eitaa logo
کانال رسمی شهید محمدرضا دهقان امیری
7.3هزار دنبال‌کننده
10.6هزار عکس
3.3هزار ویدیو
69 فایل
﷽ [ مـن شنیـدم سـر عشـاق به زانـوے شمـاست و از آن روز سـرم میـل بریـدن دارد ] • ↫زیر نظر خانواده‌‌ محترم‌ شهید "تنھا کانال‌ رسمی‌ شهید در پیامرسان‌ ایتا" 📞| روابط عمومی مجموعه شهید دهقان: 🆔| @Ghoqnooos_7494 📝|ارتباط با ادمین: 🆔| @bentolabbas8
مشاهده در ایتا
دانلود
کانال رسمی شهید محمدرضا دهقان امیری
🍃❤| #سفر_عشق_در_۲۰_سالگی متن مستند شهید محمدرضا دهقان امیری ( برنامه از آسمان) #کپی_فقط_باذکر_منبع
🍃❤| 📝 🔹فقط خدا می‌داند در دل او چه گذشت؟ دوست هم درباره او می‌گوید: تابستان سال 89 از طرف مدرسه ما را به اردوی جهادی،شهر لرستان بردند یکی از افرادی که بسیار تلاش می‌کرد و تلاشش در آنجا زبانزد بود، _محمدرضا_دهقان بود. محمد رضا هیئت که می‌رفت، برای خودش‌گریه می‌کرد؛ دوستان می‌گفتند که کنار ما نمی‌نشست؛ دقیقا همان چیزی است که معصومین و بزرگان ما به آن سفارش کرده اند؛ اگر می‌خواهید‌گریه کنید و اگر می‌خواهید خلوت داشته باشید باید خودتان باشید، نگاه نکنید که کنارت چه کسی نشسته است؛ این مسئله در اخلاص بسیار تاثیر دارد؛ شما اگر خواستی جایی عزاداری بکنی؛ برو یک جایی که نشناسنت؛ آنجا به خاطر اینکه بقیه صدای‌گریتو بشنون و ببیند چطوری عزاداری می‌کنی هیچ وقت عزاداری نمی‌کنی؛ حتی محمد رضا با دوستانش که هیئت می‌رفت، خودش می‌رفت یک جای دیگر می‌نشست، چفیه می‌کشید روی سرش و ‌گریه می‌کرد... هر چه گذشته، بین خودش و خدای خودش گذشته! ما متوجه نشدیم در دل چه می‌گذرد... 🍃❤| @shahid_dehghan
کانال رسمی شهید محمدرضا دهقان امیری
🍃❤️| #سفر_عشق_در_20_سالگی 📝 #قسمت_ششم من ومحمد رضا خیلی با همدیگر حرف می‌زدیم، خواهرش هم خیلی با
🍃❤| 📝 🔹فقط خدا می‌داند در دل او چه گذشت؟ دوست هم درباره او می‌گوید: تابستان سال 89 از طرف مدرسه ما را به اردوی جهادی،شهر لرستان بردند یکی از افرادی که بسیار تلاش می‌کرد و تلاشش در آنجا زبانزد بود، _محمدرضا_دهقان بود. محمد رضا هیئت که می‌رفت، برای خودش‌گریه می‌کرد؛ دوستان می‌گفتند که کنار ما نمی‌نشست؛ دقیقا همان چیزی است که معصومین و بزرگان ما به آن سفارش کرده اند؛ اگر می‌خواهید‌گریه کنید و اگر می‌خواهید خلوت داشته باشید باید خودتان باشید، نگاه نکنید که کنارت چه کسی نشسته است؛ این مسئله در اخلاص بسیار تاثیر دارد؛ شما اگر خواستی جایی عزاداری بکنی؛ برو یک جایی که نشناسنت؛ آنجا به خاطر اینکه بقیه صدای‌گریتو بشنون و ببیند چطوری عزاداری می‌کنی هیچ وقت عزاداری نمی‌کنی؛ حتی محمد رضا با دوستانش که هیئت می‌رفت، خودش می‌رفت یک جای دیگر می‌نشست، چفیه می‌کشید روی سرش و ‌گریه می‌کرد... هر چه گذشته، بین خودش و خدای خودش گذشته! ما متوجه نشدیم در دل چه می‌گذرد... 🍃❤| @shahid_dehghan
