فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌱 هر روز خود را با بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ آغاز کنید🌱
🗓 امروز جمعه↯
☀️ ۱۵تیر ۱۴۰۳
🌙 ۲۸ذی الحجه ۱۴۴۵
🌲 ۵ جولای ۲۰۲۴
📿 ذکر روز :
اللهم صل علی محمد وال محمد
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
🌺گلدانهای لبخند را
🌼درحیاط چهره بگذارید
🌺چشم های عاشقتان را آب بزنید
🌼پلک های خسته را جارو کنید
🌺نان تازه ای ازسرکوچه نشاط بگیرید
🌼هرصبح، بنشینید عشق بخورید
🌺و عشق بنوشید و به خداوند
🌼و همه سلام بگوئید و سلام بشنوید
🌺سلام دوستان صبحتون بخیر
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
12.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیال بباف، نفس بکش، کتاب بخوان، ذوق کن.
به هر شکلی که میشود؛ زنده باش و دستان زمخت زندگی را محکم بگیر.
کسی را پیدا کن که پایهی دیوانگیهات باشد، با تو زیر باران خیس شود، با تو توی خیابان بلند بخندد، با تو موزیک گوش کند، برقصد، کتاب بخواند، فیلم ببیند. کسی را پیدا کن که سن و سال حالیش نباشد، که از قضاوتها نهراسد، که ساده، ذوق کند، که سبز باشد، بکر باشد، دیوانه باشد.
کسی را پیدا کن که با تو از طرح ناموزون ابرها، به دهکدههای خیال برسد، که سرکش باشد و با تو بدون آسمان و بال، پرواز کند، که با تو چای بنوشد و شعر بخواند و دیوانگی کند.
دنیا به قدر کافی، آدمِ بیذوق دارد، دنبال کسی باش که ذوق داشتهباشد و از تماشای ماه و شب و کهکشان، به وجد بیاید و حضور و حرفهاش، تو را جانی دوباره ببخشد و ترغیب کند به زیستن...
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
استقبال از #رنجها
اولین گام در هنر دگرگونی #رنج، شناسایی دقیق و آشنایی با آن است،
در آن جا خاطرات مرده ی گذشته را #مرور می کنیم یا برای آینده #نگرانیم، حتی یک لحظه هم #درنگ نمی کنیم تا نفسی تازه کنیم و دریابیم آیا رنج می کشیم یا نه.
تا اینکه یک روز بدون آنکه متوجه بشویم از کجا و کی این رنج بوجود آمده، ما را در #بر می گیرد.
افکار ، احساسات و نگرانی ها تمام فضای درونمان را #اشغال میکند و اجازه نمی دهد لحظه لحظه ی زندگی را #احساس کنیم .
#بودا می گوید هیچ چیزی بدون غذا زنده نمی ماند این قضیه نه تنها در مورد موجودات زنده بلکه در مورد #وضعیت روحی و ذهنی ما هم #صدق می کند.
#عشق برای بقا به مراقبت و تغذیه شدن #نیازمند است .
رنج هم به دلیل اینکه خودمان آن را تغذیه میکنیم و به آن اجازه ی #رشد میدهیم زنده باقی می ماند.
ما دائما در حال #نشخوار ذهنی افسوس ها و ناراحتیها هستیم.
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#سرگذشت_پریا
#آرامش_از_دست_رفته
#پارت_شصت_سه
سلام اسم من پریاست۲۷سالمه
فرزندآخرخانواده هستم...
منم واقعاتصورم همین بودکه نامزدرامین هستم به زودی باهاش ازدواج میکنم.چند باری خواستم به خانواده ام بگم امارامین نمیذاشت میگفت یه خونه ی نیمه کاره دارم بذارتمونش کنم که خیالم بابت سقف بالاسرمون راحت باشه بعدبه خانواده ات بگو..البته بگم رامین چندبارهم من روبردسریه ساختمان سه طبقه میگفت این ساختمان مال من وبه زودی قرارتوخانوم خونم بشی..خلاصه ۱۱ماه ازاشنایی مامیگذشت همه چی عالی بودمنم ازداشتن رامین خوشحال بودم
امایه مدت که گذشت متوجه ی تغییررفتاررامین شدم چون همیشه بهم محبت میکرد توجه داشت یه کم که بهم بی محلی میکردسریع متوجه میشدم.وقتی بهش زنگ میزدم جواب تماسهام رویه خط درمیان میدادمیگفت سرم شلوغه نمیرسم درکم کن..خلاصه چندوقتی همینطوری گذشت رفتارهای سرد رامین ادامه داشت من خیلی عصبی شده بودم..گذشت تایه شب دیدم تو واتساپ انلاین اماهرچی بهش پیام میدادم جواب نمیداد..حتی زنگم زدم ولی جواب زنگم روهم نداد..خیلی ازدستش ناراحت شدم...
