eitaa logo
اشعار ناب آیینی
31.7هزار دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
1.1هزار ویدیو
94 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ـ مدیریت: @Alihidari . . ☫ ﷽ ☫ 🔸مجموعه بزرگ تبلیغات برتر👇🏽 https://eitaa.com/joinchat/4076535811Cc50237fe56 . ⭐️مجموعه تبلیغاتی ناب 👇🏽 https://eitaa.com/joinchat/2155085856Cb60502bb59
مشاهده در ایتا
دانلود
آن مقتدا كه هستی دارد قوام از او خورشيد و ماه نور گرفتند وام از او آن پنجمين امام كه معصوم هفتم است دارد حريم كعبه ی دين احترام از او دريا شكاف علم و يقين «باقرالعلوم» ماهی كه شرمگين شده بدر تمام از او او باغبان علم و فضيلت شد و به جاست آن گلشنی كه يافته فيض مدام از او گل های باغ معرفت و بوستان علم دارند رنگ و جلوه گری هر كدام از او روشن چراغ دانش و بينش ز نور اوست دارد حياتِ علم و فضیلت دوام از او دانش به حُسن مطلع او گفت آفرين بينش رسيده است به حُسن ختام از او بطحا شده است باغ بهشت از ولادتش يثرب شده است روضۀ دارالسلام از او در گردش مدار، فروغ اميد را منظومه های عشق گرفتند وام از او تا رهنمای خلق شود در ره نجات بالله گرفته بود خدا التزام از او قولش هماره قول رسول كريم بود شد جلوۀ حديث نبی مستدام از او اين آفتاب عشق كه سوي دمشق رفت گفتی گرفت روشنی روز شام از او بزم هشام بود به شام و گمان نبود دعوت كند به «سَبق رِمايه» هشام از او هر چند عذر خواست ز پرتاب تير و خواست تا حكم انصراف بگيرد امام از او اما هشام بر سخن خود فشرد پاي تير و كمان گرفت امام همام از او تير و كمان گرفت و هدف را نشانه رفت تا ضرب شست بنگرد و اهتمام از او فضل و بزرگواری آن مظهر گذشت راضی نشد كه خصم شود تلخ كام از او تير نخست چون به هدف كارگر فتاد پروانه يافتند يكايك سهام از او می دوخت تير را به دل تير در هدف بود از خدای نصرت و سعی تمام از او آماج تير شد چو هدف شد بر آسمان تجليل بی مبالغۀ خاص و عام از او اين است رهبری كه بهر لحظه قدسيان در عرش می برند به تقديس نام از او همراه اوست عطر شهيدان كربلا خيزد هنوز رايحه آن قيام از او «جابر» سلام ختم رُسل را به او رساند با گوش جان شنيد جواب سلام از او از سعی او گرفته صفا، مروه و صفا بر جای مانده حرمت بيت الحرام از او از صد هزار بوسه‌ی خورشيد خوشتر است خال سياه كعبه و يك استلام از او اصحاب معرفت به ادب گرد آمدند باشد كه بشنوند حديث و پيام از او گوهرفشان به خدمت او طبع «حميری» است شعر «كميت» يافته قدر و مقام از او در ساحل غدير ولايت نشسته اند آنان كه چون «فُضيل» گرفتند جام از او رو تشنگی بجوی «شفق» گر اميد توست جامی ز حوض كوثر و شرب مدام از او http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ای پنجمین امام که معصوم هفتمی از ما تو را ز دور «سلامٌ علیکمی» بر درد جهل خلق، ز عالم طبیب‌تر نامت غریب و قبر، ز نامت غریب‌تر وقف علوم و دانش و دین کرده، همّ خویش باشی کنار ابن و اب و اُمّ و عَمّ خویش آب و گل و سجیّت تو، جز کرم نداشت دیدم چرا مزار تو صحن و حرم نداشت گلدسته‌ای نداشت حرم، مرقدی نبود صحن و سرا نیافتم و گنبدی نبود این خاک عشق باشد و بر باد کی رود؟ غم‌های عهد کودکی از یاد کی رود آتش به خرمن جگر از آه، با تو بود یک عمر، خاطرات تو همراه با تو بود از صبح تا غروب کشیدی ز سینه آه اما چه خوب شد که نرفتی به قتلگاه تو دیده‌ای چه‌ها به اسارت به عمه شد در شهر شوم شام، جسارت به عمه شد تو طفل روی ناقه‌ی عریان نشسته‌ای بر روی رحل ناقه، چو قرآن نشسته‌ای تو طعم تازیانه و سیلی چشیده‌ای بر روی خار، همره طفلان دویده‌ای دیدی تو خیمه‌های به آتش کشیده را داغ و فرار و رنگ ز چهره پریده را 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ای فروغ دانشت تا صبح محشر مستدام وی تو را پیش از ولادت، داده پیغمبر سلام منشأ کل کمال و باقر کل علوم هفتمین نور و ششم مولایی و پنجم امام اِنس و جان آرند حاجت در حریمت روز و شب آسمان گردیده بر دور مزارت صبح و شام این عجب نَبْوَد که بخشی چشم جابر را شفا زخم دل را می‌دهی با یک نگاهت التیام ساکنان آسمان را لحظه لحظه، دم به دم از بقیعت عطر و بوی جنت آید بر مشام در کمال و در جلال و علم و حلم و خلق و خو پای تا سر، سر به سر آیینۀ خیر الاَنام... کودکی بودی که از تیغ بیانت ناگهان روز در چشم یزید بی‌حیا آمد چو شام لال شد از پاسخ و زد بر دهن مهر سکوت طشت رسوایی او افتاد از بالای بام تو سر بالای نی دیدی به سن کودکی گه به دشت کربلا، گه کوفه، گاهی شهر شام خیمه‌های آل عصمت را که آتش می‌زدند می‌دویدی در بیابان اشک‌ریز و تشنه‌کام... ماجرای کربلا و شام و کوفه بس نبود از چه دیگر این همه آزار دیدی از هشام بارها آوردت از شهر مدینه تا دمشق از وجودت هتک حرمت کرد جای احترام گاه آوردت به زندان، گاه پای تخت خویش گاه زد زخم زبان و گاه می‌زد اتهام حیف کز زهر جفا گردید قلبت چاک چاک مرغ روحت پر زد از تن، جانب دارالسلام بس‌که بر جان عزیزت روز و شب آمد ستم دادی از سوز جگر بر شیعیانت این پیام تا به صحرای منا گریند بهر غربتت حاجیان هنگام حج، پیر و جوان و خاص و عام دوست دارم بر تو گریم در بیابان بقیع کرده‌اند این گریه را بر من حرامی‌ها حرام در کنار قبر بی‌شمع و چراغت روز و شب هم بشر سوزد چو شمع و هم ملک گرید مدام از چه شد صد چاک قلبت با چنان قدر و جلال وز چه ویران مانده قبرت با چنان جاه و مقام بر تو می‌گریم که بردی کوه غم از کودکی بر تو می‌گریم که شد با خون دل عمرت تمام... 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم غزل مصیبت سالروز تخریب بقیع کاش صحنی در بقیعِ غصّه‌ها می‌ساختیم گنبد و گلدسته‌هایی چون رضا می‌ساختیم کاش یک شب تا سحر با بچّه‌هایِ هیأتی آب و جارو می‌زدیمَش سینه را می‌ساختیم کربلا را کوششِ ایرانیان آباد کرد کاش آنجا را چنان کرب و بلا می‌ساختیم روضه می‌خواندیم در صحنِ کریمِ اهلِ بیت مجلسی از بُغضِ سختِ مجتبی می‌ساختیم در رکابِ مهدیِ زهرا برایِ فاطمه چون نجف طاقِ طلایی در سرا می‌ساختیم سینه‌زن می‌گفت یازهرا به عشقِ مادرش مثلِ هیأت در مدینه کوچه‌ها می‌ساختیم کوچه‌یِ سینه‌زنی وا می‌شد و آقایِ ما روضه می‌خواند و فدک را جابه‌جا می‌ساختیم ذوالفقارِ انتقامِ مادرش را می‌کشید صورتِ ملعون به سیلی آشنا می‌ساختیم سلام 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
. پرپر از کینه تو لاله دیده ای داغ یک طفل سه ساله دیده ای دیده‌ای کنج خرابه نیمه شب شد کنار آن طبق جانش به لب در طبق تا رأس بابا را بدید دیده اش گریان شد و رنگش پرید در بغل بگرفت نوردیده اش بوسه می زد بر سر ببریده اش ناگهان افتاد بلبل از نفس جان خود را داد در کنج قفس زین مصیبت عمه شد جانش به لب دفن او چون فاطمه شد نیمه شب . سلام 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
. ای گل گلزار آل مصطفی پنجمین نور دل آل عبا نور یزدانی امام باقری پاک طینت پاک فطرت طاهری تو گل بستان سرای حیدری بحر دین را یابن زهرا گوهری ای که هستی پور زین العابدین عالم هستی زتو خلدبرین نوربخش عالم امکان تویی درزمانه جلوه ی ایمان تویی همچو حیدر جد خود با صولتی پای تا سر لطف و جود و رحمتی مسلمین راکعبه ی دلها تویی شافع ما در صف فردا تویی گرچه در شهرت تو غربت داشتی بر همه عالم محبت داشتی روشن از نور رخت عالم شده ریزه خوار سفره ات حاتم شده خلق و خوی تو بسان فاطمه است ریزه خوار سفره ی عامت همه است ای که هستی در مدینه بی حرم