روزگارِ نوجوانی رفیقی داشتم همسالِ خودم.
بذلهگو و عارفمسلک.
شبهای تابستان ساعتها در طاق مسجد مینشستیم و با همان لحن کودکانه با هم حکایتها میگفتیم.
خاطرم هست رفیقم همیشه میگفت در کنج فلان اتاقمان تمثالی هست از امیرالمؤمنین، من در آن اتاق هرگز خطا نمی کنم، هیبت آن عکس نمیگذارد!
من ساعتها روی این حرفش فکر میکردم و دلم مشغول میشد…
شاید هیبت امیرالمؤمنین در قلب من، از همان جا شکل گرفت!
از همان طاق مسجد و از همان تمثالی که کنج خانهی رفیقم بود و من هرگز ندیدمش!
با رفیق من بگویید آیا آن تمثال هنوز هم در کنج خانهشان هست؟
آیا او هنوز هم از خطا کردن در آن اتاق ابا میکند؟
من، اما هنوز همان کودک طاق مسجدم که دارم به هیبت آن تمثال فکر میکنم…
.
.
✍ملیحه سادات مهدوی
۱نوشت:
از روزی که خودم را به یاد میآورم، درگیرِ یک اسمم: علی، علی، علی... 💚
۲نوشت:
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین...
۳نوشت:
در سینهی من هیئتی است به وسعت جهان که دائم هزار هزار عاشق در آن دم میگیرند و با اشک صدا میزنند:
فقط حیدر، امیرالمؤمنین است...
✍ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
شراب و ابریشم...
. فردا که جمعهاس و تعطیله امشب رو تا صبح بیدار بمونید که فردا رو از بیخوابی کلا تا شب بخوابید، تا
گفتم امشب رو بیدار بمونید ولی دیگه قاط نزنید🤦♀😂
شراب و ابریشم...
#بدون_شرح...💔
غمانگیزتر از اینم مگه میشه؟!
یک نفر مثل امیرالمؤمنین قرار باشه برای رد اتهامی که بهش زدن بگه: من علیام، تو که منو میشناسی، تو که میدونی این وصلهها به من نمیچسبه....
آخ! جانها به قربان اون غریبِ مظلومی که اینطور مظلومانه از خودش رفع اتهام میکرد😭😭😭💔💔💔
"تو که منو میشناسی" مظلومانهترین دفاع یک آدمیزاد مقابلِ یک نارفیقه😭😭😭
آخ علی جان علی جان علی جان...
.
شراب و ابریشم...
غمانگیزتر از اینم مگه میشه؟! یک نفر مثل امیرالمؤمنین قرار باشه برای رد اتهامی که بهش زدن بگه: من عل
توانشو دارم تا خودِ صبح تکرار کنم "ابومریم من همان دوست تواَم که میشناسی" و باهاش گریه کنم😭
ابومریمش با لحنی متعجبانه و در عین حال آمیخته به غربت و مظلومیت تو گوشم میپیچه و بعد بغض میشینه روی ادامهی جمله که میگه: "من همان دوست تواَم که میشناسی"
فکر میکنم استخونِ کلمات زیر بار این جمله خرد شده و هنوزم که هنوزه تنِ "منو که میشناسی" درد میکنه...
چقدر حیرتآوره این حجم از مظلومیت😭
...
.
من تا حالا برای شهادت امیرالمؤمنین چیزی ننوشتم!
از ولادت حضرت گرفته تا ذکر فضائل و قصهی جنگها و تفسیر آیاتی که در شأن حضرت نازل شده و روایاتی که در مورد حضرته نوشتم ولی از شهادت حضرت هیچ!
انگار همیشه از کنار کعبه و از آغوش فاطمه بنت اسد با حضرت همراه شدم و نوشتم و نوشتم و هربار که رسیدم به سحرگاه نوزده رمضان سال چهلم هجری برگشتم عقب و حاضر نشدم صحنه رو به تصویر بکشم!
هر بار که رسیدم به صحنهی شهادت بلد نبودم بنویسم، لکنت گرفتم، باور نکردم...
علی جان...
علی جان...
آه علی جان...
.
@sharaboabrisham
شراب و ابریشم...
. سلام آخرین ختم قرآن رمضانیه رو به نیت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان و حاجات همهی بانیان خیر می
.
روز جمعهاس و در آستانهی شب قدر، اعمال به توان هزار میرسن توی این ایام.
همراه بشید با این خیر کثیر که یک تیره و دو نشون.
هم پولی وقف در گردش میشه و هم یک ختم کامل قرآن با نیت شما تلاوت میشه.👌
.
این رو هم یادتون باشه که در کارهای جمعی خداوند به برآیندِ کار اجر میده و نه صرفا به نقش فردیِ ما.
یعنی برآیندِ نهایی این واریزها هر مبلغی باشه خدا اجر کل مبلغ رو به همه میده، البته که اجر کسی که بیشتر واریز کنه سرجای خودش محفوظه، لیکن نتیجهی نهایی برای همه و به نام همهاس👌
محروم نمونید از این کار خیر.🌱
.
شراب و ابریشم...
. روز جمعهاس و در آستانهی شب قدر، اعمال به توان هزار میرسن توی این ایام. همراه بشید با این خیر کث
.
چهل و ششمین ختم قرآن رو قراره انشاالله به نیابت از همهی شما عزیزانی که در این طرح مشارکت کنید تلاوت کنیم.
اول از همه به نیت سلامتی و فرج امام زمان و بعد هم برای هر نیت و هر حاجتی که شما دارید.
باور کنید حیفم میاد از مشارکت توی این ختم جا بمونید از بس صاحب این صندوق لطف و کرم داره و از بس معجزه دیدیم از این چرخهی مقدسِ پولهای وقف در گردش💚
همین امروز یک عزیزی پیام دادن:👇
.
شراب و ابریشم...
. چهل و ششمین ختم قرآن رو قراره انشاالله به نیابت از همهی شما عزیزانی که در این طرح مشارکت کنید تل
چند روز پیش ایشون پیام دادن که به نیت شفای طفل بیماری مبلغی رو به صندوق اهدا کردن، و امروز برام نوشتن که اون طفل به شکل معجزهواری مشکلش رفع شده از کرمِ کریم اهلبیت💚
.
صاحب این صندوق امام حسن جانه، طرف حساب شما هم خود آقا جانه.
نیت کنید به نام نامیِ غریبِ مدینه و همراه بشید با چرخهای که متصله به کرمِ کریمِ اهلبیت.