ادامه در پارت بعدی 👇
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
🏵مفهوم خوشبختی
🎗آیا می دانید، چرا خوشبخت بودن مشکل است؟ چون از رها کردن چیزهایی که باعث غمگینی ما می شود، سر باز می زنیم.
🎗چون کلید خوشبختی خودمان را، در جیب دیگران قرار داده ایم و باور نداریم که خوشبختی مان در دستان خودمان است.
🎗کلید خوشبختی، درک این واقعیت است که آنچه برای شما رخ می دهد مهم نیست، بلکه چگونگی پاسخ شما مهم است.
🎗خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد.
بلکه کسی است که با مشکلاتش، مشکلی ندارد.
🎗بیشتر وقت ها ما به دنبال آن هستیم که دیگران خوشبخت مان کنند و بیشتر اوقات آنها نمی توانند خوشبختی را که ما به دنبالش هستیم برایمان ایجادکنند. چرا؟
🎗چون فقط یک نفر مسئول شادی و سعادت ماست و آن یک نفر خودمان هستیم. پس والدین، همسر یا فرزند نمی توانند خوشبختی ما را رقم بزنند.
🎗آنها فقط این شانس را دارند که در سعادت ما سهیم شوند. خوشبختی فقط در درون ماست.
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
🍃🌺🍂
🍂🌿
🌾
ذهن به دو چیز پاسخ میدهد به حرف هایی که با خودتان می زنید وبه تصاویری که به آن میدهد
بیایید نگاه کنید امروز چه گفتگو هایی با خودتان داشتید چه تصاویری به ذهنتان دادید از صبح که از خواب بلند شدید ؛
دوباره باید سر کار بروم اصلا حوصله آن جا را ندارم ،این بچه واقعاً تنبله واقعا باید باهاش چیکار کنم ،نه واقعا اینا گرون هستند من نمیتونم بخرمشون ،اوه این مرد واقعا رو مخه چه خوبه که داره میره سرکار یه نفسی میتونم بکشم ،دوبار قبض ،قبض دیگه دارم کلافه میشم ،کاش زندگیم یه جوره دیگه بود ...
به دنبال این گفتگوهای ذهنی تصاویری هم خواهد آمد تصویر یک رئیس سخت گیر، یک بچه نا اهل ،یک شوهر یا زن غیر قابل تحمل و...
حالا ذهن به کدام سمت میرود شما به او دستوراتی دادید واو وظیفه دارد که اینها رو برای شما دوباره ودوباره انجام دهد .
چاره این است که گفتگوی ذهنی خود را عوض کنید و دستورات جدید بدید این را برای تمام عمر باید انجام دهید چون ذهن همیشه آن جاست..
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#سرگذشت_پریا
#آرامش_از_دست_رفته
#پارت_شصت_چهار
سلام اسم من پریاست۲۷سالمه
فرزندآخرخانواده هستم...
خیلی ازدستش ناراحت شدم هرچی فکرمیکردم ببینم ایرادکارم کجاست که رامین داره اینجوری باهام رفتارمیکنه به نتیجه ای نمیرسیدم تصمیم گرفتم فرداصبح برم دیدنش،،سرم روگذاشتم روبالشت ولی مگه خوابم میبردساعت برام نمیگذشت منم کلافه عصبی بودم تا 1شب بیشترنتونستم تحمل کنم مخصوصاوقتی میدیدم انلاین جواب نمیده اژانس گرفتم رفتم جلوی خونشون اماروم نمیشدزنگبزنم میگفتم جواب پدرومادرش روچی بدم..نگاه کردم دیدم ماشینش جلوی درپارک مطمئن شدم خونست یه سنگ کوچیک برداشتم زدم به پنجره ی خونشون،همون موقع یه اقای امدجلوی پنجره یه نگاهی به بیرون کردرفت تو..نشناختمش گفتم لابدمهمومدارن دوباره یه سنگ دیگه پرتاب کردم ایندفعه ام همون اقای مُسن بایه خانم امدپشت پنجره زیرلب یه چیزهای به هم گفتن رفتن تو..مونده بودم چه جوری رامین روبکشونم پایین ازش بپرسم چراانلاینی جواب رونمیدی که یدفعه یه فکردی به ذهنم رسید رفتم سمت ماشینش یه لگدمحکم به ماشینش زدم طوری که صدای دزدگیرش درامد..
ادامه در پارت بعدی 👇
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
🔅#پندانه
️ کار اگه برای خدا باشه آدم هیچوقت ضرر نمیکنه
🔹صاحبخونه جوابم کرده بود. خیلی دنبال خونه گشتیم تا خونهای پیدا کردیم ولی دیوارهاش خیلی کثیف بود.
