eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
رفیق گفته ننویسم چشم‌مون نکنین😂😂😂 ولی من گفتم این خی‌لی مهمه! خی‌لی! باید بنویسم! بابتش صدقه می‌دم😂 تو این سال‌ها من دیدم زن، شوهرش و گم کرده و تنها برگشته ایران. مرد، زنش و گم کرده و تنها برگشته ایران‌. دیدم خونواده اومدن، دعواشون شده، ول‌ کردن هم و تنها برگشتن ایران. چیزها دیدم! اربعین گل‌وبلبلِ صداوسیما نیست فقط! سختی داره! سختی داره! سختی داره! تو هر چقدرم صبور باشی یه‌جا از دستت درمیره... چون آدمی؛ خسته می‌شی بی‌حوصله عصبی گرسنه آفتاب‌زده... یه‌جا جوش میاری... نباید بیاری... اعلیٰش اینه... ولی خب... حالا شده دیگه... باید همراهت و ول‌ کنی؟! من و دوستام تو این سفرا تا دلتون بخواد دعوامون شده😂 در سطوح و درجه‌سختی‌های مختلف! گاهی نرم، گاهی خونین😂 ولی... ولی! مسؤولیت‌هامون رو رها نکردیم! این قشنگه😍 دو سال پیش تو کربلا سر مسأله‌ای دعوامون شد! گفتم اگر همین حالا ازتون جدا نشم، بی‌حرمتی می‌کنم! جدا شدم و عصباااااااانی بودم! ده دقه بعد دیدم برام پیام اومد که سربه‌راه کجایی که امانت‌داریِ خیابونِ فلان، کولهٔ فلانی رو گم کرده و نمی‌ده... من با همون عصبانیت رفتم از امانت‌داریه، ده شعبه درآوردم و کولهٔ دوستم و پیدا کردم😂 بعد ساعت شده بود وقتِ حرکت و باید می‌دویدیم تا میدانِ تربیت که اتوبوسا میان. کولهٔ خودم و در قهر برده بودم حرم و حالا حرم کجا، ما کجا! من گفتم ولش کنین، بریم. دیدم همون دوستایی که هم و جویدیم سه سوت توک‌توک گرفتن و رفتیم حرم و کوله‌م و گرفتیم و با همون توک‌توک رفتیم سر قرار😂😂😂 با هم قهر بودیم ها، ولی همه کارای هم و کردیم😂😂😂 رسیدیم کاروان که غریبه‌ها بودن، گفتیم، خندیدیم، شیطونی کردیم، تو اتوبوس که چراغا رو خاموش کردن با هم قهر کردیم😂😂😂 انتخاب همسفر برای این مهمه! رشدت می‌دن! مشّایه ازت بالغ می‌سازه... من اگر حقارت و نابلدی‌ای دارم ظرفِ خودم کوچیک و شکسته بوده وگرنه مشّایه انسان‌سازه! برم صدقه بدم😂 خدایی بد نباشید سه بار ماشاءالله لا حول و لا قوة الا بالله بگید😂😁
خب دیگه، من به مقصد رسیدم و منبرهای مسیری به سر رسید😁 می‌رم خوشحال‌کنون😊
سربه‌راه
بله نصب کردم ارز اربعین بگیرم.‌ اکانتم از چند سالِ پیش که با حسینیه هنر کار می‌کردم و راه ارتباطی‌شو
دوقلوها می‌گن خاله؛ چقدر گردنبندت قشنگه! می‌گم شاگردم برام درست کرده خاله❣ دوتایی میان و روی گردنم خم می‌شن و دقیق نگاهش می‌کنن که چطوری؟! وای خاله باورم نمی‌شه چیزی که شاگردتون درست کرده رو واقعاً انداختید گردن‌تون! من به معلمم روسری کادو دادم سرش نکرد! می‌گم خاله منم این و تو مدرسه که گردنم نمی‌کنم، حتماً معلّمت روسری‌ت و برده مهمونی سرش کرده ذوق کرده. یادِ ستایش میفتم... شادم پیاماش و داره... پیامای نهم دویی‌ها رو... من تقریباً هفته‌ای چند بار شکنجه می‌شم با پیامای دخترام که دیگه نمی‌بینم‌شون... آخریشون؟ امروز عصر... از نهم دو پیام دادن خانوم حرمید؟ نوشتم نههههههههه! چرا شبش خبر ندادین بیام؟ خانوم مادرا رو پیچوندیم به بهانهٔ کلاس تابستونی😐 دخترااااااااا! برگردید خونههههههههه😭😍😂❣ عزیزای دلم... دخترای من...😭❣
دبیرِ ادبیّاتم هر بار بهم گفت با منشوری که بهم هدیه دادی، در قلبم شادی تکثیر می‌شه، ذوق کردم... این ذوق رو حالا به شاگردم تقدیم می‌کنم❣
فرستهٔ آخر هم این‌که [با دو روز اختلاف و تردید] چنین شبی سفرِ اربعینِ یک نفر تموم شد و رسید خونه... زینب سلام الله علیها چنین شبی به مدینه برگشت. به خونه... اما چه برگشتنی..............
