eitaa logo
اشعار ناب آیینی
31.7هزار دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
1.1هزار ویدیو
94 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ـ مدیریت: @Alihidari . . ☫ ﷽ ☫ 🔸مجموعه بزرگ تبلیغات برتر👇🏽 https://eitaa.com/joinchat/4076535811Cc50237fe56 . ⭐️مجموعه تبلیغاتی ناب 👇🏽 https://eitaa.com/joinchat/2155085856Cb60502bb59
مشاهده در ایتا
دانلود
ای که نامت حک شده بر لوحِ تقدیرم حسین(ع) سرنوشتم را ببین! خیلی زمینگیرم حسین(ع) بال و پرهایم شکسته، خسته ام از این قغس سالیانی میشود از زندگی سیرم حسین(ع) نفْس؛ این مکّارِ لاکِردار پاپیچم شده راحتم کن از اسارت! بینِ زنجیرم حسین(ع) دائماً باید-نباید! لحظه لحظه بازخواست... با خودم بیش از همه والله درگیرم حسین(ع) بینِ خوبانت خجالت میکشم از معصیت روسیاهم! تیره و تار است تصویرم حسین(ع) من همان کهنه گلیمَم که طلب کرده رفو از قضا در دستِ تو افتاده تعمیرم حسین(ع) خوب خواهم شد! ببین برگشته ام مانندِ حر درس هایِ کربلایت داده تغییرم حسین(ع) غیرِ هیئت؛ خوش نیامد به مَذاقم هیچ جا هیچکس اینجا نخواهد کرد تحقیرم حسین(ع) در میان روضه با هر قطره اشکم بارها چشم پوشی کرده ای از جرم و تقصیرم حسین(ع) از کراماتَت شنیدم؛ شد یقینم بیشتر مطمنّم حاجتم را از تو میگیرم حسین(ع) میزنی امضا شهادتنامه ام را عاقبت من برایت غرقِ خون! یکروز میمیرم حسین(ع)! شاعر: 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بیا ببین دلِ غمگینِ بی شکیبا را بیا و گرم کن از چهره‌ات شبِ ما را "من و جُدا شدن از کویِ تو خدا نکند" که بی حرم چه کُنَم غصه‌های فردا را خیالِ کربُبلایت مرا هوایی کرد بگیر بالِ مرا تا ببینیم آنجا را به موجِ سینه زنانت قسم به نامِ توام که بُرده گریه‌یِ ما آبرویِ دریا را گدایِ هر شبم و کاسه گردم و ندهم به یک نگاهِ کریمانه‌ات دو دنیا را مرا بِبَر بِچِشَم زیرِ پا مغیلان را مرا بِبَر که ببینم به نیزه سرها را خدا کند که بیایی شبی به روضه‌یِ ما شنیده ام که به سر سر زدی کلیسا را ** خوشا به پنجه‌ی راهب که شانه‌ات می‌زد به آنکه بُرد دلِ راهبان ترسا را به پیر‌مرد غریبی که شُست گیسویت گرفت از سر و رویِ تو خاکِ صحرا را خوشا به بزم عزاخانه‌اش که تا دَمِ صبح شنید پیشِ سرَت روضه‌هایِ زهرا را چرا بُرید سرت را به رویِ دامنِ من چرا نشاند به خون این دو چشمِ زیبا را چگونه سنگ شکسته جبین و دندانت چگونه زخم تَرَک داده رویِ لبها را به رویِ نیزه سرت بود و خیمه‌ها می‌سوخت رسید شعله و زلفِ تو در هوا می‌سوخت 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
"دعا کن زخم غمهایت بسوزاند مرا یک عمر" دعا کن بر ندارم سر ز درگاه شما یک عمر تو کوه تکیه گاه باورم هستی و من تنها به دلگرمی مهرت ایستادم روی پا یک عمر دو ماه از آخرین بوسه گذشته بر ضریح تو بگو دیگر نمی افتد جدایی بین ما یک عمر برای روضه هایت نوکر ساده نمی خواهی؟ نه امروز و نه فردا تا ابد تا انتها، یک عمر هوای گریه در آغوش صحنت کرده ام بازم بگو که حوصله داری برای این گدا یک عمر؟ به آن شهری که عطر پرچمت در زلف یادش نیست بهشت حتی اگر باشد ندارم اعتنا یک عمر به یاد زندگی هایی که با شوق سفر کردم نخواهد رفت از یادم خیال کربلا یک عمر 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم دوبیت روضه‌یِ شام شام و دشنام و جفا سنگِ سرِ بام و بلا شده داغِ دلِ من داغِ دلِ عمّه خدا آخرِ هق‌هقِ من چیست پدر .... دق کردن جان دهد دخترِ تو پایِ سرت یاٰ اَبَتاٰ 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
