را برای
کربلا برداشتند ..
خواستند آثار جرمِ شهر
مخفی ترشود
از میانِ نقشه ،
اسم کوچه را برداشتند ؟
آنقدر با گریه
مردی بر رخ خود لطمه زد
تا که از قبرِ امام شیعه
پا برداشتند ...
خاک اینجا
بوی سیلی مکرر می دهد
بوی گریه های دختر
بهر مادر می دهد ..
آخرش این خاک
ایوانش طلایی می شود
گنبد و گلدسته های
باصفایی می شود
این حرم با چار گنبد
می شود بیتُ الحسن
هرکسی اینجا بیاید
#مجتبایی می شود ..
پنجره فولاد
اینجا چه قیامت می کند
واقعاً اینجا
عجب دارالشفایی می شود
گنبدِ صادق
ضریحِ باقر و صحنِ حسن
پرچمِ سجاد ،
دل دارد هوایی می شود
آخرش من مطمئنم
این گِره وا می شود
این حرم زیباترین
تصویر دنیا می شود
هرچه خواندم در بقیع
از سینه عقده وانشد
هرچه گشتم
قبر زهرا مادرم ، پیدا نشد ؟
راه ما را بسته بودند
هرچه من می خواستم
تا روم ،
در پیش قبرِ مادر سقا نشد
سربه دیوارش نهادم
روضه ها خواندم ولی
هیچ یک از روضه هایم
روضه ی #زهرا نشد
کوچه ای تنگ و دلی سنگ و
صدای ضربِ دست
بعد از آن سیلی
دگر چشمان زهرا وانشد
ایستاد و کمی مُردد شد
سرد شد دست گرم و پُر مِهرش
آسمان تیره شد
هوا بد شد ...
بعد زهرا
مرتضی ماند و غمِ زخم زبان
هیچ کس ، جز دردِ پهلو
همدم مولا نشد
زینبش می گفت
من دیدم میانِ شعله ها
مادرم افتاد پشت در و
دیگر پانشد ...
سالها رفت و
غروبی خیمه ها آتش گرفت
هیچ جایی مثل دشت کربلا
غوغا نشد ...
هیچ جایی
خواهری داغی به این سختی ندید
هیچ جایی
بر سر پیراهنی دعوا نشد ...
#شاعر_مهدی_نظری
😭😭😭😭😭😭 #هشت_شوال
#سالروز_تخریب_بقیع
#روضه_حضرت_زهرا
( سلام الله علیها )
#روضه_امام_حسن_مجتبی
( علیه السلام )
#مصطفی_صابر_خراسانی
ناجوانمردان از اینجا
صحن را برداشتند
کاش می گفتند
گنبد را چرا برداشتند ...
زائری آمد
کنار قبر آقایش نشست
با لگد او را
ز قبر مجتبی برداشتند ؟
خاک اینجا
برتر از خاک تمام عالَم است
خاک اینجا را همه
بهرِ شفا برداشتند ..
تا که خاک کربلا هم
مادری باشد ، کمی
از همین ها را برای
کربلا برداشتند ..
خواستند آثار جرمِ شهر
مخفی ترشود
از میانِ نقشه ،
اسم کوچه را برداشتند ؟
آنقدر با گریه
مردی بر رخ خود لطمه زد
تا که از قبرِ امام شیعه
پا برداشتند ...
خاک اینجا
بوی سیلی مکرر می دهد
بوی گریه های دختر
بهر مادر می دهد ..
آخرش این خاک
ایوانش طلایی می شود
گنبد و گلدسته های
باصفایی می شود
این حرم با چار گنبد
می شود بیتُ الحسن
هرکسی اینجا بیاید
#مجتبایی می شود ..
پنجره فولاد
اینجا چه قیامت می کند
واقعاً اینجا
عجب دارالشفایی می شود
گنبدِ صادق
ضریحِ باقر و صحنِ حسن
پرچمِ سجاد ،
دل دارد هوایی می شود
آخرش من مطمئنم
این گِره وا می شود
این حرم زیباترین
تصویر دنیا می شود
هرچه خواندم در بقیع
از سینه عقده وانشد
هرچه گشتم
قبر زهرا مادرم ، پیدا نشد ؟
راه ما را بسته بودند
هرچه من می خواستم
تا روم ،
در پیش قبرِ مادر سقا نشد
سربه دیوارش نهادم
روضه ها خواندم ولی
هیچ یک از روضه هایم
روضه ی #زهرا نشد
کوچه ای تنگ و دلی سنگ و
صدای ضربِ دست
بعد از آن سیلی
دگر چشمان زهرا وانشد
ایستاد و کمی مُردد شد
سرد شد دست گرم و پُر مِهرش
آسمان تیره شد
هوا بد شد ...
