eitaa logo
اشعار ناب آیینی
32.4هزار دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
1.3هزار ویدیو
112 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ـ مدیریت: @Alihidari . . ☫ ﷽ ☫ 🔸مجموعه بزرگ تبلیغات برتر👇🏽 https://eitaa.com/joinchat/4076535811Cc50237fe56 . ⭐️مجموعه تبلیغاتی ناب 👇🏽 https://eitaa.com/joinchat/2155085856Cb60502bb59
مشاهده در ایتا
دانلود
کم کم مسافران سحر را خبر کنید باذکر یا حسین به مشهد سفر کنید خودرا میان صحن رضا دربه در کنید شب تا اذان صبح به گنبد نظر کنید داریم اهل رحمت مخصوصه میشویم  آماده زیارت مخصوصه میشویم * باید تمام همت خورا به کار بست حالا که بار عام شده کوله بار بست یا جبر عشق در بروی اختیار بست دل را به حلقه های ضریح نگار بست در طوس برگزار شده اعتکاف ما صد حج واجب است ثواب طواف ما * شکرخدا که از فقراییم تا ابد از حاجیان کوی رضاییم تا ابد پیش رضا کنار خداییم تاابد ماراهیان کرببلاییم تا ابد در صحن کهنه بود که تایید ما رسید آقا نگاه کردو روادید ما رسید * ای کربلا نرفته حرم را بهانه کن دل را بیا به جاده مشهد روانه کن یک گوشه ای ز صحن رضا آشیانه کن پیش کریم نوکری عاشقانه کن آنجا برات کرببلا زود میرسد هی خون دل نخور بخدا زود میرسد * آقا خودش غریب و به فکر غریب هاست مرثیه خوان روضه یابن شبیب هاست هرشب دلش شکسته شیب الخضیب هاست آزرده از مزاحمت نانجیب هاست یک عمه بود و لشگر اوباش بی حیا عالم فدای شیرزن دشت کربلا 🔹🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
قسم به دیده‌ی یعقوب و بوی پیرهنی قسم به شوق اویس و به جذبه‌ای یمنی قسم به برقِ دو چشمی حسینی و حسنی "قسم به وعده‌ی شیرینِ مَن یَمُت یَرَنی که ایستاده بمیرم به احترام علی علی امام من است و منم غلام علی" فقط علیست که باید خود انتخاب کند مرا بنا کند او یا مرا خراب کند "به ذره گر نظر لطف بوتراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند" علیست نعره‌ی طوفانی‌ام خدا را شُکر رسید امامِ خراسانی‌ام خدا را شُکر مرا کشاند قراری هزار شُکر آقا مرا رساند قطاری هزار شُکر آقا رسیده‌ام پِیِ کاری هزار شُکر آقا دوباره این حرم آری هزار شُکر آقا رسیده‌ام بتکانی مرا زِ غیرِ رضا رسیده‌ام که شوم عاقبت به خیرِ رضا در این شلوغیِ زائر یک آشنا کافیست در این هجومِ ملائک همین دعا کافیست برای این همه غم یک رضا رضا کافیست برای اذن دخولم سلامِ ما کافیست که السلامُ علی : یابنَ فاطمه آقا که یا امام رضا یابن فاطمه آقا میانِ آینه‌کاری و شمسه کاری‌ها میان این همه خادم میان زاری‌ها کنارِ زمزمه‌ها در جوارِ قاری‌ها رسیده‌ام پس از این ثانیه شماری‌ها میان اینهمه گیرم که آخری باشم چه می شود که برایِ تو"حِمیَری "باشم اگر نبود درِ این حرم پناه نبود برای شانه‌ی ما هیچ تکیه‌گاه نبود اگر نبود علی کعبه قبله‌گاه نبود اگر نبود رضا دل که روبراه نبود هزار شُکر که مشهد هوای ما را داشت اگر نبود رضا این گدا کجا را داشت رسیده‌ام برسانی مرا به میقاتت مرا بِبَر ملکوتت بِبَر ملاقاتت بِبَر کنار خدا تا ظهورِ آیاتت مرا شراب کن از مستیِ مناجاتت "پَرَستشی که مدام است مِی پرستیِ ماست شبی که صبح ندارد سیاه مستی ماست"* شبی که اهلِ حرم شد دلم در آن شبِ سرد شبی که از روی ویلچر بلند شد آن مرد شبی که از سرطانش خلاص شد بی درد شبی که دخترکی لال تا زبان وا کرد به گریه گفت پدر نامِ مادرش بُردی؟ چرا شکایتِ آقا به خواهرش بردی؟** شبی که باز برای گدایی آمده بود دوباره پیش تو آن روستایی آمده بود شبی که بعد دو ماه از جدایی آمده بود که رفت مشهدی و کربلایی آمده بود رسید و گفت که سر زیر دِین آوردم سلامی از حرمین حسین آوردم اگر زِ گرمیِ ما دشتِ سیستان گرم است اگر خلیج و خزر یا که سیرجان گرم است که پشت خاکم از این خاکِ آستان گرم است هزار شُکر تو هستی که پشتمان گرم است چه غم که سید ما سیدی خراسانیست و این فلات پُر از قاسمِ سلیمانیست بگو به بانگِ مگس این عقابِ الوند است که این دیار پر از قله‌ی دماوند است رضاست آنکه بر این خاک سایه افکنده‌است بگو به آلِ سعود و یهود بازنده‌ است بگو به دشمنِ ایران مکن خیالِ دگر قرار ما همه تا بیست و سه سالِ دگر 🔹🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بیشتر از درد در این خانه درمان ریخته بیشتر از سر در این کاشانه سامان ریخته پرچمی که دامنش را می تکاند هر نسیم دائما از آستینش لطف سلطان ریخته بسکه از صحن حریمش می تراود اشک شوق در تمام فصل ها گویی که باران ریخته کی شود نومید کس وقتی برای کفتران صاحب این خانه با دست خودش دان ریخته صبح دم خورشید می کوبید با انگشت نور پنجره فولاد را با اشک سوزان ریخته دست هر گلدسته با نقاره مشغول دعاست مستجاب الدعوه از هر سوی ایوان ریخته خادمان، دریای زائر را به پر، وا می کنند هر طرف در صحن صد موسی ابن عمران ریخته کوهها هشت اند از این روست در دامان‌شان اینقدر خون از دل آهوی حیران ریخته از حدیث سلسله اینگونه بر آید که یار باده این عشق را در جام ایمان ریخته من یقین دارم بهای عاشقی جان دادن است بسکه پای این علم خون شهیدان ریخته 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
گفتند صحبتی شده در راستای اشک که خوب نیست این همه روضه برای اشک گفتند خوب نیست مسیری جدا رَوند مردم سراغ گریه و اشک عزا رَوند آخر کجا رواست چنین ادعا کنند؟ بی حرمتی به روضه و اشک عزا کنند؟ در کشوری که عزت آن اشک و روضه است با اشک و روضه هیبت طاغوت را شکست در کشوری که شهر به شهرش شهید داد اینگونه میشود به شهیدان نوید داد؟ دست از خرافه گویی و ذلت نمی کِشند از مادر شهید خجالت نمی کِشند ای آنکه گفته ای همه افسرده ایم ما! از اشک روضه خسته و دلمرده ایم ما! بعد از قضاوتی که نمودی بگوش باش! بشنو جواب گریه کنان را خموش باش! ما گریه میکنیم ولی شاد میشویم از این زمانه و غمش آزاد میشویم این اشک، آب سرد روی آتش دل است بی چاره آن کسی که از این اشک غافل است یک روز اگر بیایی و همراه ما شوی در روضه اشک ریزی و اهل بکا شوی دیگر سخن ز شادی بیهوده کیْ کنی با شادیِ گناه، دل آلوده کیْ کنی افسرده آن کسی است که دور است از حسین دلمرده آن کسی است که دور است از حسین مردم از اشک روضه شهامت گرفته اند گریه کنان مدال شهادت گرفته اند این اشک گوهری است که ارزان رسیده است از التفات شاه خراسان رسیده است گریه برای خون خدا فرق می کند آری حساب اشک عزا فرق می کند 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
