458.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من و همکارا سر میز وقتی رئیس دانشگاه داره از دستاوردهای دانشگاه میگه:
شراب و ابریشم...
. به میمنت و مبارکیِ عددِ سیزده، رقمِ روزِ ولادتِ ابوتراب، قراره انشاالله سیزده نفر رو عازم نجفِ ام
روز خود را با کمک به تأمین هزینههای زائران ارباب آغاز کنید😌
5892107047558757.
شراب و ابریشم...
روز خود را با کمک به تأمین هزینههای زائران ارباب آغاز کنید😌 5892107047558757 .
این رقم 900001 رو یکی اگه واریز کنه عالی میشه😃 به ریاله
امامِ خوشبختها!
اینو میدونستید که در اعتقادِ به امامت چند فرقه داریم؟!
غالیان، زیدیه، اسماعیلیه، فَتَحیه و واقفیه
هر کدوم از این فرقهها تا یک جایی امامت رو قبول کردن و بعدش لنگ زدن و ادامهی امامت رو نپذیرفتن مثلا زیدیه چهار امامی هستن، اسماعیلیه شش امامی، واقفیه هفت امامی...
اما بعد از امام رضا جان ما دیگه هیچ فرقهای نداریم، یعنی هر کس که تونسته دینش رو از حوادث و فتنههای روزگار بگذرونه و خودش رو به دامن امام رضاجان برسونه دیگه راه کج نکرده و دوازده امامی شده.
برای همین میگم امام رضا جان امامِ خوشبختهاست، امامِ دوازده امامیها، امام سعادتمندان، امامِ عاقبتبهخیر شدهها
امامِ مقیمِ کشور ما ایرانیها💚
الحمدلله رب العالمین
✍ملیحه سادات مهدوی
لي حبيب ميلاده اقترب 💙
میلادِ محبوب نزدیکه...
🌱 @sharaboabrisham
هدایت شده از شراب و ابریشم...
همیشه به آخر خط که رسیدهام باز خودم را دیدهام که گوشهی صحنِ امامِ غریبم.
هر بار خواستم دنیا را تمام شده فرض کنم و تاب نیاورم دستم را گرفته و آورده مقابل گنبد و بارگاهش، دستی به سرم کشیده، کمی هوای بهشت ریخته توی ریههایم و با حوصله نشسته پای دردهای دلم...
و اینجوری غصههایم را توی مهربانیهای خودش ذوب کرده، آرامشم داده و از حجم غربت و بیکسیام کم کرده و آخرش جوری فرستاده برگردم خانه که انگار از اول اصلا دردی نبوده که قرار باشد پی درمان بگردم!
من فکر میکنم ما عاطفیهای همیشه اشکی، یک جور دیگری با امام رضا جان حال دلمان خوب است...
سلام بر آن آقای رئوفی که حرمش امانِ همهی اضطرابهاست...
✍ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
همیشه قبل هر حرفی برایت شعر میخوانم
قبولم کن من آداب زیارت را نمیدانم
نمیدانم چرا این قدر با من مهربانی تو
نمیدانم کنارت میزبانم یا که مهمانم
#سیدحمیدرضابرقعی
🌱 https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
این ایام هر محفلی که بعنوان مجری دعوت بودم یک مهمان ویژه هم شرف حضور داشت و اون محفل رو با حضورش پر از حال خوب و غرق نور میکرد، یک مهمان عزیز که تا پا توی مجلسِ شادی ما میذاشت، همه رو اشکی میکرد و دلها رو از وسط جشن برمیداشت و با خودش تا کربلا میبرد...
"پرچم سرخ و خوشبوی گنبد اباعبدالله" مهمون عزیز جشنهای دههی کرامت میشد تا یادمون نره، هر کی کربلا رفته، کربلاشو از پنجره فولاد گرفته...💚
.
.
.
کربلاییهای ما، کربلاییهایی که ما با هم، هزینههای سفرشون رو تأمین کردیم، فردا عصر عازمند انشاالله...
