شراب و ابریشم...
آقا همیشه روی ما حساب دیگری دارد. روی ما بچههای خوشصحبت و خوشقلمِ خودش. ما هم، نوکر خودش و حکومتش
.
آقا حق گذاشتن گردن ما که دربارهی صلح تحمیلی با مردم حرف بزنیم.
.
امروز رفتیم مسجد یکی از روستاها تا برای خانوما کلاس امداد و نجات بذاریم و در کنارش دربارهی صلح تحمیلی صحبت کنیم.
تو فاصلهای که با خانومای روستا احوالپرسی میکردیم بچهها عروسک آموزشی رو بردن یه گوشه و بساط خالهبازیشون رو پهن کردن.
من واقعا متوجه نشدم کِی عروسک رو کش رفتن و کِی فرصت کردن بازیشون رو اونقدر جدی کنند که تو همین فاصله، اسم و رسم و حتی نقش عروسک تعیین شده بود!
وقتی دیدم قصه خیلی جدیه، اجازه دادم بازیشون رو ادامه بدن.
تمام مدتی که من دربارهی صلح تحمیلی صحبت میکردم، بچهها گوشهی مسجد داشتند به عروسک نون و آب میدادن و ناز و نوازشش میکردن و من با هر بار نگاه کردن به بازی اونها، به این فکر میکردم که پذیرش صلح یعنی زمان دادن به اسرائیل برای تجدیدقوا؛ یعنی به خطر انداختن دنیای این بچهها...
و هر بار مطمئنتر از قبل تکرار میکردم پایان این جنگ فقط نابودی اسرائیله، ما مردم با پشتیبانی از نیروهای نظامی اجازه نمیدیم پایان دیگری براش رقم بخوره انشاالله...
@sharaboabrisham
#نَه_به_صلح_تحمیلی
.
اتل متل توتوله
مُشت سِد ممد چجوره
هم کپله هم گردالی
میندازه فَکِ اسرائیلی
یه پنجهبکس گوشتی
دشمنِ نتانیاهوی کوفتی
اسمشو بذار مَمَّلی
سربازِ آسِد علی
🤣
آچین و واچین
اسرائیلو وَرچین😁
@sharaboabrisham
شراب و ابریشم...
اتل متل توتوله مُشت سِد ممد چجوره هم کپله هم گردالی میندازه فَکِ اسرائیلی یه پنجهبکس گوشتی دشمنِ
.
امروز یه دعوتنامه به دستم رسید که گفته بود اگه برای شب شعری در بیتالمقدس دعوت شده باشید، چه شعری اونجا میخونید؟
منم👈 این شعرو سرودم.😌
و واکنش هیأت داوران، روزی که در بیتالمقدس شعرم رو میخونم👇👇👇
شراب و ابریشم...
. امروز یه دعوتنامه به دستم رسید که گفته بود اگه برای شب شعری در بیتالمقدس دعوت شده باشید، چه شعری
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واکنش هیأت داوران به من بعد از خوانش شعرم:
.
امروز ۲۵ ذیحجه و روز نزولِ هَل اتا بود.
من همیشه سنگر جشنهای غدیری رو تا ۲۷ ذیحجه حفظ میکنم و اجازه نمیدم عَلَمِ مُحرم بلند بشه و به اصطلاح به استقبال محرم بریم.
چون معتقدم استقبالهای زودهنگام از محرم سبب میشه شأن اهلبیت شاخته نشه و اینهمه فضیلتی که در دههی آخر ذیحجه در مدح اهلبیت نازل شده مغفول بمونه، اهلبیتی که اباعبدالله یکی از اونهاست و ما برای اقامهی عزای ایشون اونقدر دستپاچه میشیم که یادمون میره همین روزها جبرئیل اومده و در مدح اباعبدالله آیه آورده...
آیههایی که چون شناخته نشدن، عاشورا رقم خورد...
اصل عزای اباعبدالله در اینه که این مصائب سرِ اباعبداللهی با این عظمت و مرتبت اومده و اصلا چون اباعبدالله یکی از اهلبیته، مصائبِ به بار اومده سخت و سهمگین میشه و عجیبه که ما به خودمون فرصت شناخت این اباعبدالله رو نمیدیم!