بعد زهرا
مرتضی ماند و غمِ زخم زبان
هیچ کس ، جز دردِ پهلو
همدم مولا نشد
زینبش می گفت
من دیدم میانِ شعله ها
مادرم افتاد پشت در و
دیگر پانشد ...
سالها رفت و
غروبی خیمه ها آتش گرفت
هیچ جایی مثل دشت کربلا
غوغا نشد ...
هیچ جایی
خواهری داغی به این سختی ندید
هیچ جایی
بر سر پیراهنی دعوا نشد ...
#شاعر_مهدی_نظری
😭😭😭😭😭😭 #هشت_شوال
#سالروز_تخریب_بقیع
#روضه_حضرت_زهرا
( سلام الله علیها )
#روضه_امام_حسن_مجتبی
( علیه السلام )
#مصطفی_صابر_خراسانی
ناجوانمردان از اینجا
صحن را برداشتند
کاش می گفتند
گنبد را چرا برداشتند ...
زائری آمد
کنار قبر آقایش نشست
با لگد او را
ز قبر مجتبی برداشتند ؟
خاک اینجا
برتر از خاک تمام عالَم است
خاک اینجا را همه
بهرِ شفا برداشتند ..
تا که خاک کربلا هم
مادری باشد ، کمی
از همین ها را برای
کربلا برداشتند ..
خواستند آثار جرمِ شهر
مخفی ترشود
از میانِ نقشه ،
اسم کوچه را برداشتند ؟
آنقدر با گریه
مردی بر رخ خود لطمه زد
تا که از قبرِ امام شیعه
پا برداشتند ...
خاک اینجا
بوی سیلی مکرر می دهد
بوی گریه های دختر
بهر مادر می دهد ..
آخرش این خاک
ایوانش طلایی می شود
گنبد و گلدسته های
باصفایی می شود
این حرم با چار گنبد
می شود بیتُ الحسن
هرکسی اینجا بیاید
#مجتبایی می شود ..
پنجره فولاد
اینجا چه قیامت می کند
واقعاً اینجا
عجب دارالشفایی می شود
گنبدِ صادق
ضریحِ باقر و صحنِ حسن
پرچمِ سجاد ،
دل دارد هوایی می شود
آخرش من مطمئنم
این گِره وا می شود
این حرم زیباترین
تصویر دنیا می شود
هرچه خواندم در بقیع
از سینه عقده وانشد
هرچه گشتم
قبر زهرا مادرم ، پیدا نشد ؟
راه ما را بسته بودند
هرچه من می خواستم
تا روم ،
در پیش قبرِ مادر سقا نشد
سربه دیوارش نهادم
روضه ها خواندم ولی
هیچ یک از روضه هایم
روضه ی #زهرا نشد
کوچه ای تنگ و دلی سنگ و
صدای ضربِ دست
بعد از آن سیلی
دگر چشمان زهرا وانشد
ایستاد و کمی مُردد شد
سرد شد دست گرم و پُر مِهرش
آسمان تیره شد
هوا بد شد ...
بعد زهرا
مرتضی ماند و غمِ زخم زبان
هیچ کس ، جز دردِ پهلو
همدم مولا نشد
زینبش می گفت
من دیدم میانِ شعله ها
مادرم افتاد پشت در و
دیگر پانشد ...
سالها رفت و
غروبی خیمه ها آتش گرفت
هیچ جایی مثل دشت کربلا
غوغا نشد ...
هیچ جایی
خواهری داغی به این سختی ندید
هیچ جایی
بر سر پیراهنی دعوا نشد ...
#شاعر_مهدی_نظری
😭😭😭😭😭😭 #هشت_شوال
#سالروز_تخریب_بقیع
#روضه_حضرت_زهرا
( سلام الله علیها )
#روضه_امام_حسن_مجتبی
( علیه السلام )
#مصطفی_صابر_خراسانی
ناجوانمردان از اینجا
صحن را برداشتند
کاش می گفتند
گنبد را چرا برداشتند ...
زائری آمد
کنار قبر آقایش نشست
با لگد او را
ز قبر مجتبی برداشتند ؟
خاک اینجا
برتر از خاک تمام عالَم است
خاک اینجا را همه
بهرِ شفا برداشتند ..
تا که خاک کربلا هم
مادری باشد ، کمی
از همین ها را برای
کربلا برداشتند ..
