eitaa logo
شاید برای شما هم اتفاق بیفتد
37.1هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.5هزار ویدیو
1 فایل
اتفاقات عبرت آموز زندگیتون رو بگین به اشتراک بزاریم👇🏻☺️ هر گونه کپی و ایده برداری از کانال وبنرها و ریپ ها حرام و پیگرد قانونی دارد .... تبلیغات 👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1587085673C0abe731c1e مدیر @setareh_ostadi
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام اسم من پریاست۲۷سالمه فرزندآخرخانواده هستم.. رامین انقدرگفت تامن مجبور شدم کوتاه بیام وقرارشداخرهفته بیادخونم..جای سوال بودچراا انقدراصرارداره بیادخونم درحالی که میگفت باتوهیچ کاری ندارم بس نیتش ازامدن توخونه ی من چی بود!؟..شبی که قراربودبیادخیلی استرس داشتم حتی چندبارخواستم بهش زنگ بزنم بگم شام بریم بیرون وخونم نیاداماهمین که شماره اش رومیگرفتم پشیمون میشدم به ناچاربلندشدم یه کم خونه رونظافت کردم دوش گرفتم یه لباس پوشیده تنم کردم منتظررامین موندم نزدیک ساعت۸شب بودکه رامین به گوشیم زنگ زدگفت پریامن پشت درهستم در رو بازکن سریع ایفون روزدم رامین با دوتاجعبه پیتزاواردخونه شد.رامین خیلی رفتارش محترمانه و سنگین بودو همراه خودش لپ تاپش رواورده بودسریال ممنوعه روباهم دیدیم رامین اون شب گفت من تو سالن می خوابم توام تو اتاقت بخواب .ولی متوجه میشدم تاصبح چندباربیدارمیشدبه ماشینش سرمی زد.میگفت چون هرشب توپارکینگ بوده امشب که توکوچه است نگرانم بهش حق میدادم.. ادامه در پارت بعدی 👇 ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
«بیا یک دلِ سیر زندگی کنیم..» بیا سخت نگیریم به دنیا، به خودمان، به آدم‌ها... بیا هر صبح که بیدار شدیم؛ بدون پیش‌بینیِ اتفاقات روزمره، حالمان خوب باشد و از تجربه‌های تازه نترسیم. ما آمده‌ایم بچشیم، مزه مزه کنیم و فرق میان خوب و بد را بفهمیم. چطور آسایش زیر دندانمان مزه کند وقتی سختی ندیده‌ایم.. و چطور شادمانی و فراغت به وجودمان بچسبد وقتی طعم تلخی و غصه را نچشیده‌ایم؟ ما آمده‌ایم که تجربه کنیم و یاد بگیریم در هرحال و شرایطی، فرکانس وجودی‌مان، مثبت بماند. در این عرصه‌ی غیرقابل پیش‌بینی، مهم‌ترین مسئله این است که یک دلِ سیر زندگی کنیم،خوشی‌ها را در آغوش بکشیم، ناخوشی‌ها را کنار بزنیم.. و قدردانِ چیزها و آدم‌های خوبی باشیم که داریم!☕️🍃 ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
اگر دروغ رنگ داشت هر روز شاید ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت عاشقان سکوت شب را ویران می کردند اگر به راستی خواستن توانستن بود محال نبود وصال و عاشقان که همیشه خواهانند همیشه می توانستند تنها نباشند اگر گناه وزن داشت هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد تو از کوله بار سنگین خویش ناله می کردی و من شاید کمر شکسته ترین بودم.. ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
✍ نشستی با کی حرف میزنی؟ فکرت پُر از حرف شده، پُر از بگو مگو، پُر از .... کاش اون حرفُ میگفتم! کاش جوابشُ اینجوری میدادم! 💔 و.... به همین سادگی، تمامِ ظرفِ روحت، پُر میشه از حرفایِ اَلَکـــی.... و این حرفای الکی، راهِ الهاماتِ آسمونی رو بروی می بنده. ✨نماز می خونی... تمرکز نداری! قرآن میخونی، لذّت نمی بری! خلوتات با خدا، پُر میشه از تصورِ آدمای دیگه! حالا یه سؤال؛ ظرف روحِ تو، واقعاً اونقدر کم ارزشه، که با حرفای الکی، پُرِش کنی؟ آدما رو وِل کُــن... مراقبِ دلِ خودت باش😊. ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