از جفاى همسر بى مهر فرياد اى پدر! كز دل و جانم برآورده است فرياد اى پدر! در جوانى گوهر عمر مرا از من گرفت تا كه مأمون دختر خود را به من داد اى پدر! آن چه با من كرد ام الفضل دون كى مى كند همسرى با همسرش اين گونه بى داد اى پدر؟! يك طرف زهر جفا و يك طرف سوز عطش غنچه ى نشكفته ات را داد بر باد اى پدر! بيشتر از زهر كين از تشنه كامى سوختم سوختم چون صيدى اندر دام صياد اى پدر! بس كه فرياد از عطش كردم كه تاثيرى نداشت شد درون سينه ام خاموش فرياد اى پدر! آخر آمد بر سرِ من محنتى كه بارها چهره ام بوسيدى و كردى از آن ياد اى پدر! روز مرگم شد بيا بر غربت من گريه كن چون كه گفتى ذكر خوابم شام ميلاد اى پدر! در خراسان من به ديدارت شتابان آمدم نك بيا از بهر ديدارم به بغداد اى پدر! گر نمى آيى مرا بر سر من آيم در برت مرغ روحم چون شود از بند آزادى اى پدر! در جوار تو «مؤيد» از پى عرض سلام قاصد دل را به كوى من فرستاد اى پدر 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
پیکرت از تیر و از سرنیزه مالامال نیست خنجری دیگر برایت در پر یک شال نیست گرچه روی پشت بام و زیر خورشیدی، ولی جسم تو دیگر خدارا شکر در گودال نیست حیف ام الفضل داری، بی ابالفضلی،ولی؛ موقع تشییع دیگر خواهرت بدحال نیست بر تنت آرامش بال کبوترهاست و زیر نعل هیچ اسبی پیکرت پامال نیست زیر نعل هیچ اسبی نیستی، بااین حساب؛ موقع تقطیع جسمت لشکری خوشحال نیست سٙم به تو داده ولیکن بی خیال جسم توست روی سینه قاتل تو این قٙدٙر فعال نیست خانه ات اما خداراشکر در آرامش است پیش نامردان به پای دخترت خلخال نیست زینبی دیگر نداری و نمی بیند دگر هی سرت در تشت و بر نیزه زبانم لال نیست وزن نعل اسب از بال کبوتر بیش بود ذوالجناحت هم کنار خیمه خونین بال نیست 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
عمری گدای صاحب این خانه ماندیم خود را درون مجلس روضه رساندیم پا را میان این مجالس باز کردیم دل را به پای روضه و منبر نشاندیم گاهی بلند از پردۀ دل گریه کردیم گاهی به زیر لب زیارت‌نامه خواندیم مشمول الطاف زیاد اهل بیتیم گریه‌کن داغ جواد اهل بیتیم * شاه وفا بود و شریکش بی وفا بود تنهای تنها حضرت ابن الرضا بود در خانه غربت داشت، باید گفت از این حیث خیلی شبیه به امام مجتبی بود وقتی کنیزان هلهله کردند بی شک در شام یاد شامیان و عمه‌ها بود هنگام جان دادن اسیرش کرده این غم گر چه جوان بوده است پیرش کرده این غم * سخت است وقتی خسته و بی جان که باشی مظلوم بین جمعی از خویشان که باشی مسموم باشی و تنت در تب بسوزد دردش دو چندان می‌‌شود عطشان که باشی حالا تجسم کن چه حالی داری آنجا با یاد میخ و سینه‌ای گریان که باشی مادر میان شعله‌ها می‌سوخت می‌سوخت با روضه‌اش ابن الرضا می‌سوخت می‌سوخت * هم گریه حیدر کرده هم زهرا برایت هم ابتدای کودکی، بابا برایت هم شیعه‌ات آنقدر بر تو گریه کرده قطره به قطره تا شده دریا برایت هم که خدا دیده تدارک زیر خورشید یک سایه با بال کبوترها برایت اما تن جدّ غریبت زیر خورشید این داغ را باید که از زینب بپرسید * پشت در بسته، عطش بال و پرت سوخت هم که دلت، هم که تمام پیکرت سوخت چشمان تو سمت خراسان