کانال رسمی شهید محمدرضا دهقان امیری
🍃❤️| #سفر_عشق_در_20_سالگی 📝 #قسمت_ششم من ومحمد رضا خیلی با همدیگر حرف می‌زدیم، خواهرش هم خیلی با
🍃❤| 📝 🔹فقط خدا می‌داند در دل او چه گذشت؟ دوست هم درباره او می‌گوید: تابستان سال 89 از طرف مدرسه ما را به اردوی جهادی،شهر لرستان بردند یکی از افرادی که بسیار تلاش می‌کرد و تلاشش در آنجا زبانزد بود، _محمدرضا_دهقان بود. محمد رضا هیئت که می‌رفت، برای خودش‌گریه می‌کرد؛ دوستان می‌گفتند که کنار ما نمی‌نشست؛ دقیقا همان چیزی است که معصومین و بزرگان ما به آن سفارش کرده اند؛ اگر می‌خواهید‌گریه کنید و اگر می‌خواهید خلوت داشته باشید باید خودتان باشید، نگاه نکنید که کنارت چه کسی نشسته است؛ این مسئله در اخلاص بسیار تاثیر دارد؛ شما اگر خواستی جایی عزاداری بکنی؛ برو یک جایی که نشناسنت؛ آنجا به خاطر اینکه بقیه صدای‌گریتو بشنون و ببیند چطوری عزاداری می‌کنی هیچ وقت عزاداری نمی‌کنی؛ حتی محمد رضا با دوستانش که هیئت می‌رفت، خودش می‌رفت یک جای دیگر می‌نشست، چفیه می‌کشید روی سرش و ‌گریه می‌کرد... هر چه گذشته، بین خودش و خدای خودش گذشته! ما متوجه نشدیم در دل چه می‌گذرد... 🍃❤| @shahid_dehghan
کانال رسمی شهید محمدرضا دهقان امیری
🍃❤️| #سفر_عشق_در_20_سالگی 📝 #قسمت_ششم من ومحمد رضا خیلی با همدیگر حرف می‌زدیم، خواهرش هم خیلی با
🍃❤| 📝 🔹فقط خدا می‌داند در دل او چه گذشت؟ دوست هم درباره او می‌گوید: تابستان سال 89 از طرف مدرسه ما را به اردوی جهادی،شهر لرستان بردند یکی از افرادی که بسیار تلاش می‌کرد و تلاشش در آنجا زبانزد بود، _محمدرضا_دهقان بود. محمد رضا هیئت که می‌رفت، برای خودش‌گریه می‌کرد؛ دوستان می‌گفتند که کنار ما نمی‌نشست؛ دقیقا همان چیزی است که معصومین و بزرگان ما به آن سفارش کرده اند؛ اگر می‌خواهید‌گریه کنید و اگر می‌خواهید خلوت داشته باشید باید خودتان باشید، نگاه نکنید که کنارت چه کسی نشسته است؛ این مسئله در اخلاص بسیار تاثیر دارد؛ شما اگر خواستی جایی عزاداری بکنی؛ برو یک جایی که نشناسنت؛ آنجا به خاطر اینکه بقیه صدای‌گریتو بشنون و ببیند چطوری عزاداری می‌کنی هیچ وقت عزاداری نمی‌کنی؛ حتی محمد رضا با دوستانش که هیئت می‌رفت، خودش می‌رفت یک جای دیگر می‌نشست، چفیه می‌کشید روی سرش و ‌گریه می‌کرد... هر چه گذشته، بین خودش و خدای خودش گذشته! ما متوجه نشدیم در دل چه می‌گذرد... 🍃❤| @shahid_dehghan