#اشک
#مثنوی
گفتند صحبتی شده در راستای اشک
که خوب نیست این همه روضه برای اشک
گفتند خوب نیست مسیری جدا رَوند
مردم سراغ گریه و اشک عزا رَوند
آخر کجا رواست چنین ادعا کنند؟
بی حرمتی به روضه و اشک عزا کنند؟
در کشوری که عزت آن اشک و روضه است
با اشک و روضه هیبت طاغوت را شکست
در کشوری که شهر به شهرش شهید داد
اینگونه میشود به شهیدان نوید داد؟
دست از خرافه گویی و ذلت نمی کِشند
از مادر شهید خجالت نمی کِشند
ای آنکه گفته ای همه افسرده ایم ما!
از اشک روضه خسته و دلمرده ایم ما!
بعد از قضاوتی که نمودی بگوش باش!
بشنو جواب گریه کنان را خموش باش!
ما گریه میکنیم ولی شاد میشویم
از این زمانه و غمش آزاد میشویم
این اشک، آب سرد روی آتش دل است
بی چاره آن کسی که از این اشک غافل است
یک روز اگر بیایی و همراه ما شوی
در روضه اشک ریزی و اهل بکا شوی
دیگر سخن ز شادی بیهوده کیْ کنی
با شادیِ گناه، دل آلوده کیْ کنی
افسرده آن کسی است که دور است از حسین
دلمرده آن کسی است که دور است از حسین
مردم از اشک روضه شهامت گرفته اند
گریه کنان مدال شهادت گرفته اند
این اشک گوهری است که ارزان رسیده است
از التفات شاه خراسان رسیده است
گریه برای خون خدا فرق می کند
آری حساب اشک عزا فرق می کند
#سید_روح_الله_مؤید
#صلوت
🔹 #اشعار_ناب_آئینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_جواد_علیه_السلام
#مرثیه
#غزل
از جفاى همسر بى مهر فرياد اى پدر!
كز دل و جانم برآورده است فرياد اى پدر!
در جوانى گوهر عمر مرا از من گرفت
تا كه مأمون دختر خود را به من داد اى پدر!
آن چه با من كرد ام الفضل دون كى مى كند
همسرى با همسرش اين گونه بى داد اى پدر؟!
يك طرف زهر جفا و يك طرف سوز عطش
غنچه ى نشكفته ات را داد بر باد اى پدر!
بيشتر از زهر كين از تشنه كامى سوختم
سوختم چون صيدى اندر دام صياد اى پدر!
بس كه فرياد از عطش كردم كه تاثيرى نداشت
شد درون سينه ام خاموش فرياد اى پدر!
آخر آمد بر سرِ من محنتى كه بارها
چهره ام بوسيدى و كردى از آن ياد اى پدر!
روز مرگم شد بيا بر غربت من گريه كن
چون كه گفتى ذكر خوابم شام ميلاد اى پدر!
در خراسان من به ديدارت شتابان آمدم
نك بيا از بهر ديدارم به بغداد اى پدر!
گر نمى آيى مرا بر سر من آيم در برت
مرغ روحم چون شود از بند آزادى اى پدر!