قلم شدم بنویسم  قسم به باور زینب قسم به عشق ، حسین است  نامِ دیگر زینب حسین اول زینب حسین آخر زینب دخیلِ چادر او آسمان و هفت فلک هم فقیرِ درگَهِ او تا همیشه نان و نمک هم نَه ما که مُلک و مَلک هم به زیر شهپرِ زینب ملیکه‌ی ملکوت و   جلیله‌ی جبروت و بهشتِ هر بَرَهوت و  تمام ، غرق ثبوت و و روشن است عَوالم زِ نورِ انورِ زینب اگر به خُطبه نشیند علیست در کلماتش اگر که جلوه کند فاطمه است در جلواتش که زنگِ قافله‌ی عشق هم مسخر زینب خداست مَحوِ حجابش  نبی‌است ماتِ نقابش حسن زمانِ نمازش گرفته است به قابش تمامِ خانه‌ی زهرا به گِردِ محورِ زینب اگر که پَرده تکانَد زمین به خاک نشاند و هرچه هست در عالم  به دورِ خویش دَوانَد که می‌بَرند همه روزی از در زینب حمایل است برایش دو تیغِ اَبروی عباس نشسته نقشِ قدومش به رویِ زانوی عباس به سینه است دو دستش همیشه در بَرِ زینب صدای اکبرش آمد دَمِ اذان که رسیدیم قدم گذار بر این خاک عمه جان که رسیدیم دلش گرفت از اینجا  دلِ مطهر زینب برادران همه هستند در این زمان همه هستند هزار شکر به گِردش که مَحرمان همه هستند دو صف شدند رَوَد خیمه لشکرِ زینب رسید و دید بلا را شنید همهمه‌ها را نشست و ریخت به معجر غبارِ کرببلا را به گریه گفت مَرو آه حسین از سرِ زینب چقدر حول و هیاهو  چقدر نیزه در آنسو چقدر تیغِ بلند و  چقدر تیرِ سه پهلو قسم به اینهمه بانو قسم به مادرِ زینب بجای آب فقط سنگ و خار و سراب است صدای ناله‌ی من نَه  که التماس رُباب است بیا بزن دو سه باره  گِره به معجرِ زینب گذشت روزِ دهم شد دو طفلِ سوخته گُم شد دوباره شانه‌ی خانم اسیرِ زخمِ صدم شد میانِ خیمه و گودال دویده یکسره زینب چقدر نیزه کشیده میان دشت دویده چقدر خورده زمین و  گمان کنم که بُریده و خیره مانده به جایی نگاهِ آخر زینب دوید شیرزن آمد به جنگ تن به تن آمد رسید موقعِ غارت  برای پیرهن آمد ولی چه دیر رسید و شکست پیکر زینب میان آنهمه دشمن صدا زد ای سرِ بی تن حرامی است و حرامی   حسین چشم تو روشن هزار دشمن و یک زن  همه برابر زینب به ناله گفت نخندید  به خاک و خون ننشانید به داد گفت نَدُزدید به هر طرف نکشانید زد آنقدر زِ جگر داد  سوخت حنجرِ زینب "سری به نیزه بلنداست در برابر زینب خداکند که نباشد سر برادر زینب" رسیده ناقه* کجایی  امیر لشکرِ زینب *در مقاتل آمده است،امام سجاد علیه‌السلام میفرمایند که ناقه‌ی عریان من لنگ و علیل و ناقه‌ی عمه مان لاغر و استخوانی بود. 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
دلم با روضه هایت انس دارد چو نی با نینوایت انس دارد صدایت می کنم هر روز در خود گلویم با نوایت انس دارد نفس هایم برای زنده ماندن به این آب و هوایت انس دارد میان دلخوشی ها قلب نوکر فقط با کربلایت انس دارد خدا را شکر روحم مثل طفلی به آغوش عزایت انس دارد دلم در این جهان با هر کسی که عرق ریزد برایت انس دارد به عشق تربت دارالشفایت سرم با خاک پایت انس دارد تن مجروحم از درد غریبی به دارو و دوایت انس دارد 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
