انتهای راهرو سمت چپ؛
تو بگو من به تو مشتاقترم یا تو به من.
همین که لایق هجران مرا دیدی،خدا را شکر.
انتهای راهرو سمت چپ؛
--
دشوارترین شکنجه این بود
که ما یک به یک
به درون خویش
تبعید شدیم...
انتهای راهرو سمت چپ؛
همین که لایق هجران مرا دیدی،خدا را شکر.
من آوارگی را به جان خریدم که فارغ بمیرم.
انتهای راهرو سمت چپ؛
--
دختر، اینطور به من نگاه نکن! این چشمهای تو بالاخره مرا وادار به یک خبط بزرگی در زندگی خواهد کرد.»
گفتم: «این خبط شما آرزوی من است.»
-چشمهایش | بزرگ علوی.
انتهای راهرو سمت چپ؛
من آوارگی را به جان خریدم که فارغ بمیرم.
تنها تویی که میکشیام سمت زندگی.
انتهای راهرو سمت چپ؛
--
اگر شد که هیچ؛ اما اگر نشد بند کفشهایم را محکمتر میبندم و انجامش میدهم این بار با موهای سفید بیشتر؛ چون آنچه اهمیت دارد پیروزی نیست پایداریست.
- آلبرکامو | طاعون.
انتهای راهرو سمت چپ؛
تنها تویی که میکشیام سمت زندگی.
این جهان بی من مباش و آن جهان بی من نرو.