سبزمبهم.
:)
نمیدونم هیچیو ، فقط میدونم اگه برگردم کنارت ، چای عراقی بخورم و چفیهی سبز رنگم رو روی کاشی های خنک حرمت پهن کنم و بشینم و بغضهای فرو خوردهمو برات گریهکنم و هوای حرمت رو ببلعم خوبِ خوب میشم :))))
از من چه میماند ؟ روحی که آوارهی
توست و استخوانهایی که بعد از مرگ هنوز دوستت
دارند.
سبزمبهم.
-
من اختیار نکردم پس از تو یار دگر
به غیر گریه که آن هم به اختیارم نیست..