همهی ما
فقط دو نوع شب در زندگیمان داریم؛
شبی که میخواهیم زودتر صبح شود،
و شبی که هیچگاه دوست نداریم به صبح برسد.
و مرز بین اینها
تنها یک "او" ست
که بستگی دارد مانده باشد،
یا رفته باشد...!
بهش شبیه به یک فیلم ادیت شده نگاه میکنم که صوت داره پخش میشه و تصاویرش رو خودم توی مغزم باید ادیت بزنم ؛
اون موقع تموم خاطراتی که با اون فرد داشتم رو دونه به دونه شبیه یک عکس با سرعت و هماهنگ با موسیقی از مغزم میگذرونم...