#داستان_بلند
#فقط_به_خاطر_تو
#قسمت_صد_و_شصت_و_سه
🔸 برای دادن آزمایش خون، چند روزی تعلل کرد. به سختی سر پا می ایستاد و با بوی الکل حتی، حالت تهوع شدید می گرفت. قرص ضد تهوع می خورد اما جرئت نمی کرد پا به آزمایشگاه بگذارد. خانم دکتر بحرینی مثل هر روز، برای سرکشی از بخش ها و رفع کم و کاستی ها وارد بخش زنان شد. از سردر بخش، موارد جزئی مانند لامپ سقفی تا محکم بودن پیچ دستگیره ای که بیماران ضعیف، هنگام راه رفتن در بخش می گرفتند تا موارد بزرگ تر مانند درست بودن فن کوئل و بخاری و سیستم تهویه و یخچال های اتاق ها را چک کرد. احوال پرسنل را پرسید و برای شنیدن مشکلات آن روز، جلوی ایستگاه پرستاری ایستاد. یکی از همراهان بیمار برای ورود به عنوان همراه، به مشکل برخورده بود و ناراحتی اش را با خانم دکتر گفت. صدای نیمه بلندش، چند نفر دیگر را از اتاق ها بیرون کشاند. خانم دکتر نکاتی یادداشت کرد و همراه را دلداری داد و برای سرکشی از بیمارها، به تک تک اتاق ها رفت.
🔹لبخند زدن به بیماران را دوست داشت. داخل یکی از اتاق ها که شد، ضحی را بالای سر بیمار دید. چهره اش بی رنگ بود اما با انرژی با بیمار صحبت می کرد و برای نفخ شکمی که بعد از عمل دچارش شده بود، راه حل پیشنهاد می داد. خانم دکتر ایستاد تا صحبت ضحی تمام شود و با همدیگر از اتاق خارج شوند.
- مثل اینکه حالتون خیلی خوب نیست.
- ممنون از لطفتون. ی کم خسته ام. چیزمهمی نیست.
🔹ضحی در معیت خانم دکتر بحرینی به اتاق بعدی رفت. پرستار آمپول چرک خشک کن بعد از عمل جراحی خانمی را باز کرد تا داخل آنژیوکت بزند. با دیدن خانم دکتر، ببخشید گفت و سرنگ را داخل آنژیوکت کرد. مقداری از داروها تزریق کرد و رنگی که سوزن آنژیوکت داخلش بود را به نرمی ماساژ داد تا حرکت دارو روان تر شود. بقیه داروها را تزریق کرد و سرنگ را در آورد. پرستار دیگری که همراه خانم دکتر، وضعیت بیمارها را می گفت، در حال توضیح دادن بود. بوی داروی چرک خشک کن، به ضحی رسید و احساس تهوع شدید کرد. هیچ فرصتی برای بیرون رفتن نداشت. خودش را به دستشویی اتاق رساند. در را با فشار باز کرد و داخل چاه توالت فرنگی، بالا آورد.
🔻ضحی مدام حالش به هم می خورد. خانم دکتر پشت ضحی را به سمت پایین ماساژ داد. نقطه ای از دست چپ ضحی را دورانی ماساژ داد. زیر چشمانش کبود شده و پلک هایش بی حال روی هم افتاده بود. دست و پاهایش به وضوح می لرزید. خانم دکتر شانه زیر دست ضحی برد و به کمک پرستار، او را روی صندلی نشاند. فشارش را گرفت. از پرستار خواست تخت روان را از گوشه سالن بیاورد. ضحی با شرمنده و خجالت، روی تخت نشست. نبض ضحی در دست خانم دکتر بود. بسیار ضعیف می زد. پرستار تخت را حرکت داد و از اتاق بیرون رفت. سرپرستار و مسئول بخش بالای سر ضحی آمده بودند. خود خانم دکتر، سوزن سِرُم را گرفت و داخل دست ضحی کرد. چند آمپول تقویتی برایش زد و منتظر شد تا نبضش کمی قوی تر شود. بقیه پرستارها را سرکارشان فرستاد و خودش کنار ضحی ایستاد.
- چند وقته این طوری عزیزم؟
- از اون شب که بیمارای اون محله رو پذیرش کردیم.
- یعنی می گی از اونا بیماری چیزی گرفتی؟
🔹ضحی به این مسئله فکر نکرده بود. یاد آزمایش خونی افتاد که هنوز نداده بود. اشک در چشمانش جمع شد و به سختی، از گلویش صدا خارج شد:
- نمی دونم. فکر نکنم.