خواستند آثار جرمِ شهر
مخفی ترشود
از میانِ نقشه ،
اسم کوچه را برداشتند ؟
آنقدر با گریه
مردی بر رخ خود لطمه زد
تا که از قبرِ امام شیعه
پا برداشتند ...
خاک اینجا
بوی سیلی مکرر می دهد
بوی گریه های دختر
بهر مادر می دهد ..
آخرش این خاک
ایوانش طلایی می شود
گنبد و گلدسته های
باصفایی می شود
این حرم با چار گنبد
می شود بیتُ الحسن
هرکسی اینجا بیاید
#مجتبایی می شود ..
پنجره فولاد
اینجا چه قیامت می کند
واقعاً اینجا
عجب دارالشفایی می شود
گنبدِ صادق
ضریحِ باقر و صحنِ حسن
پرچمِ سجاد ،
دل دارد هوایی می شود
آخرش من مطمئنم
این گِره وا می شود
این حرم زیباترین
تصویر دنیا می شود
هرچه خواندم در بقیع
از سینه عقده وانشد
هرچه گشتم
قبر زهرا مادرم ، پیدا نشد ؟
راه ما را بسته بودند
هرچه من می خواستم
تا روم ،
در پیش قبرِ مادر سقا نشد
سربه دیوارش نهادم
روضه ها خواندم ولی
هیچ یک از روضه هایم
روضه ی #زهرا نشد
کوچه ای تنگ و دلی سنگ و
صدای ضربِ دست
بعد از آن سیلی
دگر چشمان زهرا وانشد
ایستاد و کمی مُردد شد
سرد شد دست گرم و پُر مِهرش
آسمان تیره شد
هوا بد شد ...
بعد زهرا
مرتضی ماند و غمِ زخم زبان
هیچ کس ، جز دردِ پهلو
همدم مولا نشد
زینبش می گفت
من دیدم میانِ شعله ها
مادرم افتاد پشت در و
دیگر پانشد ...
سالها رفت و
غروبی خیمه ها آتش گرفت
هیچ جایی مثل دشت کربلا
غوغا نشد ...
هیچ جایی
خواهری داغی به این سختی ندید
هیچ جایی
بر سر پیراهنی دعوا نشد ...
#شاعر_مهدی_نظری
😭😭😭😭😭😭 #هشت_شوال
#سالروز_تخریب_بقیع
#روضه_حضرت_زهرا
( سلام الله علیها )
#روضه_امام_حسن_مجتبی
( علیه السلام )
#مصطفی_صابر_خراسانی
ناجوانمردان از اینجا
صحن را برداشتند
کاش می گفتند
گنبد را چرا برداشتند ...
زائری آمد
کنار قبر آقایش نشست
با لگد او را
ز قبر مجتبی برداشتند ؟
خاک اینجا
برتر از خاک تمام عالَم است
خاک اینجا را همه
بهرِ شفا برداشتند ..
تا که خاک کربلا هم
مادری باشد ، کمی
از همین ها را برای
کربلا برداشتند ..
خواستند آثار جرمِ شهر
مخفی ترشود
از میانِ نقشه ،
اسم کوچه را برداشتند ؟
آنقدر با گریه
مردی بر رخ خود لطمه زد
تا که از قبرِ امام شیعه
پا برداشتند ...
خاک اینجا
بوی سیلی مکرر می دهد
بوی گریه های دختر
بهر مادر می دهد ..
آخرش این خاک
ایوانش طلایی می شود
گنبد و گلدسته های
باصفایی می شود
این حرم با چار گنبد
می شود بیتُ الحسن
هرکسی اینجا بیاید
#مجتبایی می شود ..
پنجره فولاد
اینجا چه قیامت می کند
واقعاً اینجا
عجب دارالشفایی می شود
گنبدِ صادق
ضریحِ باقر و صحنِ حسن
پرچمِ سجاد ،
دل دارد هوایی می شود
آخرش من مطمئنم
این گِره وا می شود
این حرم زیباترین
تصویر دنیا می شود
هرچه خواندم در بقیع
از سینه عقده وانشد
هرچه گشتم
قبر زهرا مادرم ، پیدا نشد ؟
راه ما را بسته بودند
هرچه من می خواستم
تا روم ،
در پیش قبرِ مادر سقا نشد
سربه دیوارش نهادم
روضه ها خواندم ولی
هیچ یک از روضه هایم
روضه ی #زهرا نشد
کوچه ای تنگ و دلی س
نگ و
صدای ضربِ دست
بعد از آن سیلی
دگر چشمان زهرا وانشد
ایستاد و کمی مُردد شد
سرد شد دست گرم و پُر مِهرش
آسمان تیره شد
هوا بد شد ...
بعد زهرا
مرتضی ماند و غمِ زخم زبان
هیچ کس ، جز دردِ پهلو
همدم مولا نشد
زینبش می گفت
من دیدم میانِ شعله ها
مادرم افتاد پشت در و
دیگر پانشد ...
سالها رفت و
غروبی خیمه ها آتش گرفت
هیچ جایی مثل دشت کربلا
غوغا نشد ...
هیچ جایی
خواهری داغی به این سختی ندید
هیچ جایی
بر سر پیراهنی دعوا نشد ...
#شاعر_مهدی_نظری
😭😭😭😭😭😭 #هشت_شوال
#سالروز_تخریب_بقیع
#روضه_حضرت_زهرا
( سلام الله علیها )
#روضه_امام_حسن_مجتبی
( علیه السلام )
#مصطفی_صابر_خراسانی
ناجوانمردان از اینجا
صحن را برداشتند
کاش می گفتند
گنبد را چرا برداشتند ...
زائری آمد
کنار قبر آقایش نشست
با لگد او را
ز قبر مجتبی برداشتند ؟
خاک اینجا
برتر از خاک تمام عالَم است
خاک اینجا را همه
بهرِ شفا برداشتند ..
تا که خاک کربلا هم
مادری باشد ، کمی
از همین ها را برای
کربلا برداشتند ..
خواستند آثار جرمِ شهر
مخفی ترشود
از میانِ نقشه ،
اسم کوچه را برداشتند ؟
آنقدر با گریه
مردی بر رخ خود لطمه زد
تا که از قبرِ امام شیعه
پا برداشتند ...
خاک اینجا
بوی سیلی مکرر می دهد
بوی گریه های دختر
بهر مادر می دهد ..
آخرش این خاک
ایوانش طلایی می شود
گنبد و گلدسته های
باصفایی می شود
این حرم با چار گنبد
می شود بیتُ الحسن
هرکسی اینجا بیاید
#مجتبایی می شود ..
پنجره فولاد
اینجا چه قیامت می کند
واقعاً اینجا
عجب دارالشفایی می شود
گنبدِ صادق
ضریحِ باقر و صحنِ حسن
پرچمِ سجاد ،
دل دارد هوایی می شود
آخرش من مطمئنم
این گِره وا می شود
این حرم زیباترین
تصویر دنیا می شود
هرچه خواندم در بقیع
از سینه عقده وانشد
هرچه گشتم
قبر زهرا مادرم ، پیدا نشد ؟
راه ما را بسته بودند
هرچه من می خواستم
تا روم ،
در پیش قبرِ مادر سقا نشد
سربه دیوارش نهادم
روضه ها خواندم ولی
هیچ یک از روضه هایم
روضه ی #زهرا نشد
کوچه ای تنگ و دلی سنگ و
صدای ضربِ دست
بعد از آن سیلی
دگر چشمان زهرا وانشد
ایستاد و کمی مُردد شد
سرد شد دست گرم و پُر مِهرش
آسمان تیره شد
هوا بد شد ...
بعد زهرا
مرتضی ماند و غمِ زخم زبان
هیچ کس ، جز دردِ پهلو
همدم مولا نشد
زینبش می گفت
من دیدم میانِ شعله ها
مادرم افتاد پشت در و
دیگر پانشد ...
سالها رفت و
غروبی خیمه ها آتش گرفت
هیچ جایی مثل دشت کربلا
غوغا نشد ...
هیچ جایی
خواهری داغی به این سختی ندید
هیچ جایی
بر سر پیراهنی دعوا نشد ...
#شاعر_مهدی_نظری
😭😭😭😭😭😭
🕊﷽🕊
▪️🌾▪️#روضه_امام_حسن_مجتبی علیه السلام
✨برحسن سبط مصطفی صلوات
✨به گل باغ مرتضی صلوات
✨به جگر گوشهٔ حبیبهٔ حق
✨به گل روی مجتبی صلوات
(دعای سلامتی امام زمان/ دعای فرج)
#السلام_علیک_یاابامحمد_یاحسن_ابن_علی_ایهاالمجتبی_یابن_رسول_الله_یا_حجة_الله_علی_خلقه_یاسیدنا...