بود انگار دل‌ها برای آن نگاه آخرت سوخت تب داشتی، فکر مدینه بودی آخر عالم به ذکر وای مادر مادرت سوخت زهرا به بالین تو آمد با قد خم بر جسم و جان خسته‌ات گردید مرهم * این چشم‌ها بی اشک‌ها لطفی ندارد بی گریه بر آل عبا لطفی ندارد دنیا خدا داند برای لحظه‌ای هم بی اهل بیت مصطفی لطفی ندارد پای تمام روضه‌ها بودیم، اما بی روضۀ کرببلا لطفی ندارد امشب که غمگین جواد ابن الرضاییم یک بار دیگر روضه‌خوان کربلاییم * ای وای از آن وقتی علمدارت نباشد ای وای اگر غم دست بردارت نباشد سخت است بین عد‌ه‌ای بیگانه باشی اما به همراهت کس و کارت نباشد وقتی که سرها روی نی‌ها شد نمایان ای کاش روی نی سر یارت نباشد ختم کلام منبر روضه حسین است یعنی نمک در آخر روضه، حسین است 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
آتش گرفته خانه ی دل ، آه مادر می سوزم از زهر هلاهل ، آه مادر عمر مرا چون تو به برگ گل نوشتند با دست خونین مقاتل ، آه مادر دلهای سنگ دشمنان هم سوخت بر من من دشمنی دارم به منزل ، آه مادر بازا که سر بگذارد این دریای غربت با گریه بر دامان ساحل ، آه مادر لب تشنه هستم ، قتلگاهم کربلا شد قاتل نشسته در مقابل ، آه مادر مشکل ندارد، تشنه مردن ، لیک عطشان در زیر خنجر هست مشکل آه مادر مادر رضایت را خبر کن تا ببیند آتش فتاد او را به حاصل آه مادر 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
مولای جود ، حضرت ابن الرضا سلام ای آشنای هر دل درد آشنا سلام باب المراد من در دولتسرای تو بسته دلم دخیل به لطف و عطای تو هر قفل با کلید تو وا می شود جواد سنگ از اشاره ی تو طلا می شود جواد خیر کثیر ، مثل تو کوثر نیامده مولود از تو با برکت تر نیامده تو آمدی مسیر ولایت بقا گرفت افتاده بود از نفس و با تو پا گرفت چشم زمان به علم و کمال تو خیره شد در ذهن دهر ، گوشه ای از آن ذخیره شد تو امتداد نور ، جواد الائمه ای سرچشمه ی حضور ، جواد الائمه ای تا کاظمین تو دل من پر گرفته است بر غربت تو زمزمه از سر گرفته است با تو چه کرد همسر نامهربان تو آمد به لب ز بازی تقدیر ، جان تو در بسته بود حجره و تو دست و پا زدی می سوختی و مادر خود را صدا زدی کف می زدند بر غم بی انتهای تو نشنید گوش هیچ کسی ناله های تو فریاد می زدی جگرم سوخت آب آب لبخند می زدند و نیامد جواب آب ارث عطش ز خون خدا شد نصیب تو پایان گرفت قصه ی عمر عجیب تو 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
دل هر چه در حکایت دنیا به سر دوید  زیبا تر از عبارت ابن الرضا ندید شیرین تر از ملاحت عیسای موسوی نشنیده ام کسی که به عمرش به جان چشید در شام شوم غم ، متبرک ترین پسر در تنگنای طعنه مسیحا ترین امید  در روزگار تیره ترین فتنه های یاس بر قلبهای شیعه مبارک ترین نوید در دستشان مراتب عشاق در بهشت سرمستشان بهشت خدا ، تا نفس کشید در راهشان نشسته دلم بسته بال خاک تا با کمند گیسوی مشگل گشا رسید  باب الحوائجی که گرفتار جود اوست دست گره گشای علمدار قد رشید  شمس مقدسی که به وجه منیرشان این روسیاه عاصی‌ آلوده را خرید با ذکر یا حسین و غم کاظمین شان  در جان خسته غزلم کربلا دمید  حاجت روای سائل و مسکین و بی نوا باب المراد عارف و علامه و عَمید مظلوم شهر