🍃🌹 مهندس مدافع حرم شهید هادی جعفری🌹🍃
#کتاب_هوری🌹🍃 #زندگی_نامه_و_خاطرات : #سردار_شهید_سید_علی_هاشمی 🌷🕊 فصل دوم ..( قسمت سوم)🌹🍃 🌷🕊ب
#کتاب_هوری🌹🍃
#زندگی_نامه_و_خاطرات : #سردار_شهید_سید_علی_هاشمی 🌷🕊
فصل دوم ..( قسمت چهارم)🌹🍃
🌷🕊بسم رب الشهدا و الصدیقین🌷🕊
#عملیات_چمران(قسمت اول)
بنی صدر با کار شکنی هایش سبب شد رزمندگان اسلام با دست خالی در مقابل دشمنی مجهز به سختی و با غیرت بجنگند علی هاشمی کار مهمی را در سپاه آغاز کرد او به دنبال کار اطلاعاتی وسیع در منطقه بود می دانست که پیروزی در حملات احتیاج به کسب اطلاعات دقیق دارد او بچه های بومی را بین نیروهای عراقی می فرستاد تا با آن ها طرح دوستی بریزند این گونه از وضعیت دشمن اطلاعات به دست می آورد البته این کار خیلی سخت بود حرف حدیث های زیادی برای حاج علی درست کرد اما حاجی اصلا به این حرفها اهمیت نمی داد زیرا مهم ترین چیز اطلاعات بدست آمده و غلبه بر دشمن بود. یادم هست که میخواست روی منطقه طراح کار شود حاجی تعدادی از بچه ها را مامور کرد تا از خاکریز خودمان تا رودخانه و از تا خاکریز دشمن کانال بزنند بعد ان کانال ها را انشعاب بدهند و هر کدام را به چهار کانال دیگر تبدیل کنند و روی آن ها را با خار استتار کنند عده دیگری را مامور کرد تا در منطقه دیگری شناسایی وسیعی انجام دهند و گزارش آن را بیاورند.
نیروهای سرهنگ جوادی و بچه های جنگ های نامنظم در نزدیکی ما مستقر بودند قرار شد در عملیات طراحی شده همه با هم وارد عمل شویم یادم نمی رود. یک بار حاجی را دیدم که یک کیسه نان خشک را کنارش گذاشته بود و همان طور که از آن می خورد، از روی اطلاعاتی که بچه ها از محل استقرار تانک ها و مواضع دشمن به دست آورده بودند روی طرح کار می کرد.
برای توجیه نهایی فرماندهان جلسه ای در مقر لشکر ۱۶زرهی قزوین در اطراف اهواز تشکیل شد مجید سیلاوی که ان موقع معاون حاجی در سپاه حمیدیه بود در جلسه حضور داشت ان ایام دکتر مصطفی چمران شهید شده بود. قرار شد این عملیات به نام این شهید بزرگوار نامگذاری شود.
بحث های زیادی در جلسه داشتیم بعضی می گفتند شناسایی ها کامل نیست عملیات باید به تاخیر بیفتد در این بحث ها نگاهم به حاجی افتاد چیزی نمی گفت فقط می شنید علی ناصری کنار حاجی نشسته بود آرام به حاجی گفت: بچه های ما زحمت کشیده اند، شناسایی کامله. اگر عملیات عقل بیفته همه چیز لو می ره حاجی هم گفت: کاری نداشته باشد بگذار به موقعش.
#یازهرا...🌹🍃
🍃🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌹🍃
#ادامه_دارد
🌹
🔹🌹
🌹🕊🌹
🕊🔹🌹🕊🔹🌹🕊🔹
#حاج_قاسم 🌷🕊
#کُلُّنٰا_قٰاسِمِ_سُلِیْمٰانی🌹🍃
#یازهرا...🌹🍃
#کانال_مهندس_شهید_هادی_جعفری..🌷🕊
🍃🌹🕊🌷🕊🌹🍃
@shahid_hadi_jafari65
🍃🌹🕊🌷🕊🌹🍃
---~~ 🌴 #لبیک_یاحسین...🌴~~---
🍃🌹 مهندس مدافع حرم شهید هادی جعفری🌹🍃
#کتاب_هوری🌹🍃 #زندگی_نامه_و_خاطرات : #سردار_شهید_سید_علی_هاشمی 🌷🕊 فصل دوم ..( قسمت چهارم)🌹🍃 🌷
#کتاب_هوری🌹🍃
#زندگی_نامه_و_خاطرات : #سردار_شهید_سید_علی_هاشمی 🌷🕊
فصل دوم ..( قسمت آخر )🌹🍃
🌷🕊بسم رب الشهدا و الصدیقین🌷🕊
#عملیات_چمران(قسمت آخر)
