ساحل رمان
••🫀🪐 . . •| رمان عاشق شو |• فصل سیزدهم / قسمت نودودوم - وقتی داری درست میگی چی بگم جواد؟ - این
••🫀🪐
.
.
•| رمان عاشق شو |•
فصل سیزدهم / قسمت نودوسوم
و فرشتهها نشانۀ رحمت خدا هستند بر بندگان خوبش!
مصطفی داشت با این حسوحالش درون ذهنش را به لذت میکشاند که مهدوی گفت:
- یه چیزایی هست که مربوط میشه به همین مادیات دوروبرمون ولی خب حواس ما درکشون نمیکنه،
مثل اینکه یه کسی به شما غذایی میده که از پول حروم خریده،
ما متوجه کثیفی حرامش نمیشیم، فقط غذا رو میبینیم.
یه چیزایی هست که متوجه میشیم به صورت کلی اما لایههاش رو درک نمیکنیم.
حرفهای متفاوتی میشنیدند
جواد دلش میخواست فریاد بزند اما مصطفی میدانست که الان باید قبل از به فریاد آمدن جواد حرف بزند:
- میشه مثل یه آدمی که از وقتی به دنیا میاد عینک سهبعدی زده به چشمش،
اصلا نذارند درست ببینه و با عینک سه بعدی زندگی کنه یعنی با یه دنیای مجازی زندگی میکنه!
جواد همراهی کرد:
- تو سینما سهبعدی که دستت رو تکون میدی یه آدمه هم تکون میده!
- بعد که بزرگ میشه عینکش رو برمیداری.
- عجب دنیایی جلوش قرار میگیره.
مصطفی گفت:
- غیب رو تا حالا درک نکردیم اما فعلا با مثال پیداش کردیم مثل بازی یارانهای جواد،
یه بازی شرق و غرب و شمال و جنوب داره!
- بازیای جدید هم همینطوره!
دنیای جلوی چشم ما و دنیای غیب!
- منطقیه آقا.
مهدوی گفت:
- فقط باید گیرندههای جانت هم فعال باشه.
ما فقط گیرندههای بدنمون داره صددرصد کار میکنه اما نفس و جانمون خاموشه.
- میشه؟
مهدوی نیمخیز شد تا برود و گفت:
.
.
.
[ برای خوندن هر شب دو قسمت از رمان، کافیه عضو
کانال VIP ما بشید! هماهنگی از طریق: @sahele_roman ]
ادامه دارد...
کپی اکیدا ممنوع!!!!!
#عاشق_شو
#نرجس_شکوریان_فرد
🌊@SAHELEROMAN | ساحل رمان
هدایت شده از کالای فرهنگی نمکتاب🇮🇷
فردا هم خرید حضوری مون برقراره 😍
از ساعت ۹صبح الی ۱۲ ظهر برای حضور خانمها و ۱۸ الی ۲۲ برای خرید و حضور خانوادگی . تشریف بیارید منتظر حضورتون هستیم .😊
موقعیت مکانی فروش حضوری مون
👇👇👇👇👇
https://nshn.ir/91rbsJA7IxQ7pX
https://eitaa.com/joinchat/4222156990Cab95243082
مگر اعجاز جز این است که باران بهشت
زادگاهش برهوت عربستان باشد
چه نیازیست به اعجاز، نگاهت کافیست
تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد
فکر کن فلسفهٔ خلقت عالم تنها
راز خندیدن یک کودک چوپان باشد🦋
.
#ولادت_پیامبر
@SAHELEROMAN | #شعریجات
ساحل رمان
| 🌸 | باورت میشه خدا هم کسیو ستایش کنه؟:) #عکس_نوشت | #کتاب | #محبوب_من @SAHELEROMAN
••
من خودم به شخصه چیز زیادی از زندگی پیامبر رحمت نمیدونم!🪐
و ترجیح میدم یه کتاب #کم_حجم، #داستانوار، #روون و #شیرین از ایشون بخونم! یه جور که نفهمم کِی کتابو شروع کردم و کِی تموم!
اگه تو هم مثل منی، بزن رو [لینک] و همین الان این کتابِ دوستداشتنی رو با [۴٠٪ تخفیف] سفارش بده!🤩
#معرفیجات | #محبوب_من
••
ساحل رمان
••🫀🪐 . . •| رمان عاشق شو |• فصل سیزدهم / قسمت نودوسوم و فرشتهها نشانۀ رحمت خدا هستند بر بندگان
••🫀🪐
.
.
•| رمان عاشق شو |•
فصل سیزدهم / قسمت نودوچهارم
- جواد تو خواب نمیبینی؟
- دو دستهاش رو، هم چرت و پرت هم گاهی شاید خوب.
- خواب دیدن با نفس و جانت هست دیگه،
جسمت که مثل الان آرشام و وحید و علیرضا توی اون اتاقه.
مصطفی سر برگرداند سمت اتاق و زمزمه کرد:
- یعنی اونا الان دارند خواب میبینند و یه جای دیگهان.
جواد گفت:
- آرشام یه جا یقۀ یکی رو گرفته،
وحید داره حرص میده با سوالاش،
علیرضام که داره انتقام میگیره!
صدای خندهشان سکوت شب را شکست و رسید به اتاقی که وحید چشمانش را باز کرده بود و حس میکرد دیگر خوابش نمیآید،
سیر خواب شده بود و در خیالش الان ساعت 9 صبح بود و اما همهجا هنوز تاریک بود.
دنبال ردی از نور میگشت و پنجرهها ستارهها را نشانش میدادند.
وقتی که نشست جای خالی جواد و مصطفی توی ذوقش زد:
- نالوطیا دوباره جفت شدند در رفتند!
در را که باز کرد و باغ را با چشم دوره کرد و رسید به نوری که از آتش بلند شده بود. بیسروصدا بیرون زد و سایهاش مهدوی را به خنده انداخت:
- الان این کیه داره میاد؟
جواد و مصطفی سر چرخاندند سمت نگاه مهدوی و هر دو گفتن:
- حلالزادس!
جواد با تاخیر که نشان میداد داشته فکر میکرده پرسید:
- الان وجود جسم وحید مهمه یا نفس وحید؟
مصطفی خندید و آقای مهدوی گفت:
- جسم و روحش با هم مهمه!
- یعنی اگه الان دست وحید قطع بشه،
دیگه وحید وجود نداره؟
وحید شنید جواد چه گفته با صدای گرفتهاش گفت:
- دستم برات میدم آقاجواد،
پا میدم،
اما سر نمیدم،
چون دست و پام قطع بشه بازم وحیدم،
سرم بره دیگه نیستم!
.
.
.
[ برای خوندن هر شب دو قسمت از رمان، کافیه عضو
کانال VIP ما بشید! هماهنگی از طریق: @sahele_roman ]
ادامه دارد...
کپی اکیدا ممنوع!!!!!
#عاشق_شو
#نرجس_شکوریان_فرد
🌊@SAHELEROMAN | ساحل رمان
12.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•🏞•
خوشبختی نزدیکه، غم دور...
الهی شکر!✨
@SAHELEROMAN | #شعریجات