😭مرثیه شب اول صفر الشام گفتی و غمِ غربت شروع شد گویا دوباره داغ شهادت شروع شد ای پرچم کرامت روضه تو گفته ای در شهر شام اصل مصیبت شروع شد انگار تازه بعدِ چهل منزلِ غریب ساعات مرگ بار اسارت شروع شد بعد از سه شب تحمل دنیای دردها دروازه باز گشت و شرارت شروع شد بر نیزه ماه زینب کبری طلوع کرد با دست های بسته زیارت شروع شد از کوچه ای به کوچه ی دیگر در این مسیر یک راه تازه ای به جسارت شروع شد چون از شراره معجر سالم نماند، پس شرمندگی ز اهل و عیالت شروع شد خورشیدِ روی نیزه به حالت گریسته تا کینه ی یهود، به غایت شروع شد از گفتن مصیبت بازار عاجزم آنجا که تازه های شقاوت شروع شد حرف خرید بود و فروش و از این قبیل یک لحظه انتهای اهانت شروع شد در ازدحام چشم تماشاچیان شهر خيرات نان به اهل کرامت شروع شد از دین خروج کرده که گفتند بر شما از آسمان نیزه تلاوت شروع شد 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
السلام علیک یا ایتها النّفس المطمئنّه ای نفسِ مطمئنّه، کمالِ یقین حسین روشن ترین تجلّی نور مبین حسین قربانِ خانواده ی تو خانواده ام هستیِ من فدای تو ای بی قرین حسین آبِ حیات دین خدا خونِ پاک توست خونِ خدا ، فداییِ قرآن و دین حسین تقدیم کرده ای به خدا هر چه داشتی کردی وفا به عهدِ خودت اینچنین حسین کامم به ذکر تو شده شیرین ولی دلم... با عشقِ ناب تو شده شورآفرین حسین اصحاب با وفای تو الگوی عالمند چون مهرِ توست با گِلِ آنها عجین حسین یاران یکی یکی همه رفتند و بعد از آن پاسخ نداشت ناله ی هَل مِن مُعین حسین تنها شدی و دور و برت گرگ های پست بودند از یسار و یمین در کمین حسین شد بر سر جهان به خدا آسمان خراب در قتلگاه تا که تو خوردی زمین حسین دنیا پس از شهادت تو روز خوش ندید چشمش پر آب گشت و دلش شد غمین حسین یک عمر بوده سایه ی لطف تو بر سرم بالا سرم بیا تو دمِ واپسین حسین آقا اگر مرا برسانی به کربلا جان می دهم برای غمت اربعین حسین رضا یزدی اصل 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
السلام علیک یا اباعبدالله گریه کردن بر تو دل را خالی از غم می کند این سیاهی ها جهان را سبز و خرّم می کند قطره ی اشکی که در بزم عزایت ریختم کارها روز قیامت با جهنّم می کند چای ریز روضه ات می گفت با چشمان خیس چایِ اینجا را خودِ خیر النسا دم می کند هر که آمد روضه قطعاً انتخاب فاطمه است رفت و آمدهای ما را او منظّم می کند سربلندیِ جهان را می کند از آنِ خود در مسیرِ عشقِ تو هر کس که قد خم می کند باز آمد اربعین و غبطه خوردم یا حسین بر کسی که کوله بارش را فراهم می کند اربعین پای پیاده از نجف تا کربلا این قدم ها از غم صاحب زمان(عج) کم می کند رضا یزدی اصل 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بارانِ پُر مهرِ حرم را دوسـت دارم الماسِ چشمان ترم را دوست دارم وقتی که دفتر نوحه خوانِ ماتم توست خون گریه‌ی چشم قلم را دوست دارم کنج رواق عاشقی... در زیر باران طوفانِ شعر محتشم را دوست دارم غرقم میانِ موج موجِ روضه‌هایت طوفانِ اشک و سیلِ غم را دوست دارم عمری نمک گیرم کنار سفره‌ی تو احسانِ این بیت الکرم را دوست دارم چون از ازل مثلِ تمام خاندانم این خاندانِ محترم را دوست دارم هم پایِ جابر... اربعین... پایِ برهنه تا کربلایت، هر قدم را دوست دارم جانا اگر مقصد تویی تا پای جانم این جاده‌یِ پُر پیچ و خم را دوست دارم نامت