گشته ای از لطف حق صاحب کرم همچو احمد قدرتو باشد رفیع قبر خاکی تو باشد در بقیع مرقد خاکی تو بی حائر است بر تو مهدی جان زهرا زائر است در مدینه از ستم های هشام عمرتو با زهر کینه شد تمام دشمن بی‌دین شکسته حرمتت غربتت معلوم شد از تربتت دیده‌ای همراه جدت کربلا دیده‌ای سرهای از پیکر جدا دیده ای ظلم وستم ها بی شمار بوده ای بهر رقیه بی قرار پرپر از کینه تو لاله دیده‌ای نیمه شب دفن سه ساله دیده ای سوزد و گریدز داغ تو (رضا) کن قبول از من تو مولا این رثا . سلام 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
. ای نور حی کبریا یا حضرت باقر مدد ای پنجم آل عبا یا حضرت باقر مدد فرزند زین العابدین برشیعیان حبل المتین نجل علی مرتضی یا حضرت باقر مدد از نسل پاک کوثری ازجمله ی خوبان سری عالم به علم مصطفی یا حضرت باقر مدد قرآن ناطق هستی و معنی آیات خدا تفسیر نور و هل اتا یا حضرت باقر مدد نور خدای داوری تو منجی و روشنگری بر کل عالم مقتدا یا حضرت باقر مدد حاتم گدای کوی تو جانها گرفته بوی تو بر شیعیان مشکل گشا یا حضرت باقر مدد خاک بقیعت کیمیا درگاه تو دارالشفا با تو مدینه با صفا یا حضرت باقر مدد نور خدا پیدا بود از چهره رخشنده آن آیینه ی ایزد نما یا حضرت باقر مدد روح و روان آرام جان بر قلبهای شیعیان تابیده ای نور ولا یا حضرت باقر مدد با اذن حق از کار خلق مولا گره وا می کنی جود و کرم سر تا به پا یا حضرت باقر مدد آورده‌ام بر تو پناه از مرحمت بنما نگاه بر درگهت هستم گدا یا حضرت باقر مدد برمن تویی مولاامیر لطفی کن ودستم بگیر در این جهان در آن سرا یا حضرت باقر مدد برساجدین نور دوعین همراه وهمراز حسین پیغمبر کرب و بلا یا حضرت باقر مدد دشمن شکسته حرمتت گریم برای غربتت ای کشته ی زهر جفا یا حضرت باقر مدد گشتی شهید راه دین از زهر آلوده به زین با حیله ی خصم دغا یا حضرت باقر مدد سر برزمین بنهاده ای چون جد خود جان داده ای از ظلم و جور اشقیا یا حضرت باقر مدد یاد غم تشنه لبان گلهای یاس ارغوان عمری تو در شور و نوا یا حضرت باقر مدد دیدی بخون اکبرشده ششماهه گل پرپر شده ناله زدی واویلتا یا حضرت باقر مدد دیدی تو پرپریاس را غلطان بخون عباس را با دست از پیکر جدا یا حضرت باقر مدد دیدی که شمر بی حیا ببریده حنجر از قفا راس حسین بر نیزه ها یا حضرت باقر مدد رنج و ستم بود و بلا آتش زدند بر خیمه ها سر ها همه بر نیزه ها یا حضرت باقر مدد توجان برلب دیده ای تو اشک زینب دیده ای تو سوختی زان ماجرا یا حضرت باقر مدد زخم زبان بشنیده‌ای چوب ولبان رادیده ای در کوفه و شام بلا یا حضرت باقر مدد مهرت به من داد آبرو دیدار کویت آرزو حاجت رواکن این (رضا) یاحضرت باقر مدد . سلام 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
. السلام ای نور حی کبریا پنجمین گل از گلستان ولا السلام ای رحمت حق بر زمین نجل زهرا و امیرالمومنین السلام ای پور زین العابدین شیعیان را رهبر دنیا و دین السلام ای زینت عرش علا منجی و روشنگر دین خدا السلام ای عالم علم نبی قلب شیعه با ولایت منجلی السلام ای نوربخش عالمین همدم و همسنگر مولا حسین سوزم و گریم برای تربتت جان من گردد فدای غربتت با وجود این همه قدر رفیع قبر تو مظلوم در خاک بقیع از جنایات و ستم های هشام شد امام انس وجان روزتو شام زهرا آلوده شده بر روی زین کرد اثر بر جسم تو از ظلم و کین زاینهمه درد و غم و رنج و بلا بوده ای هر دم به یاد کربلا بوده ای در کربلا در شور و شین دیده ای تنهایی جدت حسین دیده‌ای اصغر چو گل پرپر شده پاره پاره پیکر اکبر شده دیده‌ای پرپر گلان یاس را دست از پیکر جدا عباس را دیده‌ای شمر از ستم خنجر کشید یوسف زهرا حسین را سر برید دیده ای آتش درون خیمه را دیده‌ای سرها بروی نیزه را کربلا