و خونجگر خصم خانگی مسموم زهر و در شرر طعنه ها شهید  فرموده او به شیعه که فرّوا الی الحسین جانم فدای جدش و هر کس به او رسید ....... ای نوحه خوان حضرت خون خدای عشق ای دیده آنچه را که ز قول پدر شنید  ای روشنای چشم و دل ثامن الحجج ای آفتاب هشتم جان را دم امید  ای در سکوت مبهم و دلمرده زمان زندانیان واهمه را جرات نَشید  ای در سیاهی شب تزویر و وسوسه دلخفتگان قافله را بامداد شید از هشت سالگی شده ای حجت خدا  هشتاد سالگان تهجّد تو را مرید  از خردسالی ات شده ای پیر روضه خوان با یاد مادری که جوان است و موسپید  با یاد مادری که قیامش قیامت است با آنکه در مصیبت در قامتش خمید  ای یادگار غربت بی یار مجتبی  تنها تر از غریب مدینه در آن بعید ای بغض روضه های غروب غریب طوس در ابرهای غربت بغداد غم پدید  آه از دمی که همدم نامرد بی خدا با زهر تلخ کینه امان از تو‌ می برید با گریه های کوفی و همراه هلهله  بر روی خاک نعش منیر تو می کشید آه ای حسن ترین قمر فاطمی نسب ای روضه الحسین تب ای تشنه لب شهید 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ای ز روی تو روی حق پیدا آفتاب قدیمی دنیا ای که دریاست پیش تو قطره ای نمی از کرامتت دریا ای مسلمان چشم تو آدم شده روی تو قبله ی حوّا ای به طفلی فقیه هر مرجع ای امام تمام عالم ها به گمانم که حضرت موسی نامتان را نوشته روی عصا یا که اصلاً مسیح وقت شفا می برد یا جواد نام تو را این همه جود و فضل و احسان را ارث بردی ز مادرت زهرا با گدایی تو بزرگ شدیم یا علی اکبر امامِ رضا روز اول که یادمان کردند ریزه خوار جوادمان کردند جود و بخشش برای تو هیچ است کلّ عالم ورای تو هیچ است باغ جنّت به آن همه عظمت پیش صحن و سرای تو هیچ است از روایات عشق فهمیدم جان عالم به پای تو هیچ است معجزات مسیح و کار شفا در حضور دعای تو هیچ است این بلندی خاک تا افلاک پیش گلدسته های تو هیچ است دین ما بندگی ما همه اش به خدا بی ولای تو هیچ است کعبه، زمزم، حرم، صفا، مروه همه پیش صفای تو هیچ است بیش از این مدح تو نمی دانم شعر من در ثنای تو هیچ است ای امام جوان اهل البیت قمر آسمان اهل البیت دل ما غرق در عنایت توست تشنه ی باده ی ولایت توست در همان کودکی امام شدی این خودش برترین لیاقت توست اینکه زهراست مادرت آقا بخدا بهترین سعادت توست روز محشر تمامی عالم دست بر دامن شفاعت توست از درت خلق دست پُر رفتند جود و بخشش همیشه عادت توست هرکه یک بار شد نمک گیرت تا ابد بنده ی کرامت توست کاش می شد که درحرم بودم در شبی که شب شهادت توست همسرت قاتلت شده آقا این خودش راز سخت غربت توست همسرت پیر و مو سفیدت کرد در جوانی تو را شهیدت کرد گوشه ی حجره بی صدا بودی به غم و غصّه مبتلا بودی جگرت سوخت، با لب تشنه چون جگرگوشه ی رضا بودی چقدر زود پرپرت کردند تو امام جوان ما بودی موقع دست و پا زدن قطعاً یاد گودال کربلا بودی یاد غمهای عمّه ات زینب یاد طفلان بی نوا بودی یاد طفلی که تا پدر را دید گفت بابای من کجا بودی؟ از میان تنور آمده ای یا که بر روی نیزه ها بودی؟ ای پدر جان ز نیزه افتادی؟ به نظر زیر دست و پا بودی دخترت را ببر که پیر شده رفتنم مدّتیست دیر شده 🔹🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7