مطمئن بودم حاجی به کارشناسایی بچه ها ایمان دارد وقتی همه صبحت ها تمام شد حاجی بلند و شد گفت: برادرها سه صلوات بفرستید. بعد ادامه داد: ما اینجا نیامدیم تا درباره انجام شدن یا نشدن عملیات صحبت کنیم این بحث منتفی است این جلسه برای این است که آخری هماهنگی ها انجام شود و ساعت قطعی عملیات مشخص شود. این را هم بگویم که آقا امام زمان( عج) به خواب یکی از برادران بسیار مومن و معتقد آمده و فرموده اند: عملیات را انجام دهید در این عملیات شما فقط یک شهید خواهید داد. من به این برادر و رویای صادقه اش ایمان دارم. اگر بعضی فرماندهان و نیروهایشان آمادگی ندارند، من با بچه های خودم عملیات را فردا شب شروع می کنیم. صدای تکبیر حاضران در اتاق پیچید که نشانه موافقت فرماندهان بود با صحبت های حاجی حال جلسه عوض شد و کسانی که تا لحظاتی قبل هزار دلیل برای حمله نکردن نمی آوردند آمادگی خود را برای شرکت در حمله اعلام کردند بعد از جلسه علی ناصری به حاجی گفت: فکر نمی کردم این قدر با صلابت صحبت کنی فردا شب عملیات آغاز شد قدرت مدیریت و برنامه ریزی حاج علی مثال زدنی بود. این عملیات که بین سپاه و ارتش و نیروهای جنگ های نامنظم به طور مشترک انجام شد بسیار موفقیت آمیز بود البته نقش سپاه حمیدیه کلیدی بود عجیب آنکه در این عملیات فقط یک نفر به نام سید کریم مزرعه که بچه اهواز بود به شهادت رسید پس از سقوط مواضع دشمن، عراقی ها با چند گردان از لشکر ۹ زرهی چندین پاتک به ما زدند و آتش مفصلی روی مواضع ما ریختند؛ اما با هوشیاری حاجی کاری از پیش نبردند بچه ها هم ایستادگی کردند در این عملیات چندین نفر هم اسیر گرفتیم که در بازجویی اطلاعات زیادی به ما دادند.
یک لودر نو به ما داده بودند آن هم با کلی مکافات. در حین عملیات مصطفی چمران وقتی جلو رفته بود پنچر شد و در منطقه باقی ماند. حاجی خیلی پیگیر بود تا لودر را برگرداند این طور امکانات برایمان خیلی بارارزش بود به چند نفر از بچه ها گفت تا بروند و لودر را بیاورند اما بچه ها گفتند که منطقه زیر آتش عراقی هاست حاجی هم اصرار داشت و می گفت که نیروهای شهید چمران هنوز آنجا هستند و باید لودر برگردد. حاجی هنوز داشت جر و بحث می کرد که چشمم افتاد به فرهاد ملکان. از بچه های جدید الحاقی به سپاه حمیدیه بود گوشه ای در سایه نشسته بود و تو حال خودش با خدا حرف می زد. رفتم جلو ببینم چی می گه. می گفت : خدایا ما رو یادت رفته؟ عملیات داره تمام می شه و من هنوز شهید نشدم فرهاد همین که متوجه صحبت های حاجی شد بدون بحث وانگار که منتظر همین فرصت بوده بلند شد و گفت: من می روم بعد با سه نفر از دوستانش سوار وانت شدند و رفتند وقتی وارد منطقه شدند یک تانک دشمن، وانت را هدف قرار داد بچه ها خودشان را از وانت پرت کردند بیرون گلوله های اطرافشان منفجر شدند فرهاد همان جا به شهادت رسید. این حادثه اجازه نداد شیرینی پیروزهایی که در عملیات به دست آمده بود در کام ما بنشیند شدت حادثه یکی از آن سه راه به هم ریخته بود عقب که برگشت یک مدت خبری ازش نداشتبم حاجی از بچه ها سراغش را گرفت فهمیدیم که در خانه اش مانده آدرس را گرفتیم و رفتیم سری بهش بزنیم اما تا حاجی را دید با ناراحتی گفت: برا چی آمدید اینجا؟ همتون را می کشم از لحاظ روانی کاملاً به هم ریخته بود حاجی از ما پرسید: این چشه؟ ما همین طور به هم نگاه کردیم. آن روز ما از خانه این شخص بیرون آمدیم و صحبتی نکردیم شاید حق داشت با دیدن آن صحنه هر آدمی منقلب می شد چه برسد اینکه جلوی چشمش، دوست صمیمی اش پرپر شده بود. مدتی گذشت متوجه شدم حاجی چند بار رفته سراغ همین شخص و او را برده بیمارستان و ... او هم کم کم حالش خوب شد. حاجی به نیروهایش خیلی اهمیت می داد در آن شرایط سخت هم آن را رها نمی کرد.
#یازهرا...🌹🍃
🍃🌹اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌹🍃
#ادامه_دارد
🌹
🔹🌹
🌹🕊🌹
🕊🔹🌹🕊🔹🌹🕊🔹
#حاج_قاسم 🌷🕊
#کُلُّنٰا_قٰاسِمِ_سُلِیْمٰانی🌹🍃
#یازهرا...🌹🍃
#کانال_مهندس_شهید_هادی_جعفری..🌷🕊
🍃🌹🕊🌷🕊🌹🍃
@shahid_hadi_jafari65
🍃🌹🕊🌷🕊🌹🍃
---~~ 🌴 #لبیک_یاحسین...🌴~~---