در جوار تو «مؤيد» از پى عرض سلام
قاصد دل را به كوى من فرستاد اى پدر
#سید_رضا_موید
#صلوات
🔹 #اشعار_ناب_آئینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_جواد_علیه_السلام
#مرثیه
#غزل
پیکرت از تیر و از سرنیزه مالامال نیست
خنجری دیگر برایت در پر یک شال نیست
گرچه روی پشت بام و زیر خورشیدی، ولی
جسم تو دیگر خدارا شکر در گودال نیست
حیف ام الفضل داری، بی ابالفضلی،ولی؛
موقع تشییع دیگر خواهرت بدحال نیست
بر تنت آرامش بال کبوترهاست و
زیر نعل هیچ اسبی پیکرت پامال نیست
زیر نعل هیچ اسبی نیستی، بااین حساب؛
موقع تقطیع جسمت لشکری خوشحال نیست
سٙم به تو داده ولیکن بی خیال جسم توست
روی سینه قاتل تو این قٙدٙر فعال نیست
خانه ات اما خداراشکر در آرامش است
پیش نامردان به پای دخترت خلخال نیست
زینبی دیگر نداری و نمی بیند دگر
هی سرت در تشت و بر نیزه زبانم لال نیست
وزن نعل اسب از بال کبوتر بیش بود
ذوالجناحت هم کنار خیمه خونین بال نیست
#مهدی_رحیمی
#صلوات
🔹 #اشعار_ناب_آئینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_جواد_علیه_السلام
#مرثیه
#ترکیب_بند
عمری گدای صاحب این خانه ماندیم
خود را درون مجلس روضه رساندیم
پا را میان این مجالس باز کردیم
دل را به پای روضه و منبر نشاندیم
گاهی بلند از پردۀ دل گریه کردیم
گاهی به زیر لب زیارتنامه خواندیم
مشمول الطاف زیاد اهل بیتیم
گریهکن داغ جواد اهل بیتیم
*
شاه وفا بود و شریکش بی وفا بود
تنهای تنها حضرت ابن الرضا بود
در خانه غربت داشت، باید گفت از این حیث
خیلی شبیه به امام مجتبی بود
وقتی کنیزان هلهله کردند بی شک
در شام یاد شامیان و عمهها بود
هنگام جان دادن اسیرش کرده این غم
گر چه جوان بوده است پیرش کرده این غم
*
سخت است وقتی خسته و بی جان که باشی
مظلوم بین جمعی از خویشان که باشی
مسموم باشی و تنت در تب بسوزد
دردش دو چندان میشود عطشان که باشی
حالا تجسم کن چه حالی داری آنجا
با یاد میخ و سینهای گریان که باشی
مادر میان شعلهها میسوخت میسوخت
با روضهاش ابن الرضا میسوخت میسوخت
*
هم گریه حیدر کرده هم زهرا برایت
هم ابتدای کودکی، بابا برایت
هم شیعهات آنقدر بر تو گریه کرده
قطره به قطره تا شده دریا برایت
هم که خدا دیده تدارک زیر خورشید
یک سایه با بال کبوترها برایت
اما تن جدّ غریبت زیر خورشید
این داغ را باید که از زینب بپرسید
*
پشت در بسته، عطش بال و پرت سوخت
هم که دلت، هم که تمام پیکرت سوخت
چشمان تو سمت خراسان بود انگار
دلها برای آن نگاه آخرت سوخت
تب داشتی، فکر مدینه بودی آخر
عالم به ذکر وای مادر مادرت سوخت
زهرا به بالین تو آمد با قد خم
بر جسم و جان خستهات گردید مرهم
*
این چشمها بی اشکها لطفی ندارد
بی گریه بر آل عبا لطفی ندارد
دنیا خدا داند برای لحظهای هم
بی اهل بیت مصطفی لطفی ندارد
پای تمام روضهها بودیم، اما
بی روضۀ کرببلا لطفی ندارد
امشب که غمگین جواد ابن الرضاییم
یک بار دیگر روضهخوان کربلاییم
*
ای وای از آن وقتی علمدارت نباشد
ای وای اگر غم دست بردارت نباشد
سخت است بین عدهای بیگانه باشی