🌾مرغ دل من گشته گرفتار بقیع
🌾قربان بقیعُ اشک زُوّار بقیع
🌾شبها که در بقیع را میبندند
🌾من گریه کنم به پشت دیوار بقیع
⬅️دلها را ببریم مدینه کنار قبرستان بقیع....
کنار اون قبری که بی شمع و چراغه...
زائر نداره.... بارگاه ندارد ....آقام غریبه... غریبه... غریبه....
رسول خدا فرمود : به قدری حسنم مظلومه که ملائکه و مرغان آسمان برا حسنم گریه می کنند .....
فرمود هر کس برا حسنم گریه کنه فردای قیامت کور محشر نمیشه....
↙️حالا چشم سرتو ببند، چشم دلتو باز کن بریم مدینه...
🔹 دلم میخواد یه شب مدینه باشم
🔹زائر آن شکسته سینه باشم
🔹 دلم میخواد یه شب بقیع بشینم
🔹 آخ قبر غریبِ حسنو ببینم
اما بگم چه کردند با این امام مظلوم تو مدینه ...
آی حاجت دارا...آی جوون دارا... آی ناله دارا....
آی غریب نوازا....
⬅️ آقا روزه بود موقع افطار همسرش جعده رو صدا زد آب طلبید... تا آبُ نوشید فرمود انا لله و انا الیه راجعون.....
🌐 هر مردی از دردی داشته باشه تو خونه به اول کسی که میگه همسرشه،،،
اما من بمیرم امام مجتبی تو خونش هم غریب بود محرم نداشت....
صدا زد آخ حالا که مادر ندارم همسرم دشمنمه،،،
صدا زد کنیزا برید به خواهرم زینب بگین بیاد...
💥#آخ_میون_همه_دلها...
💥#امون_از_دل_زینب....
چه خون شد دل زینب
⬅️دلا بسوزه برا اون لحظه ای که...
تا خبر به زینب دادن، زینب بیا بی برادر شدی....
الهی نبینی داغ برادرُ...
الهی نبینی اونچه که زینب دید...
(اومد کنار بستر برادر....
شروع کرد گریه کردن)
زینب بمیره حسنشو تو بستر نبینه...
امان امان..
صدا زد زینب جان گریه نکن خواهر،، برو حسینمو خبر کن...
یه وقت دیدن زینب داره تو کوچه های بنی هاشم میدوه..... صدامیزنه عباسم بیا... عون بیا... جعفر بیا..
آخ حسینم بیا (چه خبر شده خواهر)
آخ بیاید حسنم داره جون می ده...
(الهی این لحظه رو نبینی به خدا خیلی سخته)
⬅️ همه اومدن کنار بستر امام حسن همه دارن گریه میکنن همه دارن ناله میکنند ....
امام حسین تا برادرو تو اون حال دید شروع کرد گریه کردن...
⬇️ امام حسن یه لحظه چشم شو باز کرد، دید امام حسین داره گریه می کنه....
صدا زد حسین جان داداش،،، چرا گریه می کنی،،،
شاید گقته باشه...
داداش تو رو به این حال می بینم گریه می کنم....
دارم میبینم بی برادر میشم گریه می کنم....
داغ بی برادری برام سنگینه دارم گریه می کنم...
یه وقت صدا زد حسین جان داداش....
گریه نکن داداش....
گریه نکن حسین جان..
💥عالم برا حسین گریه کنه حسین گریه نکنه...
⬅️(داداش اگرچه منو با زهر مسموم کردند اما حسین جان تو خونه خودم هستم دارم جون میدم،،،
الان آب طلب کنم بهم شیر تعارف می کنند...
همه کنار بسترم جمعند خواهرم هستش، برادرم هستش،،،
اما حسین جان
💥#لایوم_کیومک_یااباعبدالله💥
حسین جان روزی میاد روز عاشورا....
دشمن دورت حلقه میزنه حسین جان...
داداش لب تشنه شهیدت می کنند...
سر تو بالای نی میبرن....
امان امان
⬅️ یه مرتبه صدا زد خواهرم زینب...
خواهر طشتی برام بیار خواهر..
میگن اینجا بیبی خوشحال شد ..
گفت الان حسنم زهرو بر میگردونه...
حالش بهتر میشه...
اما یه وقت نگاه کنه ببینه پاره های جگر برادر....
⚫️حسنم بس که ز غم ناله نمود
🔴طشت را پر زِ گُل لاله نمود
☑️اما ای روزگار چه کردی با دل زینب....
دو تا طشت نشون زینب دادی...
یه طشت تو مدینه پاره های جگر برادرش حسن.....
یه طشتم توی شام، سر بریده حسیــــــــن....