دوستم این کانال رو نشونم داده و می‌گه هی بیا برو بزن تو سر مخاطبات که چرا امر به معروف نمی‌کنین، چرا باتفاوت نیستین، چرا نجف‌نجف‌گوهاتون بی‌بخارن و علی‌علی‌کنان‌تون دروغگو! تا زیاد شدن، هی بیا بنویس واکسن نزدن‌شون رو بکن تو حلق‌شون برن پشت سرشونم نیگاه نکنن! نیگاه! با کانالش داره پول مسافرتاش و درمیاره! یه دورهٔ نویسندگی مجازی بذار از روش فیلم بگیر، هی به فروش بذار ببین ماهی دو بار می‌تونی بری کربلا یا نه! هی برو پی انسان‌هایی باش که حرف و عمل‌شون یکیه! خب به تو چه! بیا قربون‌صدقهٔ مخاطبات برو، براشون قلب بفرست، تبلیغات بده، به بهانهٔ تبیین و مرور تاریخ و فلان بگو نوشته‌هات و بازنشر کنن، بذار مخاطبات زیاد شن، باهاشون خوش‌اخلاق و مهربون باش، دوره‌های نویسندگی‌ت و بخرن با پولش هی برو سفر😂😂😂 می‌گم عبا هم بپوشم؟ با چهره هم کار کنم؟😁 می‌گه با هرجات شد کار کن، ببین! داره دوره تاریخ می‌فروشه بره سفر! اینه سوشال مدیا! یاد بگیر اُمّل! بشین اصول اصول کن هی و ضابطه‌گرا باش به‌جای رابطه‌گرایی😂😁
می‌گم راهِ ساده‌ترم داره؛ سالن زیبایی! کاشت ناخن! پولِ سفر که هیچی، پولِ مهاجرت درمیاد ازش! از فازِ عصبانیتِ ناقدانهٔ شوخی‌گرش خارج می‌شه و می‌گه: وسطِ اینا زندگی و کار کردن، نفس‌گیر شده... وَ سکوت...
سربه‌راه
دوستم این کانال رو نشونم داده و می‌گه هی بیا برو بزن تو سر مخاطبات که چرا امر به معروف نمی‌کنین، چرا
سمتِ سخت‌ترِ قضیه ولی دقیقاً همون مخاطبان؛ چطور راضی‌ان به‌جای رجوع به منبع و متخصص، از فجازی کسب اطلاعات کنن و با پول و اعتمادِ اونا، کسانِ دیگری به سفر و تفریح برن؟! این سؤال و این سمت برای شما هم افولِ خیلی باورهاست؟ شما هم بابتِ این سمتِ قضیه، فاتحهٔ خی‌لی چیزا رو می‌خونید؟ یا من مشکل دارم؟!🥲
خلاصه که دیدید یه روز دارم قربون‌صدقه‌تون می‌رم یا براتون قلب فرستادم و با مذهبی لب‌ودهناتون در وفاق بودم، بدونید سفر در راهه و پول‌لازمم😁 دورتون بگردم مخاطبای اکلیلی و قشنگممممممم😍😂🤢
سربه‌راه
خب دیگه، من به مقصد رسیدم و منبرهای مسیری به سر رسید😁 می‌رم خوشحال‌کنون😊
شاغل شده بود! منشی... کلی صحبت کردم که متوجه‌ش کنم اشتباه کرده! گفتم روزی‌رسونِ خونه مردشه. خدا رزقِ مردِ عیال‌وار رو می‌رسونه. وقتی زن هم شاغل شه، اون رزق تقسیم می‌شه، بیشتر نمی‌شه! گفتم چرا چشمات و باز نمی‌کنی ببینی هرجا زن و مرد دارن کار می‌کنن هیچ تغییر مالی‌ای اتفاق نیفتاده؟! به پلکسر بینی و کورن فلکسِ بچه‌شون نگاه نکن، به نالیدن‌هاشون درست مثل قبل نگاه کن! گفتم هر زنی رو دیدی تلویزیون آورد، تو صفحه‌ش ویدئو گذاشت و تو کانالش نوشت که موفقه، شاغله، درس می‌خونه، ورزش می‌کنه، همسری مهربان و مادری فداکاره و خونه‌شم برق می‌زنه، بدون داره دروغ می‌گه، من برای فردای قیامت باهات شرط می‌بندم داره دروغ می‌گه! تو نمی‌تونی در ابعادی موفق باشی، مگر در ابعادی دیگه کم بذاری... من معلم موفقی هستم، اما نمی‌تونم هم‌زمان قصه بنویسم و نویسندهٔ واقعی شم، هرکی گفت می‌شه دروغ می‌گه! بزرگ بزرگون می‌گن نمی‌شه، دانشور نوشته نشده... اینا همه نقشه است برای این‌که تویی که نشستی بالاسر بچه‌هات و داری انسان تربیت می‌کنی رو از خونه بکشونن بیرون... دخترات تا دیروز کنار تو مشق می‌نوشتن، پای غیبتای تو و همسایه‌ات می‌شستن و تهش که می‌دیدن جفت‌تون با اومدنِ شوهراتون چه ذوقی دارید می‌فهمیدن با همهٔ سختی‌ها باید ساخت، در تعامل با تو خم‌وچمِ زندگی یاد می‌گرفتن، از امروز باید دنبالِ جایگزین باشن... از این جایگزینی که بچه‌هات جای تو بیارن بترس... بشین خونه‌ت و تدبیر کن رزقی که شوهرت میاره. حتی اگر شوهرت تمایل به کار کردنت داره، تبیین کن و مقاومت. مردها پشت‌شون باد بخوره، دیگه محاله بتونی زندگی رو باهاشون پیش ببری... از دیروز دعاگوی دوستم هستم که دیگه سر کار نره و خدا به زندگیش گشایش بده و به شوهرش جَنَم... مرتبط: یک. دو. سه. چهار. پنج.