اما به همراهت کس و کارت نباشد
وقتی که سرها روی نیها شد نمایان
ای کاش روی نی سر یارت نباشد
ختم کلام منبر روضه حسین است
یعنی نمک در آخر روضه، حسین است
#مهدی_مقیمی
#صلوات
🔹 #اشعار_ناب_آئینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_جواد_علیه_السلام
#مرثیه
#غزل
آتش گرفته خانه ی دل ، آه مادر
می سوزم از زهر هلاهل ، آه مادر
عمر مرا چون تو به برگ گل نوشتند
با دست خونین مقاتل ، آه مادر
دلهای سنگ دشمنان هم سوخت بر من
من دشمنی دارم به منزل ، آه مادر
بازا که سر بگذارد این دریای غربت
با گریه بر دامان ساحل ، آه مادر
لب تشنه هستم ، قتلگاهم کربلا شد
قاتل نشسته در مقابل ، آه مادر
مشکل ندارد، تشنه مردن ، لیک عطشان
در زیر خنجر هست مشکل آه مادر
مادر رضایت را خبر کن تا ببیند
آتش فتاد او را به حاصل آه مادر
#میثم_مومنی_نژاد
#صلوات
🔹 #اشعار_ناب_آئینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_جواد_علیه_السلام
#مدح_مرثیه
#مثنوی
مولای جود ، حضرت ابن الرضا سلام
ای آشنای هر دل درد آشنا سلام
باب المراد من در دولتسرای تو
بسته دلم دخیل به لطف و عطای تو
هر قفل با کلید تو وا می شود جواد
سنگ از اشاره ی تو طلا می شود جواد
خیر کثیر ، مثل تو کوثر نیامده
مولود از تو با برکت تر نیامده
تو آمدی مسیر ولایت بقا گرفت
افتاده بود از نفس و با تو پا گرفت
چشم زمان به علم و کمال تو خیره شد
در ذهن دهر ، گوشه ای از آن ذخیره شد
تو امتداد نور ، جواد الائمه ای
سرچشمه ی حضور ، جواد الائمه ای
تا کاظمین تو دل من پر گرفته است
بر غربت تو زمزمه از سر گرفته است
با تو چه کرد همسر نامهربان تو
آمد به لب ز بازی تقدیر ، جان تو
در بسته بود حجره و تو دست و پا زدی
می سوختی و مادر خود را صدا زدی
کف می زدند بر غم بی انتهای تو
نشنید گوش هیچ کسی ناله های تو
فریاد می زدی جگرم سوخت آب آب
لبخند می زدند و نیامد جواب آب
ارث عطش ز خون خدا شد نصیب تو
پایان گرفت قصه ی عمر عجیب تو
#کمیل_کاشانی
#صلوات
🔹 #اشعار_ناب_آئینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_جواد_علیه_السلام
#مدح_مرثیه
#قصیده
دل هر چه در حکایت دنیا به سر دوید
زیبا تر از عبارت ابن الرضا ندید
شیرین تر از ملاحت عیسای موسوی
نشنیده ام کسی که به عمرش به جان چشید
در شام شوم غم ، متبرک ترین پسر
در تنگنای طعنه مسیحا ترین امید
در روزگار تیره ترین فتنه های یاس
بر قلبهای شیعه مبارک ترین نوید
در دستشان مراتب عشاق در بهشت
سرمستشان بهشت خدا ، تا نفس کشید
در راهشان نشسته دلم بسته بال خاک
تا با کمند گیسوی مشگل گشا رسید
باب الحوائجی که گرفتار جود اوست
دست گره گشای علمدار قد رشید
شمس مقدسی که به وجه منیرشان
این روسیاه عاصی آلوده را خرید
با ذکر یا حسین و غم کاظمین شان
در جان خسته غزلم کربلا دمید
حاجت روای سائل و مسکین و بی نوا
باب المراد عارف و علامه و عَمید
مظلوم شهر و خونجگر خصم خانگی
مسموم زهر و در شرر طعنه ها شهید
فرموده او به شیعه که فرّوا الی الحسین
جانم فدای جدش و هر کس به او رسید
.......