🔘از دو طشت آمد نوای شور و شین
🔘گاه از طشت حسن گاه از حسین
🔘اندر اینجا قلب زینب خسته بود
🔘وندر آنجا دست زینب بسته بود
🔘از دو لبهای حسن خون میچکید
🔘خورد لبهای حسین چوب یزید
🔆هر چقدر ناله داری به سوز جگر ابی عبدالله ناله بزن سه مرتبه بگو
یا حســــــــین
#هدیه محضر خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها (صلوات)
2. کاش گردی گردم.mp3
زمان:
حجم:
10.02M
#روضه_امام_حسن_مجتبی
( علیه السلام )
حجه الاسلام والمسلمین
#استاد #میرزامحمدی
•-----🖤═✾🌺✾═🖤-----•
کاش گردی شوم و از کرمت
بنشینم به کنار حرمت
کاش چون ماه ،به شبهای دراز
داشتم با حرمت راز و نیاز
کاش چون اشک ،کنارت افتم
به روی خاک مزارت افتم
روی جانها همه بر تربت تو
سوز دلها همه از غربت تو
غربت آن نیست که از داغ جوان
قد بابا شود از غصه کمان
غربت آن نیست
که سر برسر نی
ره کند با سپه دشمن طی
غربت آن نیست
که با ضربت سنگ
چهره از خون جبین گردد رنگ
غربت آن است
که فردی مظلوم
شود از کینه ی همسر،مسموم
غربت آن است
که بعد از کُشتن
بارش تیر ببارد به بدن
تیر بارید ز بس بر بدنت
بدنت گشت یکی با کفنت
قلب احمد
که برایت خون بود
به همه مردم عالم فرمود
روز محشر که همه گریانند
اشک ریزانِ حسن خندانند
#حاج_غلامرضا_سازگار
#بیست_و_هشتم_صفر
به همت جواد افشانی
•-----🖤═✾🌺✾═🖤-----•
کانال روضه دفتری👇 ایتا وتلگرام
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@rozeh_daftari1
#روضه_امام_حسن_مجتبی
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
ازکجای غربت امام حسن بگم ؟ از توو خونه اش بگم ؟ همسرش قاتلشه ، توو خونه اش امنیت نداره ، از توو کوچه های مدینه بگم ؟ هر موقع توو کوچه می اومد نگاهش به قاتل مادرش می افتاد ، تا مُغیره رو میدید ، بدنش می لرزید ، اِ ی ی ی ...
الهی بشکند دست مُغیره
که بینِ کوچه ها
بی مادرم کرد ...
#شاعر_استاد_سازگار
توو کوچه ها می اومد ، یاد اون روزی می افتاد که مادرش توو این کوچه ها زمین خورد ... الهی کسی نبینه ، تصورش هم برای آدم سخته ، همین که تصور کنه کسی داره مادرش رو میزنه ، آدم رو زَجر میده ... تا برسه به اینکه کسی ببینه ، جلو چشمش مادرش رو میزنند ...
ای کاش من حسن را
با خود نبرده بودم
تا پیشِ چشم این طفل
سیلی نخورده بودم ..
توو مسجد می رفت ، خطیب معاویه میرفت بالا منبر ، جلو امام حسن ، سَبّ ِ امیرالمومنین میکرد ... کجای غربتش رو بگم ؟ ... حضرت صبر میکرد ، یه نگاه کنید مدینه ببینید قبرش غریبه ، ... بازم بگم از غربتش ؟ بیائید بریم تشیع جنازه اش ، اولین بدنی که از اهلبیتِ پیغمبر (ص) رسماً تشیع شد ، بدن امام حسن بود ، ای کاش بدن امام حسن هم شبانه بر میداشتند ، جلو چشمِ ابی عبدالله ، جلو چشم قمر بنی هاشم ...
سینه ها از شَرَر افروخته شد
تن و تابوت به هم دوخته شد
#شاعر_استاد_سازگار
اگه ناله داری ، امشب باید برای امام حسن ناله بزنی ، باید برا غریب ناله بزنی ، آقا غریبه غریبه غریبه ... کدوم برادری راضی میشه ، طاقت داره ببینه ، بدن برادرش رو تیرباران میکنند ؟ جلو چشم ابی عبدالله ، جلو چشم قمر بنی هاشم ، ... تا دست به قبضه شمشیر بردند ، ابی عبدالله جلو اومد ، فرمود شمشیرها رو غلاف کنید ، خودِ برادرم وصیت کرده ، راضی نیستم قدر سرِ سوزنی ، خون در تشییع جنازه ام ریخته بشه ، ... آی غریب ... بزارید بزنند ، حسنم غریبه غریبه غریبه ... اِبن شهرآشوب نوشته ، وقتی تابوت را زمین گذاشتند ، ( ناله داری یا نه ؟ ) وقتی تابوت را زمین گذاشتند ، هفتاد چوبه ی تیر به تابوت حضرت ، اِ ی ی ی ...
