eitaa logo
صالحین دامغان
311 دنبال‌کننده
20.1هزار عکس
3هزار ویدیو
631 فایل
ارتباط با ادمین @a_mohammadi61
مشاهده در ایتا
دانلود
صالحین دامغان
#خاطرات_شهید_حسن‌باقری🌷 💬 حدود ۷۰ حلقه |مؤیدرضوانی| ◽️حسن علاقه زیادی به عکس گرفتن داشت. عکس‌هایی
🌷 💬 برای من قابل قبول نیست |محمد باقری| ◽️در مرحله دوم عملیات رمضان در سال ۱۳۶۱، برای یکی از گردان‌ها مشکلی پیش آمد. آن گردان عمق پیشروی‌اش بیش از حد بود و به نزدیکی دشمن رسیده بود و به همین دلیل در محاصره قرار گرفته بود. ◽️حسن که مکالمات بی‌سیم را در «قرارگاه نصر» گوش می‌کرد، متوجه این مسئله شد. او با فرمانده این گردان، یعنی فرمانده تیپ، ارتباط برقرار کرد و به او گفت: ➕ شما کجا هستین؟ ➖ من توی تیپ هستم. ➕ شما باید بری، خودت از موانع عبور کنی، وارد صحنه بشی و گردان را از محاصره نجات بدی، و تا خودت به صحنه نری، این اتفاق نمی‌افته. این گردان الان متوجه نیست و اگه به اون‌ها بگی که توی محاصره هستن، وضع خراب‌تر میشه و ممکنه دستپاچه بشن. باید خودت به صحنه ببری و جناحین گردان رو با گردان‌های دیگه حفظ کنین، تا بتوانین اون‌ها رو از محاصره خارج کنین. ◽️ فرمانده تیپ، استدلال‌هایی آورد مبنی بر این‌که: ➖ نیاز نیست من برم اون‌جا، همین‌جا دارم هماهنگی‌های توپخونه رو می‌کنم. من کارهای مهم دیگه‌ای دارم، نمی‌تونم برم. ◽️در این لحظه، حسن آن چنان محکم پشت بی‌سیم فریاد زد که تمام کسانی که در قرارگاه بودند، از این قاطعیت رنگ‌شان پرید و جا خوردند. او خطاب به آن فرمانده تیپ با فریاد گفت: «اگه همین الان از سنگرت حرکت نکنی و به سمت خط نری و این گردان رو از محاصره نجات ندی، باهات به شدت برخورد می‌کنم. من خودم الان میام اون‌جا. تو نباید توی سنگرت باشی و باید به صحنه رفته باشی. یا می‌ری و خودت به همراه این گردان توی محاصره شهید می‌شی، یا گردان رو از محاصره در میاری. برای من قابل قبول نیست که گردان محاصره بشه و اسیر بشه، بعد فرمانده تیپ زنده و سالم این طرف باشه، سریع حرکت کن برو!» ◽️با این قاطعیت و عتابی که او به فرمانده تیپ کرد، آن فرمانده به صحنه رفت و کار محاصره‌ی گردان مورد نظر را یک‌سره کرد و آن گردان از محاصره نجات پیدا کرد. ⚜ قرارگاه یاوران ولایت دامغان @yavarane_velayat_damghan