eitaa logo
روضه حاج عباس طهماسب پور
480 دنبال‌کننده
386 عکس
670 ویدیو
13 فایل
کانال تخصصی روضه همراه با متن با نوای دلنشین #حاج_عباس_طهماسب_پور هیئت محبان الزهرا سلام الله علیها #بابل 📲ارتباط با خادم کانال @youssof_62
مشاهده در ایتا
دانلود
😔روزتنهایی که حتی یک نفر یارم نبود 😔دیدم اینجا پشت در، افتاده تنها یاورم ❤️ ☑️یه جمله ای حاج آقا فرمودن که هرجایی رو پیغمبر بوسید،صدمه وارد شده بهش 🔶هرجاییکه بابا بوسید،یجورایی تلافی کردن نامردای مدینه ➰من یه گریزی بزنم ⬅️یه بابایی هم تا فرزندش به دنیا اومد شروع کرد دستای پسرشو بوسیدن ⬅️خانوم ام البنین عرض کرد:آقا... آیا عیبی داره دستای پسرم؟؟ چرا گریه میکنی؟ چرا میبوسی؟ ⚪️یه مقدار روضه خوند امیرالمومنین فرمود:ام البنین تو که نمیدونی این دستا روز عاشورا چه کارایی..... 🔵سفره ای که دست شکسته(حضرت زهرا)،پهن کرده میخوام دست بریده (حضرت ابالفضل)جمع کنم 🔷روز عاشورا با همه وجودش صداشو بلند کرد... اخا ادرک اخا 🔳آقا سیدالشهدا تا این جمله رو شنید،فرمود یه خبری شده میدونست ◽️آخه ابالفضل همه عمرش به امام حسین میگفت سیدی و مولای حالا لحظه آخر به حسین گفت داداش 🔘ابی عبدالله سریع خودشو رسوند به بدن حضرت عباس دید مشکی پاره شده ⏺دست بریده،،، جدا افتاده بدن فقطعوا بالسیوف اربا اربا چهارهزار تیرانداز تیر زدن به بدن ابالفضل 😭عین روایت میگه بدن مث جوجه تیغی تیرباران شده ♨️اومد شروع کرد گریه کردن حسین گریه کنه عباس گریه کنه 💢اگه منه حسین گریه میکنم،دلیلش اینه داداش پهلوونی مث تورو از دست دادم امید زینبمو از دست دادم امید رقیمو از دست دادم 🛑تو چرا گریه میکنی؟ صدا زد: داداش،،، الان که من دارم جون میدم سرم رو دامن داداش مهربونی مث توئه 🛑گریم برا اون لحظه ایه که ... ... 🆔http://eitaa.com/rozehajabbas
🍀🍀 نه آب آمده ، نه آبرو گذاشته اند حدود دین خدا را فرو گذاشته اند نماز خون خدا با تیمّم و این قوم چه قدر مشک برای وضو گذاشته اند ☑️میخوام امشب رو خیلی خبره باشی ها.. ☑️تو روضه خیلی خبرگی کن 😭😭 نمازِ خون خدا و تیمم و این قوم چقدر مشک برای وضو گذاشته اند عمو از این همه مشکی که آمده خیمه از اصغر است همان را که رو گذاشته اند هنوز شانه به دست است دختری در دشت مردد است برای تو مو گذاشته اند؟؟ چه قدر تیر که از جنگ با علی اکبر ذخیره کرده برای عمو گذاشته اند چگونه داد زدی که برادرم دریاب مگر برای تو اصلاً گلو گذاشته اند؟؟ ♥️ ☑️برای اینکه روضه ی عباس بخونم، این یه بیتو یاد قدیمیا بخونیم،،، حال و هوای جلسه رو عوض کن، بعد روضه بخونم ⬅️سقای دشت کربلا ابالفضل ♥️ابالفضل ابالفضل ⬅️دستت شده از تن جدا ⬅️ابالفضل ابالفضل ابالفضل تیر برمشک زدند و ز جفا خندیدند یک صدا در همه ی کرببلا خندیدند تا بسوزد جگر فاطمه و اُمِّ بنین پای کوبان همه با ساز و نوا خندیدن ☑️عباس که افتاد دشمنا هلهله کردن شادی کردن.. ☑️تو امشب باید صدات یه جوری باشه.صدا هلهله ی دشمن به زینب نرسه.. ♥️ تاکه زیبایی چشم قمر از هم پاشید همره حرمله، اولاد زنا خندیدن سر او خورد شد از ثقل عمود آهن تا که دیدند سرش گشت دوتا خندیدن تا شنیدن حسین انکسر ظهری گفت به زمین خوردن شاه شهدا خندیدن ضمن تبریک به هم، سوی حرم میرفتند قوم محروم ز شرم و زحیا خندیدند وقت پاره شدن گوش یتیمان حرم ناکسان بیخبر از قهرِ خدا ، خندیدن ☑️همه ی قدرتشو جمع کرد. ✔️✔️فقط گف اخا ادرک اخا.. ❇️یه عمر آرزو تو دل مونده.. برای یه بار به حسین بگه داداش. حالا که خانم فاطمه رو دید که تو دلش میگفت ای کاش نمیدیدم. ⬅️به خودش اجازه داد که حالا خانم فاطمه به من گفت پسرم، منم میتونم به حسین بگم داداش. 🔰حسین از لهجه ی عباس فهمید چه خبرشده؟ ☑️سریع خودش و رسوند. مشک پاره پاره افتاده دست جدا افتاده... 😭حساب کن چهار هزارتا تیرانداز به یه جا خیره تیر اندازی کردن. همه ی بدنشو تیر گرفته.. اومد سر عباسو رو زانو گرفت.. ☑️داداش اول این تیرُ از چشام دربیار، یه بار دیگه میخوام جمال خوشکل و نازنین داداش حسینمو ببینم.. داداش یه خواهشی دارم. تا من زنده ام من و خیمه نبر. ☑️من به سکینه وعده ی آب دادم ☑️رباب علی اصغرشو بغل گرفته،،، هی میگه نگران نباش الان عموبرمیگرده... رفته عموت که آب بیاره قول عموت نشد نداره عمو عباست قول داده 😭 تامن زنده ام، منو خیمه نبر.. خجالت میکشم از رباب و بچه هات حسین… 😭حالا حسین داره گریه میکنه عباس داره گریه میکنه. صدا زد داداش؛ اگه من دارم گریه میکنم، برا اینه داداش پهلوونی مثل تو رو دارم از دست میدم.. تو چرا گریه میکنی؟؟ گفت الان که من دارم جون میدم سرم رو زانوی داداشی مثل توئه اینجوری دارم جون میدم.. گریه ام برای اون ساعتیه که محتضر حتی دکمه های لباسشم باز میکنن که راحت جون بده. یوقت دید سینه ش سنگینی میکنه چشاشو باز کرد… ♥️ 🍀 ✍️ التماس دعای فرج🤲🏻 🍀🍀 🔻 🔺 🆔 http://eitaa.com/rozehajabbas