تیرها را بکِشید
از کفن و ازتابوت
تا ز تابوت همانا
بدن آید بیرون ...
#شاعر_استاد_سازگار
یکی یکی تیرها رو میکشید ، گریه میکرد ابی عبدالله ، برادر غریبم ، دیگه محاسنم رو خضاب نمیکنم حسن جان ، ... غارت زده کسی نیست که مالش رو به غارت ببرند ، ... ( روضه خوند کنار بدن امام حسن ) غارت زده منم که با دست خودم ، بدن برادرم رو زیر خاک میکنم ، ...درست گفت ، دیگه محاسنش رو خضاب نکرد ابی عبدالله ، تا کجا ؟ تا کربلا روز عاشورا ، ... یا اباعبدالله ... کجا خضاب کرد ؟ وقتی تیر به سینه ی ابی عبدالله زدند ، ... ای حسین ... هر کاری کرد تیر رو از جلو بیرون بیاره نتونست ... ( اگه تحویل میگیری ؟ اگه ناله داری این روضه رو بخونم ؟ ) چون خودِ امام حسن فرمود ، حسین جان : « لَا یَوْمَ کَیَوْمِکَ یَا اَبا عَبْدِاللهِ » حسین جان ، تو گریه نکن ، همه باید برای تو گریه کنند ، ( اگه اشک هم نداشتی عیبی نداره ، ولی برای این روضه باید داد بزنی ) ... هر کاری کرد تیر رو از جلو بیرون بیاره نتونست ، ... یافاطمه ... هم شد ، تیر رو از پشت سر بیرون آورد ، خون مثل ناودان جاری شد ، دستش رو زیر خونها میگرفت ، خونها را به آسمان می پاشید ، دوباره دستش رو زیر خونها میگرفت ، خونها رو به صورت و محاسنش می مالید ، ... میفرمود میخواهم وقتی جدّم رو ملاقات میکنم ، با صورتِ خون آلود باشه ، ... در همین حال ... ( آماده ای بگم ؟ ) « صَالِحِ بْنِ وَهَبِ » ملعون جلو اومد ، آنچنان نیزه ای از پشت سر زد به پهلوی حضرت ... حسییین ... جانم ، نفَست رو خرج کن ... حسییین ...
بلند مرتبه شاهی
ز صدرِ زین افتاد
اگر غلط نکنم
عرش بر زمین افتاد ...
#شاعر_مقبل_کاشانی
حالا به قصد فرج بگو : یاحسین ...
#حرم_حضرت_معصومه
( سلام الله علیها )
کانال روضه دفتری👇 ایتا وتلگرام
••✾•🌿🌺🌿•✾••
@rozeh_daftari1
5. روضه.mp3
زمان:
حجم:
7.75M
#روضه_امام_حسن_مجتبی
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
الهی بشکند دست مُغیره
که بینِ کوچه ها
بی مادرم کرد ...
#حرم_حضرت_معصومه
( سلام الله علیها )
#روضه_امام_حسن_مجتبی
( علیه السلام )
#استاد_حاج_اسماعیلی
#دستگاه_ماهور
•-----🖤═✾🌺✾═🖤-----•
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ يا اَبا مُحَمَّد
يا حَسَنَ بْنَ عَلِي
حُسنِ بی انتها
فقط حسن است
بی نهایت عطا
فقط حسن است
آبشارِ همیشه سرشار از
لطف و جود و سخا
فقط حسن است
جای دیگر نمیروم هرگز
دستگیرِ گدا
فقط حسن است
اینقدر آقا امام مجتبی کریم بود ، فرمودند سه بار ، تمام دارائیهای خودش ، همه ی مال و اموالش رو در راه خدا به فقرا بخشید ...