- بارداری؟
🔻ضحی چیزی نگفت. قطره اشکی از گوشه چشمش پایین آمد. خانم دکتر حال خراب ضحی را که دید، شادی در قلبش ماسید. به صورت ضحی نزدیک شد. مادرانه دست روی پیشانی اش گذاشت. نمی توانست جلوی آن همه پرستار او را نوازش کند. وانمود کرد دمای بدنش را اندازه می گیرد اما به قصد نوازش، دست روی پیشانی و لپ های ضحی گذاشت و گفت:
- نگران چی هستی عزیزم؟
🔸ضحی بغض نیمه ترکیده اش را قورت داد. به زور لبخند زد و چیزی نگفت. می دانست هر وقت بخواهد می تواند روی این خانم باتقوا حساب کند و مشورت بگیرد اما آنجا، زیر نگاه و گوش های تیز پرستارها، جای مناسبی نبود. به سِرُم اشاره کرد و گفت:
- حالم بهتره خانم دکتر. می تونم بلند شم؟
- اگه با سِرُم می یای اتاقم و تعریف می کنی بله. والا باید تا ته سِرُم همینجا بخوابی.
- کی بهتر از شما. می یام اتاقتون.
🔻این چند جمله، آنقدر آرام رد و بدل شد که هیچکس نشنید. خانم دکتر برای سر زدن به دو اتاق باقی مانده، پرستار را صدا زد و حرکت کرد. ضحی پیچ سرم را بست. از جا بلند شد و به سمت آسانسور رفت.
📣کانال #سلام_فرشته در ایتا، سروش، بله
@salamfereshte
#داستان_بلند
#رمان
#فقط_به_خاطر_تو
#تولیدی
#سیاه_مشق
هدایت شده از مدرسه علميه الهادی علیه السلام
💠 جایگاه خاص و ویژه نماز در دینداری و بندگی خدا
#استاد_عربیان حفظه الله:
🌺در ادامه، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و اله صحبتشان را متوجه نماز می کنند. از اول تا آخر این وصیت نامه ، سیزده جمله از جملات رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و اله که با یااباذر شروع می شود، در رابطه با نماز است. عرض کردم مجموع این توصیه ها که در قالب جملاتی که با یااباذر شروع می شود در این وصیت نامه ارائه شده، صد و شصت و یک جمله است. سیزده تا از این جملات، مربوط به نماز است. نزدیک به یک دهم . این ها همه نشان دهنده جایگاه خاص و ویژه نماز در دینداری و بندگی خداست. در میان عبادات، نماز یک امتیاز خاصی دارد.
🔹خدا رحمت کند حضرت آیت الله العظمی بهجت رحمه الله، استاد بزرگوارمان را که در درس فقهی داشتند در رابطه با نماز صحبت می کردند، نماز نافله، بحث نوافل بود و اینکه انسان اگر نافله شب یا روز از او ترک شد، آن ها را قضا بکند و در بعضی از روایات گفته بودند که فرموده اند اگر نمی تواند قضا کند صدقه بدهد. ولی در یکی از این روایات و در قسمت پایانی روایت ذکر شده بود که الصلوه افضل. الصلوه افضل. الصلوه افضل. به صورت موکد امام می فرمایند نماز خواندن برتر است. یعنی به جای صدقه، همان قضا را به جا بیاورد.
🌼بعد هم حضرت استاد، آیت الله بهجت رحمه الله علیه این سوال را در بحث مطرح کردند که در آیات و روایات ما، با تعابیر گوناگونی از نماز تعریف شده. مدح و ثنا شده. ایشان فرمودند بهترین و مهم ترین تعریف در آیات و روایات از نماز چیست؟ کدام جمله است؟ کدام آیه، کدام روایت است که بهترین تعریف باشد؟ این به عنوان یک سوال. اگر بخواهیم در میان همه این تعاریف، مدح و ثناهایی که در آیات و روایات بیان شده است، یکی را به عنوان بهترین تعریف انتخاب کنیم کدام است؟
🍀 آیت الله بهجت رحمه الله فرمودند مرحوم علامه بحرالعلوم، جواب این سوال را به صورت شعر داده اند. فرموده اند : تنهی عن المنکر و الفحشائی / هذا هو الغایت فی الثنائی. علامه بحرالعلوم می فرمایند مهم ترین تعریف از نماز ، این آیه است که: ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر. به نظر علامه بحر العلوم این مهم ترین تعریف است.
🌸 با توجه به اینکه در مورد نماز گفته شده اصلوه معراج المومن، الصلوه عمود الدین. اما سید بحرالعلوم می گوید مهم ترین تعریف در دین از نماز، این آیه است: إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ به تناسب اینکه در شعر باید وزن و قافیه در نظر گرفته بشود ایشان اینجوری فرموده تنهی عن المنکر والفحشاء/ هذا هو الغایت فی الثناء. آیت الله بهجت رحمه الله سوال کردند چرا این تعریف را علامه بحرالعلوم به عنوان مهم ترین تعریف نماز انتخاب کردند؟
📚برگرفته از سلسله جلسات #حدیث_خوانی شرح وصیت نامه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به ابوذر، #جلسه_پانزدهم در تاریخ دوشنبه 1400/09/29
#قسمت_صد_و_شصت_و_سه
ادامه دارد...
📣کانال مدرسه علمیه الهادی علیه السلام
🆔@alhadihawzahqom
#پیامبر_اکرم صلی الله علیه و آله
#وصیت #حدیث #نماز #تاثیرنماز #معرفت #اخلاقی