سلام اسم من پریاست۲۷سالمه فرزندآخرخانواده هستم... یک هفته ازاون شب گذشت که دوباره رامین گفت میخوام بیام پیشت،تاخواستم بهانه جورکنم گفت پریامن یکبارامتحانم روخوب پس دادم..سربلند بیرون امدم ،، فقط میخوام فیلم ببینیم گفتم باشه بیا،،رامین اون شبم مثل دفعه ی قبل برام فیلم گذاشت گفت توفیلمت روببین کاری به هیچی نداشته باش من همه ی کارهارومیکنم وکل پذیرایی اون شب هم بدعهده ی رامین بود..چندباری تاصبح بیدارشدم میدیدم رامین هنوز بیدار هر دفعه ام یه بهانه ای میاوردمیگفت من هستم توباخیال راحت بخواب منم چون بهش اعتمادکامل داشتم گرفتم خوابیدم وازاینکه انقدرموردتوجه رامین بودم احساس ارامش خوشبختی میکردم..رامین همه جاکنارم بودمیگفت طاقت دوریت روندارم..رفت امدرامین به خونه ام بیشترشده بودگاهی حتی چندشبانه روزمیومدپیشم میموندحتی زمانی که من سرکاربودم خونه ی من میموندتامن برگردم..چندوقتی به همین روال گذشت رامین به همه ی دوستاش گفته بودمن وپریانامزدهستیم به زودی میخوایم ازدواج کنیم.. ادامه در پارت بعدی 👇 ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
زندگی پيکار نيست، بازی است. زيرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کردچه خوب، چه بد. قوه تخيل در بازی زندگی نقشی عمده دارد. برای پيروزی در بازی زندگی بايد قوه تخيل را آموزش دهيم که تنها نيکی را در ذهن تصوير کند. زيرا آنچه آدمی عميقاً در خيال خود احساس کند يا در تخليش به روشنی مجسم نمايد بر ذهن نيمه‌ هشيار، ضمير ناخودآگاه، اثر مي گذارد و موبه‌مو در صحنه زندگی‌اش ظاهر ميشود. تخيل را قيچی ذهن خوانده‌اند. اين قيچی شبانه روز در حال بريدن تصاوير است. پس بپائيد تا همه صفحه‌های کهنه نامطلوب و آن صفحه‌های زندگی را که ميل نداريم نگه داريم، در ذهن نيمه‌هشيار بشکنيم و صفحه‌های زيبا و تازه بسازيم. ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
🌟🌙 شـــــــــب🌙🌟 ⭕️✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی شخصی تعریف می کرد: توی رستوران نشسته بودم که یک دفعه یه مرد که با تلفن صحبت می کرد فریاد کشید و خیلی خوشحالی کرد و بعد از تمام شدن تلفن، رو به گارسون گفت: همه کسانی که در رستورانند، مهمان من هستن به باقالی پلو و ماهیچه. بعد از 18 سال دارم بابا میشم. چند روز بعد تو صف سینما، همون مرد رو دیدم که دست بچۀ 3یا 4 ساله ای را گرفته بود که به او بابا می گفت. پیش مرد رفتم و علت کار اون روزشو پرسیدم. مرد با شرمندگی زیاد گفت: آن روز در میز بغل دست من، پیرمردی با همسرش نشسته بودند پیرزن با دیدن منوی غذاها گفت: ای کاش می شد امروز باقالی پلو با ماهیچه می خوردیم، شوهرش با شرمندگی ازش عذر خواهی کرد و خواست به خاطر پول کمشان، فقط سوپ بخورند، من هم با آن تلفن ساختگی خواستم که همه مهمان من باشند تا اون پیرمرد بتونه بدون شرمندگی، غذای دلخواه همسرش را فراهم کنه. انسانها را در زیستن بشناس نه در گفتن؛ در گفتار همه آراسته اند. ✍🏻📚 هر شب یک داستان جذاب و خواندنی📚✍🏻 ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌱 هر روز خود را با بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ آغاز کنید🌱 🗓 امروز جمعه↯ ☀️ ۱۵تیر ۱۴۰۳ 🌙 ۲۸ذی الحجه ۱۴۴۵ 🌲 ۵ جولای ۲۰۲۴ 📿 ذکر روز : اللهم صل علی محمد وال محمد ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