اگه حرف یا مطلب خاصی دارید که دلتون میخواد از طرف شما به کربلاییهامون بگم تا با خودشون به حرم ارباب برسونن،👈 اینجا بنویسید تا انشاالله پیامتون رو تحویلشون بدم.🌱
اعضای جدید، خیلی خیلی خوش اومدید به شراب و ابریشم، خوشحالم که اینجا هستید و امیدوارم میزبان خوبی براتون باشم.🤗
چند روزه که ما شراب و ابریشمیها مشغول تأمین هزینههای سفر کربلااولیهایی هستیم که متعلق به خانوادههای عزتمند هستند. (قرارِ ما شراب و ابریشمیها اینه که از لفظ نیازمند استفاده نکنیم☺️) شما هم اگه صحبتی با کربلاییها دارید براشون بنویسید، حتما بهشون میرسونم انشاالله 🌱
.
شراب و ابریشم...
. معلمهای عزیز کانال روزتون مبارک🌱 به من پیام بدید و هدیه دریافت کنید. .
☝️تا اینجا ۲۶ نفر از معلمان عزیز پیام دادن و هدیه روز معلم رو دریافت کردند؛ اگه بین اعضای جدید هم معلم عزیزی هست، میتونید پیام بدید و هدیهاتون رو دریافت کنید. ☺️❤️
.
شراب و ابریشم...
هزار بار تا الان لحظهی ملاقاتم با امیرالمؤمنین رو تو ذهنم ساختم هزاران بار برای اون لحظه گریه کردم
شروع یادداشتهای سفر کربلا 👈 اینجاست.
شاید شما هم شبیه ایشون دوست داشته باشید که بخونید.💚
.
هدایت شده از شراب و ابریشم...
آدمیزاد وقتهایی که دلش از این آبیِ پُررنج میگیرد کجا را دارد برود؟
برای این کهکشان بالاخره یک راه خروجی تعبیه کردهاند حتما؟ نمیشود که ما را ریخته باشند روی یک کُره و هیچ راه دررویی هم برایمان نگذاشته باشند!
یعنی منظومهی ما راهروی اضطراری ندارد؟! اگر نداشته باشد پس آدمها مضطر که میشوند چجوری باید خودشان را نجات بدهند؟
راستش من فکر میکنم خدا وقتی داشت این منظومه را میساخت، فکرِ همه چیزش را کرد، حتی فکر راهِ فرارش را!
همهی جادههای منتهی به مشهد؛ از چهار سوی عالَم، راه درروهای این کهکشانند!
کار اگر بیخ گرفت، آدمیزاد باید دست راستش را بگذارد سمت چپِ سینهاش و با سرعت حرکت کند سمت مشهد تا از حادثهها جانِ سالم به در برد!
خدا وقتی دست به خلقت برد اول از همه فکرِ جانِ آدمیزاد را کرد و برای رهایی از وقتهایی که آدم، لت و پار از غم و حادثه، یک گوشه از این کهکشانِ اندوه، گیر میافتد، بابالجواد را تعبیه کرد!
خدا وقتِ آفرینش، همان اولِ کار، مشهد را گذاشت مرکزِ امداد و نجاتِ کهکشان تا نشان بدهد راضی به مُردنِ آدمها نیست و دلش نمیخواهد آدمیزاد یکمرتبه بیفتد و تمام کند!
خدا مشهد را آفرید تا آدمیزاد بعد از هر بار جان دادن، دوباره راهی برای زنده شدن پیدا کند...
مشهد، راهکار خدا بود برای احیای فرزندِ آدم بعد از هر مرتبه جان کندن...
✍ملیحه سادات مهدوی
❌نشر فقط با منبع
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
شراب و ابریشم...
. پرسید اگه یه روز دختر داشته باشی اسمشو چی میذاری؟ گفتم خودت چی فکر میکنی؟ گفت نمیدونم ولی با این ذ
☝️زهرا خانومهای خوشنامی که تازه به جمع ما پیوستید، خوش اومدید 🤗
👈 این دلنوشته برای شماست☺️❤️
.