#استوری | سربازی اش را در مهمان سرای ارتش در همدان بود. ظهر ها که می آمد خانه، می دیدم که خیلی گرفته است. می گفتم علی جان چته؟ چرا اخم هات تو همه؟ با کسی حرفت شده؟! می گفت نه مامان جان، صحبت این حرف ها نیست. نمی دانم که این ها کی از خدا می خواهند بترسند و دست از این همه گناه و بی بند و باریشان بردارند. مامان بیا ببین توی مهمان سرا چقدر گناه می کنند، دیگر طاقتم سر آمده نمی توانم تحمل کنم.
#معلم #شهید #علی_محمد_صباغ_زاده
🆔️ @shahidemeli
یک گوشه ی هنرستان، کتابخانه راه انداخته بود. کتابخانه که نه، جایی که بشود کتاب رد و بدل کرد، بیش تر هم کتاب های انقلابی و مذهبی. بعد هم نماز جماعت راه انداخت، گاهی هم بین نماز ها حرف می زد. خبرش بعد از مدتی به ساواک هم رسید.
#شهید #مصطفی_ردانی_پور
🆔️ @shahidemeli
گاهی از دست بعضی آدم ها ناراحت می شدم و درد دل می کردم و گله مندی داشتم. می گفت که خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کند. آتش دارد دورمان حلقه می زند و به این شکل به من می فهماند که غیبت نکنم.
#شهید #مدافع_حرم #محمد_رضا_دهقان_امیری
🆔️ @shahidemeli
امیرالمومنین علی (ع) در بیان احوالات یکی از دوستانشان که او را برادر خود خطاب می کردند فرمودند: او پرفایده و کمهزینه بود. این عبارت مصداق کاملی از روحیات هادی ذوالفقاری به حساب می آمد. هادی به هر جا که وارد می شد پر فایده بود. اهل کار بود. به کسی دستور نمی داد. تا متوجه می شد کاری بر زمین مانده، سریع وارد گود می شد. بار ها دیده بودم که توی هیئت یا مسجد، کار هایی را انجام می داد که کسی سراغ آن کارها نمی رفت، کار هایی مثل نظافت و شستن ظرف ها و ... .
#شهید #مدافع_حرم #هادی_ذوالفقاری
🆔️ @shahidemeli
علی اهل مطالعه بود. مطالعات عمیق و آگاهی دینی بالایی داشت. او به تنهایی در جلسات بحث و مناظره ی خلق عرب و گروهک ها شرکت می کرد و با بحث های منطقی، ضعف استدلال آنان را اثبات می کرد.
#سرلشگر #شهید #علی_هاشمی
🆔️ @shahidemeli
ازدواج ما درست سال ۱۳۵۷ در ایام انقلاب بود. آن ایام وضعیت پادگان ها به هم ریخته بود. اکبر صبح میرفت و یکی دو ساعت بعد برمیگشت. وقتی از محل کار برمیگشتم بوی غذا تمام خانه را پر میکرد! خیلی با من همراهی میکرد. گاهی پیش میآمد برای انجام کاری بلند میشدم، سریع میگفت کجا؟ مثلا میگفتم میخواهم ظرف ها را بشورم. میگفت بنشین با هم میرویم. اکبر میگفت دلیلی ندارد که مرد کار نکند.
#خلبان #شهید #علی_اکبر_شیرودی
🆔️ @shahidemeli
#استوری | احمد آقا بسیار به نماز اول وقت اهمیت میداد به صورتی که موقع نماز همه ی کار ها را ترک میکرد. آن روز ها را فراموش نمیکنم. احمد آقا هنگام نماز گویی هیچ کس را جز خداوند نمیدید. از همه ی دنیا فارغ بود و عاشقانه مشغول مناجات با پروردگار میشد. این اخلاق او در تمام نوجوان هایی که اطراف او بودند تاثیر گذاشته بود. بچه ها هم به نماز اول وقت مقید شده بودند.
#شهید #احمد_علی_نیری
🆔️ @shahidemeli
#استوری | زیر چشمی میپاییدمش. زود کنار میکشید. زیاد که اصرار میکردم چند قاشق بیشتر بخورد، میگفت: آدم باید بتونه نفسش رو نگه داره!
#شهید #مدافع_حرم #محسن_حججی
🆔️ @shahidemeli
#استوری | مرحله ی دوم عملیات بیت المقدس، هنوز خرمشهر آزاد نشده بود. عراقی ها رو به روی پل نو آرایش گرفته بودند. با تانک و تیربار بچه ها را میزدند. بین ما و آن ها فقط دشت هموار بود. احمد به بچه ها گفت صبر کنید تانک ها نزدیک شوند. بعد بیست نفر آرپیجیزن را به خط کرد. خودش رفت جلو، نزدیک جاده ی آسفالت شلمچه اولین آرپیجی را ایستاده شلیک کرد. بقیه هم روحیه گرفتند. پشت هم شلیک میکردند. در جا چند تا تانک را زدند.
#شهید #احمد_کاظمی
🆔️ @shahidemeli
یک کاغذ آورد خانه و چسباندش به دیوار اتاق. برنامه ی خودسازی بود که امام سفارش میکرد. مهدی گفت: از همین امروز شروع میکنیم. یکی از توصیه ها ورزش بود. صبح های زود بیدار میشدیم. مهدی پنجره ها را باز میکرد و دور اتاق میدویدیم و ورزش میکردیم.
#سردار #شهید #مهدی_باکری
🆔️ @shahidemeli
#استوری | دوستی داشتم که موقع ازدواج مشکل مالی پیدا کرد. استاد به او کمک کرد و گفت که هر وقت داشتی، برگردان. آن بنده خدا هم ماهانه مبلغی را برمیگرداند. همیشه نگران شغل و آینده ی دانشجو ها بود. اگر میدید دانشجویی فارغ التحصیل شده ولی هنوز شغلی ندارد، برایش کار پیدا میکرد یا در پروژه هایش از او استفاده میکرد. دانشجویانی که با دکتر پروژه داشتند، می گفتند امکان نداشت دکتر سر ماه فراموش کند حق الزحمه ی ما را بدهد. حواسش بود اگر یکی از بچه ها متاهل است و درآمدی ندارد، به او کمک کند.
#شهید #هسته_ای #دکتر_مجید_شهریاری
🆔️ @shahidemeli
یکی از بارزترین ویژگی های سید، احترام فوق العاده اش به والدین بود. هر سال اسفند که بحث راهیان نور پیش میآمد میگفتیم سید امسال هم رفتنی هستی؟! میگفت معلوم نیست! باید مادرم اجازه بده. اگر کار های مادرم تمام شد من هم رفتنی هستم. تمام کار های مربوط به خانه تکانی و ... را انجام میداد و بعد میرفت.
#شهید #مدافع_حرم #سید_میلاد_مصطفوی
🆔️ @shahidemeli