گوش دریده دیده ای پیکر در خون تپیده دیده ای چهره ی طفلان تو نیلی دیده‌ای صورت گلگون ز سیلی دیده ای دیده‌ای بر زخم عمه زد نمک پیش چشمش بچه ها را زد کتک دیده‌ای زینب میان قتلگاه بوسه زد بر حنجری با اشک و آه دیده ای تو در میان شیخ و شاب با اسیران مجلس بزم شراب دیده ای تو آن یزید بی حیا چوب می زد بر لب خون خدا دیده ای تو گریه های این (رضا ) در مدینه در نجف در کربلا بر من و آباء من هستی امیر حق زهرا مادرت دستم بگیر . سلام 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
. من باقر علم نبی اَم من رهرو راه علیم نور خداوند مبینم نجل امیرالمومنینم هستم گل باغ مدینه در علم و تقوا بی قرینه پنجم گل باغ ولایم پیغمبر کرب و بلایم برساجدین نور دو عینم همراز و همگام حسینم من دیده‌ام رنج و بلا را سوز عطش در کربلا را من دیده ام گردیده اکبر غلطان به خون صد پاره پیکر من دیده‌ام غوغای محشر قنداقه ی پر خون اصغر من دیده ام اطفال عطشان در موج خون ساقی طفلان من دیده ام آن روز حساس از تن جدا شد دست عباس من دیده‌ام خنجر کشیدند جدم حسین را سر بریدند من دیده ام آتش به خیمه رأس حسین را روی نیزه من دیده‌ام رأس بریده من دیده ام گوش دریده دیدم که دشمن ظالمانه بر کودکان زد تازیانه در کربلا زخمم نمک خورد من دیده ام زینب کتک خورد من دیده ام در کوفه و شام بر ما زدند سنگ از لب بام من دیده‌ام قاری قرآن طشت طلا و چوب خزران دیدم حسین دم زد ز محبوب می‌زد یزید دون به لب چوب آخر شدم مسموم کینه از پا فتادم در مدینه یاری کنم امشب (رضا) را این نوحه خوان کربلا را گوید سخن از سوز سینه دعوت کنم او را مدینه . سلام 👉 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
‍ ‍ ذکر توسل ویژۀ  راوی دشتِ کربلا امام محمد باقر سلام الله علیه یادگار سفرِ شام منم  شیعیان گوش کنید این سخنم روضه ام روضه ی پر سوز و نواست خاطراتِ سفر کرببلاست کربلا بودم و بر نِی دیدم صوت قرآن ز لبی بشنیدم من خسوفِ قمری را دیدم سنگ بارانِ سَری را دیدم من چه گویم که چنان افسردم کاش در کرب و بلا می مردم ... زین سبب گشته بقیع مدفن من چون در آغوش گرفته تنِ من صلی الله علیک یااباعبدالله... 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
زمان: حجم: 222.1K
ای - بقیع تو قبله ی جان ها ای - گل کرده نامت بر زبان ها نقش نگین علم - حبل المتین علم روح الیقین علم - یا باقر العلوم یا باقر العلوم (۳) تو - بر فاطمه نور دو عینی تو - جان حسن جان حسینی روح صلح و قیام - بر تربتت سلام ای پنجمین امام - یا باقر العلوم یا باقر العلوم(۳) تو - شاهد روز کربلایی دل - خسته ی داغ لاله هایی از کربلا به شام - از سنگ لب بام زخمت بی التیام - یا باقر العلوم یا باقر العلوم(۳) از - زهر جفا سوزد دل تو شد - داغ شهیدان قاتل تو دلت درد اشنا - با یاد نینوا پیوسته در نوا - یا باقر العلوم یا باقر العلوم(۳) 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
مرثیه شهادت امام باقر علیه السلام خیلی زمان گذشته ز روز شهادتم من کشته ی قدیمی یک هتک حرمتم چون پیر پنج ساله شدم بعد کربلا دنیا ندید کودکی با طراوتم پشتم هنوز زخمی شلاق کینه است من یادگار خیمه ی در چنگ غارتم هر شب مرور خاطره ی سرخ کربلا از من گرفت مهلت یک خواب راحتم چون چشم های من نشود روضه خوان کسی من شاهد هنوز زنده ی روز اسارتم سوگند بر تلاوت خورشید نیزه ها یادم نمی رود لبِ آن ماه طلعتم وقتی شراره ریخت روی سر مادرم به شام آتش گرفت مثل حسن چشم غیرتم من دیده ام شبیه رقیه که بوده است دست عدو بزرگ تر از قاب صورتم شام و شراب و سنگ لبِ بامِ کوچه ها خون می چکد ز خط به خطِ این روایتم 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7