ای نوحه خوان حضرت خون خدای عشق
ای دیده آنچه را که ز قول پدر شنید
ای روشنای چشم و دل ثامن الحجج
ای آفتاب هشتم جان را دم امید
ای در سکوت مبهم و دلمرده زمان
زندانیان واهمه را جرات نَشید
ای در سیاهی شب تزویر و وسوسه
دلخفتگان قافله را بامداد شید
از هشت سالگی شده ای حجت خدا
هشتاد سالگان تهجّد تو را مرید
از خردسالی ات شده ای پیر روضه خوان
با یاد مادری که جوان است و موسپید
با یاد مادری که قیامش قیامت است
با آنکه در مصیبت در قامتش خمید
ای یادگار غربت بی یار مجتبی
تنها تر از غریب مدینه در آن بعید
ای بغض روضه های غروب غریب طوس
در ابرهای غربت بغداد غم پدید
آه از دمی که همدم نامرد بی خدا
با زهر تلخ کینه امان از تو می برید
با گریه های کوفی و همراه هلهله
بر روی خاک نعش منیر تو می کشید
آه ای حسن ترین قمر فاطمی نسب
ای روضه الحسین تب ای تشنه لب شهید
#احسان_فضلعلی
#صلوات
#ارسالی_اعضای_محترم
🔹 #اشعار_ناب_آئینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_جواد_علیه_السلام
#مدح_مرثیه
#ترکیب_بند
ای ز روی تو روی حق پیدا
آفتاب قدیمی دنیا
ای که دریاست پیش تو قطره
ای نمی از کرامتت دریا
ای مسلمان چشم تو آدم
شده روی تو قبله ی حوّا
ای به طفلی فقیه هر مرجع
ای امام تمام عالم ها
به گمانم که حضرت موسی
نامتان را نوشته روی عصا
یا که اصلاً مسیح وقت شفا
می برد یا جواد نام تو را
این همه جود و فضل و احسان را
ارث بردی ز مادرت زهرا
با گدایی تو بزرگ شدیم
یا علی اکبر امامِ رضا
روز اول که یادمان کردند
ریزه خوار جوادمان کردند
جود و بخشش برای تو هیچ است
کلّ عالم ورای تو هیچ است
باغ جنّت به آن همه عظمت
پیش صحن و سرای تو هیچ است
از روایات عشق فهمیدم
جان عالم به پای تو هیچ است
معجزات مسیح و کار شفا
در حضور دعای تو هیچ است
این بلندی خاک تا افلاک
پیش گلدسته های تو هیچ است
دین ما بندگی ما همه اش
به خدا بی ولای تو هیچ است
کعبه، زمزم، حرم، صفا، مروه
همه پیش صفای تو هیچ است
بیش از این مدح تو نمی دانم
شعر من در ثنای تو هیچ است
ای امام جوان اهل البیت
قمر آسمان اهل البیت
دل ما غرق در عنایت توست
تشنه ی باده ی ولایت توست
در همان کودکی امام شدی
این خودش برترین لیاقت توست
اینکه زهراست مادرت آقا
بخدا بهترین سعادت توست
روز محشر تمامی عالم
دست بر دامن شفاعت توست
از درت خلق دست پُر رفتند
جود و بخشش همیشه عادت توست
هرکه یک بار شد نمک گیرت
تا ابد بنده ی کرامت توست
کاش می شد که درحرم بودم
در شبی که شب شهادت توست
همسرت قاتلت شده آقا
این خودش راز سخت غربت توست
همسرت پیر و مو سفیدت کرد
در جوانی تو را شهیدت کرد
گوشه ی حجره بی صدا بودی
به غم و غصّه مبتلا بودی
جگرت سوخت، با لب تشنه
چون جگرگوشه ی رضا بودی
چقدر زود پرپرت کردند
تو امام جوان ما بودی
موقع دست و پا زدن قطعاً
یاد گودال کربلا بودی
یاد غمهای عمّه ات زینب
یاد طفلان بی نوا بودی
یاد طفلی که تا پدر را دید
گفت بابای من کجا بودی؟
از میان تنور آمده ای
یا که بر روی نیزه ها بودی؟
ای پدر جان ز نیزه افتادی؟
به نظر زیر دست و پا بودی
دخترت را ببر که پیر شده
رفتنم مدّتیست دیر شده
#مهدی_نظری
#صلوات
🔹#اشعار_ناب_آئینی🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_جواد_علیه_السلام
#مرثیه
#غزل_پیوسته
کعبه حیران تو شد به که چه حیران شدنی
تو مراد همه ائی قبله ی هر سینه زنی
حجره در بسته ولی روضه در اینجا باز است
دست و پا میزدی و هلهله میکرد زنی
از عطش گوشه ی حجره به خودت پیچیدی
پس به هم ریختم از غم,چه به هم ریختنی
کسی آن لحظه نبود از غم تو گریه کند
من بمیرم که تو هم کشته ی دور از وطنی
داد بغداد در آمد که شهیدت کردند
هم شباهت به حسین است تو را هم حسنی
ناله کردی به غرور سخنت دست نخورد
زلف خاکی شده و پرشکنت دست نخورد
هلهله روضه ی سختی ست,بله میدانم
حرفم این است به ترکیب تنت دست نخورد
جگرت آب شد از زهر و لبت خورد ترک
خواستی آب ولی بر دهنت دست نخورد
دو سه روزی بدنت ماند روی بام,بله
غارت اما نشدی,پیرهنت دست نخورد
بعد قتلت بدنت مثله نشد,سالم ماند
شکر و لله به عقیق یمنت دست نخورد
#محسن_صرامی
#صلوات
🔹#اشعار_ناب_آئینی🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_جواد_علیه_السلام
#مرثیه
#غزل
ارث قبیله است که هرکس جوان تر است
مویش سفید گشته و قدش کمان تر است
این بیست و پنج سال که سنی نمی شود
اما بهار عمر شما پر خزان تر است
تو مجتبای خانه ی موسی بن جعفری
با همسری که از همه نامهربان تر است
زهری کشنده بود و لبت را سیاه کرد
زهری که چوب نیست ولی خیزران تر است
#محسن_ناصحی
#صلوات
🔹#اشعار_ناب_آئینی🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_جواد_علیه_السلام
#مرثیه
#غزل
اینجا به جای اینکه برایت دعا کنند
کف می زنند تا نفست را فدا کنند
یا جای اینکه آب برایت بیاورند
همراه نالۀ تو چه رقصی بپا کنند
باید فرشته ها همه با بال های خود
فکری برای چشم پُر اشک رضا کنند
هر چند تشنه ای ولی آبت نمی دهند
تا زودتر تو را ز سر خویش وا کنند
این قدر پیش چشم همه دست و پا مزن
این ها قرار نیست به تو اعتنا کنند
بال فرشته های خدا هست پس چرا !؟
این چند غلام تو را جابجا کنند
حالا که می برند تو را روی پشت بام
آیا نمی شود که کمی هم حیا کنند
تا بام می برند که شاید سر تو را
در بین راه با لبه ای آشنا کنند
حالا کبوتران پَر خود را گشوده اند
یک سایبان برای تنت دست و پا کنند
#علی_اکبر_لطیفیان
#صلوات
🔹#اشعار_ناب_آئینی🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#امام_جواد_علیه_السلام
#مرثیه
#غزل
رسیده جان به لب اطهرت ؛ اَباالهادی!
نشسته پیک اجل در بَرَت ؛ اَباالهادی!
دوباره قصه ی زهر و دوباره نامردی
کبود شد همه ی پیکرت ؛ اَباالهادی!
لباس شمر به تَن کرد و منع آبت کرد
چه کرد با دل تو همسرت ؛ اَباالهادی!
شبیه فاطمه دستی گرفته ای به کمر
مگر خدای نکرده پَرَت ... ؛ اَباالهادی!
میان حجره ی در بسته دست و پا زدی و
بریده شد نفس آخرت ؛ اَباالهادی!
مدام هلهله شد تا صدای تو نرسد
صدای خسته ی بی جوهرت ؛ اَباالهادی!
کنیزها بدنت را کِشان کِشان بردند
گرفته بر لبه ی در سَرَت ؛ اَباالهادی!
سه روز بر تَن تو آفتاب می تابید
ولی بریده نشد حنجرت ؛ اَباالهادی!
دگر به زیر سُم اسب های تازه نَفَس
ندید جسم تو را دخترت ؛ اَباالهادی!
اگر چه دور و برت خیره سر فراوان بود
ولی نظاره نشد خواهرت ؛ اَباالهادی!
چه خوب شد که در آن همهمه کسی نرسید
برای غارت انگشترت ؛ اَباالهادی
#علیرضا_خاکساری
#صلوات
🔹#اشعار_ناب_آئینی🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7