امروز فرصت نکردم برای ۲۵ ذیحجه مطلبی بنویسم و دیروز هم برای مباهله ننوشتم، ولی دربارهی نبرد با اسرائیل چند مطلب نوشتم.
جنگ با دشمن اهلبیت بزرگترین فخر ما در عصر حاضره و من باور دارم که وصف قدرت نظامی ایران در واقع مدح اهلبیته.
این شیعیان اهلبیتند که به برکت پذیرش ولایت اینطور قدرت پیدا کردند و این قطعا مدح اهلبیته.
دست حیدر کرار یار و مددکار شیربچههای میدان باشه در این روزها و ایامی که هر روزش فضلی از فضائل امیرالمؤمنین نازل شده.
✍ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
.
هدایت شده از رادیو جهانِ بدونِ اسرائیل
.
کارِ بعدی رادیو انشاالله با محوریت پویشی انجام میشه که در رسانهی رهبری اعلام شده.
👈این پویش
لطفا صداهای قشنگتون رو برای ما ارسال کنید.🙏
اگه لهجه دارید حتما با لهجه ضبط کنید.
بدون تکلف و کاملا خودمونی حرف بزنید.
.
فقط به لحاظ وسعت جغرافیایی قیاس کنید کشور ایران و بخشی از خاک فلسطین رو که باند جنایتکار اسرائیل بصورت غیرقانونی مقیم اونجاست!
اولا ما کشوریم اونا یه باند
دوما ما تو خاک خودمونیم اونا تو خاک مردم
سوما خاک ما پهناوره، پناهگاهی که اونا روی خاک مردم ساختن اندازهی یه طویله!
جدای از تمام اینها ما صاحب این خاکیم و حاضریم جونمون رو هم برای خاکی که مال خودمونه بدیم، اونا یک مشت دزدِ بیوطن هستن که با کمترین احساس خطری فرار رو برقرار ترجیح میدن.
این جنگ هیچجوره برابر نیست.
توی تسلیحات و حمایتِ نامردها، وزنه به سمت اونهاست.
ولی توی وطن و خاک و غیرت و شرف، وزنه به سمت ماست.
بنظر با وزنهای که سمت ماست دستیابی به پیروزی قابل تصورتره...
زهی خیال باطل که یک مشت بیوطنِ غاصب بر یک اُمّتِ با هویتِ صاحب خاک فائق بیاد..
✍ملیحه سادات مهدوی
.
@sharaboabrisham
شراب و ابریشم...
ایرانِ من @sharaboabrisham
.
این شبها وطن و مرگ، شاید پرتکرارترین کلمههایی باشه که توی سرم میچرخه.
امروز به این فکر میکردم که روی سنگ قبرم چی باید بنویسند!
و دیدم که هیچ چیز نمیتونه تا این حد توصیف دقیقی از من باشه که این دو کلمه هست: عاشقِ ایران
من اگه مینویسم، اگه میخندم و میخندونم، اگه روستا به روستا در حرکتم، اگه مدرسه و دانشگاه میرم، اگه با بچهها و نوجوونها سر و کله میزنم، اگه تا آخر شب بین دانشجوها میمونم و باهاشون حرف میزنم، اگه از مردم پول میگیرم و هر روز یه خیریهبازی تازه درمیارم، اگه مسجد به مسجد برای سخنرانی میرم، اگه جشن میگیرم، اگه روضه به پا میکنم، اگه هر چه میکنم و نمیکنم، همه و همه فقط و فقط برای یک چیزه؛ برای ایران
روی قبر من میشه نوشت: عاشقِ ایران و بعد ایستاد کنار قبر و با یه نفس عمیق گفت خدا رحمتش کنه حقیقتا عاشق ایران بود...
✍ملیحه سادات مهدوی
از سلسله یادداشتهای شبهایی که به وطنِ زخمیام میاندیشم و به جانی که باید فدایش کنم...
@sharaboabrisham
.