🌺گلدان‌های لبخند را 🌼درحیاط چهره بگذارید 🌺چشم های عاشقتان را آب بزنید 🌼پلک های خسته را جارو کنید 🌺نان تازه ای ازسرکوچه نشاط بگیرید 🌼هرصبح، بنشینید عشق بخورید 🌺و عشق بنوشید و به خداوند 🌼و همه سلام بگوئید و سلام بشنوید 🌺سلام دوستان صبحتون بخیر ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
12.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیال بباف، نفس بکش، کتاب بخوان، ذوق کن. به هر شکلی که می‌شود؛ زنده باش و دستان زمخت زندگی را محکم بگیر. کسی را پیدا کن که پایه‌ی دیوانگی‌هات باشد، با تو زیر باران خیس شود، با تو توی خیابان بلند بخندد، با تو موزیک گوش کند، برقصد، کتاب بخواند، فیلم ببیند. کسی را پیدا کن که سن و سال حالیش نباشد، که از قضاوت‌ها نهراسد، که ساده، ذوق کند، که سبز باشد، بکر باشد، دیوانه باشد. کسی را پیدا کن که با تو از طرح ناموزون ابرها، به دهکده‌های خیال برسد، که سرکش باشد و با تو بدون آسمان و بال، پرواز کند، که با تو چای بنوشد و شعر بخواند و دیوانگی کند. دنیا به قدر کافی، آدمِ بی‌ذوق دارد، دنبال کسی باش که ذوق داشته‌باشد و از تماشای ماه و شب و کهکشان، به وجد بیاید و حضور و حرف‌هاش، تو را جانی دوباره ببخشد و ترغیب کند به زیستن... ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
استقبال از اولین گام در هنر دگرگونی ، شناسایی دقیق و آشنایی با آن است، در آن جا خاطرات مرده ی گذشته را می کنیم یا برای آینده ، حتی یک لحظه  هم نمی کنیم تا نفسی تازه کنیم و دریابیم آیا رنج می کشیم یا نه. تا اینکه یک روز بدون آنکه متوجه بشویم از کجا و کی این رنج بوجود آمده، ما را در می گیرد. افکار ، احساسات و نگرانی ها تمام فضای درونمان را میکند و اجازه نمی دهد لحظه لحظه ی زندگی را کنیم . می گوید هیچ چیزی بدون غذا زنده نمی ماند این قضیه نه تنها در مورد موجودات زنده بلکه در مورد روحی و ذهنی ما هم می کند. برای بقا به مراقبت و تغذیه شدن است . رنج هم به دلیل اینکه خودمان آن را تغذیه میکنیم و به آن اجازه ی میدهیم زنده باقی می ماند. ما دائما در حال ذهنی افسوس ها و ناراحتیها هستیم. ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
سلام اسم من پریاست۲۷سالمه فرزندآخرخانواده هستم... منم واقعاتصورم همین بودکه نامزدرامین هستم به زودی باهاش ازدواج میکنم.چند باری خواستم به خانواده ام بگم امارامین نمیذاشت میگفت یه خونه ی نیمه کاره دارم بذارتمونش کنم که خیالم بابت سقف بالاسرمون راحت باشه بعدبه خانواده ات بگو..البته بگم رامین چندبارهم من روبردسریه ساختمان سه طبقه میگفت این ساختمان مال من وبه زودی قرارتوخانوم خونم بشی..خلاصه ۱۱ماه ازاشنایی مامیگذشت همه چی عالی بودمنم ازداشتن رامین خوشحال بودم امایه مدت که گذشت متوجه ی تغییررفتاررامین شدم چون همیشه بهم محبت میکرد توجه داشت یه کم که بهم بی محلی میکردسریع متوجه میشدم.وقتی بهش زنگ میزدم جواب تماسهام رویه خط درمیان میدادمیگفت سرم شلوغه نمیرسم درکم کن..خلاصه چندوقتی همینطوری گذشت رفتارهای سرد رامین ادامه داشت من خیلی عصبی شده بودم..گذشت تایه شب دیدم تو واتساپ انلاین اماهرچی بهش پیام میدادم جواب نمیداد..حتی زنگم زدم ولی جواب زنگم روهم نداد..خیلی ازدستش ناراحت شدم... ادامه در پارت بعدی 👇 ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