🔸هزینه نقاش نداشتم. تصمیم گرفتم خودم رنگش کنم. باجناق عارفمسلکم هم قبول کرد که کمکم کنه.
🔹چند روز بعد از تمومشدن نقاشی، صاحبخونه گفت مشکلی براش پیش اومده خواهش کرد قرارداد رو فسخ کنیم!
🔸چارهای نبود فسخ کردیم! دست از پا درازتر برگشتیم.
🔹از همه شاکی بودم! از خودم، از صاحبخونه، از خدا و...
🔸اما باجناق با یه آرامشی گفت:
خوب شد بهخاطر خدا نقاشی کردم.
🔹و دیگه هیچی نگفت! راز آرامش باجناق همین بود؛ فهمیدم چرا ناراحت نیست، چرا شاکی نیست و چرا احساس ضرر نمیکنه.
🔸چون برای خدا کار کرده بود و از خلق خدا انتظاری نداشت.
🔹کار اگه برای خدا باشه آدم هیچوقت ضرر نمیکنه؛ چه به نتیجه برسه، چه به نتیجه نرسه؛ چون نمیدونه کاری که برای خدا انجام بشه هیچوقت گم نمیشه.
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
مشکلات خلقی والدین باعث لجبازی و خودمحوری فرزندان می شود .
مادر افسرده ای که حوصله روبرو شدن با خودمحوری ها یا شیطنت کودک را ندارد ، او را طرد می کند . این واکنش مادر یا بچه را به لاک افسردگی فرو می برد یا باعث تشدید لجبازی ها و طولانی شدن دوره خودمحوری اش می شود.
مادری که مبتلا به وسواس است ، زمانی که فرزندش از خط قرمزها عبور می کند ، واکنش شدیدی به او نشان می دهد . این واکنش مادر باعث می شود فرزندی وسواسی یا کودکی که به لجبازی کردن عادت می کند را پرورش دهد .
در واقع می توان گفت مادرانی که به اختلالات خلقی درمان نشده مبتلا هستند، فرزندشان را هم به آن اختلال دچار می کنند یا باعث تشدید خودمحوری و لجبازی آن ها می شوند..
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#هر_دو_بدانیم💕🌱
🍃 احترام متقابل به ارزشها و فرهنگِ خانوادهها و تمام عقاید و رفتارهای طرف مقابل، شرط دیگری برای دوام زندگی مشترک است.
👈 هیچ یک از زوجین نباید سعی کنند که طرف مقابل خود را مطابق خواسته و عقایدشان تغییر دهند و درصورتی که این اتفاق نیفتد جلوی دیگران نسبت یکدیگر انتقاد و اعتراض کنند.
👈 همه افراد باید بدانند که قرار نیست دو نفر شبیه یکدیگر فکر، عمل و زندگی کنند و متنوع و متفاوت بودن از بقیه حق آنهاست.
👈 بنابراین؛ زوجین باید به خواسته و داشتههای یکدیگر احترام گذارند تا دوام زندگیشان تضمین شود
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#سرگذشت_پریا
#آرامش_از_دست_رفته
#پارت_شصت_پنج
سلام اسم من پریاست۲۷سالمه
فرزندآخرخانواده هستم...
چنددقیقه ای طول کشیدرامین امدپشت پنجره اتاق دزدگیرماشین رو زد رفت..باز رفتم یه لگددیگه به ماشینش زدم و صداش درامد..اون اقای مُسن با رامین امدن پشت پنجره بعد از چند ثانیه امدن پایین دور بر ماشین رونگاه کردن..رامین به اون اقای مسن گفت پدرجان چیزی نیست ...شما برو بالا نگران نباش..از شنیدن اسم پدر جا خوردم اخه پدر رامین رومن دیده بوداین شکلی نبود..اگر این پدرش بود پس اونی که من دیده بودم کی بود..اون اقا مسن رفت بالا،،گفتم اخ جون تنها شد برم ازش سوال کنم که یدفعه ازتوجیبش یه بیسیم دراورد..رفت توحیاط یه چیزی گفت دوباره برگشت هنگ بودم تمام بدنم یخ زده بودذهنم درگیراون بیسیم بوددست رامین چکارمیکرد..اینجوربیسیمهامخصوص پلیسهابودولی تاجای که من میدونستم رامین پلیس نبودچنددقیقه ای طول کشیدیه ماشین پلیس امددونفرتوماشین بودن گوشهام روتیزکردم ببینم چی بهشون میگه رامین بعدازسلام احوالپرسی گفت توکوچه یه گشتی بزنیدچندبارسنگ به شیشه خونه خورده اژیرماشین هم صداش درامد...
ادامه در پارت بعدی 👇
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد