#امام_رضا_علیه_السلام
#دهه_کرامت
#مدح
#غزل
پیش پای من اگر چه راه غیر از چاه نیست
شکر, اما دستم از دامان تو کوتاه نیست
از زمانی که پیاده تا حریمت آمدم
تازه دیدم تا بهشت آنقدر ها هم راه نیست
گنبدت خورشید تابانی است در شبهای شهر
آنقدر که در غزلها صحبتی از ماه نیست
آفتاب لطف را تابیده ای بر عام و خاص
خواه زائر بی گناه است آسمانش خواه نیست
گاه و بی گاه آمدن یا گاه گاهی آمدن
هیچکس نشنیده از دربان اینجا “شاه نیست
پنجره فولاد تو طوری گره وا میکند
که ضریحت نیز از غمهای ما آگاه نیست
اشک های شوق بر مژگان جارو شاهد است
هیچ کاری در حرم همراه با اکراه نیست
در زیارت نامه هایت مهربانی جاری است
هیچ یک اما به خوبی امین الله نیست
#احمد_حیدری_قرا
#صلوات
🔹 #اشعار_ناب_آئینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#شب_سوم
#ماه_محرم
#حضرت_رقیه سلام الله علیها
#مرثیه
#غزل
پدرم را گرفته ام به بغل دختری باز مادری کرده
نیست در باورم که یک خنجر پدرم را فقط سری کرده
زخم های لب تو را دیدم یاد آن حرف عمه افتادم
که چه زیبا لبان قاری تو از دل چوب دلبری کرده
راستی معجرم که یادت هست سوخت وقتی که خیمه ها میسوخت
بعد از آن روی موی سوخته ام آستین کار روسری کرده
رفتی و بعد رفتنت خیلی دخترت درد می کشد بابا
زجر هجری کشیده ام که مپرس هجر تو زجر را جری کرده
تاجران شهر را قرق کردند وصف بازار می کنم مثلا
داد و فریاد مرد برده فروش شام را غرق مشتری کرده
تو که رفتی عمو که رفت ولی عمه ام جای تان برای همه
با همه بغض های سنگینش پدری و برادری کرده
من که در خواب هم نمی دیدم مثل زهرا شوم ولی انگار
بغلم آمدی و دنیا گفت دختری باز مادری کرده
#احمد_حیدری_قرا
#صلوات
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#شب_هفتم
#ماه_محرم
#حضرت_علی_اصغر
#مرثیه
#غزل
رسید عصر و غزل های آب ماند و رباب
و سینه ای که شد از غم کباب ماند و رباب
چه شد که تیر سه شعبه؟ چرا علی؟ باران؟!
سؤال های بدون جواب ماند و رباب
امید مادر دریا که گشت نقش بر آب
کنار علقمه تنها سراب ماند و رباب
ندید آخر کار التیام را این زخم
که در فراق پسر التهاب ماند و رباب
گذشت حرمله هر بار با لبی خندان
از این تقابل و خنده عذاب ماند و رباب
به ترس هر قدم از رقص نیزه ي دشمن
در ارتفاع سرش اضطراب ماند و رباب
وداع لحظه ي آخر که سِرّ اعظم بود
به قلب سوخته آفتاب ماند و رباب
چه خواب های قشنگی ندید گهواره
که از تمامی گهواره تاب ماند و رباب
از آن سفر که تمامش جلال بود و شکوه
در انتهای مسیرش طناب ماند و رباب
علی که بود همیشه رباب بود و علی
علی که رفت همیشه رباب ماند و رباب
#احمد_حیدری_قرا
#صلوات
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#پیامبر_اعظم_ص_مدح
به لحظه لحظه ی پر نور لیله الاسرا
به پرتو قدمت بین مسجد الاقصی
به ماه نصف شده با اشاره دستت
به واژه های رسالت میان غار حرا
به میهمانی روح الامین سر خوانت
به انعکاس حضورت به واژه بطحا
به آیه های جنان در ملاحت رویت
به سبح اسم پر اعجاز ربک الاعلی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
به بازتاب تو در آیه های رحمت حق
به جایگاه رفیعت به قرب او ادنی
هزار آینه در آینه تلالو نور
هزار شعشعه در شعشعه شکوه خدا
چقدر خلوت قرآنی ات تماشایی است
نشسته کوثر و انسان مقابل طه
به لحظه های پر اعجاز لیله القدر و
به حظ وافر تو در حضور انزلنا
طنین پر شعفت لا اله الا الله
غلام صف به صفت اهل عالم بالا
غزل غزل بسرا نور در شب دنیا
طلوع طلعت والشمس یا ابا الزهرا
وقوف قافیه را با نگات معنا کن
درِ عطای خودت را به شعر من وا کن
ز والضحی بگشا در خیال راهی که...
دوباره سائلت آمد بکن نگاهی که...
دوباری کاسه خالیم پر ستاره شود
ز چشم های تو کافیست تا اشاره شود
که مهر بر قلمم انعکاس اندازد
که واژه واژه ز تو استعاره پردازد
چقدر از سوی معبود رحمت آوردی
تو ابر عرش خدایی و برکت آوردی
که در شعاع تو خورشید بی خبر افتاد
و هرچه غیر خدا بود از نظر افتاد
تو آمدی به زمین و به یمن پا قدمت
تمام قدرت هر ساحر از اثر افتاد
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
و راه های سما بسته شد به شیطان و
خیال منزلت کفر در خطر افتاد
خدا نمایی و تا چشم خویش بگشودی
صنم صنم همه بت خانه ها به سر افتاد
درخشش تو گذشت از نگاه آفاق و
شکوه کاخ مداین سر گذر افتاد
و عرش غرق طرب شد سرود احمد را
چو قلب مادرت آواز زد محمد را
شاعر: #احمد_حیدری_قرا
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#رسول_اکرم #مدح_رسول_اکرم
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
به لحظه لحظه ی پر نور لیله الاسرا
به پرتو قدمت بین مسجد الاقصی
به ماه نصف شده با اشاره دستت
به واژه های رسالت میان غار حرا
به میهمانی روح الامین سر خوانت
به انعکاس حضورت به واژه بطحا
به آیه های جنان در ملاحت رویت
به سبح اسم پر اعجاز ربک الاعلی
به بازتاب تو در آیه های رحمت حق
به جایگاه رفیعت به قرب او ادنی
هزار آینه در آینه تلالو نور
هزار شعشعه در شعشعه شکوه خدا
چقدر خلوت قرآنی ات تماشایی است
نشسته کوثر و انسان مقابل طه
به لحظه های پر اعجاز لیله القدر و
به حظ وافر تو در حضور انزلنا
طنین پر شعفت لا اله الا الله
غلام صف به صفت اهل عالم بالا
غزل غزل بسرا نور در شب دنیا
طلوع طلعت والشمس یا ابا الزهرا
وقوف قافیه را با نگات معنا کن
در عطای خودت را به شعر من وا کن
ز والضحی بگشا در خیال راهی که...
دوباره سائلت آمد بکن نگاهی که...
دوباری کاسه خالیم پر ستاره شود
ز چشم های تو کافیست تا اشاره شود
که مهر بر قلمم انعکاس اندازد
که واژه واژه ز تو استعاره پردازد
چقدر از سوی معبود رحمت آوردی
تو ابر عرش خدایی و برکت آوردی
که در شعاع تو خورشید بی خبر افتاد
و هرچه غیر خدا بود از نظر افتاد
تو آمدی به زمین و به یمن پا قدمت
تمام قدرت هر ساحر از اثر افتاد
و راه های سما بسته شد به شیطان و
خیال منزلت کفر در خطر افتاد
خدا نمایی و تا چشم خویش بگشودی
صنم صنم همه بت خانه ها به سر افتاد
درخشش تو گذشت از نگاه آفاق و
شکوه کاخ مداین سر گذر افتاد
و عرش غرق طرب شد سرود احمد را
چو قلب مادرت آواز زد محمد را
🔸شاعر:
#احمد_حیدری_قرا
__________________
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7