در هیاهوی این جهانِ غریب
با غمم آشنا فقط حسن است
دستِ بی منّتی که میگردد
پیِ هر بی نوا
فقط حسن است
با جُذامیِ گوشه گیرِ شهر
آنکه شد هم غذا
فقط «حسن» است
حسرت زَر شدن اگر داری
نظر کیمیا فقط حسن است
آنکه دنبال دوستانِ خودش
هست روز جزا
فقط حسن است
صاحب روح و جانِ عاشقِ من
از همان ابتدا
فقط حسن است
آنکه مانند دست های پدر
شده دست خدا
فقط حسن است
#شاعر_حسن_کردی
قربونت بِرَم ، آقای مدینه ، قربون قبر بی شمع و چراغت آقاجان ، ان شالله یه روزی بقیع آزاد میشه ، شیعه ها میان ماهم میایم ، فرش زیر پامون رو میدیم برا حرَمت ، چه صحن و سرایی بسازیم توو بقیع ، چه خبر بشه حرم بقیع ، آقاجان ... زنده باشیم و ببینیم ...
سخت است چگونه
بنویسم مَحَنَت را
آتش زده این زَهر
تمام بدنت را ...
روزهای آخر عمرِ امام مجتبی ، از وقتی که اون جام زهرو سر کشید ، دور و برِ امام مجتبی ، یکی یکی ، بچه ها ، خواهرا ، برادرا ، میرفتن و میومدن ، اما اونیکه از همه بی تاب تر بود خواهرش زینب بود ... آی ، امام مجتبی :
#دستگاه_همایون
آن روز دوشنبه
که درِ خانه تان سوخت
سوزاند تمام دل و
باغ و چمَنت را ...
از بُغضِ گلوی تو
کسی نیست خبردار
نشنیده از ان روز
کسی هم سُخنت را
آقاجان ، آقاجان ... خدا میدونه چی دید امام مجتبی ؟ یه عمری گوشه گیر شد ! هر موقع اسم مادر میومد زیر لب ناله میزد : وای مادر ، وای مادر ، وای مادر ...
از کودکیت سوختی و
شِکوه نکردی
حالا همه دیدند
ولی سوختنت را ...
هر پاره جگر
تکه ای ازغُصِّه ی کوچه ست
مادر، تو کجایی
که ببینی حسنت را
#شاعر_امیر_علوی
آقا جان ، آقا جان ، آقا جان ... امام مجتبی رو زَهری که جَعده ، لعنت الله داد این زهر، امام مجتبی رو زمین گیر نکرد ، اون چیزی که امام مجتبی رو ، زمین گیر کرد آتشی بود که از لابلای در زبانه میکشید ، بگم کی؟ اون لحظه ای که مادر سادات ، اومد پشت در، صدا زد : مگه نمیدونید ما داغداریم ؟ مگه نمیدونید بابام پیغمبر تازه از دنیا رفته ؟ بِرید ما رو به حال خودمون رها کنید ...
من از امام زمان معذرت می خوام ، نامرد دومی ، توو نامه ای که برا معاویه نوشت گفت من دیدم دستای فاطمه رو از لابلای در، یعنی میدونستم فاطمه پشت دره ، آنچنان با لگد ، به در نیم سوخته زدم ! آه ، وقتی در آتش بگیره ، میخ در سرخ میشه ، داغ میشه ، یه مرتبه دیدن فاطمه ، بینِ درو دیوار... علی رو صدا نزد فقط گفت فِضّه بیا ، بخدا محسنم رو کشتند ...
در وسط کوچه تو را میزدند
کاش به جای تو مرا میزدند
( آی مادر ، آی مادر ، آی مادر... یه مرتبه دیدن ، آقا سیدالشهدا دوید وسط کوچه صدا زد : )
«حسینم » ، این همه بر سینه
آذرم نزنید
نمک به زخم دلِ
درد پرورم نزنید
در این مدینه
همینجا سر مرا بِبُرید
غلاف تیغ
به بازوی مادرم نزنید ...
#شاعر_استاد_سازگار
سرمایه ی محبت زهراست
دینِ من
من دینِ خویش را
به دو دنیا نمیدهم
گر مِهر و ماه را
به دو دستم نهَد قضا
یک ذرّه از
محبت زهرا نمیدهم ...
#شاعر_استاد_موید
#روضه_ماهور
#روضه_همایون
•-----🖤═✾🌺✾═🖤-----•
#کانال_روضه_دفتری👇 ایتا وتلگرام
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@rozeh_daftari1
1_20358342974.mp3
زمان:
حجم:
12.06M
#روضه_امام_حسن_مجتبی
( علیه السلام )
#استاد_حاج_اسماعیلی
#دستگاه_ماهور
#دستگاه_همایون
حُسنِ بی انتها
فقط حسن است
#روضه_ماهور
#روضه_همایون
https://eitaa.com/joinchat/2740453387Cca7ea66bc5