eitaa logo
روزنگار
844 دنبال‌کننده
73.2هزار عکس
43.2هزار ویدیو
1.7هزار فایل
مجله روزنگار ، حاوی مطالب مفید در موضوعات مختلف مرتبط با حال و هوای روز و کاربردی است. قدمت چندین ساله این کانال آنرا به مرجعی قابل جستجو تبدیل کرده است.
مشاهده در ایتا
دانلود
💢عنوان: تناقض در قرآن به استناد داستان حضرت نوح(ع) میان آیات مربوط به در تناقض وجود دارد؛ در آیه 9/ قمر آمده است که نوح را تبعید کردند، در حالی که در آیه 38/ هود آمده که قومش او را کردند؛ اگر نوح از منطقه‌اش تبعید شده بود، چطور قومش می‌توانستند در هنگام رد شدن از كنار نوح كه می‌ساخت او را مسخره كنند؟ ✅ آنچه باعث توهم تناقض میان آیه 9/ قمر با آیه 38/ هود شده، کلمه «ازدجر» است که طراح شبهه به «تبعید شدن»، ترجمه کرده است و نتیجه گرفته که نوح از بین قومش رفته بود لذا کردن معنا ندارد. در حالی که با توجه به معنای لغوی «ازدجر» و نیز تفسیرها و روایات اسلامی، از این آیه تبعید شدن حضرت استفاده نمی‌شود. این کلمه در اصل «ازتجر» بود که «تا» مبدل به «دال» شده است و از ریشه «زجر» می‌باشد. «زجر» در لغت دو معنا دارد: اول: راندن با صدای بلند. دوم: منع و نهی و جلوگیری کردن. ✅در تفسیر این آیه نیز سه دیدگاه وجود دارد که در هیچ‌کدام، «تبعید شدن» نیامده است. ✅در عرف نیز از رانده شدن مفهوم «تبعید» فهمیده نمی‌شود و اگر گفته شود فلانی را از راندند یا از جامعه راندند به این معنا نیست که او را از کشور اخراج کردند، بلکه مراد این است که دیگر فلانی نفوذ و اجتماعی ندارد. 📚المعجم المفصل في النحو العربي، ج 1، ص 540. 📚مجمع البحرین، ج 3، ص 315. 📚لسان العرب، ج 4، ص 318 @Roznegaar
💢 پسرخوانده خود زینب را در حال غسل دید، زید او را طلاق داد و به پیامبر در آمد، آیه ۳۷ سوره در رابطه با این ماجرا شد! آیا این در شان پیامبر یک دین است؟ کمی التماس فکر! ✅ پاسخ در جاهلیت بر این بود که پسرانی را به فرزند خواندگی بر می داشتند که در فرزندشان نبودند، و از آن به "دعاء" و "تبنی" یاد می کردند. این رسم عرب نبود، بلکه کشورهای مترقی آن زمان، مانند و وقتی کودکی را به فرزند خوانده گی بر می داشتند احکام فرزندان صلبی را در باره آنان جاری می کردند؛ یعنی اگر بود ازدواج با او را حرام می دانستند و اگر پسر بود ازدواج با او برای پدرخوانده جایز نبود. اسلام این احکام را باطل کرده و شمرد. 📚المیزان، ج16، ص410. ✅خداوند در آیات 4 و 5 سوره احزاب فرزند بودن پسر ها را نفی می کند. یکی از مهمترین احکام فرزند خوانده پسر که در میان عرب بسیار قبیح شمرده می شد؛ با همسر او؛ توسط پدر خوانده بود، به طوری که هر اقدام در از بین بردن آن، مخالفت زیادی را بر می انگیخت. پیامبر نیز در راه پیشرفت اسلام فرزند خوانده ای قبول کرد که برای نشان دادن ابطال حکم حرمت ازدواج با همسر پسر خوانده، به امر کرد. ✅با همسر او ازدواج کند، در ذیل آیه 37 سوره احزاب به این موضوع اشاره شده است و شأن نزولی برای آن ذکر شده است. در تفسیر قمى در ذیل آیه "وَ ما جَعَلَ أَدْعِیاءَکُمْ أَبْناءَکُمْ" آمده است: از ابن ابى عمیر، از جمیل، از امام صادق (ع) برایم حدیث کرد، که فرمود: سبب نزول این آیه این بود که وقتى رسول خدا (ص) با خدیجه دختر خویلد ازدواج کرد، به منظور تجارت از به عکاظ رفت و در آنجا زید را دید که در معرض فروش قرار گرفته، او را جوانى زیرک و تیزهوش و عفیف یافت، پس وى را خریدارى کرد، و همین که به نبوت رسید، زید را به دعوت نمود، و زید مسلمان شد، از سوى دیگر، وقتى حارثة بن شراحیل کلبى از سرگذشت پسرش زید خبردار شد، به مکه آمد (تا فرزندش را از خریده و آزاد کند)، و حارثه مردى محترم و بزرگ بود، نزد ابوطالب آمده و گفت: اى ابو طالب! پسر من (در حادثهاى) اسیر شده، و شنیده ام که به دست بفروش رفته، تا به دست برادرزاده ات افتاده است، (از تو خواهش مىکنم) به ایشان پیشنهاد کنى یا پسرم را بفروشد، و یا عوض آن غلامى دیگر بگیرد، و یا کند. ✅ ابوطالب با رسول خدا (ص) صحبت کرد، حضرت فرمود: من او را آزاد کردم هر جا میخواهد برود، حارثه برخاست و دست زید را گرفت و گفت: پسر بر خیز و به شرافت و حسب و آبروى سابقت برگرد، زید گفت: به هیچ وجه تا زنده ام از رسول خدا (ص) جدا نمی شوم، حارثه گفت: آیا دست از شرافت و دودمان خود بر می دارى، و برده قریش میشوى؟ زید مجدداً گفت: به هیچ وجه و تا وقتی که زنده ام از رسول خدا (ص) جدا نمی ىشوم، پدرش خشمگین شد و گفت: اى گروه قریش شاهد باشید که من از او بیزارى جستم و او دیگر پسر من نیست، رسول خدا (ص) به خطاب کرد که شاهد باشید، زید پسر من است، از من ارث می برد، و من از او ارث می برم. از آن روز مردم به زید می گفتند:" ابن محمد=پسر محمد" و رسول خدا (ص) او را دوست می داشت، و نامش را "زید محبت" گذاشته بود. بعد از آنکه رسول خدا (ص) به مدینه مهاجرت فرمود، دختر جحش را به ازدواج زید درآورد. زید بعد از مدتی قصد جدایی از را داشت که پیامبر او را از این کار نهی فرمود[4]، اما در زید او را طلاق داد. بعد از طلاق زینب توسط زید، پیامبر(ص) به امر خداوند و در جهت از بین بردن جاهلی، قصد ازدواج با زینب را کرد، البته چون این کار، امر بزرگی بود، پیامبر می ترسید که مردم نپذیرند، لذا خداوند می فرماید: "از (انکار) مردم نترس بلکه خداوند شایسته تر است که از او بر حذر باشی!". پیامبر گرامی اسلام در نهایت با زینب ازدواج کرد و این سنت جاهلیت را برای همیشه از بین برد. در ادامه این آیه حکمت این ازدواج را از بین بردن سنت جاهلی می داند تا با از بین رفتن آن، دیگران در سختی نیفتند.خداوند می فرماید: تو را به ازدواج پسر خوانده ات در آوردیم تا دیگر مؤمنان در ازدواج با چنین مواردی دچار و سختی نشوند. 📚المیزان، ج16، ص482 @Roznegaar