دلیلِ آشکار معجزات است بر نام تو حتّیٰ قسم را دوست دارم آقا به گیسویت قسم، از عمقِ جانم جان دادنِ زیرِ علم را دوست دارم :: در بیت آخر یک صِله می‌خواهم ارباب گرمایِ آغوشِ حــــــــرم را دوست دارم ✍ 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم ترکیب بند برگریزان شده در پهنه‌یِ صحرایِ بلایا وَ خزانی شده گلزارِ ولا وای خدایا کاروانِ غم و اندوه و بلا رنج و مصیبت کربلایی شده یکبارِ دگر وای خدایا کاروانی همه ناله کاروانی همه شیون کاروانی همه آه و ضجّه و وای خدایا آنچنان زینبِ کبری آمد از محملِ خود زیر عرش هم خورد زمین و ناله زد وای خدایا هر کسی دِنج گزید و مجلسِ حزن به پا کرد هر کسی گوشه‌ای از دشت به پا بزمِ عزا کرد صحبت از آتش و دود و گل و سیلی و گلاب است صحبت از رویِ کبود و عطش و عصرِ عذاب است صحبت از قحطِ وفا و کرم و غیرت و عشق است حرفِ هُرمِ شرر و سوزِ جگر قحطیِ آب است صحبت از طفلِ صغیر و شیر و تیری‌ست سه‌شعبه صحبت از سینه‌یِ پر شیر و غم و رنجِ رباب است صحبت از روحِ وفا شد صحبت از کوهِ حقیقت صحبت از مشک و خَدنگ و چشم و راه است و سراب است صحبت از طفلِ خراباتی و ویرانه‌نشین است صحبت از تشتِ زر و خونِ سر و دِق به خرابه‌َست صحبت از چوبِ جفا و لب و دندانِ حسین است صحبت از زینب و طعنه صحبت از جامِ شراب است وای ای وای چه‌ها بر سرِ این قافله آمد زینبی مثلِ علی رفت چنان فاطمه آمد بغضِ این قافله وا شد عرش محزون شد و نالید دیده‌یِ فرش از این غم کاسه‌یِ خون شد و نالید سخن از تیغ و سنان و سر شد و نیزه‌سواری سخن از دخترِ انگشت‌نشان و بی‌قراری سخن از چوبِ حقارت سرِ بازار و کنیزی محملِ چوبی و خونی که زِ محمل شده جاری سخن از دخترِ شاه و کوفیان و شامیان شد از عزیزی تا کنیزی گل رسیده‌َست به خاری سخن از دستِ علی و غُل و زنجیرِ ستمگر دلِ رنجیده‌ای و نیشتری مهلک و کاری سخن از چلّه‌یِ هجرِ دل و دلداده و دلبر چلّه‌ای دردِ فراق و چلّه‌ای روزشماری سخن از خوُود و سرِ لِه شده‌یِ ساقیِ لشکر دشمنی غرّه و لرزه به تنِ طفلِ فراری با برادر خواهر از طعنه و دشنام سخن گفت از جفایِ کوفیان و مردمِ شام سخن گفت خیزُ از جا شده امروز میهمانت زنِ پیری رفتی و رختِ امیری شده تن‌پوشِ اسیری رفتی و قافله‌ات رفت بی تو امّا دلِ من ماند دلبرا از چه سراغِ زینبِ زار نگیری اِی تسلّایِ دلِ خسته‌یِ در غصّه و شینم مَرهمِ زخمِ دلِ من خیز از جای حسینم 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
مرثیه اربعین من زنده ام که زنده بماند صدای تو برگشته ام که روضه بگیرم برای تو این شانه ی شکسته و این قد سوخته این مو سفید خواهر خسته فدای تو ای تشنه ی کنار فرات ای شکسته دل تازه شروع می شود اینجا عزای تو ای پاره پاره پیکر رفته به نیزه ها در من دوباره زنده شده ماجرای تو اینجا هنوز بوی تو دارند سنگ ها مانده به روی خیلی از اینها حنای تو ای کاش که حسین چهل روز پیش از این من تشنه ذبح می شدم اینجا به جای تو اینجا عصای پیری ات از هم شکسته شد اما نه قطعه قطعه شد اینجا عصای تو بی دست تا که پیکر سقا به خاک ریخت آورد نیزه ای تن او را برای تو با محرمان رسیدم و نامحرمان مرا بردند دست بسته از این کربلای تو از کوفه تا به شام چهل بار لااقل نیزه به نیزه شد سر از تن جدای تو 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7